هری پاتر و محفل ققنوس
پس از یک تابستان تنهایی در خیابان پریوت درایو (Privet Drive)، هری (Harry با بازی Daniel Radcliffe) به هاگوارتزی (Hogwarts) بازمیگردد که غرق در بدبیاری است. تعداد کمی از دانشآموزان و والدین حرف او یا دامبلدور (Dumbledore با بازی Sir Michael Gambon) را درباره بازگشت واقعی ولدمورت (Voldemort با بازی Ralph Fiennes) باور میکنند. وزارتخانه تصمیم گرفته با انتصاب یک معلم جدید برای درس دفاع در برابر جادوی سیاه، یعنی پروفسور دولورس آمبریج (Dolores Umbridge با بازی Imelda Staunton)، در امور مدرسه دخالت کند؛ زنی که ثابت میشود بدجنسترین فردی است که هری تا به حال با او روبرو شده است. هری همچنین نمیتواند جلوی نگاههای دزدکی خود به چو چانگ (Cho Chang با بازی Katie Leung) زیبا را بگیرد. علاوه بر اینها، خوابهایی که هری نمیتواند توضیحی برایشان پیدا کند و رازی پشت چیزی که ولدمورت به دنبال آن است، اوضاع را پیچیدهتر میکند. با تمام این مسائل، هری یکی از سختترین سالهای خود را در مدرسه علوم و فنون جادوگری هاگوارتز آغاز میکند.
سال انتشار: 2007 کارگردان: David Yates ژانر: Action، Adventure، Family نویسندگان: Michael Goldenberg، J.K. Rowling امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
در خط مقدم ارتش دامبلدور (Dumbledore). ترم پنجم در هاگوارتز برای هری و رفقاشه و اوضاع اصلاً خوب نیست. هری با خطر اخراج روبروست و میبینه که خیلی از اطرافیانش ازش دوری میکنن. اونم درست زمانی که وزارت سحر و جادو با اصرار به همه که «اونکه اسمش رو نبر» برنگشته، بدبختی هری رو دوچندان میکنه.
با توجه به اینکه کتاب پنجم جی.کی. رولینگ (J.K. Rowling) خیلی قطوره و بیشتر شبیه یه پرکننده میانی برای داستان پاتره تا یه اثر با محتوای خیلی زیاد، باید به کارگردان جدید این مجموعه، دیوید ییتس (David Yates)، تبریک گفت. چون ییتس و فیلمنامهنویسش مایکل گلدنبرگ (Michael Goldenberg) تونستن یه بخش سرگرمکننده و پرشتاب رو در کمتر از ۲ ساعت و ۲۰ دقیقه دربیارن. بله، میشه گفت که در نهایت حس یه فیلم میانی رو داره که بیشتر برای طرفدارهاست تا تازهواردها، اما جلوههای ویژه عالیه (به جز گراوپ)، اکشن فیلم زیاده و تعلیق هم کم نداره. در عین حال، رادکلیف (Radcliffe) در نقش پاتر بالاخره داره به اوج بازیگریش نزدیک میشه.
شخصیت جدیدی که وارد این دنیای جادویی شده، ایملدا استنتون (Imelda Staunton) فوقالعاده در نقش دولورس آمبریجه؛ از اون معلمهای روانی و خوشحال که همهمون توی دوران مدرسه کابوسشون رو میدیدیم. هلنا بونهام کارتر (Helena Bonham Carter) هم در نقش بلاتریکس لسترنجِ دیوونه و جادوگر، خیلی چسبید؛ یه پیشغذای حسابی بود و واقعاً منتظریم از اینجا به بعد بیشتر ببینیمش. البته مشکل همیشگیِ کم بودن زمان حضور شخصیتهای ثابت هنوز هست، ولی دیگه توی دنیای پاتر به یه جور پذیرشِ غرغروانه تبدیل شده. ییتس با حذف کردن حواشی اضافی داستان، ناامیدمون نمیکنه و یه ربع پایانی فیلم رو به یکی از موندگارترین بخشهای کل سری تبدیل میکنه. پاداش بزرگی در انتظار کساییه که صبر میکنن، چون نبرد نهایی که تاجِ «محفل ققنوس» محسوب میشه، یه معرکه جادویی از چوبدستیها و شگفتیهاست؛ تقابل خیر و شر که حسابی حال آدم رو جا میآره. بریم سراغ «شاهزاده دورگه»، جایی که خوشبختانه ییتس باز هم سکان هدایت هری پاتر رو به دست گرفته. ۷.۵/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«هری پاتر و محفل ققنوس» یه قسمت قوی دیگه از این مجموعه است که ریسکهای بزرگ، ارزش تولید بالا و صحنههای احساسی تاثیرگذاری داره. از همون دقیقههای اول، فیلم روی فضای تاریکی که دو قسمت قبلی شروع کرده بودن، پافشاری میکنه. تهدید ولدمورت هنوز حس میشه، اما واقعاً رو اعصابه که هیچکس حرف هری و دامبلدور رو باور نمیکنه. این کلافگی دقیقاً توی خود هری هم دیده میشه؛ اون در طول فیلم خیلی عصبی و خشمگین میشه که نشوندهنده پیوندش با لورد سیاهه. این پاترِ بالغتر و باتجربهتر یکی از نقاط قوت فیلمه و رهبریش وقتی که همکلاسیهاش رو برای مبارزه با جادوی سیاه آموزش میده، به چشم میآد. این صحنهها از بخشهای محبوب من توی فیلم هستن.
این قسمت با معرفی وزارت سحر و جادو و محفل ققنوس، دنیای جادوگری رو گسترش میده. وزارت سحر و جادو توی این فیلم افتضاحه؛ اونا کاملاً دیوونه و متوهم هستن که هیچ توضیح دیگهای رو برای اتفاقات قبلی قبول نمیکنن. این موضوع هیچجا بیشتر از معرفی خانم آمبریج حس نمیشه. اون بدترینه و ایملدا استنتون (Imelda Staunton) به بهترین شکل نقش این آدمِ بد رو بازی کرده. در تمام طول فیلم ازش متنفر بودم و هر لبخند موذیانهاش مثل کشیدن ناخن روی تخته سیاه بود. با اطمینان میگم که پایان کارش خیلی لذتبخش بود.
پایان فیلم کمی عجولانه است، اما اکشنش حرف نداره. یه کم غیرقابلباور بود که یه گروه دانشآموز بتونن به تنهایی جلوی مرگخوارها واینستن، اما فیلم با اومدنِ «محفل» برای نجات، این نقد رو برطرف کرد. باید بگم صحنه مرگ سیریوس بلک (Sirius Black) خیلی ضدحال بود. ضربهای که خورد خیلی سریع اتفاق افتاد و اونم خیلی آروم افتاد توی پورتال و دیگه دیده نشد؛ اون پایانی که برای چنین آدم تاثیرگذاری توی زندگی هری انتظار داشتم، نبود. بعلاوه، حضور کمش توی کل سری باعث شد مرگش اونقدر که باید تکوندهنده نباشه. با این حال، جلوههای ویژه نبرد دامبلدور و ولدمورت خیرهکننده و منحصربهفرد بود؛ یه پایان عالی برای فیلم. مخصوصاً با نمای آخر از کورنلیوس فاج که تازه میفهمه «اون برگشته».
در کل، این یه فیلم کُنده با اکشن محدود. اما دنیاسازی و شخصیتپردازیش جزو بهترینهای این مجموعه است. شاید فیلم محبوب همه نباشه، اما اضافه شدنِ خوبی به این سری بود، هرچند ارزش دوباره دیدنش خیلی بالا نیست. امتیاز: ۸۵٪ | نتیجه: عالی
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«هری» یه برخورد خارج از برنامه با یه «دیمنتور» (Dementor) پیدا میکنه که باعث جلب توجه وزارت سحر و جادویِ تازه نفس میشه و بعد از یه دادگاه نمایشی که در اون «پروفسور دامبلدور» به خوبی ازش دفاع میکنه، سه تفنگدار ما به مدرسهای برمیگردن که عملاً تحت حکومت نظامیه. یه معلم جدید دفاع در برابر جادوی سیاه (ایملدا استنتون که یه جورایی شبیه مارگارت تاچر بازی کرده) داره کمکم مدرسه رو قبضه میکنه و قوانین سختی میذاره که فقط باعث میشه دانشآموزها ترغیب بشن مخفیانه مهارتهای عملیتری رو یاد بگیرن که برای مقابله با «ولدمورت» خبیث بهشون نیاز دارن.
همه شخصیتهای داستانهای قبلی حالا خیلی بهتر با هم چفت شدن؛ من هنوز دلم برای ریچارد هریس در نقش «دامبلدور» تنگ میشه، اما استنتون همونقدر باشکوه خبیثه که اما تامپسون (Emma Thompson) به زیبایی رقتانگیزه. آخر فیلم هم یه نبرد معرکه داریم. جادوگرهای ما حالا کاملاً از خطراتی که تهدیدشون میکنه آگاهن و شناخت خیلی بهتری هم از دشمن دارن. به نظرم دیوید ییتس توی خلاصه کردن این رمانِ خیلی طولانی در قالب یک فیلم، خوب عمل کرده؛ باز هم میگم، شاید یه فیلم دو قسمتی بهتر میتونست حقِ جزئیات و ظرافتهای داستان جی.کی. رولینگ رو ادا کنه، اما همینقدر از اصل داستان هم برای ما کافیه. کارِ عالیای بود.