Stranger Than Fiction

Stranger Than Fiction

همه می‌دانند که زندگی شما یک داستان است. اما اگر یک داستان، زندگی شما باشد چه؟ هارولد کریک (ویل فرل) یک مأمور معمولی اداره مالیات است: یکنواخت، خسته‌کننده و تکراری. اما یک روز همه این‌ها تغییر می‌کند وقتی هارولد شروع به شنیدن صدای یک نویسنده در سرش می‌کند که در حال روایت زندگی اوست. راوی به طرز فوق‌العاده‌ای دقیق است و هارولد صدا را به عنوان یک نویسنده محترم که در تلویزیون دیده بود، تشخیص می‌دهد. اما وقتی روایت فاش می‌کند که او قرار است بمیرد، هارولد باید نویسنده داستان و در نهایت زندگی خود را پیدا کند تا او را متقاعد کند که قبل از اینکه خیلی دیر شود، پایان داستان را تغییر دهد.

سال انتشار: 2006 کارگردان: Marc Forster ژانر: Comedy، Drama، Fantasy نویسندگان: Zach Helm امتیاز: 7.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

یک ایده تازه که با این حال، کمی به یک فیلم خسته‌کننده تبدیل می‌شود. بهترین بخش، بازی‌های خوب بازیگران است. مخصوصاً فرل (Ferrell) شگفت‌انگیز است.

2016-10-17


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

من یکی از اون آدم‌هایی هستم که معمولاً از ویل فرل (Will Ferrell) متنفرم، مخصوصاً در نقش اصلی. به نظرم آزاردهنده و بیش از حد اغراق‌آمیزه، تا جایی که به جای اینکه واقعاً بخواد بامزه باشه، داره برای خنده‌های سطح پایین التماس می‌کنه. با این حال، همیشه یک استثنا برای هر قاعده‌ای وجود داره. معمولاً این استثنا در قالب یک نقش مکمل میاد... مثل فیلم «مدرسه قدیمی» (Old School)... اما اینجا در قالب یک نقش اصلیه. به نظر میاد مارک فورستر (Marc Forster) واقعاً تو این فیلم مهارش کرده و نتیجه‌اش فوق‌العاده بود. این فیلم واقعاً بامزه و عجیبه. خیلی خنده‌داره و یه جورایی با مخاطبی بازی می‌کنه که از خودش می‌پرسه آیا خلق‌شده‌های نویسنده می‌تونن زنده بشن؟ فیلمنامه تخیلیه و برای کسانی جذابه که شاید کمی احساس گناه می‌کنن که کتابی رو شب نیمه‌کاره رها کردن، چون شخصیت‌ها در موقعیت بدی گیر افتادن و ممکنه واقعی باشن و همونجا بمونن. برای هر کسی که تا حالا داستان تخیلی نوشته و به خاطر کنترلی که روی شخصیت‌هاش داشته، احساس خدا بودن کرده، جذابه... و این کار رو به مضحک‌ترین شکل ممکن انجام میده.

2023-01-12