رباتها
حتی در دنیایی که تمام ساکنانش موجودات مکانیکی هستند، رادنی کاپرباتم (Rodney Copperbottom) یک مخترع نابغه به حساب میآید. رادنی دو رویا در سر دارد: بهتر کردن دنیا و ملاقات با قهرمان زندگیاش، یعنی مخترع بزرگ، بیگولد (Bigweld). او در طول سفرش با کپی (Cappy) آشنا میشود؛ یک ربات مدیر و زیبا که رادنی در همان نگاه اول دلباختهاش میشود. او همچنین با رچت (Ratchet)، ظالم دنیای شرکتها که با رادنی سر شاخ میشود، و گروهی از رباتهای وصلهپینه شده به نام «راستیها» (Rusties) به رهبری فندر (Fender) و پایپر پینویلر (Piper Pinwheeler) برخورد میکند.
سال انتشار: 2005 کارگردان: Chris Wedge, Carlos Saldanha ژانر: Animation، Adventure، Comedy نویسندگان: David Lindsay-Abaire، Lowell Ganz، Babaloo Mandel امتیاز: 6.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«رادنی» از اون رباتهای خلاقه. کلی طرح و ایده بزرگ تو سرش داره که هیچوقت تو شهر خودش به نتیجه نمیرسن، برای همین راهی شهر بزرگ میشه به این امید که «بیگولد» افسانهای اختراعاتش رو رو هوا بزنه. اما مسئله اینجاست که وقتی میرسه، میبینه تو کارخونه یه جورایی کودتا شده و بیزنس افتاده دست مدیریت جدید. «رچت» که شخصیت نسبتاً ترسناکی داره، سکان کار رو به دست گرفته و شعار جدیدش اینه: ارزان و شاد. یعنی محصولات پایهای که مدام نیاز به ارتقا دارن و بعدش هم باید با یه مدل جدید جایگزین بشن. دیگه خبری از تعمیرات و قطعات یدکی نیست؛ قانون بقای اصلح حاکمه تا وقتی که یه چیز بهتر تولید بشه.
«رادنی» موفق میشه با کلی از این رباتهای زنگزده و از رده خارج که تو اعماق کارخونه رها شدن متحد بشه و تصمیم میگیرن «بیگولد» رو پیدا کنن تا ببینن میتونن اون رو به سر کارش برگردونن یا نه. این فیلم یه جورایی نقد نپخته و گلدرشتیه به مسائل شرکتی، کوتاهنظری و مصرفگرایی؛ ظرافت زیادی توش دیده نمیشه، اما ۲۰ دقیقه آخر فیلم با یه سری انیمیشن اکشن و سرگرمکننده باعث میشه این پیام بهتر منتقل بشه. کیه که از ریختن دومینوهای غولپیکر یا یه ربات شیطانی با نوچههای تبر به دست و یه کوره داغ خوشش نیاد؟ پایان فیلم کاملاً قابل پیشبینیه، اما تماشای اون راحته و بهمون یادآوری میکنه که کار تیمی چقدر مهمه و نباید آدمهای کوچیک رو نادیده گرفت؛ شاید فقط لازم بود کمی از لحن نصیحتگونهاش کم کنه.