قتل جسی جیمز توسط رابرت فورد بزدل
این فیلم که در ایالت میزوری در اوایل دهه ۱۸۸۰ جریان دارد، هفت ماه پایانی زندگی قانونشکن مشهور، جسی جیمز (Jesse James) را به تصویر میکشد؛ از سرقت قطار «بلو کات» در سال ۱۸۸۱ شروع شده و به ترور او به دست رابرت فورد (Robert Ford) در آوریل سال بعد ختم میشود. در فاصله میان این دو رویداد سرنوشتساز، فورد جوان و حسود با این قانونشکن که روزبهروز بدبینتر میشود، پیوند دوستی برقرار میکند، در حالی که همزمان نقشه قتل او را میکشد.
سال انتشار: 2007 کارگردان: Andrew Dominik ژانر: Biography، Crime، Drama نویسندگان: Andrew Dominik، Ron Hansen امتیاز: 7.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
کمال مطلق. فکر کنم همین اول کار باید بگم که این فیلم یک شاهکاره؛ یک اثر مسحورکننده و خیرهکننده که از تمام اجزاش کلاس و کیفیت میباره. من همیشه وقتی میشنوم کسی توی بحثهای سینمایی از جمله کلیشهای «این فیلم برای همه نیست» استفاده میکنه، لجم میگیره، اما اینجا واقعاً چارهای ندارم جز اینکه بگم این فیلم فقط برای کسانیه که عاشق زیبایی شاعرانه و فیلمسازی دقیق در بالاترین سطحش هستن. کسایی که دنبال یه وسترن پر از اکشن و تیراندازی هستن، بهتره سراغ این فیلم نیان؛ در واقع اگه فقط دنبال یه فیلم سرگرمکننده برای گذروندن وقت هستید، دور این یکی رو خط بکشید. دومین تجربه کارگردانی اندرو دامینیک (Andrew Dominik) یک اثر شخصیتمحور و دیالوگمحور هست که قلب تپندهاش پر از هوش و زیبایی مرثیهوار است. داستان حول محور روزهای پایانی جسی جیمز، یاغی بدنام، و اینکه چطور یکی از مریدهای جوانش در ۳ آوریل ۱۸۸۲ او را به قتل رساند، میچرخد. فیلم با اقتباس از رمان ران هانسن، خلأهای مربوط به سرنوشت قاتل یعنی رابرت فورد و پیامدهای کشتن جسی جیمز مشهور را هم پر میکند. فیلم به مسائلی میپردازد که در جامعه مدرن امروزی هم به شدت دیده میشود؛ ما شاید شاهد اولین نمونههای «سلبریتیشدن» افراطی هستیم. میبینیم که چطور مطبوعات از شخصیت خشن جسی جیمز یک قهرمان میسازند و او را به نوعی یاغی نجیب تبدیل میکنند. ما شاهد یک تعقیبکننده خطرناک هستیم که آرزو دارد شبیه قهرمانش باشد؛ جوانی تاثیرپذیر که به سمت بدنامی میرود و کاملاً از چالهها و طنز تلخ ماجرا بیخبر است. از نظر ساختاری، فیلم بینقص است و برای من، معنای واقعی هنر بر پرده نقرهای است. بازیهای بازیگران اصلی فوقالعاده است؛ برد پیت (Brad Pitt) بهترین بازی دوران کاریاش را در نقش جسی جیمز ارائه میدهد؛ شخصیتی شرور که در عین حال با آن پرستیژ «یاغی جذاب» که مطبوعات ساختهاند، کاملاً همخوانی دارد. سام راکول (Sam Rockwell) در نقش چارلی فورد ثابت میکند که کلهگندههای سینما باید نقشهای دراماتیک بیشتری به او بدهند. اما با وجود درخشش پیت و راکول، هر دو زیر سایه بازی خیرهکننده کیسی افلک (Casey Affleck) در نقش رابرت فورد قرار میگیرند. افلک با ترکیبی از احساسات کودکانه و لایههای تاریک درونی، نمایشی بینقص ارائه میدهد. اینکه آکادمی چطور این بازی را نادیده گرفت، باید به عنوان خیانت به سینمای آمریکا ثبت شود! کمتر فیلمی بوده که من را اینطور مبهوت کیفیتش کند، اما فریم به فریم این فیلم واقعاً زیباست. فیلمبرداری راجر دیکینز (Roger Deakins) در هر کات چشمنواز است؛ چه تپههای پوشیده از برف باشد و چه فیگورهای سایهوار که مثل روح از میان دود لوکوموتیو ظاهر میشوند. دیکینز با این کار جایگاهش را به عنوان استاد حرفه خودش تثبیت کرد. موسیقی نیک کیو (Nick Cave) و وارن الیس (Warren Ellis) هم کاملاً اتمسفر و بافت اثر را درک کرده است. باورکردنی نیست که این تنها دومین فیلم اندرو دامینیک است. حالا مشخص شده که نیوزیلند استعدادی دارد که اگر همه چیز خوب پیش برود، به یکی از بهترین کارگردانهای تاریخ تبدیل خواهد شد. در حال حاضر، این فیلم باید در کنار «سرگیجه» (Vertigo) در کلوپ بهترین فیلمهای تاریخ آمریکا قرار بگیرد، حتی اگر کارگردانش نیوزیلندی باشد! شاهکار. ۱۰/۱۰
2014-09-06