مورد عجیب بنجامین باتن
در روزی که طوفان کاترینا به نیواورلئان ضربه میزند، دیزی ویلیامز (Daisy Williams) سالخورده در بیمارستانی در نیواورلئان در بستر مرگ است. دخترش کارولین (Caroline) در کنار اوست. دیزی از کارولین میخواهد که دفترچه خاطرات دوست قدیمیاش، بنجامین باتن (Benjamin Button) را برایش بلند بخواند. خاطرات بنجامین کل زندگی خارقالعاده او را روایت میکند؛ جنبه اصلی و غیرمعمول زندگی او این بود که برعکس پیر میشد؛ او در بدو تولد با چندین بیماری دوران پیری تشخیص داده شد و شانس کمی برای بقا داشت، اما زنده ماند و با گذشت زمان جوانتر شد. بنجامین که پس از مرگ مادرش در حین زایمان، توسط پدر بیولوژیکیاش توماس باتن رها شده بود، توسط کوئینی (Queenie)، زنی سیاهپوست و پرستار در خانه سالمندان بزرگ شد. مادربزرگ دیزی یکی از ساکنان آن خانه بود و بنجامین برای اولین بار در آنجا با دیزی ملاقات کرد. اگرچه آنها در طول سالها از هم جدا بودند، اما در تمام زندگی با هم در تماس میمانند و در چهل سالگی، زمانی که سنشان بالاخره با هم یکی میشود، دوباره به هم میپیوندند. خواندن برخی از افشاگریهای دفترچه خاطرات بنجامین برای کارولین دشوار است، به خصوص در مورد زمانی که دیزی پیرتر میشود و بنجامین به سمت سالهای کودکیاش جوانتر میشود.
سال انتشار: 2008 کارگردان: David Fincher ژانر: Drama، Fantasy، Romance نویسندگان: Eric Roth، Robin Swicord، F. Scott Fitzgerald امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یکی از شاهکارهای فینچر (Fincher) - هرچند من بقیه کارهاش رو بیشتر دوست دارم. اون قطعاً یکی از معدود آدمهای زندهایه که میتونست از پس این داستان جذاب بربیاد. لحظاتی هست - وقتی بنجامین داره به خودباوری میرسه، چه با شخصیت تیلدا سوینتون (Tilda Swinton) و چه با کیت بلانشت (Cate Blanchett) - که جزو بهترین و پرانرژیترین صحنههایی هستن که تا حالا توی سینما دیدم. کنجکاوم ببینم چند سال دیگه که دوباره فیلم رو ببینم چه حسی خواهم داشت. فکر میکنم هر چی با سنم کنار بیام و تجربه بیشتری کسب کنم، این داستان بیشتر به دلم میشینه؛ هم برای لحظات اوجش و هم برای سقوطهاش. این یه شعبدهبازی فوقالعادهست که یه فیلم میتونه انجام بده و فینچر هم که استاد این کارهاست.
2016-05-19
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم توی لیست ۱۰ فیلم برتر زندگی منه. یه دستاورد سینماییه که شاید هیچکس نتونه تکرارش کنه. با توجه به اینکه این شاهکار در سال ۲۰۰۷ به صورت دیجیتالی فیلمبرداری شده، فرسنگها از هر تلاش گرافیکی (CG) بعد از خودش بالاتره. برای کسایی که ندیدن: «حتماً ببینید». به جز یه داستان عالی (با یک ایراد)، این فیلم توهم و شبیهسازی رو به واقعیت تبدیل میکنه.
اون یک ایراد: من احترام زیادی برای دیوید فینچر قائلم و میخوام ریسک کنم و بگم که اون حتماً از این تناقض آگاه بوده، اما به هر حال داستان رو همونطور که نوشته شده بود پیش برده (امیدوارم اینطور باشه). بنجامین باتن «پیر» به دنیا اومد و به عقب برگشت تا در نوزادی بمیره. ایراد داستان (که ایراد بزرگی هم هست) اینه که وقتی به سمت جوانی برمیگرده، دچار زوال عقل (علائم آلزایمر) میشه، همراه با تمام دردهای آرتروز و مشکلاتی که یه پیرمرد موقع پیر شدن پیدا میکنه. در آخر، قبل از مرگش حافظهش رو کاملاً از دست میده. منطقاً چون اون پیرمرد به دنیا اومده بود، این بیماریها باید از بدو تولد باهاش میبودن و با جوانتر شدنش بهبود پیدا میکردن. عجیبه که توی فیلم، اون با آرتروز شدید به دنیا میآد و حتی تا ۷ سالگی نمیتونه راه بره. پس چرا باید دوباره همین علائم رو در کودکی و در مسیر مرگش تجربه کنه؟ اون باید در کودکی در سلامت کامل میبود و به یک «جنین» تبدیل میشد و بعد ناپدید میشد.
به جز این ایراد بزرگ، این فیلم نمرهش ۱۰ هست. متأسفانه به خاطر روش غیرمنطقی مرگش، مجبور شدم ۹ از ۱۰ بدم. یه مشکل دیگه هم با پیرنگ داستان دارم: اگه بخوایم این سناریو رو توی دنیای واقعی پیاده کنیم، بنجامین باید به عنوان یه پیرمرد «قدبلند و کامل» به دنیا میاومد و بعد از ۷۰ یا ۸۰ سال شروع به کوچک شدن میکرد. از اونجایی که ایده زایمان یه مرد کامل توسط یه زن از نظر فیزیکی غیرممکنه، بنجامین ما مجبور بود پیر و «کوچولو» به دنیا بیاد. این هم یه تناقض دیگه در داستانه، چون بنجامین «دو بار در زندگیش» کوچیکه. ما اصلاً نباید روی این ایراد تمرکز کنیم، چون اگه این کار رو بکنیم هیچوقت نمیتونیم ازش بگذریم. برای لذت بردن از این فیلم، باید تمام حقایق و منطق این سناریو رو کنار بذاریم و وقتی این کار رو بکنیم، این فیلم ما رو به سفری میبره که شبیهش تا حالا فیلمبرداری نشده.