مردان ایکس: آخرین ایستادگی

مردان ایکس: آخرین ایستادگی

هنگامی که یک «درمان» ساخته می‌شود که ظاهراً می‌تواند هر جهش‌یافته‌ای را به یک انسان «عادی» تبدیل کند، موجی از خشم در جامعه جهش‌یافتگان به راه می‌افتد. در حالی که برخی از جهش‌یافتگان از جمله روگ (Rogue) از ایده «درمان» استقبال می‌کنند، بسیاری دیگر معتقدند که نباید چنین درمانی وجود داشته باشد. مگنیتو (Magneto) که همچنان معتقد است جنگی در راه است، گروه بزرگی از جهش‌یافتگان را برای از بین بردن وارن ورتینگتون دوم (Warren Worthington II) و درمان او گرد هم می‌آورد. شاید متوقف کردن آن‌ها برای مردان ایکس (X-Men) آسان به نظر برسد، اما مگنیتو برتری بزرگی دارد که ولورین (Wolverine) فاقد آن است. جین گری (Jean Grey) بازگشته و به مگنیتو پیوسته است. ققنوس سیاه (Dark Phoenix) در درون او بیدار شده است؛ موجودی که قدرت نابود کردن هر چیزی را که در سر راهش باشد دارد، حتی اگر آن «چیز» یکی از مردان ایکس باشد.

سال انتشار: 2006 کارگردان: Brett Ratner ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Simon Kinberg، Zak Penn امتیاز: 6.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 2

فیلم X3 یه فاجعه‌ی تمام‌عیاره. بدترین فیلم مردان ایکس تا به امروز. دلایلم رو پایین‌تر نوشتم:
نه تنها داستان «ققنوس» رو به لجن کشیدن، بلکه فیلمنامه شخصیت‌های کلیدی رو هم کلاً عوض کرده. از کی تا حالا سایکلاپس (Cyclops)، اگزاویه (Xavier) و مگنیتو (Magneto) این‌قدر عوضی شده بودن؟ اصرار هلی بری (Halle Berry) برای حضور بیشتر جلوی دوربین هم فقط باعث شده تو سکانس‌های بیشتری الکی حضور داشته باشه. شخصیتش هیچ سیر تکاملی‌ای نداره و حرف‌هایی می‌زنه که با حرف‌های قبلیش کاملاً در تضاده. روگ (Rogue) هم تبدیل شده به یه شخصیت فرعی نق‌نقو که به زور توی یه مثلث عشقی چپوندنش؛ واقعاً ناامیدکننده است چون کل این سه‌گانه از زاویه دید اون شروع شده بود. ریختن کلی جهش‌یافته توی تصویر که قدرت‌های بعضی‌هاشون بیشتر به درد یه فیلم نقیضه (اسپوف) می‌خوره تا یه فیلم جدی، واقعاً مسخره‌ست. این یعنی هر شخصیت عملاً تک‌بعدیه چون اصلاً وقتی برای شخصیت‌پردازی وجود نداره. این موضوع که فیلم خیلی بی‌خیال نصف تیم دو فیلم قبلی رو حذف می‌کنه یا می‌کشه هم اصلاً کمکی نمی‌کنه. به جای اینکه شوکه بشم، فقط نشسته بودم و نمی‌دونستم باید طرفدار کی باشم (به جز ولورین). X3 فقط از این سکانس اکشن به اون یکی می‌پره و توی ۹۳ دقیقه اصلاً وقتی برای هضم داستان باقی نمی‌ذاره. آخرش هم که طبق معمول با یه سکانس نهایی برای دنباله قلاب می‌ندازن که یعنی همه قدرت‌هاشون برمی‌گرده. واقعاً چه راهی بهتر از این برای بی‌معنی کردن کل فیلم؟ در نهایت، این فیلم ۲۱۵ میلیون دلار هزینه داشته، اما فقط یک چهارمش روی پرده دیده می‌شه. جلوه‌های ویژه کامپیوتری، پرده سبز و گریم‌ها خیلی تابلو و افتضاحن. خلاصه که فیلم هم ظاهرش داغونه، هم داستانش و هم رفتارش با شخصیت‌ها. X3 واقعاً آشغاله.

2019-03-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

***یک پایان خوب برای سه‌گانه اصلی***
به نظر من فیلم‌های مردان ایکس (X-Men) به این خاطر محبوب شدن که جرئت متفاوت بودن دارن. مفهوم مردان ایکس با کلیشه‌های ابرقهرمانی خیلی فاصله داره. اگه با این ذهنیت سراغ این فیلم‌ها میاید که چیزی شبیه سوپرمن، اسپایدرمن یا بتمن ببینید، کلاً فراموشش کنید. ایده منحصربه‌فرد مردان ایکس اینه که بشریت داره به سطح بعدی تکامل می‌رسه و آدم‌ها در سراسر دنیا دارن قدرت‌های فوق‌بشری ناشی از ژن جهش‌یافته «X» رو نشون می‌دن. دو رهبر جهش‌یافته که دوست‌های قدیمی هم هستن، موضع‌های کاملاً متفاوتی دارن. چارلز اگزاویه (Charles Xavier) یه مدرسه برای جوون‌های جهش‌یافته راه می‌ندازه؛ دیدگاهش مثبته و هدفش خیرخواهانه. در مقابل، اریک لنشر یا همون مگنیتو (Magneto)، از پارانویای آدم‌های عادی خسته شده و «انجمن برادری جهش‌یافتگان» رو با حس برتری‌جویی راه می‌ندازه. و همون‌طور که می‌گن، قدرت فساد میاره. می‌شه گفت رویکرد اگزاویه شبیه مارتین لوتر کینگ و رویکرد مگنیتو شبیه مالکوم ایکس هست که مقایسه جالبیه. با اینکه هر کسی فیلم مورد علاقه خودش رو داره، اما من فکر می‌کنم هر سه فیلم سه‌گانه اصلی کیفیت مشابهی دارن. «آخرین ایستادگی» با اینکه کارگردان جدیدی داره، همون لحن و بازیگرهای قبلی رو حفظ کرده و ایده‌های اون‌ها رو به سرانجام می‌رسونه. جدا از نبرد نهایی، ما شاهد بازگشت جین گری و جدال اون با نیمه تاریک وجودش هستیم. بعضی‌ها از مرگ دو شخصیت مهم شاکی هستن، اما مگه توی کمیک‌ها چند بار شخصیت‌ها زنده نمی‌شن؟ مگه توی همین فیلم یه شخصیت مهم زنده نمی‌شه؟ بقیه هم از زمان کوتاه فیلم و نبود عمق گله دارن، اما زمان X3 دقیقاً مثل فیلم اوله (۱۰۴ دقیقه) و کلی عمق داستانی داره؛ مثلاً دوراهی روگ برای درمان شدن، تضاد درونی ققنوس، غم سایکلاپس، سقوط اخلاقی پایرو (Pyro) و تلاش ولورین برای انجام کار درست با وجود عشقش. البته نبرد جزیره آلکاتراز یکم تکراری و خسته‌کننده به نظر میاد و بهتر بود بیشتر روی ققنوس تمرکز می‌کردن، اما در کل نکات مثبت زیادی برای لذت بردن هست. نمره من: B+

2019-06-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

تعجب کردم که دیدم نمره میانگین این فیلم این‌قدر افت کرده. راستش من از «مردان ایکس: آخرین ایستادگی» لذت بردم. یه نگاه سریع به بقیه نقدها انداختم و به نظر میاد مشکل اصلی بقیه با نحوه برخورد فیلم با بعضی شخصیت‌های کمیک بوکیه؛ که خب برای طرفدارهای کمیک کاملاً منطقیه، اما برای من که کمیک‌خوان نیستم اهمیتی نداشت. من فقط به عنوان یه فیلم قضاوتش می‌کنم و به نظرم به اندازه کافی سرگرم‌کننده بود. هیو جکمن (Hugh Jackman) همچنان ستاره‌ی اوله، هرچند اول فیلم رفتار ولورین یکم برام عجیب بود ولی زود برطرف شد. دوست داشتم نایت‌کراولر (Nightcrawler) هم می‌بود، ولی جایگزینش یعنی بیست (Beast) با بازی کلسی گرامر (Kelsey Grammer) برام جذاب بود. با توجه به چیزهایی که خوندم، گله‌های بقیه رو درک می‌کنم، مخصوصاً در مورد شخصیت‌پردازی‌ها، ولی صادقانه بگم به نظرم ارزش یک بار دیدن رو داشت، حتی اگه ضعیف‌ترین نسخه سه‌گانه اصلی باشه. /کپی شده از نقد من در Letterboxd\

2021-05-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

بعد از یه وقفه کوتاه در نسخه دوم، دوباره برگشتیم به همون فرمت کلیشه‌ای و نه چندان هیجان‌انگیز برای قسمت سوم. این بار مگنیتو (Magneto) از اینکه دولت درمانی مخفی برای جهش‌یافته‌ها ساخته شاکیه. در ظاهر، این قراره منجر به یه نبرد تکراری دیگه بین نیروهای مگنیتو و دشمن همیشگیش اگزاویه (Xavier) و ارتشش به رهبری ولورین (Wolverine) بشه. اما مگنیتو یه برگ برنده داره: «ققنوس سیاه» که جین گری (Jean Grey) رو به موجودی مرگبارتر از تصور تبدیل کرده. آیا می‌شه جلوش رو گرفت؟ داستان واقعاً همون همیشگیه؛ جلوه‌های ویژه خوب، کلی آتیش‌بازی و تقابل خیر و شر، اما داستان واقعاً ضعیفه و دیالوگ‌ها انگار تکرار همون حرف‌های فیلم اوله. جکمن واقعاً تلاش می‌کنه به فیلم هیجان بده و بن فاستر (Ben Foster) هم با اون بال‌های فرشته‌گونه‌اش ظاهر جذابی داره، اما در کل انگار فقط یه اپیزود دیگه از یه مینی‌سریال ماروله که می‌دونی تهش فقط قراره راه رو برای دنباله بعدی باز کنه. فیلم خوش‌ساختیه، اما بازی دو نقش اصلی بیش از حد اغراق‌آمیزه و کلسی گرامر هم تنها کسی نیست که توی اون پایان‌بندی شلوغ و پلوغ حالش گرفته می‌شه.

2022-11-28


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

می‌دونید، ۳۰ دقیقه اول فیلم واقعاً بد نیست، با وجود اینکه کارگردانی رتنر (Ratner) نسبت به قبل افت کرده و مرگ اسکات (Scott) هم غیرضروری بود. اما متأسفانه از اونجا به بعد همه چیز سقوط می‌کنه. با کارگردانی رتنر، همه چیز یه پله بدتر شده؛ نویسندگی ضعیف‌تر، کارگردانی کم‌خلاقیت‌تر و جنبه‌های نقد اجتماعی هم نسبت به قبل خیلی سطحی‌تر شده. من واقعاً با مرگ چارلز مشکلی ندارم، حتی با نحوه مرگش. منطقیه که ققنوس بکشتش. اما چیزی که دوست ندارم اینه که هیچ اتفاق خاصی بعدش نمی‌افته، جز اینکه مردان ایکس رو تحریک می‌کنه کاری رو انجام بدن که از قبل هم قصدش رو داشتن. این تنها لحظه مهمی نیست که بی‌آینده رها می‌شه. به نظر می‌رسه پایرو بعد از دیدن بلایی که سر میستیک (Mystique) اومد قراره علیه مگنیتو بشه، اما نمی‌شه. روگ داستان رو رها می‌کنه تا درمان بشه و تهش فقط یه حضور کوتاه داره بدون اینکه تأثیری روی داستان یا روابط بذاره. فکر می‌کنم مشکل اصلی سه‌گانه اصلی مردان ایکس، عشق بیش از حدشون به ولورین و تنفرشون از سایکلاپس بود. اسکات توی دو فیلم اول هیچ کار مهمی نمی‌کنه و توی این یکی هم می‌میره، برای همین مرگش اصلاً برامون مهم نیست. اگه قوس شخصیتی لوگان رو به اسکات می‌دادن خیلی تاثیرگذارتر می‌شد؛ اینکه اسکات مجبور بشه جین رو بکشه. رابطه لوگان و جین هیچ‌وقت اون‌قدر باورپذیر نبود که پایان فیلم جواب بده. جین گری محور اصلی کل داستانه، اما با این حال کل فیلم به حاشیه رانده شده و مثل یه ابزار باهاش برخورد می‌شه تا وقتی که بمیره.

2025-04-03