Monster

Monster

داستان واقعی قاتل زنجیره‌ای، آیلین وورنوس، که به جرم کشاندن مردان به قتلگاهشان محکوم و سرانجام در سال ۲۰۰۲ اعدام شد. در سال ۱۹۸۹، او به عنوان کارگر جنسی فعالیت می‌کرد و با ملاقات و شروع رابطه با زن جوانی به نام سلبی، بالاخره دوستی پیدا می‌کند. او که مصمم است زندگی‌اش را سروسامان دهد، تلاش می‌کند کار شرافتمندانه‌ای پیدا کند، اما به دلیل تحصیلات کم و مهارت‌های اجتماعی محدود، در هر قدم شکست می‌خورد. او دوباره به کار در بزرگراه‌ها برمی‌گردد و پس از سرقت از چند مشتری، با مشتری خشنی روبه‌رو می‌شود که در دفاع از خود او را می‌کشد. اما پس از آن، او شروع به کشتن مشتریان و سرقت پول و ماشین آن‌ها می‌کند. او پس از دستگیری ادعای دفاع از خود می‌کند، اما در نهایت محکوم می‌شود.

سال انتشار: 2003 کارگردان: Patty Jenkins ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Patty Jenkins امتیاز: 7.3

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

ما می‌تونیم هر چقدر دلمون می‌خواد با بقیه فرق داشته باشیم، اما حق نداریم آدم بکشیم! «هیولا» داستان تلخ آیلین وورنوسه؛ یه کارگر جنسی و یکی از بدنام‌ترین قاتل‌های زنجیره‌ای زن در آمریکا. فیلم که بر اساس واقعیت‌های زندگی و مرگ او ساخته شده، بیشتر روی آخرین سال آزادی‌ش تمرکز داره. جایی که بعد از وارد شدن به یه رابطه عجیب با سلبی وال، وورنوس که از آزار و اذیت مردها خسته شده، شروع می‌کنه به کشتن کسایی که سراغش میان.

اولین تجربه کارگردانی فیلم بلند پتی جنکینز (Patty Jenkins) اثری غم‌انگیز و تاثیرگذاره. هرچند شاید فیلم یکم در حق تصویر «هیولایی» که خود وورنوس از خودش ساخته بود زیاده‌روی کرده باشه، اما با این حال ترکیب درستی از حس همدردی و انزجار رو داره که تماشای اون رو به یه تجربه جذاب، هرچند ناخوشایند، تبدیل می‌کنه. شارلیز ترون، مدل سابق، برای تبدیل شدن به وورنوس تغییر چهره عجیبی داده، جوری که عملاً غیرقابل شناساییه. ترون با اضافه وزن و گریم سنگینی که چهره‌اش رو داغون کرده، یه بازی درخشان و خیره‌کننده در نقش این قاتل آشفته و لبه پرتگاه ارائه می‌ده. بدون هیچ خودنمایی یا اغراقی، ترون در تمام طول فیلم سازش‌ناپذیره. ایجاد حس همدلی با چنین شخصیت خشنی واقعاً هنره، و اینکه بتونی چند ثانیه بعد با همون قدرت به یه موجود هیولایی تبدیل بشی؟ خب، این خودش شبیه جادوئه. کریستینا ریچی هم در نقش سلبی به خوبی از ترون حمایت می‌کنه. ریچی تصویر خیلی خوبی از سلبی وال ارائه می‌ده؛ دختر جوون و ناپخته‌ای که از مسیر تاریکی که توش قدم گذاشته بی‌خبره. با توجه به بازی قدرتمند ترون، باید به ریچی اعتبار داد که با ویژگی‌های ظریف خودش به بهتر شدن فیلم کمک کرده و به عجیب بودن این رابطه دامن زده.

قطعاً فیلم سختیه و وقتی تیتراژ آخر میاد، آدم نسبت به وورنوس و زندگی‌ای که داشت حس دلسوزی پیدا می‌کنه. اینکه این حس درسته یا غلط، البته به خود بیننده بستگی داره. یا اینکه اصلاً قصد جنکینز همین بوده یا نه، جای بحث داره. اما «هیولا» به عنوان یه مطالعه شخصیت تلخ از یه زن ناامید باقی می‌مونه و زنده است؛ فیلمی که از طریق جادوی سینما، ما رو شاهد چیزی بسیار تند و تیز می‌کنه. ۷.۵/۱۰

2020-03-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

فیلم بدی نبود. بیشتر شبیه یه داستان عاشقانه سادیستی بود. چیزی که نتونستن خوب دربیارن این بود که اون زن واقعاً چقدر روانی بود. مثلاً کاش کمتر به داستان عشقی می‌پرداختن و بیشتر جنبه‌های روانیش رو نشون می‌دادن. اون زن واقعاً دیوونه بود! اون همه مصاحبه‌های عجیبش و داد و بیدادهایی که تو دادگاه راه می‌انداخت کجای فیلم بود؟ این فیلم انگار سعی داشت کاری کنه دلت براش بسوزه، در حالی که واقعاً نشون ندادن چقدر خطرناک و روانی بوده.

2023-08-01


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

شارلیز ترون واقعاً در نقش آیلین وورنوسِ فلاکت‌زده متقاعدکننده ظاهر شده؛ شخصیت واقعی‌ای که در اواخر دهه ۸۰ در فلوریدای آمریکا از یه کارگر جنسی به یه قاتل زنجیره‌ای تبدیل شد. شغل اون یه حرفه خطرناکه که توش با پست‌ترین آدم‌های جامعه برخورد می‌کنه؛ کسایی که ممکنه مزدش رو با پول نقد بدن یا با کتک زدن. بعد از یه برخورد خیلی وحشتناک، اون سر از یه بار پیدا می‌کنه و اونجا با سلبی (کریستینا ریچی) آشنا می‌شه. اولش به انگیزه‌های دوست جدیدش خیلی شک داره، اما خیلی زود تصمیم می‌گیره سطح زندگی‌ش رو بالا ببره و خرج هر دوتاشون رو بده. همون‌جاست که می‌فهمه می‌تونه مردای تشنه رابطه رو بکشونه یه جا و بعد به جای برآورده کردن نیازشون، شش تا گلوله تو بدنشون خالی کنه و با کیف پولشون غیبش بزنه.

اون مشخصاً یکم روان‌پریشه اما ذاتاً شرور نیست؛ در واقع گاهی دلش برای طعمه‌های بیچارش می‌سوزه. با این حال، در بیشتر مواقع بی‌رحمه و خب همین باعث می‌شه پلیس فدرال دنبالش بیفته و رابطه‌اش با سلبی هم که از قبل شکرآب بود، به خطر بیفته. تاریخ به ما می‌گه که چه اتفاقی براش افتاد، اما با وجود اینکه هیچ توجیهی برای انتقام‌جویی‌های اون وجود نداره، ترون باز هم موفق می‌شه به این زن نوعی حس شرافتِ سرسختانه بده. وورنوسِ واقعی مشخصاً از نوجوانی در معرض محرومیت و آزار بوده و مجبور بوده تمام عمرش گلیم خودش رو از آب بکشه؛ این موضوع با نویسندگی قوی و روحیه جنگنده هر دو زن که همیشه نبردهای خودشون رو داشتن، به خوبی تو فیلم به تصویر کشیده شده. فیلم نگاهی تکان‌دهنده به لایه‌های کثیف جامعه‌ای داره که توش سکس یه کالاست و مشتری‌هاش دست‌کمی از حیوانات ندارن؛ تماشای داستان تو بعضی لحظات واقعاً سخته. پایان فیلم یکم بیش از حد فشرده و عجولانه‌ست، اما در کل فیلمی با فضای خشن و انسانیه.

2025-10-26