عزیز میلیون دلاری
مگی فیتزجرالد (Hilary Swank) که آرزو دارد از بهترینها بیاموزد، از فرانکی دان (Clint Eastwood) میخواهد که مربی او شود. در ابتدا، فرانکی با قاطعیت مخالفت کرده و میگوید علاقهای به آموزش دختران ندارد. فرانکی زندگی منزوی و تنهایی دارد، از تنها دخترش دور شده و دوستان کمی دارد. مگی دختری بیتجربه اما با ارادهای پولادین در رینگ است و در نهایت فرانکی تسلیم میشود. مگی نه تنها به همان بوکسوری تبدیل میشود که فرانکی همیشه آرزوی داشتنش را داشت، بلکه به دوستی تبدیل میشود که خلأ بزرگ زندگی او را پر میکند. دوران حرفهای مگی به سرعت اوج میگیرد، اما حادثهای در رینگ باعث میشود او از فرانکی یک درخواست نهایی داشته باشد.
سال انتشار: 2004 کارگردان: Clint Eastwood ژانر: Drama، Sport نویسندگان: Paul Haggis، F.X. Toole امتیاز: 8.1نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
***یک «راکی» زنانه با پایانی تلخ و متناقض***
فیلم «دختر میلیون دلاری» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی کلینت ایستوود (Clint Eastwood)، با بازی خود ایستوود در نقش یک مربی بوکس بدقلق است که صاحب یک باشگاه ورزشی معمولی در لسآنجلس است؛ باشگاهی که توسط یکی از بوکسورهای سابق او، که راوی داستان هم هست (Morgan Freeman)، اداره میشود. پیشخدمتی از حومه میزوری (Hilary Swank) از راه میرسد و از فرانکی (Eastwood) میخواهد که مربیاش شود، اما او قبول نمیکند چون مگی با ۳۲ سال سن خیلی پیر است و فرانکی هم «دخترها را تمرین نمیدهد»، احتمالاً به خاطر اختلاف نامشخصی که سالها پیش با دختر خودش داشته است. در نهایت، او با اکراه میپذیرد.
بخش عمده فیلم اساساً نسخه زنانهی «راکی» (Rocky - 1976) است، با این تفاوت که من درام قوی این فیلم را ترجیح میدهم. سه شخصیت اصلی به خوبی پردازش شدهاند و لحن فیلم در کل محترمانه است، به علاوه لحظات کوتاهی از شوخیهای ملایم. رابطه فرانکی و مگی (Swank) کمکم به یک رابطه پدر و دختری تبدیل میشود که بسیار تاثیرگذار است.
با این حال، پرده سوم فیلم تغییری ناگهانی و به شدت تلخ پیدا میکند. فیلم از فرمول فیلمهای ورزشی فاصله میگیرد و پیامی میدهد که با تمام آنچه در دو پرده اول ساخته بود در تضاد است، که واقعاً غیرقابل توضیح است. البته، من «منظور» فیلم را میفهمم: اینکه شخصی اساساً همه چیز را فدا میکند تا کاری را انجام دهد که (ظاهراً) برای آن موقعیت بهترین است و به خواسته یک عزیز احترام بگذارد. با این وجود، این یک چرخش تاریک است که طعم تلخی به جا میگذارد چون پیام مثبت دو سوم اول داستان را رد میکند. زمان فیلم ۲ ساعت و ۱۲ دقیقه است و در لسآنجلس فیلمبرداری شده. نمره: B-/C+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
باورنکردنی! اصلاً انتظار نداشتم «دختر میلیون دلاری» تا این حد درخشان و خیرهکننده باشه. قبلاً هم بارها گفتم ولی برای اینکه بهتر متوجه بشید، من معمولاً قبل از دیدن فیلمها دربارهشون چیزی نمیخونم - فقط چک میکنم که فیلم جزو یک مجموعه نباشه، زمانش رو میبینم و ژانرش رو چک میکنم - بنابراین انتظار داشتم این هم یک فیلم ورزشی کلیشهای ولی خوب باشه. اما خیلی فراتر از این حرفهاست. خیلی عمیقتره و تاثیری موندگار داره که اصلاً پیشبینی نمیکردم.
حتی در بخشهای ابتدایی داشتم پایان کلیشهای و قابل پیشبینی رو حدس میزدم، اما هرچی فیلم جلوتر میره و مخصوصاً وقتی به بخش پایانی میرسه، تمام توجهم رو جلب کرد - کاملاً غرقش شدم... با تمام وجود. عجب فیلمی! بازیگرا فوقالعادهان. کلینت ایستوود (Clint Eastwood) بازی بینظیری ارائه میده، هیلاری سوانک (Hilary Swank) واقعاً معرکهست - مخصوصاً در پایان، لعنتی - و مورگان فریمن (Morgan Freeman) هم که همون مورگان فریمن همیشگیه؛ چه بازیگری و چه صدایی، استفاده از اون به عنوان راوی حرکت خیلی هوشمندانهای بود. در بخشهای دیگه هم جی باروشل (Jay Baruchel)، آنتونی مکی (Anthony Mackie)، مارگو مارتیندل (Margo Martindale) و مایکل پنیا (Michael Peña) هم حضور جالبی دارن.
فیلم شما رو به سفری میبره که تماشای اون واقعاً مسحورکننده بود. ریتم عالی، بازیگری عالی. از تکتک ثانیههاش لذت بردم و بدون شک دوباره تماشاش میکنم. چند روز پیش گفتم که از تحسینهای زیاد فیلم «نابخشوده» (Unforgiven) ایستوود تعجب کردم، اما در مورد این فیلم محصول ۲۰۰۴، دقیقاً برعکسم. من زیاد به جوایز اهمیت نمیدم، اما خوشحالم که میبینم همه عوامل برای این کار قدردانی شدن. کلاه از سر برمیدارم! عالی بود، واقعاً عالی.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**«دختر میلیون دلاری» فیلمی است که به شکلی فوقالعاده ساخته شده، اما ناگهان تغییری مسیر میدهد تا به موضوعاتی به شدت تلخ بپردازد که قطعاً آن چیزی نبود که انتظارش را داشتم.**
میدانم که ظاهراً این فیلم یک شاهکار است و شاید با گفتن این حرف اعتبارم را از دست بدهم، اما «دختر میلیون دلاری» فیلم وحشتناکی بود. نیمه اول فیلم را صرف عاشق شدن به مگی فیتزجرالد امیدوار، بااستعداد و الهامبخش و تلاش او برای نجات مربی بدخلق و تنها، فرانکی دان، کردم. اما وقتی نیمه دوم آن چرخش بزرگ را انجام میدهد، داستان از یک روایت ورزشی دلنشین درباره غلبه بر مشکلات و رستگاری، به ناامیدی و عذاب تغییر میکند. کلینت ایستوود (Clint Eastwood) داستانی قدرتمند را با مهارتی تحسینبرانگیز کارگردانی کرده، اما موضوع فیلم هرگونه لذتی را از بین برد. برای خیلیها، این فیلم لایق جایزه بهترین فیلم اسکار بود. برای من، کاش «شگفتانگیزان» (The Incredibles) آن پیروزی را به دست آورده بود.