رودخانه‌ی مرموز

رودخانه‌ی مرموز

در تابستان سال ۱۹۷۵ در محله‌ای در بوستون، سه کودک به نام‌های Dave Boyle (دیو بویل) و دو دوستش، Jimmy Markum (جیمی مارکام) و Sean Devine (شان دیواین)، در حال بازی در پیاده‌رو هستند که دیو توسط دو مرد ربوده شده و روزها مورد آزار و اذیت قرار می‌گیرد. در نهایت دیو فرار می‌کند، اما این تروما در تمام دوران بزرگسالی همراه او می‌ماند. جیمی که یک زندانی سابق و پدر سه فرزند است، با جسد دخترش کیتی روبرو می‌شود و دیو به مظنون شماره یک تبدیل می‌گردد. شان که اکنون کارآگاه دایره قتل است، مسئولیت پرونده قتل کیتی را بر عهده می‌گیرد و در حین تحقیقات، با شیاطین گذشته و حال خود روبرو می‌شود. با مشخص شدن اینکه کیتی دوست‌پسری داشته و بررسی‌های بالستیک که اسلحه‌ای متعلق به پدر آن پسر را به قتل مرتبط می‌کند، دوست‌پسار او به مظنون اصلی تبدیل می‌شود. آیا شان می‌فهمد چه کسی کیتی را کشته است؟ آیا جیمی از پس این تحقیقات برمی‌آید؟ و آیا دیو بالاخره اعتراف می‌کند که در زمان ربوده شدنش واقعاً چه اتفاقی افتاد؟

سال انتشار: 2003 کارگردان: Clint Eastwood ژانر: Crime، Drama، Mystery نویسندگان: Brian Helgeland، Dennis Lehane امتیاز: 7.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

***شرارت‌های گذشته و مشکلات اجرای عدالت شخصی***

فیلم «رودخانه مرموز» محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی Clint Eastwood (کلینت ایستوود)، داستان سه مرد از طبقه کارگر در محله‌ای در بوستون را روایت می‌کند. زمانی که بچه بودند و در خیابان بازی می‌کردند، یکی از آن‌ها ربوده شده و برای روزها مورد آزار قرار می‌گیرد. در بزرگسالی، آن‌ها از هم فاصله گرفته‌اند. جیمی (با بازی Sean Penn) یک خلافکار سابق است که حالا یک فروشگاه موفق را اداره می‌کند، تا اینکه دخترش (Emmy Rossum) ناگهان به قتل می‌رسد. شان (با بازی Kevin Bacon) به همراه شریکش وایتی (Laurence Fishburne) روی این پرونده تحقیق می‌کنند و شواهد در نهایت به سمت دیو (Timothy Robbins) اشاره می‌کند؛ همان کسی که در کودکی ربوده شده بود. Marcia Gay Harden نقش همسر مضطرب دیو و Laura Linney نقش همسر وفادار جیمی را بازی می‌کنند.

این فیلم از نظر فضا و درون‌مایه شبیه به فیلم غم‌انگیز «Sleepers» (خفتگان - ۱۹۹۶) است، اما کمتر اپیزودیک بوده و از نظر دراماتیک گیراتر است. فیلم این اعتمادبه‌نفس را دارد که وقت بگذارد و شخصیت‌ها را به خوبی کالبدشکافی کند. این یک درام جنایی روان‌شناختی است که هم به عنوان یک اثر معمایی و هم به عنوان یک تراژدی عالی عمل می‌کند. مشکلات ذاتی اجرای عدالت شخصی به شکلی متقاعدکننده به تصویر کشیده شده است.

برخی از مردم فیلم را اشتباه متوجه شده‌اند چون به برخی جزئیات دقت نکرده‌اند. مثلاً از مونولوگ عجیب «لیدی مکبث‌وار» آنابت (لینی) در پایان فیلم انتقاد می‌کنند. اما فیلم را دوباره ببینید، با دقت تماشا کنید، پاسخ‌ها همان‌جا هستند. دوست داشتم بیشتر بگویم، اما نمی‌خواهم داستان لو برود. «رودخانه مرموز» چیزی نیست که بشود سرسری تماشایش کرد؛ یک درام عمیق با شخصیت‌های سه‌بعدی است که به شکلی قدرتمند چندین موضوع جذاب را بررسی می‌کند: اینکه چطور آسیب‌های گذشته بر حال تأثیر می‌گذارند؛ خطر پنهان کردن بخش‌هایی از روان؛ حماقتِ کمک نگرفتنِ معنوی برای مشکلات عمیق روان‌شناختی؛ بی‌وفایی و وفاداری؛ انجام کار اشتباه به دلایل درست؛ قضاوت عجولانه بر اساس اطلاعات مشکوک؛ خانه‌ای که از درون تقسیم شده باشد نمی‌تواند پابرجا بماند؛ اهمیت تشویق همسر برای سلامت و بقای خانواده و غیره.

زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۸ دقیقه است و در بوستون فیلم‌برداری شده. نمره من: A

2018-12-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم «رودخانه مرموز» جریان تحقیقات جنایی تکان‌دهنده‌اش را از طریق فیلمنامه‌ای دقیق و تلخ پیش می‌برد. گذشته دست از سر ما برنمی‌دارد. تجربیات و برخوردهایی که در سنین پایین و حساس رخ می‌دهند، با آسیب‌های روان‌شناختی شدیدی بازمی‌گردند. پسربچه معصومی که چیزی نمی‌دانست. ربوده شد. یک معمای حل‌نشده که خودش را در محله‌ای در ماساچوست نشان می‌دهد؛ جایی که یک ناآرامی کوچک می‌تواند به موجی از نفرت تبدیل شود. دختر پدری در همان خیابان‌هایی که او و دو دوست سابقش در آن هاکی بازی می‌کردند، بی‌رحمانه کشته می‌شود. رنج. گناه. انتقام.

دوستان دوران کودکی او، یکی مأمور پیدا کردن قاتل شده و دیگری مجبور است با توجیهات درونی خودش برای نکشتن آن دختر بجنگد، در حالی که هر دو به پدر داغدار تسلیت می‌گویند. با این حال، «رودخانه مرموز» از روایت یک درام جنایی ساده سر باز می‌زند. ایستوود با دقت سیری‌ناپذیرش به فیلمنامه، معما را با ارائه تصویری از پیچیدگی‌های عاطفی ارتقا داده است. رنجی که خیلی‌ها به خودشان تحمیل می‌کنند. عذاب. این سه نفر، که یکی از آن‌ها به وضوح دچار سرگشتگی ناشی از تروماست، نشانه‌هایی از خودآزاری را بروز می‌دهند.

در «رودخانه مرموز» آب جریان ندارد. دیالوگ‌های پیچیده فیلم برای یک ماده آبکی زیادی غلیظ هستند. در عوض، در این رودخانه خون جریان دارد. نقش کارآگاه با بازی کوین بیکن که بین وظایفش به عنوان مجری عدالت و تعهدات دوستی دوران نوجوانی‌اش گیر کرده است. سرنوشت همسایه‌ها در دستان اوست. نقش تیم رابینز به عنوان همسری که از نظر روانی آسیب دیده و برای حفظ جایگاه اخلاقی‌اش داستان‌سرایی می‌کند. و بازی برنده جایزه شان پن در نقش پدر، که در میان انبوهی از احساسات شدید، تمام مسیر سوگواری را به نمایش می‌گذارد.

این سه نفر به عنوان روح‌های جداگانه، به فیلمنامه برایان هلگلند جان می‌بخشند؛ فیلمنامه‌ای که اگرچه گاهی با گفتگوهای غیرضروری و تکرار اطلاعات قبلی کمی زیاده‌روی می‌کند، اما بدون شک با قدرت زیربنایی‌اش در ساختار تحقیقات، مخاطب را مجذوب می‌کند. ایستوود رویکرد متفاوتی در پیش گرفته است. او به جای ساختار کلاسیک و کلیشه‌ای «قاتل کیست؟»، روی نمایش مکانیسم‌های کار میدانی کارآگاهان تمرکز کرده است. چیدن خط زمانی، بازجویی از شاهدان و مظنونان و بازبینی شواهد برای تصور دقیق صحنه قتل.

ببینید، «رودخانه مرموز» نه به خاطر «پیچش‌های داستانی»، بلکه به خاطر شخصیت‌پردازی غنی و تمرکز مداوم روی خودِ روند تحقیق موفق عمل می‌کند. بازی‌های فوق‌العاده، کارگردانی دقیق و زیبایی‌شناسی تلخ فیلم به فیلمنامه قدرت مضاعفی داده است. این فیلم خامی و تلخی موقعیت را به زیبایی عریان می‌کند. بماند که ریتم فیلم آنقدر عالی است که دو ساعت و نیم زمان فیلم سریع‌تر از سقوط یک چوب هاکی در یک آبشار خروشان می‌گذرد. پایان‌بندی می‌توانست منسجم‌تر باشد؛ ایستوود با طولانی کردن غیرضروری گره‌گشایی، کمی از قدرت ماندگاری فیلم کم کرد. اگر فیلم صرفاً با کنار آمدن جیمی و شان با اتفاقات تمام می‌شد، شوک پایان فیلم خیلی بیشتر در ذهن می‌ماند تا اینکه لینی بخواهد توضیح بدهد چطور بقیه در برابر او و شوهرش ضعیف هستند. با این حال، با وجود بی‌نقص نبودن، ایستوود رمان لیهان را با حسی از فوریت عاطفی اقتباس کرده است. وقتی تلخی فیلم شروع می‌شود، دیگر رهایتان نمی‌کند و شما را به سفری پرخروش در رودخانه‌ای از رنج می‌برد.

2020-01-16


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

عالی! من کاملاً با پایان‌بندی فیلم موافق نیستم، هرچند که باز هم خوب است، اما بقیه بخش‌های «رودخانه مرموز» واقعاً باکیفیت است. تیم بازیگری فوق‌العاده هستند، چه سه بازیگر اصلی یعنی شان پن، تیم رابینز و کوین بیکن و چه بازیگران مکمل مثل لارنس فیشبرن و مارسیا گی هاردن. بیکن و فیشبرن یک زوج پلیس عالی ساخته‌اند، خیلی بهتر از تلاش کلینت ایستوود با چارلی شین در فیلم «The Rookie» محصول ۱۹۹۰. پایان فیلم حدس می‌زنم با اتفاقات قبلی، مخصوصاً با شخصیت رابینز همخوانی دارد، اما من کاملاً درباره کسی که در نهایت به عنوان قاتل معرفی می‌شود متقاعد نشدم. البته این به معنای بد بودن پایان فیلم نیست، چون همان‌طور که اول گفتم، در هر صورت سرگرم‌کننده است.

2022-02-08