Das Leben der Anderen
گرد ویسلر (Gerd Wiesler) افسر اشتازی، پلیس مخفی آلمان شرقی است. فیلم در سال ۱۹۸۴ آغاز میشود، زمانی که ویسلر در نمایشی به نویسندگی گئورگ درایمن (Georg Dreyman) شرکت میکند؛ کسی که از نظر بسیاری، نمونه بارز یک شهروند وفادار است. ویسلر حسی درونی دارد که درایمن نمیتواند آنقدرها که به نظر میرسد ایدهآل باشد و معتقد است که باید تحت نظر قرار بگیرد. وزیر فرهنگ با این کار موافقت میکند، اما ویسلر بعداً متوجه میشود که وزیر، درایمن را به چشم یک رقیب میبیند و به شریک زندگی او، کریستا-ماریا، چشم دارد. هر چه ویسلر زمان بیشتری را صرف شنود آنها میکند، بیشتر به آنها علاقهمند میشود. این افسرِ زمانی سختگیرِ اشتازی، شروع به مداخله در زندگی آنها به شکلی مثبت میکند و تا حد امکان از آنها محافظت میکند. در نهایت، فعالیتهای ویسلر فاش میشود و با اینکه مدرکی علیه او وجود ندارد، او به کارهای پست گماشته میشود - تا اینکه اتفاقی باورنکردنی رخ میدهد.
سال انتشار: 2006 کارگردان: Florian Henckel von Donnersmarck ژانر: Drama، Mystery، Thriller نویسندگان: Florian Henckel von Donnersmarck امتیاز: 8.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آدمهای خوبی که در یک دوره جالب از تاریخ، با شرایط تراژیکی روبرو میشن. چون شما زندگی شخصیتهای اصلی رو از زاویه دید یه افسر اشتازی میبینید که دچار سردرگمی اخلاقی شده، اطلاعاتتون از خودِ شخصیتها درباره وضعیت ناامیدکنندهشون بیشتره. همین موضوع باعث میشه دیدن رنجی که میکشن خیلی تراژیکتر بشه. عاشق این فیلمم. تنها فیلمیه که تا حالا باعث شده من و بابام با هم گریه کنیم.
2024-01-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم بیشتر از اینکه یه اثر مهیج باشه، یه مثال بارز از قدرت فاسدکننده دولته و کسایی که مسئول طراحی و اجرای سیاستهاش هستن. «درایمن» (Sebastian Koch) یه نمایشنامهنویس آلمان شرقیه که بین نخبگان کمونیست محبوبه، چون آثارش فضایل جمهوری خلق رو ستایش میکنن. وزیر «همپف» (Thomas Thieme) در ظاهر ازش حمایت میکنه، اما در عین حال از اشتازی میخواد که زیر نظر داشته باشنش. «گروبیتز» (Ulrich Tukur) که خیلی جاهطلبه، همکار دقیقش «ویسلر» (Ulrich Mühe) رو برای مدیریت این شنود انتخاب میکنه. چیزی که خیلی زود برای اونا روشن میشه اینه که دارن توسط اون سیاستمدار بازی داده میشن تا نویسنده رو به یه دلیل کاملاً متفاوت بدنام کنن. اون وزیر به «کریستا-ماریا» (Martina Gedeck) چشم داره که از قضا دوستدختر سوژه جدید اوناست. کریستا در گذشته با اکراه به خواستههای وزیر تن داده، چون میدونسته مقاومت فایدهای نداره و اون مردی نیست که بشه باهاش درافتاد. اگه مدرکی برای این حرف لازم داشتن، فقط کافی بود به «یرسکا» (Volkmar Kleinart) نگاه کنن که طرد شده و حالا مجبور به زندگی در یک آپارتمان اشتراکیه و هیچ کاری بهش نمیدن.
وفاداری تزلزلناپذیر «ویسلر» از اینجا به بعد شروع به لرزیدن میکنه. اون از اینکه ابزار دست بقیه بشه متنفره و همونطور که به شنود ادامه میده، میفهمه که شاید سوژههاش آدمهای اشتباهی باشن! به تدریج، عناصر سیاسی و داخلی به هم نزدیک میشن و با افزایش فشار برای ارائه نتایج، اوضاع برای همه به شکلی تراژیک پیش میره. این فیلم یه کیفرخواست بسیار قوی و هوشمندانه علیه رژیمهای توتالیتره. مردم در ترس زندگی میکنن و به همین دلیل همرنگ جماعت میشن؛ دولت تمام جنبههای زندگی روزمره رو کنترل میکنه و کسایی که از پلههای قدرت بالا رفتن، تمام ویژگیهای اورولیِ شخصیت «ناپلئون» در کتاب «قلعه حیوانات» رو از خودشون نشون میدن. باید از گدک تعریف کرد که نقش شخصیت مستاصل رو که باید بین عشق و زندگیش تعادل برقرار کنه عالی بازی میکنه، و همینطور از مِوهه که نشون میده حتی «ویسلر» هم به عنوان استاد سابق فنون شستشوی مغزی، ممکنه قادر به تغییر باشه. حتی قادر به انسانیت. یه صحنه جالب هم هست که یکی از همکارهاشون داره یه جوک درباره اریش هونکر تعریف میکنه و تصادفی صداش شنیده میشه. بعداً دوباره اون رو میبینیم - اما هیچکدوم از شخصیتها دیگه مشغول همون کاری نیستن که براش استخدام شده بودن!