P.S. I Love You
هالی کندی زیبا، باهوش و همسر عشق زندگیاش، جری (Gerry)، مردی ایرلندی، پرشور و شوخطبع است. وقتی جری بر اثر بیماری از دنیا میرود، زندگی هالی هم از هم میپاشد. تنها کسی که میتواند به او کمک کند، کسی است که دیگر حضور ندارد. هیچکس هالی را بهتر از جری نمیشناسد، به همین خاطر جری از قبل برای همه چیز برنامهریزی کرده است. او پیش از مرگ، مجموعهای از نامهها را برای هالی نوشته که نه تنها او را در تحمل غم از دست دادنش راهنمایی میکند، بلکه باعث میشود هالی دوباره خودش را پیدا کند. اولین پیام در روز تولد ۳۰ سالگی هالی در قالب یک کیک و یک نوار ضبط شده به دستش میرسد که در آن جری از او میخواهد بیرون برود و «خودش را جشن بگیرد». در هفتهها و ماههای بعد، نامههای بیشتری از جری به روشهای غافلگیرکننده به دستش میرسد که هر کدام او را به ماجراجویی جدیدی میفرستد و پایان همه آنها یک جمله است: «پینوشت: دوستت دارم». مادر و دوستان صمیمی هالی نگران میشوند که این نامهها او را در گذشته نگه دارد، اما در واقع هر نامه او را به سمت آیندهای جدید سوق میدهد. هالی با کلمات جری به عنوان راهنما، سفری را برای بازشناسی خود آغاز میکند؛ داستانی درباره ازدواج، دوستی و اینکه چگونه عشقی قدرتمند میتواند پایانِ مرگ را به آغازی دوباره برای زندگی تبدیل کند.
سال انتشار: 2007 کارگردان: Richard LaGravenese ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Richard LaGravenese، Steven Rogers، Cecelia Ahern امتیاز: 7.0نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جرارد باتلر (Gerry) که متولد اسکاتلنده، با لهجه آمریکایی بازی میکنه و توی فیلم اهل ایرلنده؛ پس شاید از همین اول بشه حدس زد که با منطقیترین فیلم کمدی-رمانتیک طرف نیستیم؟ اون رابطه پرشور اما عاشقانهای با همسرش هالی (با بازی هیلاری سوانک) داره، کسی که نمیتونه تصمیم بگیره بچه میخواد یا نه. متأسفانه نقش فعال جری توی فیلم زود تموم میشه و هالی میمونه و عواقب بیوهشدن. البته اون توی این مسیر جدید تنها نیست. جری شرایطش رو پیشبینی کرده بود و نامههایی براش گذاشته تا بهش کمک کنه از پسِ غم و غصه بربیاد و وارد یه مسیر جدید بشه؛ هرچند هالی اولش خیلی تمایلی نداره. اول کار با یه کیک تولد شروع میشه و بعد که نامههای بیشتری میرسه، ما هم بیشتر میفهمیم که اونا چطوری با هم آشنا شدن و عاشق هم شدن. یه سری صحنههای فاجعهبار کارائوکه، از کوره در رفتنها و رابطه تند و تیز جری با مادر هالی، پاتریشیا (کتی بیتس) رو میبینیم. سفر به ایرلند به هالی کمک میکنه تا خودش رو پیدا کنه و آشنایی با یه نوازنده محلی به اسم ویلیام (جفری دین مورگان) باعث میشه بفهمه هنوز زندگی براش ادامه داره. توی خونه هم دوست قدیمیاش دنیل (هری کانیک جونیور) بهش ابراز علاقه میکنه و باعث میشه هالی بیشتر به آیندهاش فکر کنه. آیا اون میتونه دوباره عاشق بشه؟ کانیک و بیتس بازیشون خوبه، اما بقیه فیلم برای سلیقه من یکم بیش از حد احساساتیه و شوخیهاش هم خیلی نمیگیره. شیمی خاصی بین بازیگرا دیده نمیشه و با اینکه ایده نامهنگاری خیلی اورجینال و جالبه، اما اجراش یکم تیکهتیکه شده و باتلر هم خیلی زور میزنه تا نقشش رو دربیاره. فیلم کاملاً قابل تماشاست، اما اونقدر معمولی ساخته شده که توی ذهن نمیمونه.
2024-02-17