سوپرمن برمی‌گردد

سوپرمن برمی‌گردد

پس از غیبتی مرموز و چندین ساله، مرد پولادین در ماجراجویی حماسی و اکشن «بازگشت سوپرمن» به زمین بازمی‌گردد؛ فصلی جدید و پروازگونه در حماسه یکی از محبوب‌ترین ابرقهرمانان جهان. در حالی که دشمنی قدیمی در حال توطئه است تا او را برای همیشه ناتوان کند، سوپرمن با این واقعیت تلخ روبرو می‌شود که زنی که دوستش دارد، یعنی لوئیس لین (Lois Lane)، به زندگی خود ادامه داده و او را پشت سر گذاشته است. یا شاید هم نه؟ بازگشت تلخ و شیرین سوپرمن او را به چالش می‌کشد تا فاصله بین خودشان را پر کند و در عین حال جایگاهش را در جامعه‌ای که یاد گرفته بدون او زنده بماند، پیدا کند. سوپرمن در تلاش برای محافظت از دنیایی که دوست دارد در برابر نابودی فاجعه‌بار، سفری حماسی برای رستگاری را آغاز می‌کند که او را از اعماق اقیانوس به دوردست‌های فضا می‌برد.

سال انتشار: 2006 کارگردان: Bryan Singer ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Michael Dougherty، Dan Harris، Bryan Singer امتیاز: 6.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

***مصائب مسیح، منظورم همون سوپرمنه***

سوپرمن بعد از پنج سال تلاش برای فهمیدن اینکه چه بلایی سر سیاره‌ش اومده، به زمین برمی‌گرده. در نقش کلارک کنت، شغلش رو در روزنامه دیلی پلنت پس می‌گیره، اما می‌فهمه که لوئیس لین بدون اون به زندگیش ادامه داده؛ یه نامزد داره که با هم زندگی می‌کنن و یه بچه پنج ساله، تازه جایزه پولیتزر رو هم برای مقاله‌ش با عنوان «چرا دنیا به سوپرمن نیاز نداره» برده. در همین حال، لکس لوتر و دار و دسته‌ش قلعه تنهایی سوپرمن رو پیدا می‌کنن و چندتا از کریستال‌های فضایی رو می‌دزدن. نقشه احمقانه لوتر اینه که یه قاره جدید بسازه و در این راه میلیاردها نفر رو بکشه.

داستان در واقع بازگویی ابرقهرمانی داستان مسیحه:
- جور-ال تنها پسرش رو برای محافظت (نجات) بشریت می‌ده.
- سوپرمن مدام می‌گه که همه جا هست و همیشه حضور خواهد داشت (حضور مطلق).
- کتک خوردن سوپرمن از لوتر و آدماش یادآور شکنجه‌های مسیح قبل از مصلوب شدنه.
- سوپرمن خودش رو فدا می‌کنه تا بشریت رو از قاره جدید لوتر نجات بده.
- وقتی سوپرمن بالای جو زمین «می‌میره»، بدنش در حالت صلیب نشون داده می‌شه.

در این میان، لوئیس لین نماد آشکار الحاده. با اینکه زمانی به سوپرمن ایمان داشت و حتی عاشقش بود، حالا متقاعد شده که دنیا واقعاً به اون نیازی نداره. اون مشخصاً ناراحت و تلخه و اون شور و حالی که موقع ایمان داشتنش داشت رو دیگه نداره.

البته همه این نمادگرایی‌های سنگین اگه خود داستان نتونه نظر بیننده رو جلب کنه، بی‌فایده‌ست. این موضوع مخصوصاً وقتی فیلم ۲ ساعت و ۳۴ دقیقه‌ست خیلی حیاتیه. فیلم قطعاً حس و حال حماسی داره، حتی بیشتر از اولین فیلم این سری. جدی‌تر به نظر می‌رسه و لودگی کمتری داره، مخصوصاً در مورد لوتر و تیمش. فیلم یه جور احترام و قداست نامحسوس هم داره. با اینکه کل اسطوره سوپرمن کاملاً پوچه، فیلم یه جوریه که بیننده می‌تونه اون رو به عنوان واقعیت بپذیره.

نکات دیگه‌ای که بد نیست بهشون اشاره بشه:
- بعضی‌ها می‌گن کیت باسورث در نقش لوئیس لین جذابیت نداره، اما این دقیقاً با اون زیرداستانِ تلخِ «دیگه باور ندارم» جور درمی‌آد. باسورث در این نقش خوبه.
- بعضی‌ها به سفر ۵ ساله سوپرمن به کریپتون گیر می‌دن. مشکلش چیه؟ منم بخشی از جوونیم رو تو یه شهر دیگه بودم و بارها برای رفع کنجکاوی به اونجا برگشتم. چرا سوپرمن نباید همین حس رو داشته باشه؟
- من خوشم اومد که ریچارد (نامزد لوئیس) رو آدم بدی نشون ندادن. جالبه که لوئیس مردی رو انتخاب کرده که خلبانه و می‌تونه مثل سوپرمن اون رو به پرواز دربیاره، البته با شکوه کمتر. همچنین خوشم اومد که لوئیس به ریچارد وفادار موند، حتی وقتی فهمید هنوز سوپرمن رو دوست داره.
- کوین اسپیسی در نقش لوتر عالیه و به نظرم از هکمن هم بهتره. نقشه جنون‌آمیز و بزرگش واقعاً برازنده دشمن اصلی سوپرمنه.

در نهایت، این فیلمی برای بزرگسال‌هاست، هرچند بچه‌ها هم از خیلی بخش‌هاش لذت می‌برن. «بازگشت سوپرمن» یکی از گرون‌ترین فیلم‌های تاریخ بود اما تونست فروش خوبی داشته باشه. عجیبه که مدیران استودیو از این ارقام ناامید شده بودن.

حرف آخر: غافلگیر شدم که دیدم چقدر این فیلم خوبه. این یه فیلم ابرقهرمانی حماسی و تاثیرگذاره؛ علمی‌تخیلی/فانتزی در بهترین حالتش. نه تنها به اندازه بهترین فیلم‌های ابرقهرمانی خوبه، بلکه عمیق‌تر هم هست.
نمره: -A

2020-02-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

نوری برای نشان دادن راه. بعد از یک وقفه پنج ساله، سوپرمن به زمین برمی‌گرده تا ببینه لوئیس لین حالا مادریه که قراره به زودی ازدواج کنه، اما بعضی چیزها عوض نمی‌شن؛ لکس لوتر دیوونه دوباره آزاد شده و نقشه جدیدش قراره میلیاردها نفر رو به کشتن بده.

من اولین بار دو سال بعد از اکران، این فیلم رو نقد کردم. سال ۲۰۰۶ که اکران شد، واقعاً جذب رویکرد برایان سینگر به موضوعی شدم که مشخص بود عاشقشه. اون موقع غرق در حس نوستالژی بودم و لحظه‌ای که موسیقی متن شروع شد (حرکت عالی سینگر که از موسیقی اصلی جان ویلیامز استفاده کرد)، مثل یه گربه چشایر نیشم باز شد! اما انگار اون موقع در مورد ارزش فیلم در اقلیت بودم و با گذشت هر سال می‌بینم که هنوز هم هستم.

«بازگشت سوپرمن» همیشه به عنوان قسمتی از این فرنچایز شناخته می‌شه که «زیادی احساسی» بود، چون سینگر به سوپرمن قدرت عاطفی داد و اون رو قلب داستان کرد. کسایی که فقط دنبال یه انفجار پاپ‌کورنی رنگارنگ و بزرگ بودن، همیشه ناراضی می‌مونن. اما باید گفت طرفدارای کارهای سینگر (مثل من) کاملاً اون رویکرد سنگین عاطفی رو درک می‌کنن. دیدن سوپرمن که بعد از فهمیدن عشق لوئیس به یه نفر دیگه، داره از درون داغون می‌شه، تماشای فیلم رو جذاب می‌کنه. چون مرد پولادین ما دچار تضاده؛ نه تنها در مورد حس محافظت‌گریش، بلکه در مورد سختی‌های عشق. همین تضاد سوپرمنه که فیلم رو جلو می‌بره.

البته این به این معنی نیست که اکشن نداره؛ اتفاقاً بعضی از سکانس‌ها واقعاً هیجان‌انگیزن. بله، هوای طرفدارای پاپ‌کورن رو هم داشتن؛ هواپیماها، شاتل‌های فضایی و یه هلیکوپتر پر از تنش، همگی در دنیای سوپرمن و لوتر حضور دارن. براندون راث شنلی رو می‌پوشه که کریستوفر ریو در دهه ۷۰ به اون زیبایی به تن کرده بود و راث هوشمندانه مسیر «اگه چیزی خراب نیست، تعمیرش نکن» رو پیش می‌گیره. نیازی نبود امضای خودش رو روی شخصیتی بذاره که قبلاً اینقدر خوب تعریف شده و محبوبه. راث که شبیه ریو هست و به طرز عجیبی مثل اون بازی می‌کنه، بازی‌های ریو رو مطالعه کرده تا تا حد ممکن به اون نزدیک بشه و واقعاً هم عالی از آب درآورده.

کیت باسورث لوئیس لین می‌شه؛ یه بازی خیلی محکم و کنترل‌شده. کوین اسپیسی هم در نقش لکس لوتر مشخصه که داره حسابی کیف می‌کنه؛ این یه نسخه باهوش‌تر از لوتره، کینه‌توز و بدون لودگی. برایان سینگر به فرنچایز سوپرمن جون دوباره‌ای داد و با این کار روح جدیدی به شخصیت نمادین آمریکایی دمید. این فیلم بین طرفدارا و منتقدا دو دستگی ایجاد کرد، تا جایی که سینگر دنیای سوپرمن رو ترک کرد. اما دیدنش حتی الان هم پاداش‌های زیادی داره، این یه فیلم سوپرمن خیلی خوبه. هیچ‌وقت نمی‌شه گفت یه فیلم «زیادی احساسی» داره، تا وقتی که یادت باشه چی باعث شده بود تلاش‌های قبلی جواب بدن؛ به نظر من سینگر هر دو رو خیلی تحسین‌برانگیز با هم ترکیب کرد. ۸/۱۰

2020-04-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«بازگشت سوپرمن» یه ذره جون به این سری برمی‌گردونه، حداقل در مقایسه با سه قسمت قبلی، اما متأسفانه در کل ناامیدکننده‌ست. برای چنین زمان طولانی، حس می‌کنم عملاً هیچ اتفاقی توش نمی‌افته. شک دارم چیزی ازش یادم بمونه. براندون راث در نقش اصلی بد نیست، نکته مثبت خاصی در مورد بازیش ندارم ولی نکته منفی هم به ذهنم نمی‌رسه. راستش در مورد بقیه بازیگرا هم همینطوره. کوین اسپیسی نقش آدم بد رو خوب بازی می‌کنه (بعضی‌ها ممکنه بگن اصلاً بازی نمی‌کنه، خودش همینه!). از «سوپرمن ۳» بهتره، که فکر کنم یکی از دلایل ساخته شدنش هم همین بود؛ چون اتفاقات اون فیلم به بعد رو نادیده می‌گیره. برای من، با اینکه فیلم بدی نیست، اما هیچ چیز قابل توجهی از این اثر محصول ۲۰۰۶ نگرفتم.

2025-01-09