The Last King of Scotland
نیکلاس گاریگان، پزشک اسکاتلندی که به تازگی از دانشگاه ادینبرو فارغالتحصیل شده، برای کار در یک کلینیک مذهبی که توسط دکتر دیوید مریت و همسرش سارا اداره میشود، به اوگاندا پرواز میکند. طولی نمیکشد که گاریگان به طور اتفاقی با رئیسجمهور جدید، ژنرال ایدی امین، ملاقات میکند؛ کسی که از همان ابتدا حس همدلی عمیقی نسبت به او پیدا میکند. با پیش آمدن اتفاقات مختلف، ایدی امین از نیکلاس دعوت میکند تا پزشک شخصی او شود و سیستم بهداشتی اوگاندا را مدرن کند؛ پیشنهادی که یک فرصت استثنایی در زندگی هر پزشک است و او نمیتواند آن را رد کند. با این حال، گاریگان رفتهرفته خود را در ورطه اخلاقی جنونِ قدرتطلبانه و جنایتکارانه ایدی امین گرفتار میبیند، تا جایی که روحش به خطر میافتد. وقتی نیکلاس بالاخره شجاعت پیدا میکند تا علیه این دیوانگی برخیزد، وارد نبردی ناامیدانه برای بقا میشود.
سال انتشار: 2006 کارگردان: Kevin Macdonald ژانر: Biography، Drama، History نویسندگان: Peter Morgan، Jeremy Brock، Giles Foden امتیاز: 7.6نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«من پدر آفریقا هستم.» این نسخه سینمایی از دوران ریاستجمهوری ایدی امین در اوگاندا که بر اساس رمان گیلز فودن ساخته شده، یک اثر تماشایی و باکلاس است؛ البته اگر بتوانید آن را به عنوان یک بازسازی آزاد از وقایع زندگی امین بپذیرید. کسانی که به قصد دیدن یک درس تاریخ دقیق به سینما رفتند، احتمالاً یا عصبانی شدند یا ناامید. فیلم با بازی خیرهکننده و برنده اسکارِ فارست ویتاکر در نقش امین، از اولین تا آخرین سکانس میخکوبکننده و جذاب است. تحولات سیاسی آن زمان در تاریخ اوگاندا با ظرافت و در قالب واقعیتهای تاریک و افسردهکننده و البته طنزی تلخ و ناخوشایند به تصویر کشیده شده است. پرترهای که از امین ارائه میشود بسیار پیچیده است؛ ترکیبی از یک کودک-مرد، یک خواستگار سیاسی تازهکار و کسی که تنها یک قدم با جنون استبدادی فاصله دارد، و ویتاکر تمام این ویژگیها را به بهترین شکل اجرا کرده است. نکته کلیدی این است که فیلم جنبههای مختلف شخصیت امین را کالبدشکافی میکند، بنابراین به عنوان یک مطالعه شخصیتی، شما را کاملاً مجذوب خود میکند. کارگردان، کوین مکدونالد، فیلم را با سبکی پرجنبوجوش ساخته که کاملاً با محتوا همخوانی دارد. همچنین باید به او بابت اینکه شخصیتهای اطراف امین (خانواده، مشاوران و غیره) را همواره درگیر دسیسههای او نگه داشته، تبریک گفت. جیمز مکآووی در نقش دکتر جوانی که وارد دنیای غریبهای شده و امین او را به خود نزدیک میکند، بازی درخشانی ارائه داده است. کری واشینگتن هم در نقش همسر سوم امین، حسهای درستی را منتقل میکند. پایان فیلم کمی لنگ میزند، جایی که ماجرای گروگانگیری انتبه را در بر میگیرد اما حق مطلب را ادا نمیکند و فقط از آن به عنوان ابزاری استفاده میکند تا ما نگران فرار شخصیت خیالی مکآووی باشیم. اما این فقط یک لغزش کوچک است که کلیت فیلم را خراب نمیکند. این یک فیلم عالی است؛ اگر با صحنههای دلخراش تکانتان ندهد یا ذهنتان را برای یادگیری به چالش نکشد، قطعاً توجه شما را به نکات تاریخی جلب میکند. خسته نباشید. ۸.۵/۱۰
2019-04-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
طبق گفته ویکیکوت، یک «مقام بریتانیایی» زمانی گفته بود که ایدی امین نیاز دارد «چیزها با کلمات تکحرفی برایش توضیح داده شوند.» یکی از معدود نقاط ضعف فیلم «آخرین پادشاه اسکاتلند» این است که فرض میکند ما نیاز داریم وقایع را از نگاه یک غربی سفیدپوست ببینیم. البته جیمز مکآووی سکانسهای خیلی خوبی با فارست ویتاکر دارد که شاید بهترینشان همان سکانس اول باشد (هرچند در بازنگری خیلی با منطق جور در نمیآید)؛ جایی که امین و دکتر نیکلاس گاریگان پیراهنهایشان را با هم عوض میکنند، انگار که در دو تیم مخالف فوتبال بودهاند. بقیه سکانسها خیلی ضعیفتر هستند، مخصوصاً آنجایی که دکتر به دیکتاتور کمک میکند تا باد شکمش را خالی کند! خوب یا بد، فرقی نمیکند چون هیچکدام از اینها واقعیت ندارد و دکتر گاریگان اصلاً وجود خارجی نداشته است. شخصیت او هم اصلاً باورپذیر نیست؛ از همان اول که تصمیم میگیرد به اوگاندا برود (کره زمین را میچرخاند، چشمهایش را میبندد و انگشتش را روی یک نقطه میگذارد)، نیکلاس بیشتر شبیه یک شخصیت سینمایی رفتار میکند تا یک انسان واقعی. او میتواند اسلحه کمری امین را بردارد بدون اینکه سربازهای اطراف به او شلیک کنند؛ میتواند در خیابانهایی که قاعدتاً بلد نیست، امین را بعد از کمین نجات دهد؛ تازه از دانشکده پزشکی فارغالتحصیل شده اما وقار یک پزشک متخصص را دارد؛ و آنقدر جذاب است که یکی از همسرهای امین حاضر است جان و اعضای بدنش را به خطر بیندازد تا با او رابطه داشته باشد. ویکیپدیا میگوید «فیلم داستان را با وقایع واقعی ترکیب میکند تا تصویری از امین و اوگاندا تحت حکومت او ارائه دهد.» خب، ما قطعاً به لطف بازی ماندگار ویتاکر، تصویری فراموشنشدنی از امین میگیریم؛ اما از طرف دیگر، آیا اگر فیلم به واقعیتها پایبند بود، تصویر روشنتری از اوگاندا تحت حکومت او نمیگرفتیم؟ چه فایدهای دارد که در لوکیشن واقعی فیلمبرداری کنیم اما فقط یک ایده سطحی از تاثیر دیکتاتوری بر کشور و مردمش بگیریم؟ حتی نوشتههای قبل از تیتراژ پایانی هم خیلی دیر و خیلی کم هستند، مخصوصاً با توجه به اینکه آنها هم خیلی دقیقتر از اتفاقات فیلم نیستند. در عوض، همهچیز از فیلتر گاریگان رد میشود که بیشتر به فکر نجات پوست خودش است و خیلی نگران سرنوشت ملت اوگاندا نیست. حیف شد، چون تاثیرات کارگردان، کوین مکدونالد، بینقص هستند؛ جملهی «هیچچیز از هیچچیز به دست نمیآید» امین یادآور لیر شاه است. شاید مکدونالد باید کاملاً به سمت رویکرد داستانی میرفت و یک فیلم کاملاً خیالی میساخت.
2022-08-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خیلی پرتنشی است. بازی فارست ویتاکر در نقش ایدی امین واقعاً باورنکردنی است؛ البته جای تعجب هم ندارد چون او یکی از بازیگران محبوب من است. او در هر سکانسی که حضور دارد کاملاً بر فضا مسلط است و به خوبی میتوان فهمید چرا برای این نقش اسکار گرفت. تصویر او از امین ترسناک اما در عین حال انسانی است، که همین موضوع آن را قدرتمندتر میکند. کارگردانی کوین مکدونالد هم قرص و محکم بود. فیلم پر از تنش و درام است و به خوبی شما را در دنیای پرآشوب اوگاندایِ امین غرق میکند. ریتم فیلم گاهی سنگین میشود، اما برای داستانی که روایت میکند مناسب است. به نظرم ترکیب وقایع تاریخی واقعی با یک نگاه داستانی از دریچه چشم پزشک جوان جالب بود، هرچند گاهی حس میشد فیلم نمیتواند تصمیم بگیرد که میخواهد روی امین تمرکز کند یا روی دکتر. در کل قطعاً فیلمی گیرا و خوشساخت است، بازیها درجه یک هستند و لحظاتی دارد که واقعاً در ذهن آدم میماند.
2024-12-14