The Texas Chainsaw Massacre
پنج جوان که در حال رانندگی در جادههای خلوت تگزاس هستند، یک مسافر سرراهی وحشتزده را سوار میکنند که ناگهان در ون آنها خودکشی میکند. این گروه که از این اتفاق شوکه شدهاند، از محلیها کمک میخواهند، اما وقتی درِ یک خانه دورافتاده را میزنند، اوضاع از این هم عجیبتر میشود. خیلی زود مشخص میشود که ساکنان آنجا خانوادهای از روانپریشانِ همخون هستند و این جوانان بدشانس ناگهان خود را در حال فرار برای نجات جانشان میبینند. در حالی که یک آدمخوار تغییرشکلیافته با ارهبرقی به نام «صورتچرمی» (Leatherface) در تعقیب آنهاست.
سال انتشار: 2003 کارگردان: Marcus Nispel ژانر: Horror نویسندگان: Kim Henkel، Tobe Hooper، Scott Kosar امتیاز: 6.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مایکل بی (Michael Bay) تهیهکننده این بازسازی از فیلم ترسناک بدنام دهه ۷۰ بود، اما عملاً هیچ چیز جدیدی به آن اضافه نکرد. وقتی اولین بار تریلر این نسخه را دیدم، فکر کردم بیشتر شبیه یک دنباله عجلهای برای فیلم لوس و امروزی «پیچ اشتباه» (Wrong Turn) است. پنج جوان که راهی کنسرت «لینرد اسکینرد» هستند، یک مسافر سرراهی را سوار میکنند که در پشت ون آنها خودکشی میکند. آنها در جستجوی کمک، به یک خانواده عجیب و غریب و فرزند ارهبرقیبهدستشان برمیخورند و کلی خشونت و اتفاقات دیگر رقم میخورد.
در حالی که نسخه اصلی فیلم بینقص نبود، اما من کمکم عاشق دوربین لرزان، صدای بیکیفیت و ظاهر ارزانقیمتش شدم. یکی از دلایلی که آن فیلم برای من جواب داد این بود که بخش زیادی از وحشت در نور شدید روز اتفاق میافتاد و بازیگران واقعاً گرمازده و کلافه به نظر میرسیدند. در این نسخه، حتی با وجود مدیر فیلمبرداری نسخه اصلی، اکثر قاببندیها بیش از حد حسابشده هستند. صحنههای ترسناک در تاریکی هم آنقدرها وحشتناک نیستند. شاید اینها غرغرهای یک طرفدار دلزده فیلمهای ترسناک باشد، اما من هرگز آن حس ناامنی و اضطرابی که در فیلم اول داشتم را اینجا تجربه نکردم.
بخش زیادی از داستان اصلی تغییر کرده چون سازندگان سعی داشتند با کپی نکردن سکانس به سکانس (مثل کاری که گاس ون سنت با فیلم «روانی» کرد)، مخاطب را غافلگیر کنند. دیوانگی مطلق خانواده در فیلم اول به اندازه کافی عجیب بود، اما اینجا اعضای خانواده بیشتر احمق به نظر میرسند تا ترسناک. این موضوع تاثیر صحنههای «صورتچرمی» را کم میکند. شما میدانید که او بدترین اتفاق ممکن است، اما دیگر آن خانواده به همان اندازه روانی را پشت سرش ندارید تا حس ترس تکمیل شود.
یکی از صحنههای ناامیدکننده مربوط به قهرمان داستان، ارین (با بازی جسیکا بیل) است که به سمت یک تریلر فرار میکند و با دو زن روبرو میشود که مشخص است قرار نیست به او کمک کنند. به جای اینکه این لحظه پر از تنش باشد و مثلاً با یک فنجان چای ظاهراً بیخطر بازی روانی راه بیندازند، آن زنها فقط برای توضیح داستان آنجا هستند؛ اینکه میل صورتچرمی به کشتن را گردن مسخره شدنش در کودکی به خاطر یک بیماری پوستی بیندازند. هر پنج قربانی هم عملاً فرقی با هم ندارند. کارگردانی نیسپل بد نیست، اما فیلمبرداری برای این سبک فیلم ترسناک زیادی «تمیز» است. صحنههای سیاه و سفید و خشدار هم آدم را یاد سریال «هزاره» یا فیلم «پروژه جادوگر بلر» میاندازد. اگر بخواهم این فیلم را با چیزی مقایسه کنم، با دنبالههای ضعیفی است که بعد از نسخه اصلی ساخته شدند. فقط یکی از آنها یعنی «Leatherface» قابل تماشا بود، اما به جز قسمت دوم، بقیه فقط بازسازیهای سادهای از فیلم اول بودند. اکثر دنبالههای ویدئویی الان همین کار را میکنند و با اینکه این فیلم سعی دارد متفاوت باشد، صرفاً بازسازیای است که نمیتواند به گرد پای نسخه اصلی برسد. با ورود صورتچرمی و قبیلهاش به هزاره جدید، چروکهای صورتشان کاملاً پیدا بود.