راهنمای والدین: جزیره

بررسی رده‌بندی محتوایی و هشدارهای حساسیت‌زا برای جزیره.

بازگشت به صفحه جزیره

صحنه‌های ترسناک و دلهره‌آور

کلون‌های هوشمند در یک زندان فریبنده و پیشرفته گیر افتاده‌اند و مدام با خشونت مرگبار، وحشت اخلاقی و تعقیب و گریزهای پرخطر تهدید می‌شوند؛ در حالی که به آن‌ها القا شده که مرگ‌شان در واقع یک پاداش است.

رابطه جنسی و برهنگی

یک مرد و یک زن با اشتیاق روی تخت همدیگر را می‌بوسند و نوازش می‌کنند.

مردی دو مرد دیگر را در حمام در حال رابطه جنسی مشاهده می‌کند.

زنان لباس‌های مختلفی به تن دارند که بخش‌هایی از بدن‌شان را نمایان می‌کند.

خشونت و خون‌ریزی

مردی روی تخت جراحی دراز کشیده، دکتر برای عمل آماده می‌شود، صدای اره جراحی شنیده می‌شود و به سینه مرد نزدیک می‌شود؛ قطره‌ای خون روی سینه او می‌ریزد. مرد شروع به نگاه کردن به اطراف می‌کند، لوله‌ها را از صورتش می‌کشد، می‌نشیند و از اتاق بیرون می‌دود (می‌بینیم که سینه‌اش بسیار خونی است). او در راهرو می‌دود و با قلاب‌های شوکر به پشت پاهایش شلیک می‌شود (می‌بینیم که قلاب‌ها پوست پایش را می‌کشند) و در حالی که فریاد می‌زند «نمی‌خواهم بمیرم»، روی زمین کشیده می‌شود (رد خون او روی زمین می‌ماند). زنی در اتاق عمل یک عضو خونی بدن را در دست دارد و سپس آن را در کیسه‌ای می‌گذارد و پلمب می‌کند.

کیسه‌های زیادی پر از مایع می‌بینیم که افرادی داخل آن‌ها هستند و به بند ناف متصل شده‌اند؛ پوست برخی از آن‌ها شفاف به نظر می‌رسد و رگ‌های قرمزشان پیداست.

یک کیسه بزرگ پر از مایع می‌بینیم که شخصی داخل آن است، لوله‌ای بیرون کشیده می‌شود و خون روی پلاستیک جاری می‌شود؛ کیسه توسط مردی با چاقو سوراخ می‌شود، مایع روی زمین می‌ریزد، مردی پوشیده از لجن را می‌بینیم و ماسکی روی دهانش گذاشته می‌شود در حالی که او در حال خفه شدن و نفس‌نفس زدن است؛ سپس مچ دست او را داغ می‌زنند و یک دستبند فلزی روی محل داغ قرار می‌دهند.

زن و مردی در یک انبار ابزار پنهان می‌شوند و مردی با اسلحه آن‌ها را تعقیب می‌کند؛ زن با استفاده از میخ‌کوب به دست مرد شلیک می‌کند (می‌بینیم که دستش به دری که سعی داشت باز کند میخ شده و غرق در خون است) و سپس مرد با یک دیلم به او ضربه می‌زند و بیهوشش می‌کند.

زن و مردی با یک وسیله نقلیه پرنده با سرعت زیاد در میان ماشین‌ها و قطارهای هوایی حرکت می‌کنند: آن‌ها توسط مردانی در وسایل نقلیه پرنده دیگر تعقیب می‌شوند و به سمت‌شان شلیک می‌شود؛ یکی از وسایل نقلیه پرنده به قطار برخورد می‌کند (منفجر می‌شود)، وسیله دیگری نزدیک است به هلیکوپتر برخورد کند، و زن و مرد با وسیله‌شان از پنجره شیشه‌ای عبور کرده، با سرعت از یک دفتر رد می‌شوند، از سمت دیگر ساختمان به بیرون سقوط می‌کنند و وسیله نقلیه به زمین برخورد می‌کند؛ مرد لبه‌ای را می‌گیرد و زن نزدیک است به زمین سقوط کند.

زنی اسلحه را به سمت مردی گرفته است، زنی دیگر اسلحه را به سمت مرد دیگری گرفته که مرد اسلحه را از او می‌قاپد.