A Bear Named Winnie
سال ۱۹۱۴ و آغاز جنگ جهانی اول است. هری کولبورن (Harry Colebourn)، ستوان ارتش که ارتباط بسیار خوبی با حیوانات دارد، در مسیر خود به سمت اردوگاه آموزشی در والکارتیهی کبک همراه با بخش وینیپگِ سپاه دامپزشکی ارتش کانادا، توله خرس سیاهی را از دست یک شکارچی نجات میدهد که مادر توله را کشته است. هری که نمیداند با این توله چه کند، او را با خود به اردوگاه میآورد تا به عنوان ماسکوت (عروسک شانس) واحد خدمت کند و نام او را «وینی» میگذارد که مخفف وینیپگ است. بیشتر افراد واحد با وینی ارتباط خوبی برقرار میکنند، اما داشتن چنین ماسکوتی برخلاف خواستهی سرهنگ بارِت (Colonel Barret)، رئیس بخش دامپزشکی نیروی اعزامی کانادا است. بارِت مردی سختگیر اما عادل است که خودش مشکلات بزرگتری مثل ژنرال هالهولند (General Hallholland)، فرمانده نیروی اعزامی دارد؛ یک فرد الکلی که از موقعیتش در ارتش برای اهداف خودخواهانه خود سوءاستفاده میکند. حضور وینی در کنار هری و واحد همیشه هم بیدرسر نیست، بهویژه در تلاش برای پنهان شدن از دید بارِت. با گذشت زمان، وینی کاملاً اهلی میشود و بهمنظور همنشینی با انسانها بیتابی میکند، و این چیزی است که هری متوجه میشود یک مشکل است؛ چرا که طبق برنامه قرار است واحد به خارج از کشور در انگلستان و در نهایت به فرانسه اعزام شود تا وظیفهی خود را در خط مقدم انجام دهند. فرستادن دوبارهی وینی به طبیعت دیگر گزینهی مناسبی نیست، زیرا وینی راه و روش خودش را دارد، اما پیدا کردن خانهای برای او که در آن به همنشینی با انسانها که به آن نیاز دارد برسد - وگرنه ممکن است از کمبود آنچه نیاز دارد بمیرد - به این معناست که صاحبش باید بفهمد که او یک خرس معمولی نیست، و این خود یک مشکل است.
سال انتشار: 2004 کارگردان: John Kent Harrison ژانر: Drama، War نویسندگان: Simon Vaughan، John Goldsmith، John Kent Harrison امتیاز: 6.8