Closer

Closer

دن (Dan)، روزنامه‌نگاری باهوش اما بی‌عرضه که مدام از کنایه استفاده می‌کند، نمی‌تواند بین آلیس (Alice)، پیشخدمت مهربان اما وابسته، و آنا (Anna)، عکاس سرد و روشنفکر، یکی را انتخاب کند. آنا نیز خود در انتخاب بین دن و لری (Larry)، پزشکی رک و پوست‌کنده اما خشن، مردد است. فیلم این چهار شخصیت اصلی را در یک جعبه قرار می‌دهد و لایه‌های وجودی‌شان را از هم می‌گشاید.

سال انتشار: 2004 کارگردان: Mike Nichols ژانر: Drama، Romance نویسندگان: Patrick Marber امتیاز: 7.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

**رابطه چهارنفره** شاید شما فیلم «نزدیک‌تر» رو به خاطر شخصیت‌های پر از عیب و نقص و روابط محکوم به شکستشون دوست داشته باشید. من به خاطر ساختار هندسی‌اش دوستش دارم. ترکیب‌های مختلف عشق و دوستی، تحقیر و کینه بین دو مرد و دو زن، واقعاً هندسیه. معمولاً مثلث عشقی قابل اعتماد، سه شخصیت رو درگیر می‌کنه؛ اغلب یک قرارداد دگرجنس‌گرایانه که در اون یک مرد بین دو زن یا یک زن بین دو مرد در نوسانه. حالا اگه یه شخصیت اضافه کنیم چی؟ با چهار نفر چند تا مثلث میشه ساخت؟ چهار تا! و «نزدیک‌تر» با مهارت تمام همه‌شون رو پوشش می‌ده. دفعه بعد که فیلم رو دیدید، یه مربع بکشید و هر شخصیت رو بذارید یه گوشه. بعد، هر کدوم از جفت‌ها و مثلث‌هایی که شکل می‌گیرن رو به هم وصل کنید، از جولیا-جود-ناتالی شروع کنید. جود عاشق ناتالی می‌شه، اون رو به جولیا معرفی می‌کنه که با دوربینش صمیمی می‌شه. مثلث جود-کلایو-جولیا یه مثلث هوشمندانه‌ست. کلایو زمانی معرفی می‌شه که جود آنلاین باهاش لاس می‌زنه و وانمود می‌کنه جولیاست، کسی که کلایو رو در آکواریوم ملاقات می‌کنه. اغلب وقتی یه فیلمنامه یا نمایشنامه به یه فرمول سخت پایبند باشه، نتیجه‌اش کسل‌کننده و قابل پیش‌بینی می‌شه. اما «نزدیک‌تر» اینطور نیست. استفاده از این شبکه چهارضلعی، هر شخصیت رو مجبور می‌کنه که همه مسیرها رو طی کنه، هر جفت‌شدنی رو تا حد نهایی پیش ببره.

2015-02-04


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

«دن» (جود لاو)، نویسنده، شب‌ها رو وقتی با دوست‌دختر آمریکایی‌اش «آلیس» (ناتالی پورتمن) نیست، با اذیت کردن بقیه مردها تو سایت‌های چت جنسی می‌گذرونه. یه شب، دکتر «لری» (کلایو اوون) رو با وعده ملاقات با «آنا» تو آکواریوم سر کار می‌ذاره. این دکتر شهوت‌ران هم سر وقت حاضر می‌شه، فقط برای اینکه بفهمه «دن» از روی انتقام، «آنا»ی واقعی (جولیا رابرتز) – معشوقه/عکاس پاره‌وقتش – رو فرستاده تا ناخواسته با اون ملاقات کنه. نگاه‌های خجالت‌زده، آه و ناله و «لری» حس می‌کنه یه احمقه، اما شاید «آنا»ی ظاهراً بی‌تفاوت علاقه‌مند باشه؟ چیزی که در ادامه می‌آد، یه جورایی سرگرم‌کننده و دور از ذهنه؛ یه رابطه چهارنفره ناخواسته شکل می‌گیره که به تدریج صمیمی‌تر، بعد عاشقانه و بعد سمی و فریبکارانه می‌شه. آیا هیچ‌کدوم از این آدما قراره با یکی دیگه خوشبخت بشن؟ رک و پوست‌کنده بگم، آیا اصلاً لیاقتش رو دارن و آیا ما برامون مهمه؟ من همیشه کلایو اوون رو مثل یه تخته چوبی خشک می‌دیدم، اما اینجا – مخصوصاً وقتی با پورتمن که تو اوج فرمشه همبازی می‌شه – واقعاً به نظر می‌رسه که می‌تونه بازی کنه (کمی). شخصیت اون، به نظرم، به راحتی منفورترین فرد بین این چهار نفره. با این حال، پورتمن ستاره این نمایشه. تصویرسازی او از اون دخترک جنسی نیازمند، با آسودگی تمام بین تحریک‌کننده بودن و درماندگی در نوسانه. اغلب اوقات، یه جور تندی و تلخی تو متن هست و خطوط داستانی جابه‌جا شده، ریتم خوبی دارن و این داستان آدم‌های ناخوشایند سریع پیش می‌ره. فکر می‌کنم این فیلم روی صحنه تئاتر خیلی خوب جواب بده، یه شدت شخصیتی خاصی داره، اما روی پرده سینما هم ارزش دیدن رو داره – حتی اگه یه ارزیابی نسبتاً تلخ از رفتار انسان باشه.

2024-04-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«راستی تو حقیقت چیه که اینقدر مهمه؟ برای تنوع هم که شده دروغ بگو، دروغ پول رایج دنیاست.» آدم‌های ناخوشایند: خود فیلم! باورم نمی‌شد که هنوز این فیلم رو ندیده بودم و حالا که دیدم، دو تا فکر دارم. اول اینکه این ۴ نفر واقعاً نقش‌هاشون رو عالی بازی کردن و دوم... تا آخر فیلم هیچ حسی نسبت بهشون نداشتم.

2025-01-01