سفر به مرکز زمین
پروفسور ترور اندرسون برادرزاده نوجوانش، شان اندرسون، را به خانه میآورد. شان قرار است ده روز را با عمویش بگذراند، در حالی که مادرش، الیزابت، برای نقل مکان به کانادا آماده میشود. او جعبهای را به ترور میدهد که متعلق به برادر گمشدهاش، مکس، بوده است و ترور کتابی را پیدا میکند که به آخرین سفر برادرش اشاره دارد. او تصمیم میگیرد با شان قدمهای مکس را دنبال کند و آنها به ایسلند سفر میکنند، جایی که با راهنمایی به نام هانا آسگیرسون آشنا میشوند. در حین بالا رفتن از کوه، طوفان رعد و برق میگیرد و آنها در غاری پناه میگیرند. با این حال، صاعقه ورودی غار را فرو میریزد و این سه نفر در غار به دام میافتند. آنها به دنبال راه خروج میگردند و به داخل گودالی سقوط میکنند و دنیایی گمشده را در مرکز زمین کشف میکنند.
سال انتشار: 2008 کارگردان: Eric Brevig ژانر: Action، Adventure، Family نویسندگان: Michael D. Weiss، Jennifer Flackett، Mark Levin امتیاز: 5.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ژول ورن (Jules Verne) بود و یادمه تو سن خیلی کم تجربه های خیلی مثبتی باهاش داشتم. پس این فیلم حداقل این نکته رو داره، حتی اگه واقعاً داستان ژول ورن نباشه، حداقل نه تو چیزی جز اسم و مفهوم. وقتی بچه بودم یه فیلم تلویزیونی بود که به نظر میرسید قرار بود یه سریال رو شروع کنه که هیچ وقت اتفاق نیفتاد و همه بچههای محله عاشقش بودن. متاسفانه اون فیلم تلویزیونی بهتر بود. این نسخه از همون مشکلی رنج میبره که «بیوولف» (Beowulf) داشت... زیادی بود. اونا یه کم سه بعدی رو کم کردن، صحنههایی بود که به بیننده استراحت میداد، البته یه استراحت کوتاه. مشکل اینه که وقتی اکشن شروع میشد، وقتی داستان شروع به حرکت میکرد، سه بعدی خیلی زیاد و خیلی مداوم بود. به وضوح یادمه وقتی برای اولین بار به ایسلند رسیدن... و همین. بعدش فقط یادمه که همه سه بعدیها خیلی زیاد و خیلی سیجیآی (CGI) بودن و در نهایت، یادم رفت که دارم فیلم میبینم. اونا تماشاچی رو با چیزای زیادی بمباران کردن و بله، باحال به نظر میرسید، اما آیا این اصلاً مهمه وقتی در نهایت، اونقدر حواست پرت میشه که یادت میره برای یه فیلم پول دادی، و یه جایی تو اون فیلم، داستانی با بازیگرانی بود که واقعاً بازی میکردن... اما اونا زیر جلوههای سه بعدی خوب پنهان شده بودن و واقعاً نمیتونستی اونا رو ببینی. خدا رو شکر که فیلمها از اون موقع یاد گرفتن چطور سه بعدی رو کم کنن و یه حد وسط پیدا کنن.
2023-01-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
چه فیلم زشتی! البته قابل تماشا هست. حتی برای سال ۲۰۰۸، جلوههای ویژه «سفر به مرکز زمین» (Journey to the Center of the Earth) خیلی بد هستن، بیشتر یادآور گرافیک بازیهای ویدیویی اوایل دهه ۲۰۰۰ هستن. کل اون سکانس اولیه افتضاح به نظر میرسه، البته جلوهها واقعاً به بدی اون شروع نیستن اما باز هم برای فیلمی با بودجه ۶۰ میلیون دلاری نامناسب به نظر میرسن! چیزی که این فیلم رو نجات میده اینه که خود داستان ماجراجویی قویه و بازیگرا کارشون رو به خوبی انجام میدن. برندن فریزر (Brendan Fraser)، جاش هاچرسون (Josh Hutcherson) و آنیتا بریم (Anita Briem) یه سهنفری بودن که برای من کار رو درآوردن. چیز زیادی برای گفتن در مورد این فیلم ندارم، از نظر بصری افتضاحه اما به عنوان یه فیلم کلی، برای من شخصاً کشدار نبود یا چیزی شبیه اون، پس به سختی بهش نگاه مثبتی دارم. حالا باید ببینم دنبالهاش چی برای ارائه داره!
2024-05-20