کینگ کونگ
کارل دنهام (Carl Denham) برای تمام کردن فیلمش به لوکیشنی عالی نیاز دارد؛ جزیره جمجمه (Skull Island). اما او هنوز باید یک بازیگر زن نقش اول پیدا کند. این «روحِ بختبرگشته» کسی نیست جز آن دارو (Ann Darrow). هیچکس نمیداند آنها در این جزیره با چه چیزی روبرو خواهند شد و چرا این مکان اینقدر مرموز است، اما به محض رسیدن، به زودی متوجه همه چیز میشوند. در این جزیره پنهان، یک گوریل غولپیکر زندگی میکند و حالا این هیولا، آن (Ann) را در چنگال خود دارد. جک دریسکول (Jack Driscoll)، عشق جدید آن، باید در میان جنگل به دنبال کونگ (Kong) و آن بگردد و در عین حال از انواع موجودات و جانوران دوری کند. اما کارل نقشه دیگری در سر دارد.
سال انتشار: 2005 کارگردان: Peter Jackson ژانر: Action، Adventure، Romance نویسندگان: Fran Walsh، Philippa Boyens، Peter Jackson امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اصلاً نمیتونستن تو جزیره خودش به حال خودش ولش کنن، نه؟... کینگ کونگ رو پیتر جکسون (Peter Jackson) کارگردانی کرده و فیلمنامهاش رو هم جکسون به همراه فرن والش (Fran Walsh) و فیلیپا بوینس (Philippa Boyens) نوشته. داستان فیلم بر اساس طرحی از مریان سی. کوپر (Merian C. Cooper) و ادگار والاس (Edgar Wallace) هست. بازیگرانی مثل نائومی واتس (Naomi Watts)، جک بلک (Jack Black)، آدرین برودی (Adrien Brody)، توماس کرچمان (Thomas Kretschmann)، کالین هنکس (Colin Hanks)، اندی سرکیس (Andy Serkis)، ایوان پارک (Evan Parke)، جیمی بل (Jamie Bell) و کایل چندلر (Kyle Chandler) توی فیلم بازی میکنن. موسیقی کار از جیمز نیوتن هاوارد (James Newton Howard) و فیلمبرداری هم بر عهده اندرو لسنی (Andrew Lesnie) بوده.
پیتر جکسون بعد از تموم کردن سهگانه فوقالعاده موفق «ارباب حلقهها»، سراغ بازسازی پدربزرگ فیلمهای کلاسیک هیولایی یعنی کینگ کونگ رفت. جکسون با تمام ابزارهای جدیدی که در اختیار داشت، شروع کرد به ساختن فیلمی که پر از عشق و احترام به نسخه اصلی سال ۱۹۳۳ بود، در حالی که مشخصاً هیولای خاص خودش رو هم خلق کرد. داستان همونه؛ انسانها راهی مکانی افسانهای به نام جزیره جمجمه میشن، اونجا موجوداتی رو پیدا میکنن که متعلق به این دنیا نیستن، که از همه مهمتر یه گوریل کوه پیکر و عظیمالجثه است. اونا از روی حماقت، برای پول درآوردن اون رو به آمریکا میارن و اوضاع واقعاً بد پیش میره. تمام.
شخصاً برام خیلی جالب بود که بعد از حدود ۱۵ سال دوباره فیلم رو دیدم، مخصوصاً با توجه به اینکه سال ۲۰۱۷ هم یه ریبوت دیگه به اسم «کونگ: جزیره جمجمه» داشتیم. تفاوتها، چه خوب چه بد (بسته به سلیقه شما در دنیای کونگ)، واقعاً زیاده. نسخه ۲۰۱۷ یه ماجراجویی بیکله است که اکشنش بالاست ولی عمق زیادی نداره، و خودش هم این رو میدونه. اما کونگِ جکسون تلاش میکرد خیلی عمیقتر و متفکرانهتر باشه و تا حد زیادی هم موفق میشه. متأسفانه ۳ ساعت طول میکشه تا هدفش رو نشون بده، که این موضوع سال ۲۰۰۵ برای خیلیا مشکلساز بود و هنوز هم موقع تماشاش یه مانع محسوب میشه - حتی اگه بدونی و خودت رو برای طولانی بودنش آماده کنی. آدم حرصش میگیره چون وسط این همه صحنه، یه فیلم عالی وجود داره که فقط نیاز داشت یه ساعت از حاشیههای اضافی و دیالوگهای سنگینش حذف بشه.
وقتی تو ساعت اول مقدمهچینی تموم میشه، بالاخره به جزیره جمجمه میرسیم و اونجاست که با یه شاهکار فنی طرف میشیم. ظاهر فیلم عالیه و روند اتفاقات بعد از معرفی کونگ و دار و دستهاش فوقالعاده است. از اینجا به بعد دیگه هیجان و آشوب هیولاهاست، جنبه «دیو و دلبر» داستان شروع میشه و همه چیز خیلی دلنشین و حتی هیجانانگیزه - البته با یه استثنا. صحنه رم کردن دایناسورها خیلی مسخره به نظر میاد؛ ترکیب بازیگرهای واقعی و جلوههای کامپیوتری اونقدر ضعیفه که با بودجهای که خرج جلوههای ویژه این فیلم شده اصلاً همخوانی نداره. اما به جز اون، سکانسهای اکشن معرکهان، مخصوصاً نبرد هیولاها. با این حال، لحظات آروم و تاملبرانگیز توی جزیره هم واقعاً تاثیرگذارن، همون بخشهایی که کونگ و آن دارو (Naomi Watts) دارن با هم وقت میگذرونن و از منظرهای لذت میبرن که آدمهای پولپرست میخوان کونگ رو ازش جدا کنن...
بعد برمیگردیم به آمریکا و قتلعام شروع میشه، که به یه ربع آخر درخشان ختم میشه؛ جایی که تمام اون جزئیات عالیِ بازسازیِ دوران تاریخی، توی نبرد بین انسان و هیولا نابود میشه و من هنوز هم دلم میخواد کونگ برنده بشه! وقتی لطافت رابطه دیو و دلبر فروکش میکنه - که واقعاً هم زیباست - اونجاست که دوباره متوجه میشی جکسون بیش از حد زیادهروی کرده. بازیگرهاش عالی بودن، سرکیس در نقش کونگ یه پدیده بود، این فیلم در لحظاتی یه اثر فوقالعاده است و تماشای کیفیت هایدفینیشن اون واقعاً لذتبخشه، فقط کاش یکی جلوش رو میگرفت که اینقدر زیادهروی نکنه. اون موقع شاید به جای یه فیلم ۷ از ۱۰ پفکرده، یه فیلم ۹ از ۱۰ داشتیم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نسخه ۲۰۰۵ بدترین فیلم کینگ کونگه، عمدتاً چون میخواد خیلی کارها انجام بده. سعی میکنه حماسی باشه و به خاطر همین هم کش میاد. کِش... موقع تماشاش، حدود یک ساعت و نیم هست که من اگه بودم حذفش میکردم، چون برای فیلمی مثل این اصلاً لازم نیست. شخصیتپردازی داشت... ولی بیش از حد. داستان داشت، ولی بیش از حد. اگه فیلم رو با هدف خوشریتم شدن کوتاه میکردن، چیز خوبی از آب درمیامد. اما در عوض گذاشتن خیلی طولانی بشه بدون اینکه اتفاق خاصی توش بیفته که یه فیلم هیولایی هیجانانگیز باشه. نتیجهاش هم یه اثر خستهکننده شده.
2023-01-10