آلیتا: فرشته جنگ
آلیتا (Alita) مخلوقی متعلق به عصر ناامیدی است. او که توسط دکتر ایدو (Dr. Ido) مرموز در میان قطعات اسقاطی سایبورگها پیدا شده، به موجودی مرگبار و خطرناک تبدیل میشود. او به یاد نمیآورد کیست یا از کجا آمده است، اما برای دکتر ایدو، حقیقت کاملاً روشن است. او تنها موجودی است که میتواند چرخه مرگ و ویرانی بهجامانده از تیفارس (Tiphares) را بشکند. اما آلیتا برای رسیدن به هدف واقعیاش، باید بجنگد و بکشد. اینجاست که اهمیت واقعی او آشکار میشود؛ او فرشتهای از آسمان است، فرشته مرگ.
سال انتشار: 2019 کارگردان: Robert Rodriguez ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: James Cameron، Laeta Kalogridis، Yukito Kishiro امتیاز: 7.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
جیمز کامرون (James Cameron) بیش از یک دهه تلاش کرد تا Alita: Battle Angel رو به پرده سینما بیاره. اون که فیلمنامه رو بر اساس یه سری مانگای محبوب سایبرپانک اثر یوکیتو کیشیرو (Yukito Kishiro) نوشته بود، تمام این مدت رو صرف اصلاح فیلمنامه و خلق دنیایی کرد که آلیتا توش زندگی میکنه. در واقع این همون کاریه که الان بیشتر وقتش رو برای فیلمهای آواتار (Avatar) و دنیای پاندورا انجام میده. به همین خاطر هم بود که در نهایت تصمیم گرفت فقط تهیهکننده این فیلم باشه و کارگردانی رو به رابرت رودریگز (Robert Rodriguez) بسپره تا بالاخره کار تموم بشه. رودریگز از بیشتر فیلمنامه کامرون استفاده کرده، اما سبک خاص خودش رو هم به فیلم اضافه کرده.
سال ۲۵۶۳ هست و ما توی «آیرون سیتی» (Iron City) هستیم. دکتر دایسون ایدو (Christoph Waltz) توی یه زبالهدونی بزرگ دنبال قطعات یدکی سایبورگ میگرده، در حالی که از «زالم» (Zalem) - شهر معلق و دستسازی که بالای آیرون سیتی قرار داره - مدام فلزات و زباله پایین میریزه. ۳۰۰ سال پیش از این شهرهای معلق زیاد بود، اما بعد از یه جنگ وحشیانه، همهشون به جز زالم نابود شدن. توی اون زمان آسانسوری که به زالم میرفت هم از بین رفت و این روزها فقط ساکنان «خالص» زالم اجازه دارن اونجا باشن. هیچکس از زمین اجازه بازدید نداره و اگه کسی از زالم پایین بیاد، دیگه حق برگشت نداره. این کار برای اینه که آلودگی وارد زالم نشه. اگه فیلم Elysium با بازی مت دیمون رو دیده باشید... خب، یه جورایی شبیه همونه.
دکتر ایدو بین وسایل معمولی مثل دستهای رباتیک و چشم، آلیتا رو پیدا میکنه، یا بهتر بگم هسته آلیتا رو؛ که بیجان و شکسته افتاده و فقط یه سر بیمو و بالاتنه ازش باقی مونده. اون رو به آزمایشگاه/خونهش میبره، جایی که به عنوان متخصص سایبرنتیک کار میکنه و ساکنان آیرون سیتی رو که یا سایبورگ هستن یا قطعات رباتیک دارن، تعمیر میکنه. اون با کمک پرستارش و با استفاده از یه بدن رباتیک که قبلاً برای دختر فوت شدهش ساخته بود (این موضوع بعداً توضیح داده میشه)، آلیتا رو بازسازی میکنه و اسم آلیتا (اسم دخترش) رو روش میذاره.
آلیتا بعداً توی یه تخت راحت بیدار میشه. اون هیچ خاطرهای از گذشتهش نداره و شروع میکنه به تجربه تمام دیدنیها، حسها و مزههایی که زندگی انسانی و آیرون سیتی براش داره. اون با یه پسر محلی به اسم هوگو (Hugo) و دوستاش رفیق میشه. اما همونطور که از اسم فیلم پیداست، این سایبورگ برای جنگ ساخته شده و طولی نمیکشه که آلیتا یادش میآد دقیقاً کی بوده و چقدر توی لتوپار کردن بقیه مهارت داره.
یه کلمه هم درباره جلوههای بصری بگم، چون بدون شک بهترین بخش فیلمه. آیرون سیتی با اینکه یه دنیای آیندهنگرانهست، اصلاً مثل فیلمهای مشابه این ژانر، تاریک و دلگیر نیست. خیلی از صحنههای اولیه توی روز اتفاق میافتن و شهر یه جای پرجنبوجوش و روشن برای هزاران انسان و سایبورگه. ما به خارج از مرزهای شهر هم میریم و همونطور که از کامرون انتظار میره، فکر و جزئیات زیادی برای طراحی این دنیا صرف شده. سایبورگها و رباتهای دیگه معمولی هستن، اما خود آلیتا واقعاً خیرهکنندهست. بخش زیادی از این موضوع مدیون CGI فوقالعادهست که باعث شده اون خیلی واقعی به نظر برسه، اما بخش بزرگیش هم به خاطر بازی رزا سالازار (Rosa Salazar) هست که با تکنولوژی موشن کپچر به این شخصیت جون داده.
جلوههای بصری طبیعتاً توی صحنههای نبرد آلیتا در اوج خودشون هستن. جایی که خیلی از فیلمهای پر از CGI به یه آشوب نامفهوم تبدیل میشن، اینجا اصلاً اینطور نیست. طراحی حرکات (کوریوگرافی) شیک، خلاقانه و هیجانانگیزه و به شما اجازه میده هر حرکت و شخصیتی رو با جزئیات دقیق دنبال کنید. این موضوع واقعاً تحسینبرانگیزه، مخصوصاً اگه سه بعدی ببینید و به ویژه توی صحنههای پرسرعت «موتوربال» (Motorball) در اواخر فیلم.
اما خارج از بحث بصری، بقیه شخصیتها و خطوط داستانی خیلی خوب از آب در نیومدن، که با توجه به منبع غنی داستان، ناامیدکنندهست. فیلم از ریتم نامناسب و دیالوگهای قلمبهسلمبه رنج میبره و خیلی وقتها موسیقی متن برام آزاردهنده بود و با اتفاقات صحنه جور در نمیاومد. کریستوف والتز، ماهرشالا علی و جنیفر کانلی همگی بازیگرهای بزرگی هستن که اینجا از پتانسیلشون استفاده نشده و رابطه عاشقانه آلیتا و هوگو هم غیرضروری و گاهی رو مخ بود. انگار فیلم سعی کرده داستان خیلی زیادی رو توی دو ساعت جا بده که باعث شده حفرههای داستانی ایجاد بشه. حتی پایان فیلم هم بازه، که حرص آدم رو در میآره چون حس میکنی این بخش از داستان حتی درست تموم نشده و حالا باید منتظر بمونیم ببینیم دنبالهای ساخته میشه یا نه.
در کل نکات مثبت زیادی توی Alita: Battle Angel پیدا کردم و اگه دنبالهای ساخته بشه حتماً میبینمش. فیلم گاهی لذتبخش و از نظر بصری خیرهکنندهست، اما در نهایت یه حس ناامیدی و کلافگی بهم داد.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من واقعاً از این فیلم لذت بردم. خب معلومه که کارگردانی رابرت رودریگز (Robert Rodriguez) شروع خوبی بود. شاید یه جورایی فیلم مخصوص نوجوانها (Young Adult) باشه، اما باعث نشد منی که دیگه پیرمردی شدم ازش لذت نبرم. فکر کنم اکثر مردم داستان کلی رو بدونن. فیلم بر اساس یه مانگای سایبرپانک ژاپنی ساخته شده. آلیتا، یه سایبورگ، توسط دکتر ایدو پیدا میشه. اون دوباره بیدار میشه، یه بدن جدید (در واقع دوتا) بهش میدن و معلوم میشه خیلی فراتر از اون چیزیه که به نظر میرسه و... حسابی بزنبادراره.
فیلم توی یه دنیای پساآخرالزمانی اتفاق میافته، هرچند به اندازه خیلی از فیلمهای این سبک، تاریک و افسردهکننده نیست. در واقع کاملاً رنگارنگه و گاهی هم خندهدار و باحاله. خیلی از مردم، اگه نگیم همهشون، توی این دنیا از نظر سایبرنتیکی تقویت شدن. خود آلیتا یه «تبدیل کامل بدن» هست. دنیای فیلم پر از جزئیات و گجتهای باحال سایبرپانکیه. خود سایبورگهای مختلف هم «ویژگی اصلی» فیلم هستن؛ از مدلهای شبیه انسان گرفته تا تانکهای سایبورگی که بیشترشون سلاحهای تیغهای دارن.
طبیعتاً CGI و صحنههای اکشن درجه یک هستن. آلیتا وقتی شروع به مبارزه میکنه واقعاً باحاله. داستان؟ خب چون مانگاست، سادهست ولی اصلاً بد نیست. قطعاً حس کردم یه سری المان از فیلم Rollerball توی مسابقات بدون قانون موتوربال وجود داره که بخش مرکزی داستانه. یه چیزی که خیلی خوشم اومد این بود که فیلم اصلاً شعار نمیده. نه از اون حرفهای الکی محیطزیستی خبری هست و نه مسائل اجتماعی رو مخ. شاید چون بر اساس مانگای ژاپنیه و ژاپنیها هنوز اون موج «عدالتخواهان اجتماعی» (SJW) که کشورهای غربی رو گرفته، ندارن. میدونم یه سری آدم پیدا میشن که سعی میکنن پیامهای فمینیستی از توش دربیارن یا بگن آلیتا زیادی خوشگله. خب اگه شما سایبورگ با چشمهای اندازه توپ گلف دوست دارید بحثش جدائه، ولی این آدمها بهتره به جای غر زدن، یه نگاهی به سلیقه خودشون بندازن.
تنها چیزی که خیلی دوست نداشتم این بود که پایان واقعی نداشت و همون پایانش هم غمانگیز بود. این یارو «نوا» که از اون بالا توی زالم همه رو کنترل میکنه، اصلاً دستنیافتنی موند و صحنه آخر فقط لبخند زدنش رو نشون داد که یعنی منتظر قسمت بعد باشید. خب نباید تعجب میکردم چون اون و شهرش پایه و اساس این دنیای مانگا هستن و برای ادامه داستان باید میموندن، ولی باز هم یه کم رو مخم بود.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید :) من این نقد رو یک روز بعد از مراسم اسکار مینویسم و میتونم حداقل یک چیز رو تضمین کنم: Alita: Battle Angel حتماً نامزد بهترین جلوههای ویژه میشه و احتمالاً جایزه رو هم میبره. از حالا گفتم.
هیچ کلمهای نمیتونه توصیف کنه که تجربه IMAX 3D این فیلم چقدر واقعگرایانه و انقلابی بود. شرکت Weta Digital بدون شک از ابتدای این هزاره، خفنترین شرکت VFX/CGI بوده. از سهگانه ارباب حلقهها گرفته تا آواتار و سریال بازی تاج و تخت، شرکت پیتر جکسون مدام داره مرزهای غیرممکن رو جابهجا میکنه. آلیتا ترکیبی از بازی موشن کپچر رزا سالازار (Rosa Salazar) و انیمیشن CGI هست و زیباترین چیزیه که در این مدت طولانی دیدم.
جلوههای بصری مهمترین جنبه یک فیلم نیستن، حتی کلیدیترین ویژگی فنی هم نیستن. داستان و شخصیتها همیشه مواد لازم برای موفقیت یک فیلم بودن و هستن. با این حال، من اولین کسی هستم که دفاع میکنم بدون دستاوردهای فنی چشمگیر، یک فیلم هیچوقت از سطح «خیلی خوب» بالاتر نمیره. اگه میخواید فیلمی یکی از بهترینهای سال باشه، ترکیب داستان/شخصیتهای جذاب و ویژگیهای فیلمسازی عالی ضروریه. فیلم رابرت رودریگز (Robert Rodriguez) مورد دوم رو عالی انجام داده، اما در مورد اول کلی فراز و نشیب داره.
همونطور که نوشتم، کلمهای برای توصیف اینکه این فیلم چقدر خیرهکننده و لذتبخش به نظر میرسه ندارم. اگه کنجکاو شدید، میدونید باید چیکار کنید: یه بلیط IMAX بخرید و ببینیدش. جلوههای بصری به تنهایی قیمت بلیط رو حلال میکنه. علاوه بر VFX، طراحی صدا و تولید هم باورنکردنیه. من هر مشت، لگد یا فریاد رو طوری حس میکردم که به ندرت توی فیلمهای پرهزینه دیگه حس میشه. مقدار کاری که برای ساخت این دنیا انجام شده لایق تحسینه.
عاشق اینم که فیلم چقدر حس انیمه داره. من مانگای اصلی رو نخوندم، اما اگه طرفدار انیمه باشید، این فیلم رو بیشتر دوست خواهید داشت. رودریگز کارش رو در زنده کردن آیرون سیتی عالی انجام داده. متأسفانه فیلمنامه دقیقاً اونطور که باید نوشته نشده. یکی از احساسیترین لحظات فیلم به رابطه عاشقانه روی پرده تکیه داره، اما چون این رابطه از همون اول خیلی اجباری به نظر میرسه، این زیرداستان غیرضروری روی نتیجه نهایی تأثیر منفی گذاشته. علاوه بر این، جیمز کامرون و تیمش تصمیم بحثبرانگیزی در مورد پیرنگ اصلی گرفتن. هرچی فیلم به پرده سوم نزدیکتر میشد، من نگرانتر میشدم. از لحظهای که پرده دوم تموم شد، متوجه چیزی شدم که هیچکدوم از عوامل فیلم حتی بهش اشاره هم نکرده بودن. و این بدترین تصمیمی بود که میتونستن بگیرن. نه تنها نیمه اول فیلم رو کش داد، بلکه به روایت داستان هم ضربه زد. وقتی فیلم رو ببینید میفهمید چی میگم. استراتژی بازاریابی برای Alita: Battle Angel داستانش رو خراب کرد و قطعاً باعث میشه خیلیها مثل من با حس کلافگی از سینما بیان بیرون.
امیدوارم این فقط یه اشتباه کوچیک باشه که روی فروش فیلم تأثیر نذاره، چون این فیلمی هست که ارزش دیدن توی سینما رو داره. بله، مشکلاتی در روایت داستان داره. یه دنیای کامل داره که توی یه فیلم ۲ ساعته جا نمیشه، برای همین داستان پیچیده و کمی کند میشه. با این حال، فکر میکنم منتقدها دارن خیلی سخت میگیرن... آلیتا یکی از پیچیدهترین و جذابترین شخصیتهای چند سال اخیره. با اینکه فیلمنامه ایرادات اساسی داره، اما قهرمان اصلی بینقصه. رزا سالازار یه بازی موشن کپچر فوقالعاده ارائه داده. کریستوف والتز هم مثل همیشه در نقش ایدو درخشیده. ماهرشالا علی و جنیفر کانلی با اینکه کم ازشون استفاده شده، اما کارشون رو خوب انجام دادن.
در نهایت، اکشن فیلم. وای خدای من! صحنههای اکشن از سرگرمکنندهترین و هیجانانگیزترین سکانسهایی هستن که بعد از Mission: Impossible - Fallout دیدم. سکانسهای موتوربال رو نمیشه ازشون چشم برداشت. به نظر من... Alita: Battle Angel از اون فیلمهاییه که حتماً باید توی سینما ببینید. جلوههای بصریش انقلابی هستن و قول میدم تا حالا چنین ترکیبی از واقعیت و انیمیشن ندیده باشید. زیبا یا خیرهکننده کلمات کافی برای توصیف دنیای آلیتا نیستن. این یه تجربه بصریه، پس وقت و پولتون رو برای حمایت از این فیلم بذارید. اکشن فیلم مغزتون رو سوت میکنه. با اینکه با کلافگی از سینما اومدم بیرون، اما لحظهشماری میکنم دوباره روی پرده بزرگ ببینمش. آلیتا به تنهایی ارزش این تلاش رو داره.
امتیاز: +B
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
من از Alita خوشم اومد. یه جورایی یه آشوب بزرگ و پر از بزنبزن بود، اما در نهایت با حس خوبی از سینما اومدم بیرون. متأسفانه، هم از شخصیت مورد علاقه آلیتا و هم از خط داستانی عاشقانه فیلم متنفر بودم. و این بخش آنقدر از وقت فیلم رو گرفت که هیچوقت نمیتونم به Alita امتیاز خیلی بالایی بدم، حتی اگه بقیه چیزهاش عالی میبود ( که نبود). یه بخش جالب فیلم که باید بهش اشاره کنم جلوههای ویژهست. اصلاً به واقعیت نزدیک نیستن، اما واقعاً جواب میدن، چون خیلی زیادن. کلمه «تحسینبرانگیز» بهترین توصیفه. ببینید، حتی اگه CGI همیشه خودش رو به عنوان واقعیت قالب نکنه، دنیایی که توش هست باهاش جوره؛ مثل یه انیمیشن که شبیه زندگی واقعی نیست ولی چون با پسزمینهش هماهنگه، باورش میکنید. فراوانی CGI خلاقانه توی Alita، مرز بین لایو اکشن و انیمیشن رو از بین میبره و یه محصول کاملاً جدید و منحصربهفرد ارائه میده. فقط حیف که نتونستن این کار رو توی یه روایت بهتر و منسجمتر انجام بدن.
_امتیاز نهایی: ★★½ - کلی چیز داشت که برام جذاب بود، اما در کل خیلی خوب از آب در نیومده بود._
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قطعاً این یه فیلم از رابرت رودریگز (Robert Rodriguez) هست، اما با بودجهای که جیمز کامرون (James Cameron) پشتش گذاشته. دنیاسازی فیلم فوقالعاده بود. رزا سالازار، کریستوف والتز و بقیه بازیگرها عالی کار کردن. جادوی فنی فیلم، نه فقط توی جلوههای بصری بلکه توی استفاده از سیستم سه بعدی و IMAX واقعاً خیرهکننده بود. اکشن فیلم آدم رو به وجد میآره. من مسابقات موتوربال رو به مسابقات پادریسینگ (جنگ ستارگان) یا کوییدیچ ترجیح میدم. بله، فیلمنامه مشکلاتی داره چون جیمز کامرون هیچوقت نویسنده خیلی قویای نبوده. همچنین بیش از حد برای قسمت دوم زمینهچینی شده که من خوشم نمیآد. اما برای فیلمی مثل این که توی دورانی اکران شده که همه فرنچایزهای پولساز دارن خستهکننده میشن، Alita Battle Angel یه تجربه تازه و کلی سرگرمی بود. به راحتی میشه گفت بهترین اقتباس لایو اکشن از انیمه تا به امروز و یه بمباران حسی خفن. جیمز کامرون، ترجیح میدم وقتت رو بذاری برای ساختن Battle Angel بیشتر تا آواتار کمتر.
2019-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**Alita: Battle Angel** یه فیلم معرکهست. اکشن عالی، داستان جالب، شخصیتهای دوستداشتنی، بازی فوقالعاده رزا سالازار (Rosa Salazar) و در کل یه فیلم جذاب و سرگرمکننده. بهترین CGIهایی که تا حالا توی سینما ساخته شده رو داره. بدون شک، این بهترین اقتباس هالیوود از یه مانگا یا انیمهست. این فیلم رو شدیداً پیشنهاد میکنم. قطعاً ۱۰ از ۱۰.
2019-03-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**یه اسپویل نه چندان مهم** این فیلم پر از پتانسیل بود. شروع فیلم فوقالعاده بود، پر از دنیاسازیهای مدل جیمز کامرونی و توجه به جزئیات. جایی که فیلم شروع میکنه به افت کردن، مثل یه چاله ناگهانی توی پیادهروئه که فیلم توش میافته، چون اصلاً انتظارش رو ندارید. تا قبل از صحنه دعوای توی بار، فیلم عالی بود. دقیقاً بعد از اون انگار تیم درجه دو وارد اتاق تدوین شدن؛ شخصیتها شروع کردن به انجام کارهایی که با انگیزههاشون جور نبود. با یه ذره کار بیشتر میشد حلش کرد ولی هیچ تلاشی نشد. کل نیمه دوم فیلم همینطوری بود. امیدوارم دنبالهای براش ساخته بشه، دوست دارم ببینمش. فکر کنم اون بهتر بشه.
2019-04-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
آره، من مانگا رو نخوندم. هیچوقت طرفدار مانگا نبودم، اما حالا که کمیکبوکها دارن به این سمت میرن... مانگا داره خیلی خوب به نظر میرسه، نه؟ بگذریم، به نظر میآد خیلی از نقدهای بد... سیاسی هستن. میدونید، از اون حرفها که «مردم فقط چون (یه توهین سیاسی) هستن از این خوششون میآد» و این واقعاً منصفانه نیست. من اعتراف میکنم که چشمهای آلیتا یه کم منو ترسوند. زیادی واقعی و در عین حال کارتونی بود و یه حس عجیبی بهم میداد. ترسناک بود. ولی داستان سریع و محکم پیش میره و در نهایت آدم رو کاملاً راضی میکنه. پایانش یه جورایی شبیه شاهزاده مونونوکه بود. داستان درباره کسیه که توی یه دنیای وحشتناک، واقعاً بیگناهه و دیدنش لذتبخشه. ولی آره، چشمهاش یه کم رو مخم بود. به جز اون، فیلم کاملاً لذتبخشی بود. یه فرصت بهش بدید و سیاست رو بیخیال شید.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Alita: Battle Angel کلی اتفاق رو توی خودش جا داده، شاید گاهی اوقات بیش از حد، اما هنوزم یه تجربه سرگرمکنندهست، مخصوصاً اگه عاشق اکشن و جلوههای ویژه درجه یک باشید. فیلم یه کم طولانیه و گاهی حسش میکنید، اما دنیایی که جیمز کامرون ساخته اونقدر پرجزئیاته که صحنههای اضافی در واقع به تجربه فیلم اضافه میکنن تا اینکه ازش کم کنن. همکاری کامرون و رودریگز جالبه؛ کامرون دنیاسازی کلی رو انجام داده و رودریگز با سبک پرانرژی خودش کارگردانی کرده. رزا سالازار در نقش آلیتا عالیه. اون به شخصیت جون میده و باعث میشه بهش اهمیت بدید، حتی وقتی داستان یه کم ضعیف میشه. داستان به پای جلوههای ویژه و تدوین نمیرسه که یه کم ناامیدکنندهست چون خود دنیا خیلی خوب طراحی شده. با این حال، آلیتا لحظات قدرتمندی داره؛ مثل وقتی که میگه: «من در حضور شرور ساکت نمیمونم!» همین یه جمله شجاعت و روحیه اون رو نشون میده. در نهایت، با اینکه آلیتا نقصهایی داره، ولی قطعاً لذتبخشه. اکشن و جلوههای ویژه ارزش دیدن دارن و بازی سالازار شما رو جذب میکنه. شاید فیلم کاملی نباشه، اما قلب داره و من واقعاً ازش لذت بردم.
2024-12-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم Alita: Battle Angel فیلم خیلی خوبیه. ترکیب خیلی جالبی از جلوههای ویژه (CGI) باورپذیر و تصاویر دنیای واقعی داره. یه سری چیزها، مخصوصاً در مورد پیشرفت داستان و هدایتش، اجباری به نظر میرسید. ولی در کل خیلی خوب بود.
2025-03-01