۳:۱۰ به یوما

۳:۱۰ به یوما

دن ایوانز (Dan Evans) مزرعه‌داری است که برای حل مشکلات مربوط به فروش زمینش راهی بیزبی (Bisbee) می‌شود. او در آنجا شاهد مراحل پایانی سرقت یک کالسکه توسط بن وید (Ben Wade)، قانون‌شکن مشهور، می‌شود. اندکی بعد، وید توسط قانون در بیزبی دستگیر می‌شود و ایوانز داوطلب می‌شود تا در ازای پاداش ۲۰۰ دلاری، یکی از همراهانی باشد که وید را به قطار ساعت ۳:۱۰ به مقصد یوما (Yuma) در منطقه کانتنشن (Contention) می‌رسانند. تلاش ایوانز برای رساندن وید به ایستگاه، از یک سو برای نجات زمینش است و از سوی دیگر، نبردی درونی برای اثبات این موضوع که او در چشمان پسر جسور و هفت‌تیرکشش، ویلیام ایوانز (William Evans)، چیزی فراتر از یک مزرعه‌دار ساده‌لوح است. مسیر انتقال به کانتنشن خطرناک و پر از کمین سرخ‌پوستان، تعقیب توسط دارودسته انتقام‌جوی وید و رفتارهای مکارانه و پنهانی خودِ وید است که سفر را به مراتب دشوارتر می‌کند.

سال انتشار: 2007 کارگردان: James Mangold ژانر: Action، Crime، Drama نویسندگان: Halsted Welles، Michael Brandt، Derek Haas امتیاز: 7.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

وقتی بهش فکر می‌کنی، چیزی که این اواخر زیاد تو ذهنم بوده، اینه که اونا به من پول نمی‌دادن که بی‌خیال بشم و برم؛ اونا به من پول می‌دادن تا خودشون بتونن بی‌خیال بشن و برن. فیلم «۱۰:۳ به یوما» به کارگردانی جیمز منگولد (James Mangold) و نویسندگی هالستد ولز، مایکل برانت و درک هاس ساخته شده. این فیلم بازسازی اثر سال ۱۹۵۷ دلمر دیوز به همین نامه که بر اساس داستانی از المور لئونارد نوشته شده. بازیگرانی مثل راسل کرو، کریستین بیل، پیتر فوندا، بن فاستر و لوگان لرمن در اون ایفای نقش می‌کنن. موسیقی متن اثر مارکو بلترامی و فیلمبرداری بر عهده فدون پاپامیکائیل بوده. بعد از دستگیری بن وید (Crowe) قانون‌شکن، گروهی تشکیل می‌شه تا او رو به شهر کانتنشن همراهی کنن، جایی که باید سوار قطار ساعت ۳:۱۰ به مقصد زندان یوما بشه. دن ایوانز (Bale)، مزرعه‌دار ورشکسته‌ای که در جنگ داخلی معلول شده، به این گروه ملحق می‌شه. دن برای حفظ زمینش و حمایت از خانواده‌اش در تلاشه. او که در چشم پسر بزرگش ویلیام (Lerman) یک بازنده به نظر می‌رسه، این فرصت رو راهی برای خروج از مشکلاتش می‌بینه. اما با وجود دشمن باهوشی مثل وید و دارودسته‌اش که در تعقیبشون هستن، ایوانز و همراهانش کار سختی برای زنده رسیدن به کانتنشن دارن... نسخه اصلی دیوز اثر خوبیه، پر از ضرب‌آهنگ‌های روان‌شناختی و جوی خفقان‌آور. با حضور دو بازیگر عالی وسترن یعنی گلن فورد و ون هفلین، خیلی از طرفداران وسترن عاشقش هستن و فکر نمی‌کردن نیازی به بازسازی داشته باشه؛ از جمله خود من. اما منطق منگولد و تیمش برای بازسازی منطقی بود: داستانی با تم‌های عمیق برای بزرگسالان و اکشن فراوان برای نسل جوان. این کار باعث شد ژانر وسترن دوباره در زمانی که داشت نفس‌های آخرش رو می‌کشید، سر زبون‌ها بیفته. فقط کافی بود دو تا از بزرگترین ستاره‌های دوران مدرن رو برای نقش وید و ایوانز بیارن که خب آوردن. تنها خواسته ما این بود که گند نزنن! فیلم منگولد که نیم ساعت طولانی‌تر از نسخه اصلیه، یک بخش میانی جدید اضافه کرده و پایان رو تغییر داده. بخش میانی عالی از آب دراومده؛ عبور از سرزمین آپاچی‌های متخاصم و درگیری با اراذل راه‌آهن، در حالی که دارودسته وید به رهبری چارلی پرینس (Foster) خبیث در تعقیبشون هستن. اما پایان فیلم یک اشتباه بزرگه، هم در اجرا و هم در شخصیت‌پردازی. اکثر فیل‌دوستان حاضرن برای یک سرگرمی خوب منطق رو نادیده بگیرن، اما اینجا از ما خواسته می‌شه حرکات ورزشی غیرممکنی رو باور کنیم و تغییر شخصیت ناگهانی‌ای رو بپذیریم که واقعاً باورنکردنیه. حیف شد، چون تا قبل از اون، ترکیب تم‌های سنتی وسترن مثل اخلاق و رستگاری با صحنه‌های تیراندازی خیلی خوب چفت شده بود. رابطه پدر و پسری هم به داستان عمق داده بود. حتی آدم‌بدها هم مامانشون رو دوست دارن! بازی‌ها هم در سطح بالایی هستن. فوندا، فاستر و لرمن در نقش‌های مکمل عالی‌ان. فوندا با اون چهره چرمی و صدای خشن در نقش مک‌الروی فوق‌العاده‌ست، فاستر یک شرور تمام‌عیار رو به تصویر می‌کشه و لرمن هم در نقشی سخت، به خوبی از پس نمایش پسری که داره مرد می‌شه براومده. اما این فیلمِ کرو و بیل هست. کرو، وید رو به عنوان یک شیک‌پوش باهوش نشون می‌ده؛ مردی که زن‌ها رو می‌فهمه، هنرمنده و زبونش به تندی دستش روی ماشه‌ست. می‌دونیم وید بی‌رحمه، اما کرو طوری بازی می‌کنه که هیچ‌وقت نمی‌فهمیم تو سرش چی می‌گذره. بیل هم وقار خاصی به ایوانز داده؛ مردی تحت فشار که از شکست‌هاش در خانواده رنج می‌بره، اما نجابتی خویشتن‌دارانه داره. با پیشرفت سفر، احترامی متقابل بین او و وید شکل می‌گیره. و بعد، اون یک‌چهارم پایانی فیلم تقریباً تمام زحماتشون رو به باد می‌ده... با این حال، «۱۰:۳ به یوما» به عنوان یک وسترن مدرن با ارزش‌های سنتی، تجربه لذت‌بخشیه. پرانرژی و جذاب از اول تا آخر. تماشاش رو پیشنهاد می‌کنم، به شرطی که ۱۵ دقیقه آخر مغزتون رو کلاً خاموش کنید. ۷.۵ از ۱۰

2017-02-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

بهای رستگاری -- اگه با پایان فیلم مشکل داشتید، حتماً این رو بخونید.
این بازسازی درباره دستگیری بن وید (Russell Crowe)، قانون‌شکن مشهوره که باید به شهر کانتنشن برده بشه تا با قطار به یوما بره و اونجا اعدام بشه. دن ایوانز (Christian Bale)، مزرعه‌دار مستأصلیه که برای نجات خانواده‌اش به ۲۰۰ دلار نیاز داره و همراه گروه می‌شه. وید در تمام مسیر سعی می‌کنه با بازی‌های روانی ایوانز رو فاسد کنه، اما اوضاع جور دیگه‌ای پیش می‌ره. تیم بازیگری فوق‌العاده‌ست، لوکیشن‌های نیومکزیکو عالیه و موسیقی متن هم جزو بهترین‌های تاریخه. از همه مهم‌تر، فیلم در تمام ۲ ساعت زمانش مخاطب رو درگیر نگه می‌داره. نیمه اول فیلم واقع‌گرایانه‌ست اما در نیمه دوم اتفاقات کمی غیرمنطقی می‌شن که خوشبختانه اکثرشون قابل توجیه‌ هستن. مثلاً صحنه سوختن یک نفر در واگن؛ شاید بگید چرا بیشتر جیغ نمی‌زد، اما اگه دقت کنید صدای فریادش رو در پس‌زمینه می‌شنوید. یا خوب شدن ناگهانی لنگیدن پای ایوانز در اوج فیلم که می‌شه اون رو به ترشح آدرنالین ربط داد. مشکل من این بود که بن وید (Crowe) بیش از حد ابرقهرمان به نظر می‌رسید، انگار حتی با دستبند هم کاری نبود که نتونه انجام بده. به هر حال، این یک وسترن واقع‌گرایانه مثل «وایات ارپ» نیست، بلکه یک وسترن اسطوره‌ای با پیامی قدرتمنده.

*** خطر لو رفتن داستان (اسپویل) ***
اگه تحلیل پایان فیلم رو نمی‌خواید، بقیه رو نخونید!
وید مردی با اعتماد به نفس و با استعداده که با نگاهی تحقیرآمیز به بقیه نگاه می‌کنه، مثل پیروان نیچه که هیچ تعهد اخلاقی به کسی، مخصوصاً خدا، ندارن. اون پاکی ساده‌ای رو در ایوانز حس می‌کنه و سعی می‌کنه وسوسه‌اش کنه. اما در اتاق هتل، این ایوانزه که وید رو «متحول» می‌کنه. ایوانز این کار رو با حرف زدن انجام نمی‌ده، بلکه با «خودِ واقعی‌اش» انجام می‌ده؛ مردی شجاع و خانواده‌دوست که سرسختانه پای امید، ایمان، زندگی و عدالت ایستاده. وقتی وید در اتاق هتل طرحی از چهره ایوانز رو در یک کتاب می‌کشه، بعداً می‌بینیم که این طرح در صفحه اول یک انجیل کشیده شده. این نشون می‌ده که وید، ایوانز رو (حتی ناخودآگاه) به عنوان یک شخصیت مسیح‌گونه دیده. اما چی باعث شد وید تغییر کنه؟
۱. اون در ایوانز مردی رو دید که فروختنی نیست؛ چیزی که قبلاً تجربه نکرده بود.
۲. پسر ایوانز اصرار داشت که هنوز ذره‌ای خوبی در وید هست. با وجود انکار وید، بچه درست می‌گفت. اینکه کسی در این دنیا، با وجود تمام بدی‌هاش، هنوز بهش باور داشت، وید رو تکون داد.
۳. وید چون در بچگی رها شده بود، به راه خلاف کشیده شد. اون در ایوانز و همسرش یک خانواده واقعی دید؛ والدینی که پای هم ایستادن و تحت هیچ شرایطی ایمان و خانواده رو رها نکردن.
۴. ایوانز با مامور پینکرتون معامله کرد که اگه وید رو به قطار برسونه، ۱۰۰۰ دلار به خانواده‌اش برسه. وید می‌خواست مطمئن بشه این پول به اونا می‌رسه تا گذشته‌اش رو جبران کنه.
۵. وید در ایوانز چیزی رو پیدا کرد که در بقیه رابطه‌هاش نداشت: دوستی بر پایه احترام، نه فقط هم‌جرم بودن.
چرا ایوانز باید می‌مرد؟ چون رستگاری فقط با ریختن خون به دست می‌آد. این بهایی بود که باید پرداخته می‌شد تا وید بتونه زندگی جدیدی رو شروع کنه.
نمره: A

2018-05-11


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

این بهترین وسترن قرن بیست و یکم تا به اینجاست (به نظر من حتی از «جانگوی آزاد شده» هم سرتره). جیمز منگولد با تکیه بر نسخه کلاسیک ۱۹۵۷، صحنه‌هایی رو اضافه کرده که حفره‌های داستانی رو پر می‌کنن و به شخصیت‌ها عمقی می‌دن که در نسخه اصلی نبود. قهرمان ما حالا مردیه که برای حفظ مزرعه و احترام خانواده‌اش می‌جنگه، در حالی که «ضدقهرمان» داستان انگار از سبک زندگی خودش خسته شده. اضافه کردن نقش بچه‌ها به داستان حرکت هوشمندانه‌ای بود که به شخصیت‌های بیل و کرو عمق زیادی داد. هر دو بازیگر عملکردی بی‌نقص دارن و می‌تونید رشد شخصیت‌هاشون رو در تقابل با هم ببینید. لوگان لرمن و بن فاستر هم در نقش‌های خودشون عالی ظاهر شدن. فیلمبرداری در بعضی صحنه‌ها خیره‌کننده‌ست و برخلاف اکثر وسترن‌ها، طبیعت اینجا مثل یک شخصیت ساکت عمل می‌کنه. موسیقی متن بلترامی هم با اینکه یادآور وسترن‌های قدیمی و مشهوره، اما هویت خاص خودش رو داره. طراحی صدا هم عالیه، مخصوصاً استفاده از ریتم ضربان‌مانند موتور قطار در صحنه آخر. همه چیز از نورپردازی و تدوین گرفته تا لباس و طراحی صحنه عالیه. مشخصه کسانی که روی این فیلم کار کردن، واقعاً عاشقش بودن. بازسازی یک فیلم باید اینطوری باشه. لذت ببرید.

2021-08-08


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

من اکثر اوقات از بازسازی‌ها متنفرم... اما در مورد فیلم‌های وسترن و جنگی استثنا قائل می‌شم. دلیلش هم اینه که تا قبل از فیلم M*A*S*H، سربازها در فیلم‌های جنگی طوری بودن که انگار همین الان از حمام اومدن بیرون و لباس اتوکشیده پوشیدن! در مورد وسترن‌ها هم همینطور بود؛ گاوچران‌ها طوری بودن که انگار وقت داشتن هر روز دوش بگیرن و موهاشون رو حالت بدن. این اصلاً با واقعیت جور در نمی‌اومد. این بازسازی اون اشتباه رو اصلاح کرد، بدون اینکه به داستان فوق‌العاده المور لئونارد لطمه بزنه. واقعاً لئونارد بهترین ایده‌ها رو برای داستان‌های جنایی و وسترن داره.

2023-01-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

اول از همه بگم که این فیلم بازسازی اثر سال ۱۹۵۷ به همین نامه. انتخاب بازیگرها برای نقش‌های اصلی بهتر از این نمی‌شد. درجه سنی R و میزان خشونت فیلم کاملاً با حال و هوای داستان همخوانی داشت. پایان فیلم هم دقیقاً همون چیزی بود که لازم داشت؛ نه از اون پایان‌های لوس و قهرمان‌بازی‌هایی که این روزها مد شده. یکی از فیلم‌های محبوب منه.

2025-02-08