Grindhouse

Grindhouse

یک برنامه دوتایی از فیلم‌های مهیج که یادآور فیلم‌های بهره‌کشی (Exploitation) مورد علاقه هر دو فیلمساز است. «گریندهاوس» (یک سینمای قدیمی در مرکز شهر که از دوران اوج خود به عنوان یک کاخ سینمایی که به خاطر نمایش‌های دوتایی و بی‌وقفه فیلم‌های درجه ب معروف بود، به خرابی کشیده شده) به صورت یک فیلم بلند کامل ارائه می‌شود که شامل دو فیلم مجزا به کارگردانی هر یک از این دو نفر است. «ضد مرگ» (Death Proof)، یک فیلم اسلشر پرهیجان است که در آن قاتل به جای چاقو، با ماشین قربانیانش را تعقیب می‌کند، در حالی که «سیاره وحشت» (Planet Terror) نمایی از جهان را در بحبوحه شیوع زامبی‌ها به ما نشان می‌دهد. این فیلم‌ها با تریلرهای ساختگی هوشمندانه‌ای به هم متصل شده‌اند که یادآور کلاسیک‌های سینماهای درایو-این بهره‌کشی دهه ۵۰ هستند.

سال انتشار: 2007 کارگردان: Robert Rodriguez, Eli Roth, Quentin Tarantino ژانر: Horror، Thriller نویسندگان: Robert Rodriguez، Rob Zombie، Edgar Wright امتیاز: 7.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

***زامبی‌ها، دخترای رقاص، روستایی‌های کله‌خر و ماشین‌های بدلکاری قاتل***
«گریندهاوس» (۲۰۰۷) شامل دو فیلم مجزا است: «سیاره وحشت» از رابرت رودریگز و «ضد مرگ» از کوئنتین تارانتینو. این دو فیلم با هم «گریندهاوس» نامیده می‌شوند چون تلاشی عمدی برای بازسازی تجربه نمایش دوتایی در سینماهای درجه ب اواسط تا اواخر دهه ۶۰ و ۷۰ هستند، با نگاتیوهایی که عمداً با خط و خش و لکه خراب شده‌اند یا، در یک مورد، ظاهراً یک حلقه کامل از فیلم گم شده است. تریلرهایی برای فیلم‌های ساختگی، مثل «ماچته»، هم بخشی از این پکیج هستند.

«سیاره وحشت» درباره شیوع یک عامل بیوشیمیایی در مرکز تگزاس است که (عجب شگفتی!) مردم را تبدیل به زامبی می‌کند و گروهی از افراد ناجور که برای مبارزه با آن‌ها متحد می‌شوند، به رهبری فردی رودریگز و مایکل بین (Michael Biehn)، که دومی نقش کلانتر را دارد. رز مک‌گوان (Rose McGowan) و مارلی شلتون (Marley Shelton) جذاب هم حضور دارند، که اولی به جای پای قطع شده‌اش یک مسلسل کاشته شده دارد. (اینکه دقیقاً چطور ماشه را می‌کشد تا زامبی‌ها را قتل عام کند، جای سؤال دارد). این فیلم ترکیبی از «سریع‌تر، گربه‌وحشی! بکش! بکش!» (۱۹۶۵)، «شب مردگان زنده» (۱۹۶۸) و «طلوع مردگان» (۱۹۷۸) به نظر می‌رسد، اما با لحن مدرن «اسلیتر» (۲۰۰۶) و شوخ‌طبعی سیاه، زننده و عمداً توهین‌آمیزش. مک‌گوان در تمام طول فیلم، به خصوص در سکانس رقص گوگو در ابتدای فیلم، عالی است، در حالی که فردی رودریگز به طرز شگفت‌آوری قدرتمند ظاهر می‌شود. قوس عاشقانه آن‌ها تا حدی تأثیرگذار است. نکته جالب دیگر، بازیگران باکیفیت هستند، که شامل افرادی مثل بروس ویلیس، جاش برولین، نوین اندروز و فرگی می‌شوند. با این حال، در نهایت، «سیاره وحشت» نمی‌تواند از سطح نبوغِ تا حدی پایین‌بودجه فیلم‌های مزخرف شبکه سای‌فای مثل «ترس پرنده آنفولانزا» (۲۰۰۸)، «وایورن» (۲۰۰۹) و «کوه ساسکوآچ» (۲۰۰۶) بالاتر برود، حتی با اینکه دوازده برابر آن‌ها هزینه داشته است. نمره: C

«ضد مرگ» (Death Proof) درباره یک بدلکار کینه‌جو (کرت راسل) و وسواس روانی او برای کشتن زنان جوان با شخصیت‌های مشکوک، با استفاده از ماشین بدلکاری ضد مرگش (اما فقط سمت راننده) است. نیمه اول خیلی خوب است، فقط حرف‌های بی‌معنی دخترها کمی آزاردهنده است. این نوع حرف‌های خسته‌کننده در نیمه دوم، به ویژه با حضور زوئی بل (Zoe Bell)، تریسی تامس (Tracie Thoms) و روزاریو داوسون (Rosario Dawson)، به اوج می‌رسد، اما با یک تعقیب و گریز هیجان‌انگیز در حومه شهر که ظاهراً تنسی است اما مشخصاً کالیفرنیای جنوبی است، پاداش داده می‌شود. شخصیت راسل به طرز منحرفانه‌ای کاریزماتیک است و هر وقت او روی صفحه می‌آید، فیلم جان می‌گیرد. حداقل هشت بازیگر زن نقش مکمل وجود دارند که عمدتاً تیپ‌های بی‌کلاس (اما نه همه آن‌ها) را بازی می‌کنند و بسته به سلیقه شما، چهار نفر از آن‌ها بسیار جذاب هستند: مری الیزابت وینستد، رز مک‌گوان، ونسا فرلیتو و سیدنی تامییا پواتیه (بله، دختر سیدنی). نمره: C+/B-

این دو فیلم و تریلرهای اضافی ۳ ساعت و ۱۱ دقیقه طول می‌کشند. مگر اینکه اینقدر وقت برای تلف کردن داشته باشید، پیشنهاد می‌کنم فیلم‌ها را به صورت جداگانه تماشا کنید. نمره کلی: C+

2018-10-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

گریندهاوس تجربه مدرن فیلم‌های درجه ب را از طریق یک ادای احترام خونین و اکسپرسیونیستی به نمایش می‌گذارد. دو فیلم بلند. چهار تریلر ساختگی (اگر خوش‌شانس باشید، پنج تا...). و یک ارائه مفهومی اصیل از ژانر بهره‌کشی دهه ۷۰، با حلقه‌های گم‌شده و همه چیز. تحسین رودریگز/تارانتینو نسبت به سینما به طور کلی ملموس است. این فیلم هم یک آزمایش معتبر در احیای ژانر است و هم یک فتیش برای دختران جذاب، خون و پاهای مسلسل‌دار پیچ و مهره شده. در هسته خود، یک اثر سرگرم‌کننده بازنگرانه است. اما آیا ارائه دوتایی، شامل تریلرها، به خودی خود به عنوان یک فیلم منسجم عمل می‌کند؟ بله. تقریباً.

دو تا از چهار تریلر ساختگی خوب از آب درآمدند. «نکن» (Don’t) اثر رایت، جوهره تولیدات همر فیلمز (Hammer Film Productions) را کاملاً بازسازی کرد، با مقدار زیادی لودگی بریتانیایی برای نشان دادن طرح داستان ترسناک. ناگفته نماند که عنوان مبهم آن چقدر خنده‌دار بود. تریلر دیگر، «شکرگزاری» (Thanksgiving) اثر راث (بله، این تعجب‌آور است...)، یک اسلشر با تم تعطیلات بود که بسیار خنده‌دار بود. این تریلر با تقلید از فیلم‌های موجود، مانند «هالووین»، رگباری از برهنگی و قطع عضو را ارائه می‌دهد. پوچ، اما به طرز سادیستی سرگرم‌کننده. این دو تریلر به ویژه با زیبایی‌شناسی کلی گریندهاوس، به خصوص با «سیاره وحشت»، همخوانی داشتند. «ماچته» رودریگز، که بعداً تبدیل به یک فیلم بلند شد، گرمای متروک زیرژانر مکزیکواکسپلویتِیشن را تداعی می‌کرد. خوب است. گاهی اوقات وقتی ترخو (Trejo) به طور تصادفی ماچته‌ها را به همه جا پرتاب می‌کند، خودش را گم می‌کند. تلاش‌های زامبی در «زنان گرگ‌نمای اس‌اس» (Werewolf Women of the SS) (می‌دانم...) برای من کار نکرد. حس کردم که او با ترکیب کردن مجموعه‌ای از صحنه‌ها، بیش از حد تلاش می‌کند تا افراطی و رادیکال باشد. چه عمدی باشد چه نباشد، با تریلرهای دیگر تضاد داشت. اما نیک کیج (Cage) در نقش فو مانچو، بیشترش را می‌خواهم!

اگرچه کیفیت متفاوتی دارند، اما این تریلرها سهم چشمگیری در ارائه کلی دارند و به طور پیچیده‌ای قبل از هر فیلم بلند جاسازی شده‌اند. صحبت از فیلم‌های بلند شد، آیا «سیاره وحشت» و «ضد مرگ» به عنوان یک پروژه دوگانه کار می‌کنند؟ خیر. اولی دیدگاه یک ابزوردگرا به ژانر زامبی است، در حالی که دومی فقط شبیه یک فیلم معمولی تارانتینو بدون بهره‌کشی بیش از حد بود. این دو، در کنار هم، ریتم‌ها، سبک‌ها و لحن‌های متفاوتی دارند که سطوح متفاوتی از تضاد را ساطع می‌کنند و جریان کلی فیلم را کاهش می‌دهند. شور و اشتیاق زیادی به این پروژه تزریق شده است که در نهایت منجر به یک تجربه سینمایی لذت‌بخش می‌شود. با این حال، مانعی وجود دارد که اجازه نمی‌دهد من کاملاً با این مفهوم ارتباط برقرار کنم. مجموعه‌ای از تقلیدها، با سطوح کیفی متفاوت، به جای یک ارائه واقعی. من دوباره آن را فقط به خاطر «ضد مرگ» تماشا خواهم کرد...

2020-01-16