دوست قدیمی
اوه ده-سو (Oh Dae-Su)، مردی دائمالخمر و بددهن، در یک شب بارانی در سال ۱۹۸۸ ربوده میشود و در کمال ناباوری، خود را در اتاقی فرسوده و بدون پنجره در یک هتل میبیند. در آنجا، ربایندگان نامرئی و بیرحمش به او غذا میدهند، لباس میپوشانند و برای جلوگیری از خودکشی، به او داروهای آرامبخش میخورانند. تنها همراه او و تنها پنجرهاش به جهان بیرون، تلویزیونی است که در سلولش قرار دارد. تنها چیزی که به او کمک میکند دوام بیاورد، یادداشتهای روزانهاش است. سپس، به طور غیرمنتظرهای پس از پانزده سال اسارت، این زندانی سرگردان عمداً آزاد میشود و تشویق میشود تا شکنجهگر خود را پیدا کند و در نهایت انتقامش را بگیرد. اما چه کسی ممکن است آنقدر از او متنفر باشد که حتی یک مرگ سریع و بیدردسر را هم از او دریغ کرده است؟
سال انتشار: 2003 کارگردان: Park Chan-wook ژانر: Action، Drama، Mystery نویسندگان: Garon Tsuchiya، Nobuaki Minegishi، Park Chan-wook امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مطمئنم همه شما میتونید یه فیلم با بازی خوب، داستان عالی و فیلمبرداری فوقالعاده رو راحت تشخیص بدید، اما وقتی نوبت به یه فیلم مهیج میرسه که همه این ویژگیها رو با هم داشته باشه، واقعاً کمیاب میشه. «اولدبوی»، دومین قسمت از «سهگانه انتقام» به کارگردانی پارک چان-ووک (Park Chan-wook)، واقعاً همه اینها رو داره؛ داستان خوب، بازیهای قدرتمند و یکی از هولناکترین و هوشمندانهترین پایانبندیهای تاریخ سینما. در واقع فرقی نمیکنه چند بار این فیلم رو ببینید، اون غافلگیری نهایی همیشه فوقالعاده است. تم انتقام در اینجا به سطح جدیدی رسیده و واقعاً با دقت طراحی شده. «اولدبوی» ترکیبی فسفرسوز از درام، هیجان و رمانسه که با داستانی سادیستی، المانهای شوکهکننده، خشونت عریان و پیچشهای روانشناختی هوشمندانه چاشنیدار شده. تصور کنید دزدیده شدید، ۱۵ سال توی یه اتاق زندانی بودید بدون اینکه بدونید چرا و کار کی بوده، و وقتی بالاخره فرار میکنید و فکر میکنید همهچیز تموم شده، میفهمید که اشتباه کردید؛ و اینجاست که فیلم یه ضربه مستقیم و سنگین به شکمتون میزنه. چوی مین-سیک (Min-sik Choi) در نقش اوه ده-سو واقعاً عالی بازی کرد؛ اون قشنگ ما رو با خودش همراه میکنه و به درون معمای زندگیش، افسردگیای که کشیده و عمق کنجکاویش میکشونه. یه بار دیگه میگم، «اولدبوی» فراتر از یه فیلم معمولیه، جایی که «انتقام» فقط به چاقوکشی یا تیراندازی ختم نمیشه. دیگه حرفی باقی نمیمونه.
2012-06-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این قطعاً یکی از اون فیلمهاییه که قبل از مرگ باید دید. فیلمی که باعث میشه روی صندلیتون جابهجا بشید، شوکهکننده و بسیار خشنه. سفریه به درون یه ذهن واقعاً آشفته؛ ذهنی که - مثل ذهن خودتون - نمیتونه با چیزی که کشف میکنه کنار بیاد. این فیلم به شکل درخشانی مریض و پیچیده است. یه رگه از فوقالعادهترین و سیاهترین طنز ممکن توی کل فیلم جریان داره، حس سردرگمی مطلق و اونقدر پیچ و خم داستانی داره که تا آخر میخکوبتون میکنه. این فقط یکی از بهترین فیلمهای انتقامی نیست که دیدم - بلکه قطعاً بهترینشونه!
2012-09-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
تقریباً هر کسی که باهاش درباره این فیلم حرف زده بودم، اون رو بهم پیشنهاد داده بود. من فیلم رو با زبان اصلی کرهای و زیرنویس انگلیسی دیدم. اوه ده-سو (Chi Min-sik) مردیه که یکم اهل لاس زدنه (البته معلوم نیست زنباره باشه یا نه) و یه زن و یه بچه کوچیک داره که روز شروع فیلم، دو سالش تموم شده. ده-سو به خاطر توهین به زنی که داشت باهاش لاس میزد، توی بازداشتگاهه. یه دوست میآد و بالاخره آزادش میکنه، اما وقتی داره به زنش زنگ میزنه تا بگه زود میآد خونه، دزدیده میشه. توی یه اتاق کوچیک زندانی میشه و تنها همراهش یه تلویزیونه؛ بهش غذا میدن و مراقبش هستن، اما اجازه نداره آزاد بشه. چند بار سعی میکنه خودکشی کنه که موفق نمیشه. با برنامههای ورزشی تلویزیون خودش رو روی فرم نگه میداره و با چوب غذاخوری (چاپستیک) شروع میکنه به کندن دیوار برای فرار. توی تلویزیون گزارشی میبینه که نشون میده برای قتل زنش براش پاپوش دوختن. پانزده سال بعد، بدون هیچ توضیحی آزاد میشه. بقیه فیلم تلاشهای اون برای فهمیدن اینه که چرا زندانی شده بود، کار کی بوده و دخترش کجاست. فیلم پرجنبوجوش، پرکشش و از چندین جهت خیلی احساسیه. جاهایی هم خیلی خون و خونریزی داره، اما وسواس ده-سو برای انتقام از کسی که زندانیش کرده و پیدا کردن دخترش، موتور محرک فیلمه. فیلم جنبههای روانشناختی هم داره و در نهایت همهچیز حل میشه - از اون فیلمهای پایانباز نیست که آدم با خودش بگه «آخرش چی شد». فیلم رو تا آخر دنبال کنید و همه جوابها رو میگیرید. پیشنهاد میکنم ببینیدش، ولی اصلاً یه فیلم سرگرمکننده و سبک نیست.
2023-08-06