کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو
سال ۱۹۴۲ است، آمریکا وارد جنگ جهانی دوم شده و استیو راجرز (Steve Rogers) که جثهای ضعیف اما ارادهای قوی دارد، از اینکه بارها برای خدمت سربازی رد شده، سرخورده است. همه چیز زمانی تغییر میکند که دکتر ارسکین (Dr. Erskine) او را برای پروژه مخفی «تولد دوباره» انتخاب میکند. راجرز با اثبات شجاعت، هوش و وجدان فوقالعادهاش، تحت آزمایش قرار میگیرد و بدن ضعیفش ناگهان به حداکثر پتانسیل انسانی ارتقا مییابد. وقتی دکتر ارسکین بلافاصله توسط مامور بخش تحقیقات مخفی آلمان نازی یعنی «هایدرا» (HYDRA) به رهبری یوهان اشمیت (ملقب به رد اسکال) ترور میشود، راجرز به عنوان تنها نمونه موفق باقی میماند. او ابتدا به عنوان یک نماد تبلیغاتی مورد استفاده ابزاری قرار میگیرد، اما وقتی همرزمانش به او نیاز پیدا میکنند، راجرز وارد ماجراجویی موفقی میشود که او را به معنای واقعی به «کاپیتان آمریکا» تبدیل میکند و جنگ او علیه اشمیت آغاز میشود.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Joe Johnston ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Christopher Markus، Stephen McFeely، Joe Simon امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم دقیقاً همان چیزی است که از «کاپیتان آمریکا» انتظار میرود؛ نسخه مدرن (کمیکبوکی) یک فیلم کاملاً آمریکایی. آدمخوبها در برابر آدمبدها، بدون پیچیدگیهای زیاد. _**هیچ ایرادی هم ندارد**_. این فیلم برای این ژانر تقریباً بینقص است. یک داستان سرگرمکننده از ابتدا تا انتها با استانداردهای حرفهای فیلمسازی هالیوود.
2012-06-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**این یک نقد طولانی است که ابتدا در سال ۲۰۱۱ منتشر شده:** با اینکه زمان فیلم بیش از دو ساعت بود، حس کردم جا داشت که حتی فراتر از این هم برود. واقعاً فکر میکنم شخصیت «رد اسکال» (Red Skull) میتوانست یک فیلم اختصاصی برای خودش داشته باشد و در واقع جذابیت زیادش باعث شد در این فیلم کمی حقش ضایع شود. کریس ایوانز انتخاب جالبی برای نقش کاپیتان آمریکا بود، مخصوصاً با توجه به اینکه قبلاً نقش ابرقهرمان محبوب مارول یعنی «هیومن تورچ» را در فیلمهای چهار شگفتانگیز بازی کرده بود. بازیاش طوری نبود که دهانم از تعجب باز بماند، اما واقعاً خوب بود. تا اینجا در دنیای سینمایی مارول، من کاپیتان آمریکا را دقیقاً در وسط قرار میدهم. «مرد آهنی» و «ثور» را بیشتر دوست داشتم، اما از «مرد آهنی ۲» و «هالک شکستناپذیر» بهتر بود. استودیو مارول اعلام کرد که میخواستند فیلم در دهه ۴۰ بگذرد، با اینکه بقیه فیلمهای مارول در زمان حال هستند. این ۱۰۰٪ حرکت درستی بود، چرا؟ نه به خاطر فضا یا کارگردانی، بلکه چون خیلی هوشمندانه است. چطور میتوانید کاری کنید که دنیا از یک مرد سفیدپوست طبقه متوسط که عاشق عمو سام است و کورکورانه به ارتش وفادار است، خوشش بیاید؟ راهش این است که او را به جنگ با نازیهای لعنتی بفرستید. شاید عجیب به نظر برسد، اما من در واقع از شروع فیلم بیشتر لذت بردم؛ جایی که او یک استیو راجرز ضعیف و مبتلا به آسم است و هنوز سرم ابرسرباز را مصرف نکرده. آنجا واقعاً توانایی بازیگری ایوانز و نویسندگی کریستوفر مارکوس و استیون مکفیلی خودش را نشان داد. فیلم را سهبعدی دیدم که از همیشه قابلتحملتر بود. هرچه فیلمهای مارول جلوتر میروند، بیشتر شبیه پیشدرآمدی برای «انتقامجویان» میشوند و کاپیتان آمریکا تا الان بیشترین حس پیشدرآمد بودن را داشته است. با اینکه ایرادات جزئی زیادی داشتم، اما در نهایت تنها بخشی از من که از دیدن فیلم پشیمان است، بخشی است که مدام فکر میکند: «خدای من، باید یک سال صبر کنم تا انتقامجویان اکران بشه؟!» ۷۹٪ - گیملی
2018-06-04
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
داستان: استیو راجرز، جوانی لاغر و ضعیف، میخواهد در ارتش آمریکا ثبتنام کند و برای جنگ جهانی دوم به خارج از کشور برود. اما جثه و وضعیت سلامتیاش باعث میشود همیشه رد شود. تا اینکه دانشمندی او را میبیند و برای یک برنامه آموزشی خاص جهت ساخت ابرسرباز انتخابش میکند. چیزی که دوست داشتم: دنیای مارول خیلی به متن اصلی وفادار مانده و او با یک سرم به یک مرد عضلانی تبدیل میشود. او از قبل شجاع و باهوش است، پس فرستادنش به جنگ باید بدیهی باشد، نه؟ اما مسئول آموزش او را نمیخواهد، پس راجرز در نهایت به کارهای تبلیغاتی در داخل کشور مشغول میشود. او وقتی میبیند سربازان در خارج از کشور مثل مردم عادی به او واکنش مثبت نشان نمیدهند، شوکه میشود. از نحوه نمایش اولین صحنه نبرد او خیلی خوشم آمد؛ اینکه خودش در حین کار راه و چاه را یاد میگیرد، خیلی با نسخههای باتجربه بعدیاش فرق دارد. حتی تعاملاتش با مامور کارتر را هم دوست داشتم. چیزی که دوست نداشتم: چالش خیلی از فیلمهای جنگی آمریکایی این است که انگار آنها تنها بازیگران جنگ هستند؛ هیچ متحدی وجود ندارد، فقط خودشان. این سطح از کوتهفکری ناسیونالیستی کمی آزاردهنده است. شاید برای فیلمی که اسمش «کاپیتان آمریکا» است ایراد کوچکی باشد، اما باز هم رو اعصاب است. همچنین ناامید شدم که درباره «رد اسکال» بیشتر توضیح ندادند. تاریخچه، تواناییها و بقیه کارهایش تقریباً نادیده گرفته شد. در کل به عنوان یک داستان مبدأ (Origin Story)، آن شور و حال لازم را نداشت.
2019-01-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
قطعاً دستکمگرفتهشدهترین فیلم در کل دنیای مارول است. «کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو» یک فیلم جنگی عالی به سبک کمیکبوکی درباره مرد کوچکی است که تغییر بزرگی ایجاد میکند. رد اسکال یکی از بهترین شرورهاست، فقط به خاطر اینکه هوگو ویوینگ (Hugo Weaving) فوقالعاده بازی کرده. پگی کارتر یک قهرمان عالی است و بازی هیلی اتول (Hayley Atwell) واقعاً لذتبخش است. همچنین تامی لی جونز و استنلی توچی هر وقت در صحنه هستند، میدرخشند. با صحنههای اکشن قوی، شخصیتپردازی خوب و جلوههای ویژه بینقص، این فیلم به عنوان یک اثر مستقل هم کاملاً عالی است. حیف که خیلی از تماشاگران فقط از روی اجبار برای دیدن «انتقامجویان» به سراغش رفتند، چون این فیلم حرفهای زیادی برای گفتن دارد.
2019-03-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
احتمالاً این سومین باری بود که فیلم رو میدیدم و اولین بار در ۸ سال گذشته. با اینکه فیلم فوقالعادهای نیست، ولی به نظرم کاملاً سرگرمکننده بود و کریس ایوانز خیلی خوب در نقش جا افتاده. رد اسکال و اون گریم سنگینی که روی صورت هوگو ویوینگ گذاشته بودن هنوز هم یکم خندهدار به نظر میرسه و باعث شده اون هم یکی از اون نقش منفیهای ضعیف مارول باشه. **۳.۲۵/۵**
2020-05-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
خیلی بهم چسبید، برای من حتی یکم از «مرد آهنی» هم بهتر بود. «کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو» واقعاً سرگرمکنندهست. از داستان و نحوه روایتش کاملاً لذت بردم و سبک دهه ۱۹۴۰ هم عالی کار شده؛ عاشق لوکیشنها و لباسها شدم. تنها نکته منفی برای من، جلوه ویژه مربوط به لاغر کردن کاپیتان بود که واقعاً مضحک به نظر میرسید... البته حداقل خندهدار بود. احتمالاً این فیلمی بود که تا الان بیشترین لذت رو از تیم بازیگریش در دنیای مارول بردم. کریس ایوانز در نقش اصلی عالیه. تامی لی جونز، هیلی اتول و هوگو ویوینگ هم خیلی خوب بودن. تجربه خیلی دلنشینی بود. حسابی خوش گذشت.
2021-01-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم خیلی خوبیه. عاشق اون نسخه کوچولو و لاغرش شدم، خیلی خندهدار بود. اکشن زیاد و جلوههای ویژه باحالی هم داشت.
2023-05-03
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو» یک داستان مبدأ ابرقهرمانی خوشساخت است که مسیر استیو راجرز را با یک پایه داستانی قوی بنا میکند. پیرنگ فیلم جذاب است و داستان کلاسیک یک آدم ضعیف را با یک ماجراجویی جنگی ترکیب میکند که هم ملموس و هم حماسی به نظر میرسد. ریتم فیلم مناسب است و تحول استیو و اولین ماموریتهایش را بدون کش دادن روایت میکند، هرچند برخی سکانسهای اکشن به صورت مونتاژ نمایش داده میشوند که باعث شده کمی عجلهای به نظر برسند. فیلمنامه در طبیعی نگه داشتن دیالوگها عالی عمل کرده و لحظات احساسی را با طنز و صداقت ترکیب کرده است. کارگردانی جو جانستون به شدت به زیباییشناسی دهه ۱۹۴۰ تکیه دارد و جذابیت آن دوران را در کنار اکشنهای پرانرژی مارول به خوبی به تصویر کشیده است. فیلمبرداری با تنالیتههای گرم و قاببندیهای دقیق، به این حس کلاسیک کمک کرده است. تعادل بین جلوههای میدانی و کامپیوتری هم خوب رعایت شده. کریس ایوانز کاملاً در نقش نشسته و به استیو راجرز عمقی فراتر از یک قهرمان نجیب و قوی بخشیده است. موسیقی متن آلن سیلوستری هم به لحن حماسی و در عین حال احساسی فیلم افزوده است. در کل، این یکی از ورودیهای قویتر مارول است.
2025-04-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
دوباره برای پادکست Once Upon a Franchise تماشایش کردم. «کاپیتان آمریکا: نخستین انتقامجو» به عنوان یکی از قویترین داستانهای مبدأ مارول قد علم میکند، حتی اگر با گذشت زمان برخی نقاط ضعفش بیشتر به چشم بیاید. از همان ابتدا، فیلم جو جانستون با یک دستاورد فنی که هنوز هم دستکم گرفته میشود، لحن خود را مشخص میکند: جلوههای ویژه بینقصی که کریس ایوانز را به استیو راجرز لاغر تبدیل کرد. اما فراتر از اینها، فیلم بلافاصله تعریف میکند که چرا راجرز باید کاپیتان آمریکا میشد: قطبنمای اخلاقی او تزلزلناپذیر است. او نمیخواهد بکشد، قدرت را برای خودش نمیخواهد - او فقط از آدمهای زورگو خوشش نمیآید. این وضوح شخصیت در کنار انتخاب بازیگر عالی، او را فوراً جذاب میکند. پویایی او با باکی (Sebastian Stan) صمیمیت و اعتماد را به همراه دارد، در حالی که پگی کارتر (Hayley Atwell) هر زمان که در صحنه است میدرخشد، هرچند لیاقتش بیشتر از اینها بود. حتی نقشهای کوچکی مثل سرهنگ فیلیپس با بازی تامی لی جونز ماندگار هستند. با این حال، ریتم فیلم در بخش میانی کمی لنگ میزند و بیش از حد به سکانسهای تکراری ماموریتها و انفجارهای کامپیوتری تکیه میکند. با این حال، وقتی تمرکز روی سفر استیو باقی میماند، داستان اوج میگیرد. از نظر مضمونی، این یکی از غنیترین آثار مارول است که داستانی شخصیتمحور درباره نوعدوستی، قهرمانی و فداکاری میسازد. اگر فیلم امروز کمی قدیمی به نظر میرسد، بیشتر یادآور چالشهای اولیه استودیو است، چون در هسته خود، هنوز هم یکی از صادقانهترین و الهامبخشترین داستانهای ابرقهرمانی است که تا به حال ساخته شده. امتیاز: B+
2025-08-25