ایندیانا جونز و پادشاهی جمجمه بلورین (قسمت چهارم)
در دوران جنگ سرد، مأموران شوروی پروفسور هنری «ایندیانا» جونز جونیور (Harrison Ford) را زیر نظر دارند؛ در همین حین، مرد جوانی پیامی رمزگذاری شده از سوی همکار قدیمی و پریشانحال او، پروفسور هارولد اکسلی (Sir John Hurt)، برایش میآورد. شورویها به رهبری ایرینا اسپالکو (Cate Blanchett) باهوش، جونز و آن مرد جوان یعنی مات ویلیامز (Shia LeBeouf) را تا پرو تعقیب میکنند. آنها با استفاده از رمز اکسلی، یک جمجمه افسانهای را پیدا میکنند که از یک تکه کوارتز ساخته شده است. اگر جونز بتواند جمجمه را به جایگاه اصلیاش بازگرداند، همه چیز درست میشود؛ اما اگر ایرینا آن را به منشأ اصلیاش برساند، به قدرتهایی دست مییابد که میتواند غرب را به خطر بیندازد. این پروفسور سالخورده و جوان جسور، با زنی از گذشته جونز به نام ماریون ریونوود (Karen Allen) متحد میشوند تا با خطرات جنگل، روسیه و نیروهای ماوراءالطبیعه روبرو شوند.
سال انتشار: 2008 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Action، Adventure نویسندگان: David Koepp، George Lucas، Jeff Nathanson امتیاز: 6.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
هنوز دود از کنده بلند میشه! ایندیانا جونز (Indiana Jones) دوباره وارد عمل میشه، اونم وقتی که پاش به یه توطئه از طرف شوروی باز میشه تا راز یه سری عتیقه مرموز به اسم «جمجمههای بلورین» رو کشف کنه. خب، بالاخره قسمت چهارم سری ایندیانا جونز از راه رسید؛ فیلمی که خیلی دربارهش حرف زده شده بود، همه منتظرش بودن و خیلیا براش سر و دست میشکستن. حالا اومده تا طرفدارای قدیمی رو سرگرم کنه و شاید چندتا طرفدار جدید هم جذب کنه. آیا از پسش برمیآد؟ خب به نظر من که قطعا همینطوره. به عنوان یه داستان ماجراجویی، این فیلم معرکهست و با اینکه داستانش گاهی لابلای ایدههای عجیب و غریبش گم میشه، اما باز هم به عنوان یکی از بهترین بلاکباسترهای سرگرمکننده سال قد علم میکنه.
تمام مواد اولیه اصلی که باعث محبوبیت این فرنچایز شده، اینجا هم به خاطر رضایت تماشاچی چپونده شده و اتفاقا خیلی هم خوب جواب داده. سکانسهای اکشن خفن هر چند وقت یکبار حال آدم رو جا میآره، لحظات کمدی خودآگاهانه هم زیاد داره و از همه مهمتر، فیلم به اون روحیه قهرمانانه «خیر علیه شر» که تو کل سری هست، وفادار مونده. داستان از بیابون نوادا در سال ۱۹۵۷ شروع میشه و از طریق همین فضای دهه ۵۰ میلادیه که ما پیر شدن شخصیت اصلی رو قبول میکنیم؛ اون بالاخره یه آدم فانیه، یه مرد با یه شلاق و کلی جرئت. دهه ۵۰ دوران پارانویا، جاسوسبازی و مخفیکاریهای مشکوک بود و این موضوع از همون اول فیلم کاملا مشخصه؛ قرار دادن یه ایندیانا جونز پیر توی این بازه زمانی واقعا نبوغآمیز بود.
اما سیاست بسه، ما به عنوان طرفدار فقط میخوایم سرگرم بشیم و فیلم هم حسابی برامون سنگ تموم میذاره: اتاقکهای ترسناک، تمدنهای مرموز، نقشههای کلکوار، رمزهای غیرقابلفهم، حشرات چندشآور، خطر در هر قدم و کلی بدلکاری؛ آره، همهشون اینجا هستن. البته، طرفدارای دوآتیشه ممکنه از استفاده از جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) توی این فیلم متنفر باشن و واقعا هم توی یه سکانس طولانی، این قضیه رو اعصابه؛ اما همونطور که باعث نشد فیلم «مومیایی» (The Mummy) استیون سامرز (Stephen Sommers) خراب بشه، به این فیلم هم لطمهای نمیزنه. بالاخره داریم درباره یه فیلم اکشن سرگرمکننده حرف میزنیم دیگه. مگه نه اینکه وقتی آدم میره سراغ اینجور فیلما، باید منطق رو بذاره کنار؟ من که شخصا میرم سینما تا دو ساعت از واقعیت فرار کنم و «قلمرو جمجمه بلورین» دقیقا همون چیزی بود که دکتر برام تجویز کرده بود، اونم با یه آبنبات جایزه برای رفتار خوب!
بازیگرا ترکیب عجیبی هستن. هریسون فورد (Harrison Ford) خیلی راحت از پس نقش ایندیانا جونز پیر برمیآد؛ اون کاملا به نقشش واقفه و با یه لحن شوخ و کنایهآمیز، جواب تمام اونایی که قبل اکران انرژی منفی میدادن رو داده. شایا لباف (Shia LaBeouf) هم بدون هیچ مشکلی توی سری جا میافته؛ اون با جسارت و شوخطبعیش، اون درخشش جوونی که برای بالانس کردن سن و سال قهرمانمون لازم بود رو به فیلم اضافه میکنه و ورودش به داستان هم خیلی باحاله. ری وینستون (Ray Winstone) انتخاب عجیبی بود چون نقشش خیلی کمجون نوشته شده؛ اگه قراره از این بازیگر گنده انگلیسی استفاده کنی، باید بهش میدون بدی. اون خشن و تماشاییه ولی در نهایت استعدادش هدر رفته. کارن آلن (Karen Allen) با خوشحالی دوباره در نقش ماریون ظاهر میشه و فیلم از لحظه ورود اون یه پله بالاتر میره؛ هرچند شخصیتش توی شلوغبازیهای بعدی به حاشیه میره و با اینکه کلکلهاش با ایندی هنوز جذابه، ولی آدم دلش میخواد ماریون نقش پررنگتری داشته باشه. کیت بلانشت (Cate Blanchett) در نقش ایرینا اسپالکو پرانرژی ظاهر شده، اما با اینکه به عنوان شرور اصلی داستان، سرسخت و جذابه، ولی شخصیتش هیچوقت کامل شکل نمیگیره. جان هرت (John Hurt) با همون نقش کوتاهی که داره بهترین کارش رو ارائه میده، در حالی که جیم برادبنت (Jim Broadbent) اصلا وقت پیدا نمیکنه جای خالی مارکوس برودی (Marcus Brody) با بازی دنهولم الیوت (Denholm Elliott) رو پر کنه.
فیلم «ایندیانا جونز و قلمرو جمجمه بلورین» احتمالا هم طرفدارای قدیمی و هم تازهواردها رو به دو دسته تقسیم میکنه، اما من صادقانه و بدون دخالت دادن حس نوستالژی میگم که این فیلم یه سواری لذتبخشه که باید بر اساس ارزشهای خودش دربارهش قضاوت کرد. درک این همه کینه نسبت به این قسمت سخته؛ مگه فرمول فیلم عوض شده؟ ایندیانا جونز همیشه درباره سرگرمی بوده، نه بیشتر و نه کمتر. فقط یادتون بیاد چرا عاشق این سری شدید، اون وقت میبینید که سازندهها دقیقا همون چیزی رو که طرفدارا میخواستن بهشون دادن. شاید گذشت زمان و تکنولوژیهای جدید یه جورایی مانع به نظر بیان، اما با اینکه ایندی ۴ مثل «کازینو رویال» (Casino Royale) برای سری باند یه شوک بزرگ نبود، ولی قطعا به «جانسخت ۴» (Die Hard 4) نشون داد که یه دنباله رو چطوری باید ساخت. ۸ از ۱۰.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خوبیه، میشه دوباره هم دیدش و پیشنهادش میکنم. من همیشه گیج میشم که داستان این فیلم دقیقا کی اتفاق میافته، و خیلیا اونقدر درگیر حضور شایا لباف (Shia LaBeouf) میشن که دیگه نمیتونن درست به فیلم فکر کنن. این فیلم به خاطر شایا و یه سری چیزای دیگه خیلی نقد منفی گرفت، ولی اگه با سه تا فیلم اصلی مقایسهش کنید، ایده جمجمه بلورین اصلا عجیبتر از اونا نیست. خیلیا یادشون میره که ریشه اون سه تا عتیقه اولی هم واقعی بود، و جمجمههای بلورین هم یه چیز واقعی هستن که هنوز دارن روشون تحقیق میکنن. چون این موضوع با انجمنهای «تئوری توطئه فضاییها» گره خورده، فکر کنم فیلم هم ترکشهای مسخره کردن اون آدما رو خورد. خود داستان ساختار خوبی داره، کیت بلانشت (Cate Blanchett) و کارن آلن (Karen Allen) هم اضافات خیلی خوبی به داستان هستن. با وجود المانهای «علمی-تخیلی» جمجمه فضایی، فیلم با بررسی یه معبد باستانی، تم باستانشناسی خودش رو حفظ میکنه. با اینکه شاید خودم دوباره نشینم ببینمش، ولی لطفا جو منفی رو نادیده بگیرید و اگه از داستانهای اکشن-ماجراجویی خوب خوشتون میآد، یه شانسی بهش بدید.
2020-08-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مشکل اینجاست که اگه این فیلم رو به تنهایی و بدون مقایسه ببینی، فیلم ماجراجویی بدی نیست. هریسون فورد (Harrison Ford) و شایا لباف (Shia LaBeouf) داستان رو خوب جلو میبرن. اما متأسفانه همیشه با قسمتهای قبلی مقایسه میشه و واقعا جلوی اونا حرفی برای گفتن نداره. کارن آلن (Karen Allen) نقش خودش رو از فیلم «مهاجمان» با کلی ذوق و شوق تکرار میکنه، اما ری وینستون (Ray Winstone) و کیت بلانشت (Cate Blanchett) که انتخابش برای نقش سرهنگ اوکراینی واقعا مسخره بود، اصلا توی ذوق میزنن؛ اونم وقتی داریم دور دنیا میچرخیم تا منشأ یه جمجمه بلورین مرموز رو پیدا کنیم. داستان تقریبا بیاهمیته؛ این فیلم فقط یه وسیلهست برای نمایش ستارهش، اونم یه وسیله نسبتا قدیمی و درب و داغون. البته برای اون مورچههای آدمخوار میشه چندتا استفاده خوب پیدا کرد...
2024-06-03