Clerks II
وقوع یک فاجعه در مغازههای دانته (Dante) و رندال (Randal) باعث میشود آنها به دنبال فرصتهای جدیدی بگردند، اما در نهایت در «موبی» (Mooby's)، که یک رستوران فستفود خیالی است، مشغول به کار میشوند. دانته که از شغل بنبست قبلیاش رها شده و در جای جدیدی مستقر شده، کمکم از روزمرگی خارج میشود و قصد دارد با نامزد انحصارطلبش نقلمکان کند. او آماده است تا سختیهای کار با حداقل دستمزد در نیوجرسی را پشت سر بگذارد، اما رندال که همیشه تندخوتر از اوست، کمکم مغلوب کینهتوزیهای خودش میشود.
سال انتشار: 2006 کارگردان: Kevin Smith ژانر: Comedy نویسندگان: Kevin Smith امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**با وجود اینکه نسبت به فیلم قبلی پیشرفت کرده، اما هنوز هم سبک شوخیهایش خیلی احمقانه است.** وقتی اولین فیلم «فروشندهها» (Clerks) رو دیدم، به نظرم خیلی بیادبانه، بیمزه و پر از دیالوگهای بیپایان و خستهکننده اومد. اعتراف میکنم که انتظار نداشتم این یکی هم بهتر باشه. با این حال، فیلم تونست غافلگیرم کنه و بیشتر از چیزی که انتظار داشتم بهم بده. داستان حدود ده سال بعد از فیلم اول اتفاق میافته (که درسته، چون دنباله فیلم هم ده سال بعد از نسخه اصلی ساخته شد) و نشون میده که چطور دانته، شخصیت اصلی داستان، فروشگاه محلی مورد تنفرش رو رها کرده تا توی یه فستفود کار کنه. اون هنوز هم به کارش علاقه نداره و از اونجا متنفره، اما با یه دختر زیبای بلوند نامزد کرده که قصد داره اونو به فلوریدا ببره، جایی که پدرش قراره بهشون خونه بده. اما کسی که سرنوشتش «هیچکس» بودنه، نباید انتظار شانس زیادی داشته باشه و اون توی یه روز، همه چیز رو به باد میده. البته رندال، رفیق قدیمیاش هم توی اتفاقاتی که میافته بیتقصیر نیست. اگه فیلم اول به خاطر نداشتن فیلمنامه و فقط یه سری دیالوگهای هوشمندانه اما بیادبانه شکست خورد، این فیلم اون نقص رو برطرف کرده و به شخصیتها یه داستان درست و حسابی داده. البته «درست و حسابی» به معنی «خوب» نیست: با اینکه این یه پیشرفت بزرگ بود، اما فیلم یه خط داستانی عاشقانه لوس داره که انگار یه دبیرستانی اونو نوشته، چون خیلی بد از آب دراومده و اصلاً باورپذیر نیست. یه مشکل دیگه فیلم، کیفیت اکثر شخصیتهاست؛ چون تقریباً همهشون سطحی، تکبعدی و بیمزه هستن و بعضیهاشون هم فقط دلقکهاییان که مدام شوخیهای سطح پایین پادگانی یا خوابگاه دانشجویی میکنن. این ما رو میرسونه به بحث شوخیها! با اینکه قرار بود نقطه قوت فیلم باشه، کمدی فیلم بر پایه شوخیهای زننده، جنسی و غیربهداشتیه. شوخی درباره کثیف بودن رستوران یا رابطه با حیوانات و مسائل جنسی دیگه، مثل سیل توی فاضلاب بعد از طوفان، همینطور راه میافته. ارجاعاتی هم به فیلمهای دیگه (ارباب حلقهها، جنگ ستارگان...) وجود داره که اکثرشون چندان جالب نیستن. در هر صورت، این طنز نه تنها بیادبانه، بلکه احمقانهست. بازیگرهای فیلم قبلی (برایان اوهالوران، جف اندرسون، جیسون موس، کوین اسمیت) برگشتن تا همون نقشهای قبلی رو تکرار کنن. پیشرفت واقعی رو اوهالوران داشته که بازی بهتر و استعداد بیشتری از خودش نشون داده. اما این روزاریو داوسون (Rosario Dawson) هست که بیشتر از همه لایق توجهه: شخصیت اون باورپذیر، دوستداشتنی و باهوشتر از بقیهست و هر وقت بخواد بامزه هم میشه (آقای کارگردان کوین اسمیت، یادت باشه که عقل و طنز با هم در ارتباطن). بن افلک هم اینجا یه نقش خیلی کوتاه و فراموششدنی داره. واقعاً بازی ترور فهرمن (Trevor Fehrman) افتضاح بود... اون اصلاً بازیگر نبود و از یه سری لودگیهای رقتانگیز فراتر نرفت.
2023-03-25