Munich

Munich

پس از ترور ورزشکاران اسرائیلی توسط «سپتامبر سیاه» در المپیک مونیخ در سال ۱۹۷۲، نخست وزیر گلدا مئیر (Golda Meir) یک عملیات مخفی را برای یافتن و کشتن تمام افراد درگیر تأیید می‌کند. تیمی پنج نفره در سوئیس گرد هم می‌آیند که رهبری آن بر عهده آونر (Avner)، یک تکنسین رده پایین موساد است که پدرش قهرمان جنگ بوده و همسرش باردار است. این تیم قابل جایگزینی است، اما با تکیه بر خبرچین‌های پولی، چندین نفر را در اروپا و لبنان ردیابی و به قتل می‌رسانند. آن‌ها باید دائماً مراقب سیا (CIA)، کا.گ.ب (KGB)، سازمان آزادی‌بخش فلسطین (PLO) و منابع خودشان باشند. با افزایش تعداد کشته‌ها – و انتقام‌هایی که به دنبال می‌آیند – سؤالات، تردیدها و شب‌بیداری‌ها نیز بیشتر می‌شوند. وفاداری‌ها مبهم می‌شوند. یهودی بودن به چه معناست؟

سال انتشار: 2005 کارگردان: Steven Spielberg ژانر: Drama، History، Thriller نویسندگان: Tony Kushner، Eric Roth، George Jonas امتیاز: 7.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

این هم یک فیلم پرهزینه دیگر از اسپیلبرگ (Spielberg)، این یکی یک تریلر است که از رویدادهای واقعی الهام گرفته شده. فیلم پر از تنش و سرگرم‌کننده بود، با یک گروه بازیگری که باید ازشون قدردانی کرد. من هیچ تمایلی ندارم که وارد سیاست پشت فیلم یا دقت تاریخی اون بشم. فقط از منظر ارزش سرگرمی بهش نگاه می‌کنم. چند چیز بود که واقعاً دوست داشتم. شیمی بین اعضای تیم مأموریت، پس از شکل‌گیری، چشمگیر بود. آن‌ها اصلاً رفقای صمیمی نیستند، اما یاد گرفتند که از آنچه هر کدام به تیم اضافه می‌کنند، قدردانی کنند. اگرچه تنش زیادی در فیلم وجود داره، اما من از زاویه‌ای که این مردان شروع به زیر سوال بردن اخلاقی بودن کاری که انجام می‌دادند، کردند، قدردانی کردم. این موضوع فیلمنامه رو از اکثر تریلرهای دیگه متمایز می‌کنه. و من واقعاً از کیران هایندز (Ciara Hinds) خوشم میاد. او آرامشی به نقش می‌آورد، آرامشی که پشتوانه قدرت است. من او را در نقش‌های دیگر هم دوست داشتم، بنابراین این چیزی بیشتر از انتظار من نیست. من طرفدار تریلرها نیستم، اما اگر فیلم‌های بیشتری شبیه این وجود داشت، کی می‌دونه؟

2021-05-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

شروع این فیلم گزارش اخبار آمریکایی از جنایت المپیاد مونیخ را نشان می‌دهد که منجر به قتل یازده نفر به دست جنبش فلسطینی «سپتامبر سیاه» شد. دولت اسرائیل با وظیفه دشواری در ردیابی مسئولین مواجه است. برای عبور از برخی خطوط سیاسی و دیپلماتیک، آن‌ها به طرحی می‌رسند که پنج فرد مستقل را برای انجام این کار استخدام کنند. رهبری این گروه بر عهده «آونر» (Avner) (اریک بانا/Eric Bana) است و «افرایم» (Ephraim) (جفری راش/Geoffrey Rush) آن‌ها را از راه دور مدیریت می‌کند. چیزی که در ادامه می‌بینیم این است که این مردان، با کمک «لویی» (Louis) (متیو آمالریک/Mathieu Amalric) که از منابع مالی قابل توجه آن‌ها برای کسب اطلاعات در مورد محل اختفای این مجرمان استفاده می‌کند، مأموریت خود را آغاز می‌کنند. این یک مأموریت برای عدالت نیست، بلکه یک انتقام سرراست است. نیازی به تلاش برای دستگیری این افراد زنده نیست، اگرچه آن‌ها سعی می‌کنند میزان خسارت جانبی را محدود کنند – به خصوص که تقریباً هیچ یک از فعالیت‌های آن‌ها در خاک اسرائیل انجام نمی‌شود. زمانی که یکی از عملیات‌های آن‌ها به طرز فاجعه‌باری اشتباه پیش می‌رود، آن‌ها شروع به شک می‌کنند که شاید توسط افراد شرور دیگری نیز برای انجام کارهای نظافتی استفاده می‌شوند. داستان اصلی، داستان انتقام و تلافی است و اگرچه در ابتدا با این هدف همدردی داشتم، اما متوجه شدم که اقدامات غارتگرانه این مردان با یک توجیه خودخوانده برای کشتارشان، به تدریج غیرقابل توجیه می‌شود. اریک بانا نمی‌تواند به اندازه کافی خود یا شخصیتش را تحمیل کند تا به این ماجراها جنبه انسانی ببخشد و اگرچه راش هر از گاهی که روی صفحه است تأثیر می‌گذارد، بقیه بازیگران سهمی بی‌روح در چیزی دارند که من آن را یک مسیر عملیاتی فزاینده غیرقابل بخشش می‌دانستم که فقط قرار بود اوضاع را بدتر کند و بذر انتقام متقابل بیشتری بکارد. برای اینکه حق استیون اسپیلبرگ را ادا کنم، فکر می‌کنم او این فیلم را به گونه‌ای ارائه کرده که دعوت به اظهار نظر و انتقاد می‌کند. نه فقط در مورد جنایت تصادفی که با آن شروع می‌کنیم، بلکه در مورد بیهودگی درگیر شدن در چرخه خشونت خودتداوم‌بخش و سگ‌خوری. «پاپا» (Papa) (مایکل لونسدال/Michael Lonsdale) که ظاهراً فردی خوش‌خیم است و زندگی صلح‌آمیز و خانوادگی در حومه فرانسه دارد، به خوبی نشان می‌دهد که به ندرت در این نوع درگیری‌ها برنده‌ای وجود دارد – و کسانی که برنده می‌شوند به ندرت فراتر از منافع مادی، درگیر ماجرا هستند. آمالریک در این نوع نقش‌های کمی کثیف خوب عمل می‌کند، اما در غیر این صورت، من تحت تأثیر کل این ماجرای نسبتاً طولانی قرار نگرفتم.

2024-04-29