هزار توی پن

هزار توی پن

در سال ۱۹۴۴ در اسپانیای تحت حکومت فلانژیست‌ها، دختری که شیفته قصه‌های پریان است، به همراه مادر باردارش فرستاده می‌شود تا با ناپدری جدیدش که کاپیتانی بی‌رحم در ارتش اسپانیاست زندگی کند. در طول شب، او با پری‌ای ملاقات می‌کند که او را نزد یک «فان» (Faun) پیر در مرکز یک هزارتو می‌برد. فان به او می‌گوید که او یک شاهزاده خانم است، اما باید با زنده ماندن از سه ماموریت وحشتناک، اصالت خود را ثابت کند. اگر شکست بخورد، هرگز ثابت نخواهد شد که او شاهزاده واقعی است و هرگز پدر واقعی‌اش، یعنی پادشاه را دوباره نخواهد دید.

سال انتشار: 2006 کارگردان: Guillermo del Toro ژانر: Drama، Fantasy، War نویسندگان: Guillermo del Toro امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم زیبایی از گیرمو دل تورو (Guillermo del Toro)؛ با اینکه از فیلم و داستانش که در دوران جنگ جهانی دوم می‌گذره خوشم اومد، ولی نمی‌تونم بگم کاملاً عاشقش شدم. حس می‌کردم فرم و استایل فیلم به محتواش می‌چربه، هرچند بازی ایوانا باکرو (Ivana Baquero) جوان واقعاً خوب بود. نمره: ۴ از ۵

2019-10-01


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

فکر می‌کنم این تا به اینجا فیلم محبوب من از گیرمو دل تورو باشه - و هر چی بیشتر می‌بینیش بهتر هم میشه. در پس‌زمینه اسپانیایی که هنوز سعی داره از جنگ داخلی کمر راست کنه، «اوفیلیای» جوان و مادر باردارش «کارمن» فرستاده میشن تا با «کاپیتان ویدال» وحشی زندگی کنن. ویدال واقعاً آدم پست و کثیفیه و دخترک آرزو داره پدر واقعی خودش رو ببینه. نیمه‌شب هست که اوفلیا با یک موجود افسانه‌ای روبرو میشه که بهش امید میده. اون موجود از یه «فان» در وسط یه هزارتو خبر داره که ممکنه بتونه کمکش کنه. ملاقات با فان چیزی فراتر از یک جرقه امیده؛ اوفلیا فقط باید سه ماموریت رو تموم کنه تا به ارث و میراثش به عنوان یک شاهزاده برسه و دوباره به پدر پادشاهش ملحق بشه. چیزی که در ادامه میاد، یه قصه پریان پر از جادوی سیاه و شخصیت‌های غیرقابل اعتماده که دخترک برای موفقیت باید باهاشون روبرو بشه. با توجه به جنایاتی که در دنیای واقعی اطرافش در حال رخ دادنه، اون بیشتر و بیشتر به این دنیای زیرزمینی پناه می‌بره که احتمالاً به همون اندازه خطرناکه - چون سهم خودش رو از شرارت و فریبکاری داره - اما با هدف نهایی رسیدن به پدرش، اوفلیا با خرد و اراده‌ای پولادین استقامت می‌کنه. چیزی که باعث میشه این فیلم جواب بده، ترکیب‌های لذیذی از شرارت هست که ارائه میده. تضاد بین واقعیت و افسانه، انسان و فانتزی - و نجابتی که دخترک نماد اونه و اصلاً تضمینی برای موفقیتش نیست. جلوه‌های بصری به شکلی هوشمندانه هر دو دنیای اوفلیا رو با هم ترکیب کردن بدون اینکه بر ظاهر فیلم یا قدرت داستان غلبه کنن - داستانی از عشق، جاه‌طلبی، ترس و فریب. این فیلم از نظر خلاقیت هیجان‌انگیز و مسحورکننده‌ست. این بهترین نوع داستان‌گویی هست و روی پرده بزرگ میشه تاثیر خیره‌کننده‌اش رو به طور کامل درک کرد.

2023-02-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

هزارتوی پن فیلمیه که واقعاً آدم رو به فکر فرو می‌بره. می‌تونید از دو زاویه بهش نگاه کنید: یا این یه قصه پریان تاریک درباره شاهزاده‌خانمیه که به یه دنیای جادویی فرار می‌کنه، یا درباره دختربچه‌ایه که از تخیلش استفاده می‌کنه تا با سختی‌های خیلی بزرگ زندگی کنار بیاد. نکته جالب اینجاست که فیلم بهتون دلیل میده تا هر دو رو باور کنید. مثلاً، اوفلیا با گچ یه در می‌کشه و واقعاً ازش رد میشه؟ یا اون ریشه‌ای که زیر تخت مامانش می‌ذاره واقعاً کمک می‌کنه؟ این‌ها باعث میشه آدم شک کنه که شاید همه‌اش واقعی باشه. اما از طرف دیگه، تمام اون هیولاها و کارهایی که باید انجام بده؟ انگار دقیقاً با مشکلاتی که در دنیای واقعی باهاشون روبروست جور درمیاد. تازه، آدم بده اصلاً نمی‌تونه «فان» رو ببینه. بهترین بخشش اینه که فیلم بهتون نمیگه کدوم برداشت درسته. آدم دلش می‌خواد باور کنه اوفلیا به پایان خوشش در یه سرزمین جادویی می‌رسه. اما در عین حال می‌فهمید که شاید فقط به خاطر این چنین باوری دارید که دلتون خیلی براش می‌سوزه. دل تورو واقعاً در درگیر کردن احساسات آدم استاده و بعدش شما رو رها می‌کنه تا خودتون معما رو حل کنید. این فقط یه داستان نیست؛ باعث میشه به این فکر کنید که چی واقعیه و چی نیست، و اینکه ذهن ما چطور سعی می‌کنه وقتی اوضاع خیلی سخت میشه از ما محافظت کنه.

2025-05-19