The Polar Express
این داستان درباره پسربچه قهرمان و جوانی است که در شب کریسمس سوار بر یک قطار جادویی و قدرتمند به سمت قطب شمال و خانه بابا نوئل حرکت میکند. آنچه در ادامه رخ میدهد، ماجراجویی پسری است که دچار شک و تردید شده و سفری خارقالعاده را با قطار به قطب شمال تجربه میکند؛ او در طول این مسیر، سفری را برای خودشناسی آغاز میکند که به او نشان میدهد شگفتیهای زندگی هرگز برای کسانی که باور دارند، رنگ نمیبازد.
سال انتشار: 2004 کارگردان: Robert Zemeckis ژانر: Animation، Adventure، Family نویسندگان: Chris Van Allsburg، Robert Zemeckis، William Broyles Jr. امتیاز: 6.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***یه سری بچه با چشمهای بیروح و ترسناک که یه سفر رویایی رو با قطار سریعالسیر قطبی به قطب شمال تجربه میکنن***
پسربچهای اهل گرند رپیدز (Grand Rapids) میشیگان، در سنیه که دیگه به کریسمس و بابا نوئل و الفها و گوزنهای پرنده باور نداره، اما شب کریسمس یه قطار جادویی جلوی خونهشون ظاهر میشه و اون رو همراه با چند تا بچه دیگه به یه سفر پرماجرا به قطب شمال میبره.
فیلم «قطار سریعالسیر قطبی» (The Polar Express 2004) بر اساس کتاب کریسمسی محصول ۱۹۸۵ ساخته شده و اولین فیلم جریان اصلی بود که برای تمام شخصیتهاش از اول تا آخر از انیمیشن موشنکپچر استفاده کرد (مثل شخصیت گالوم در سهگانه ارباب حلقهها). بعضیها فکر میکنن انیمیشنش ضعیفه، اما به نظر من دنیای خاص خودش رو میسازه و جذابیت خودش رو داره. تا وقتی بتونید با اون چشمهای بیروح و ترسناک شخصیتها کنار بیاید، فیلم براتون جذابه. بعضیها عاشق این فیلمن و بعضیهای دیگه فکر میکنن عجیبه، انگار که یه قسمت کریسمسی از سریال «منطقه نیمهروشن» (Twilight Zone) باشه. مثلاً راجر ایبرت (Roger Ebert) عاشقش بود و بهش نمره کامل داد. من یه جورایی این وسطم. نکات مثبتش رو میبینم و تحسین میکنم، مثل فضای وهمآلود زمستونی، بخشهایی از سفر به قطب شمال (مثلاً اون قسمت که شبیه ترن هواییه) و کنجکاوی بچهها در کارخونه کریسمس. اما یه سری بخشهای خستهکننده و مبهم هم داره، مثل کل پرده آخر با اون همه الف و بابا نوئل غولپیکری که انگار از روی کریستوفر لی (Christopher Lee) با قد ۱۹۵ سانتیمتر و یه بالش بسته شده به شکمش مدلسازی شده. فیلم از جهاتی جالبه اما در عین حال یه جورایی لوس، عجیب و بیروحه. زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۰ دقیقهست. نمره من: C
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مهم نیست چند بار این فیلم رو ببینم، همیشه اشکم رو درمیاره! فقط کاش میتونستم توی سینما و به صورت سهبعدی ببینمش.
2020-12-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تماشای «قطار سریعالسیر قطبی» برای من یه رسم سالانه نیست، اما فکر کنم تا حالا سه بار دیدمش و اگه کسی پیشنهاد بده دوباره ببینیم، نه نمیگم. به یه دلیل عجیب با این فیلم احساس نزدیکی میکنم: من و همسرم یه بار توی فصل کریسمس داوطلب شدیم که نقش الفهایی رو بازی کنیم که توی یه قطار واقعی (مدل قطار سریعالسیر قطبی) در ایالت مین، کاکائو سرو میکردن و میرقصیدن. (البته میتونم بهتون اطمینان بدم که رقص ما به اندازه چیزی که توی این فیلم میبینید آکروباتیک نبود!) انیمیشن فیلم اولش یه کم عجیب به نظر میاد، اما هر بار که میبینمش بعد از یه مدت دیگه به چشمم نمیاد. داستان، سفر قطار به قطب شمال رو به یه تجربه هیجانانگیز برای بچههای داخل قطار تبدیل میکنه، مخصوصاً برای پسر قهرمان داستان که تام هنکس (Tom Hanks) جاش صحبت کرده. در واقع اگه طرفدار تام هنکس هستید، آماده باشید چون اینجا جای چندین شخصیت حرف میزنه، از جمله یکی که به نظر من صداش خیلی شبیه گیلبرت گادفری (Gilbert Gottfried) هست. من سعی میکنم مچ داستان فیلمهای کریسمسی رو نگیرم. نصف جذابیت این فیلمها به همون اتفاقات غیرممکنیه که در نهایت به معجزه پایان کریسمس ختم میشه. اگه دنبال منطق هستید، برید سراغ کتاب جبر دبیرستانتون!
2020-12-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه پسر جوون شب کریسمس با کلی هیجان میره که بخوابه. اما با لرزیدن خونهاش، خوابش به هم میریزه. میپره دم پنجره و میبینه یه قطار بزرگ از راه رسیده و خیلی زود میفهمه که مقصدش قطب شماله. وقتی سوار میشه، با بچههای دیگه آشنا میشه و ماجراجویی شروع میشه؛ اونا میفهمن که قراره یکی از بچهها قبل از اینکه بابا نوئل سفر جهانیش رو برای تحویل هدیهها شروع کنه، با خودش ملاقات کنه!
من زیاد از این فیلم خوشم نیومد. به نظرم انیمیشنهای صورت خیلی خشک و خطکشی شده و بیروح بودن و فیلم پر از حرفهای اضافیه بدون اینکه اتفاق خاصی بیفته. گم شدن و دنبال بلیط گشتن شاید یه بار جالب باشه، اما بعد از یه مدت فقط تبدیل شد به یه وسیله کلیشهای برای پیش بردن داستان اپیزودیک فیلم. مطمئنم از نظر فنی یه شاهکار در زمینه CGI و تعامل انسانیه، اما یه جورایی حس کردم اون احساساتگرایی لوس فیلم با پیامهای همکاری و روح کریسمس، دیگه خیلی شورش دراومده بود. آلن سیلوستری (Alan Silvestri) موسیقی متن خوبی ساخته و وقتی صحنههای انیمیشن روی خود قطار تمرکز میکنه، فضا یه کم جون میگیره، اما متأسفم، در کل من رو جذب نکرد.