بیوولف
داستان در دوران ظهور مسیحیت روایت میشود و درباره آخرین قهرمان است: در سال ۵۰۷، یک ترول هیولاگونه در تالار پادشاه دانمارک، هروثگار (Hrothgar با بازی سِر آنتونی هاپکینز)، ویرانی به بار میآورد. پادشاه برای مرگ گرندل (Grendel با بازی کریسپین گلاور) پاداش تعیین میکند، پس بیوولف (Beowulf با بازی ری وینستون)، جنگجوی بزرگ و مغرور گیت، همراه با سربازانش از راه میرسد. بیوولف زره خود را کنار میگذارد و منتظر هیولا میماند. نبردی سهمگین در میگیرد که منجر به ورود بیوولف به مخفیگاه آبی مادر گرندل (Angelina Jolie) میشود، جایی که یک معامله شیطانی در انتظار اوست. بیوولف به قلعه هروت بازمیگردد و پادشاه میشود. سالها میگذرد و گناهان پدر گریبانگیر بیوولف و پادشاهیاش میشود. قهرمان باید با نقاط ضعف خود روبرو شود و بار دیگر قهرمانی کند. آیا عصر شیاطین به پایان رسیده است؟
سال انتشار: 2007 کارگردان: Robert Zemeckis ژانر: Animation، Action، Adventure نویسندگان: Neil Gaiman، Roger Avary، Anonymous امتیاز: 6.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**سرگرمکننده، تاملبرانگیز و حتی تاثیرگذار**_
«بیوولف» (۲۰۰۷) یک نسخه انیمیشنی از شعر حماسی باستانی است که بازیگرانی مثل ری وینستون، آنتونی هاپکینز، آنجلینا جولی و رابین رایت پن در آن حضور دارند. این فیلم از تکنولوژی انیمیشن موشنکپچر استفاده کرده که قبلاً در «قطار سریعالسیر قطبی» (۲۰۰۴) و «خانه هیولا» (۲۰۰۶) به کار رفته بود. با وجود اینکه یک «کارتون» است، اما از نظر خشونت عریان و صحنهها و دیالوگهای جنسی، معادل یک فیلم با ردهبندی سنی R (بزرگسال) است.
فیلم همان شخصیتهای شعر حماسی را دارد – بیوولف، هروثگار، ویگلاف، گرندل، مادر گرندل و اژدها – و سه پرده فیلم بین مبارزه بیوولف با گرندل، مادر جادوگر او و اژدها تقسیم شده است؛ به جز این موارد، فیلم با ایدههای جالبی برای پیوند دادن همهچیز به هم، از شعر اصلی فاصله میگیرد. نیازی به گفتن نیست که اگر روی متن اصلی بیوولف خیلی حساس هستید، این فیلم رو نبینید. اما اگر با انیمیشن یا بازنگری در داستان مشکلی ندارید و از ماجراجوییهای سبک «شمشیر و جادو» مثل «کونان» لذت میبرید، احتمالاً از این فیلم خوشتون میاد. هم سرگرمکنندهست و هم آدم رو به فکر فرو میبره.
توصیه میکنم این فیلم رو پشت سر هم با فیلم «بیوولف و گرندل» محصول ۲۰۰۵ تماشا کنید که یک نسخه لایواکشن با بازی جرارد باتلر و سارا پولی هست و در مناظر فوقالعاده و دلگیر ایسلند فیلمبرداری شده. این رو هم اضافه کنم که این انیمیشن نه تنها از نظر بصری زیباست، بلکه موسیقی حماسی و وایکینگی عالی از آلن سیلوستری داره. پیام این نسخه انیمیشنی اینه که واقعیت پشت داستان با افسانه خیلی فرق داره چون در طول سالها شاخ و برگ زیادی بهش داده شده.
برخی منتقدها شکایت میکنن که بیوولف یک قهرمان واقعی نیست، اما او قطعاً با تمام عیبهاش، قهرمانه. او جنگجوی جسوریه که کاملاً برهنه به جنگ گرندل غولپیکر و ترسناک (و البته زشت) میره و یه جوری شکستش میده! بعد هم برای دههها یک پادشاهی قدرتمند نوردیک رو رهبری میکنه. اگه این قهرمانی نیست، پس چیه؟ حالا یه کم هم درباره کارهای گذشتهاش غلو میکنه و نقطه ضعفش زنها هستن، مگه چیز جدیدیه؟ درس اصلی فیلم، جدا از چیزی که بالا گفتم، اینه که رهبران سیاسی جدید تمایل دارن همون اشتباهات رهبران قبلی رو تکرار کنن. اخلاقیات دیگهای هم در فیلم هست: گناهان پدران بر خانواده یا جامعه سایه میاندازه و بالاخره یه روزی یقه آدم رو میگیره؛ حتی بزرگترین قهرمانها هم انسان هستن و نقصهای جدی دارن؛ با اشتباهات گذشتهتون روبرو بشید وگرنه گناه و شرم، زندگی رو از شما و محیط اطرافتون میگیره. به یک مرد قدرت، ثروت و شهرت نامحدود پیشنهاد بدید و او احتمالاً به هر قیمتی قبول میکنه و به نوعی روحش رو به شیطان میفروشه؛ مردها به راحتی مسحور زیبایی زنانه میشن، بدون توجه به اینکه نیت اون زن چقدر ناپاکه؛ اهمیت عذرخواهی و بخشش؛ و در نهایت پیروزی عشق.
چند نکته برای تامل: چرا اژدها و اون مرد نجیبزاده با پوست طلایی یکی هستن؟ آیا این نشوندهنده اینه که او ترکیبی از خون شرور و خون نجیب (مادر و پدر) هست؟ آیا مرد طلایی نیمه معنوی او و اژدها نیمه تاریک اوست؟ برخی انتقاد میکنن که بیوولف مثل شعر اصلی یک شخصیت مسیحگونه نیست، که به نظرم درست نیست. (***خطر لو رفتن داستان***) با وجود اینکه در اواخر داستان بیوولف افسوس میخوره که در عصر جدید مسیحیت هیچ قهرمانی وجود نداره و فقط «شهیدان گریان» هستن، اما به طرز کنایهآمیزی خودش با فدا کردن جانش برای مردم پادشاهیاش (جهان) و کشتن اژدها (شیطان)، به یک تیپ مسیحگونه تبدیل میشه. درست قبل از این کار، او عشقش رو به همسرش ابراز میکنه و ازش میخواد که او رو برای اشتباهات گذشتهاش ببخشه.
یک صحنه روی من خیلی تاثیر گذاشت. سالها بعد از پادشاه شدن، بیوولف با جسارت با یک جنگجوی فریزی شکستخورده که در سواحل نوردیک مسخرهاش میکنه روبرو میشه. بیوولف به مردانش دستور میده عقب برن، شمشیرش رو کنار میذاره و جنگجو رو به مبارزه میطلبه تا او رو بکشه. بیوولف بدون سلاح با تمام وجود فریاد میزنه: «منو بکش! انجامش بده! منو بکش! منو بکش!» چرا این کار رو میکنه؟ چون اونقدر زیر بار گناه و شرم له شده که دیگه براش مهم نیست زنده بمونه یا بمیره. این خودِ واقعیته. زمان فیلم ۱ ساعت و ۵۵ دقیقه است. نمره: B+
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بیوولف اصلاً خوب پیر نشده؛ موقع اکرانش در سال ۲۰۰۷ افتضاح به نظر میرسید و الان بعد از ۱۵ سال هم هنوز همون آشغاله. این فیلم مثل این میمونه که یکی یه بازی ویدیویی رو (اونم نه چندان وفادار) از روی این شعر حماسی ساخته باشه و بعد تمام دموهای بازی رو بریده باشه و پشت سر هم چسبونده باشه تا یه فیلم بلند بسازه. کاش بیوولف هم گزینهای برای رد کردن (skip) دموها داشت. فیلم از کاراکترهای انسانی استفاده کرده که با موشنکپچر ساخته شدن، اما واقعاً نمیفهمم چرا اصلاً به خودشون زحمت دادن. پنج سال بعد از «ارباب حلقهها: دو برج» که اولین فیلمی بود که از سیستم موشنکپچر همزمان استفاده کرد، دیگه این تکنولوژی جذابیتش رو از دست داده بود؛ تازه، این تکنولوژی هم مثل خودِ فیلم اصلاً خوب موندگار نشده. واقعیت اینه که حتی بهترین موشنکپچر دنیا هم نمیتونه از یک چیز بیارزش، یک اثر هنری بسازه. در واقع ترکیب این دو تا فقط روی هم انبار کردن آشغاله. حیف شد، چون میشد با آنتونی هاپکینز، جان مالکوویچ و ری وینستون یک فیلم لایواکشن خوب ساخت – البته نه یک فیلم بیوولف خوب، چون باز هم برای گرندل و اژدها سراغ CGI میرفتن. یک انیمیشن کامل حداقل یکدست میشد، یا در این مورد، یکدست افتضاح میشد. نه اینکه یکدستی چیزی باشه که بشه بیوولف رو بهش متهم کرد؛ بعضی کاراکترها کمی شبیه بازیگرهاشون هستن (مثل هاپکینز)، در حالی که بقیه اصلاً شبیه نیستن (مالکوویچ) – و اون وسط ری وینستون رو داریم که انگار نسخه دیجیتالی و بیکیفیت شان بین (Sean Bean) هست.
2022-08-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً زیادهروی بود... اما اگه منصف باشم، من نسخه سهبعدی رو دیدم. شاید نسخه معمولی واقعاً بهتر بوده باشه، ولی راستش راهی ندارم که بفهمم. اولش، خب، خیرهکننده بود. من تا حالا هیچچیزی رو سهبعدی ندیده بودم، چون برای موج اول فیلمهای سهبعدی خیلی کوچک بودم، اما پدرم بهم اطمینان داد که اونها در مقایسه با این هیچی نبودن... این رو هم گفت که اون فیلمها مثل این حالش رو بد نمیکردن، و گاهی میفهمم منظورش چیه. این فیلم درست در موج اول سهبعدیهای جدید اومد، زمانی که سهبعدی دوباره محبوب شده بود و واقعاً ارزش دیدن داشت. واقعاً دهنپرکن بود، حتی اگه بعضی حرکتهاش حال پیرمرد رو بد میکرد. اما در عین حال خیلی زیاد از حد بود. یک تکنولوژی جدید که به خودی خود تماشایی بود، اما هنوز کاملاً امتحانش رو پس نداده بود. مثل یک دختر ۱۴ ساله بود که کلی آرایش کرده و هنوز نمیفهمه که زیبایی در سادگیه. نیم ساعت نگذشته بود که دیگه نمیفهمیدم چی به چیه، سهبعدی بودن فیلم اونقدر حواسپرتکن بود که حتی نمیشد سعی کرد داستان رو دنبال کرد. بعد از یک ساعت، سهبعدی بودنش خستهکننده شد و بله، هنوز هم به طرز اغراقآمیزی حواسپرتکن بود. وقتی از سینما اومدم بیرون، حس میکردم چیزی رو تجربه کردم که قبلاً هرگز ندیده بودم. حس میکردم تماشای فیلم روی پرده بزرگ دیگه هیچوقت مثل قبل نمیشه... اما هنوز هم نمیتونستم بفهمم بالاخره یک فیلم دیدم یا نه.
2023-01-14