جهان غرب
این سریال علمی-تخیلی و وسترن ساختهی Jonathan Nolan (جاناتان نولان) و Lisa Joy (لیزا جوی)، با الهام از فیلم Westworld (دنیای غرب) محصول ۱۹۷۳ اثر Michael Crichton (مایکل کرایتون) ساخته شده است. داستان در یک پارک تفریحی با تم غرب وحشی جریان دارد که توسط دکتر Robert Ford (رابرت فورد) با بازی Sir Anthony Hopkins (سر آنتونی هاپکینز) طراحی شده و پر از اندرویدهای انساننما است؛ جایی که مهمانان تشویق میشوند تا به تمام فانتزیها و خواستههای خود جامه عمل بپوشانند.
سال انتشار: 2016–2022 کارگردان: ژانر: Drama، Mystery، Sci-Fi نویسندگان: Lisa Joy، Jonathan Nolan امتیاز: 8.4نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**واقعاً حیفه که این سریال تا اینجا خوب از آب درنیومده** سازندهها واقعاً باید همون حس و حال ساده و سرگرمکنندهی فیلم سال ۱۹۷۳ رو دنبال میکردن. اون فیلم حداقل لذتبخش بود! این سریال دچار عادتِ بعد از هزارهی جدید شده که خودش رو بیش از حد جدی میگیره (مثل فیلمهای جیمز باندِ دنیل کریگ)، تا جایی که تماشاش تبدیل به یک کار طاقتفرسا میشه. فیلم سال ۱۹۷۳ با بازی Yul Brynner (یول برینر) و Richard Benjamin (ریچارد بنجامین) همه چیزش درست بود. ساده نگهش دار، سرگرمکننده نگهش دار. اینطوری تجربهی تماشای خیلی ارزشمندتری رقم میخوره.
2017-02-13
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این سریال یه جورایی سوال «چی میشد اگه» رو مطرح میکنه: چی میشد اگه رباتهای خیلی پیشرفته ساخته میشدن، اونم ظاهراً برای پر کردن یک پارک تفریحی؟ شخصیتهای مختلف بر اساس ویژگیهای اخلاقیشون واکنش نشون میدن. برای دکتر Ford (فورد) با بازی Sir Anthony Hopkins (سر آنتونی هاپکینز)، که یک کپی از نقاشی «آفرینش آدم» میکلآنژ رو توی دفترش داره، این کار خلق یک گونهی جدیده. برای Bernard Lowe (برنارد لو)، این یک آزمایش جذاب برای دور کردن ذهنش از یک تراژدی شخصیه. برای Sizemore (سایزمور)، نویسندهی متکبر، این یک فرم هنری جدیده چون داره برای رباتها داستان مینویسه تا اجرا کنن. برای بازدیدکنندههایی مثل William (ویلیام) و Logan (لوگان)، این پارک جایی برای برآورده کردن آرزوهاست، حالا چه جستجوی ویلیام برای عشق باشه و چه لذتجوییهای مبتذل لوگان. برای Theresa (ترزا)، این فقط یک بیزنسه و شکایت داره که تلاشهای دکتر فورد برای واقعیتر و غیرقابلپیشبینیتر کردن رباتها به سوددهی شرکت ضربه میزنه. خود رباتها که قراره بعد از هر «نمایش» ریبوت بشن، نباید چیزی فکر یا حس کنن، اما دارن کمکم این کار رو انجام میدن. سریال پر از ارجاعات هنریه؛ از نقاشی میکلآنژِ دکتر فورد و لوگویی که ادای احترامی به طرح «مرد ویترویوسی» داوینچیه گرفته تا قطعهی REVERIE دبوسی و ارجاع به وسترنهای قدیمی. دیدن سریالی که هم به شخصیتپردازی و ایدهها اهمیت میده و هم به اکشن، واقعاً لذتبخش و متفاوته.
2017-04-05
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
نمیفهمم چرا این سریال اینقدر امتیاز بالایی گرفته. درسته که خیلی خاصه و موسیقی متن خوبی داره، اما خیلی گیجکننده، غیرواقعی و تکراریه. کلی سوال برات پیش میاد که جواب داده نمیشن و مخصوصاً با این فلشبکها که من ازشون متنفرم، هی گیجکنندهتر میشه. در نهایت با داستانهای تکراری و شخصیتهایی که نمیمیرن، خستهکننده هم میشه. اونقدر فلشبک داره که گاهی نمیفهمی کدوم صحنه واقعیه و کدوم مربوط به گذشته... به نظر من این سریال خیلی بیش از حد گنده شده.
2019-08-26
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر از خواندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگ من را دنبال کنید. نقد اصلی (بر اساس چهار قسمت اول فصل که در اختیار رسانهها قرار گرفت): شبکه HBO با فصل آخر Game of Thrones (بازی تاج و تخت) شکست سنگینی خورد، اما به نظر نمیرسه کیفیت سریالهاشون از اون اتفاق ضربه خورده باشه. Westworld یکی از بزرگترین و بهترین سریالهای HBO هست و به نظر من، در حال حاضر همون تختی رو تصاحب کرده که سالها در اختیار GOT بود. Jonathan Nolan (جاناتان نولان) و Lisa Joy (لیزا جوی) یک روایت فوقالعاده پیچیده، پر از پیچشهای ذهنی و شخصیتپردازی واقعاً درخشان خلق کردن. فصل سوم با توجه به پایانِ تغییردهندهی فصل قبل، قول داده بود که کاملاً متفاوت باشه، بنابراین انتظارات بدون شک خیلی بالاست... در حالی که درسته Westworld پیچشهای فکاندازی داره، اما فصلهای قبلی از این نظر با هم فرق دارن. در فصل اول، پیچشها در خدمت داستان بودن، اما در فصل دوم، انگار داستان در خدمت پیچشها بود. این باعث شد چند قسمت «کمتر عالی» داشته باشیم چون تنش و ریتم متعادل از دست رفته بود و گاهی مخاطب علاقهاش رو از دست میداد. علاوه بر این، اکثر پیچشها اونقدر زمینهسازی شده بودن که چند قسمت آخر اون ضربهی نهایی لازم برای غافلگیری رو نداشتن. فصل سوم به اصول اولیه برمیگرده. پایان فصل قبل تقریباً مثل یک ریبوت برای سریال از نظر محیط، قوانین و حتی شخصیتها عمل میکنه. بیشتر سریال تا اینجا در دنیای واقعی میگذره، اما چند سکانس در مکانهای آشنا هم وجود داره. نقشهی Dolores (دلورس) ساده به نظر میرسه، اما چون اینجا Westworld هست، نیمهی دوم فصل احتمالاً چندتایی غافلگیری برامون داره، پس چشماتون رو کاملاً باز نگه دارید. واقعاً نمیتونم وارد جزئیات کار هر شخصیت بشم، اما طبق تریلرها، اینکه بنویسم Bernard (برنارد) و Maeve (میو) نقش اساسی در این فصل دارن نباید شوکهکننده باشه. هر دو آرکهای داستانی خیلی وسوسهکنندهای دارن و من قطعاً مشتاقم بدونم چطور به خط داستانی دلورس وصل میشن. Caleb (کالب) با بازی Aaron Paul (آرون پال) در چهار قسمت اول حضور خیلی زیادی نداره. با این حال، یک پسزمینهی داستانی خوب براش نوشته شده و داستان فرعی اون نه تنها همه چیز رو درباره خودش به مخاطب میگه، بلکه نشون میده دنیای واقعی چطور کار میکنه. بزرگترین تحسین من برای نیمهی اول این فصل مربوط به ساختار هر قسمته. تکتک قسمتها با یک اتفاق تاثیرگذار شروع میشن و تموم میشن. هر بار که قسمتی رو شروع میکردم، فوراً جذب اتفاقات میشدم و هر پایان من رو با کنجکاوی شدید برای دیدن قسمت بعدی رها میکرد. خوشبختانه من دکمهی «قسمت بعدی» رو داشتم، اما قطعاً جالب خواهد بود که ببینیم طرفدارها به هفتهها انتظار برای قسمت (عالی) بعدی چه واکنشی نشون میدن. در طول هر فصل، داستان به طور طبیعی پیش میره و از اون روایتهای گیجکننده، مبالغهآمیز و پر از پیچش فصل دوم خبری نیست. تا اینجا، پیرنگ اصلی کاملاً سرراسته، اما رازهای حلنشده هنوز اون هالهی غیرقابلپیشبینی بودن رو دارن، که باعث میشه فصل سوم ساختار کاملی برای ارائه یک پایان فوقالعاده و شوکهکننده داشته باشه. بازیگری همچنان در سطح اول باقی مونده و همه تمام توانشون رو میذارن. تا اینجا، ستارههای من Tessa Thompson (تسا تامپسون در نقش شارلوت هیل) و Evan Rachel Wood (ایوان ریچل وود) هستن. Ed Harris (اد هریس در نقش ویلیام) هم نمایش برجستهای داره، اما این دو زن به طرز باورنکردنیای خوب هستن، مخصوصاً تامپسون. از نظر فنی، قسمتها هنوز در حال تکمیل بودن، اما تولید و کیفیت بصری HBO مثل همیشه خیرهکنندهست. در مجموع، Westworld با یک ساختار فصلی عالی برگشته تا دوباره ذهن طرفدارها رو منفجر کنه. دنیای واقعی فوقالعاده به نظر میرسه، هر شخصیت داستان خیلی جذابی داره، اما چند دقیقهی اول و آخر هر قسمت واقعاً معرکهست. هر بخش فوراً توجه بیننده رو جلب میکنه و پایانش همه رو تشنهی قسمت بعدی نگه میداره. تسا تامپسون ستارهی مطلق این فصله، اما ایوان ریچل وود هم همچنان مهارتهای بازیگری خیرهکنندهاش رو ثابت میکنه. آرون پال باید در نیمهی دوم فصل حضور بیشتری داشته باشه، اما تا اینجا هم خودش و هم شخصیت کالب خیلی خوب هستن. ریتم عالی، ایجاد تنش درخشان در مورد معمای مرکزی و دیالوگهای فوقالعاده نوشته شده. چهار قسمت، بدون هیچ نکتهی منفی واقعی. امیدوارم نیمهی دوم به اندازهی نیمهی اول یا حتی بهتر از اون باشه.
2020-03-16
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
اگر از خواندن نقدهای بدون اسپویل من لذت میبرید، لطفاً وبلاگ من را دنبال کنید. **نقد اصلی (بر اساس چهار قسمت اول فصل که در اختیار رسانهها قرار گرفت)** شبکه HBO با فصل آخر Game of Thrones (بازی تاج و تخت) شکست سنگینی خورد، اما به نظر نمیرسه کیفیت سریالهاشون از اون اتفاق ضربه خورده باشه. Westworld یکی از بزرگترین و بهترین سریالهای HBO هست و به نظر من، در حال حاضر همون تختی رو تصاحب کرده که سالها در اختیار GOT بود. Jonathan Nolan (جاناتان نولان) و Lisa Joy (لیزا جوی) یک روایت فوقالعاده پیچیده، پر از پیچشهای ذهنی و شخصیتپردازی واقعاً درخشان خلق کردن. فصل سوم با توجه به پایانِ تغییردهندهی فصل قبل، قول داده بود که کاملاً متفاوت باشه، بنابراین انتظارات بدون شک خیلی بالاست... در حالی که درسته Westworld پیچشهای فکاندازی داره، اما فصلهای قبلی از این نظر با هم فرق دارن. در فصل اول، پیچشها در خدمت داستان بودن، اما در فصل دوم، انگار داستان در خدمت پیچشها بود. این باعث شد چند قسمت «کمتر عالی» داشته باشیم چون تنش و ریتم متعادل از دست رفته بود و گاهی مخاطب علاقهاش رو از دست میداد. علاوه بر این، اکثر پیچشها اونقدر زمینهسازی شده بودن که چند قسمت آخر اون ضربهی نهایی لازم برای غافلگیری رو نداشتن. فصل سوم به اصول اولیه برمیگرده. پایان فصل قبل تقریباً مثل یک ریبوت برای سریال از نظر محیط، قوانین و حتی شخصیتها عمل میکنه. بیشتر سریال تا اینجا در دنیای واقعی میگذره، اما چند سکانس در مکانهای آشنا هم وجود داره. Dolores (دلورس) نقشهی سادهای به نظر میرسه، اما چون اینجا Westworld هست، نیمهی دوم فصل احتمالاً چندتایی غافلگیری برامون داره، پس چشماتون رو کاملاً باز نگه دارید. واقعاً نمیتونم وارد جزئیات کار هر شخصیت بشم، اما طبق تریلرها، اینکه بنویسم Bernard (برنارد) و Maeve (میو) نقش اساسی در این فصل دارن نباید شوکهکننده باشه. هر دو آرکهای داستانی خیلی وسوسهکنندهای دارن و من قطعاً مشتاقم بدونم چطور به خط داستانی دلورس وصل میشن. Caleb (کالب) با بازی Aaron Paul (آرون پال) در چهار قسمت اول حضور خیلی زیادی نداره. با این حال، یک پسزمینهی داستانی خوب براش نوشته شده و داستان فرعی اون نه تنها همه چیز رو درباره خودش به مخاطب میگه، بلکه نشون میده دنیای واقعی چطور کار میکنه. بزرگترین تحسین من برای نیمهی اول این فصل مربوط به ساختار هر قسمته. تکتک قسمتها با یک اتفاق تاثیرگذار شروع میشن و تموم میشن. هر بار که قسمتی رو شروع میکردم، فوراً جذب اتفاقات میشدم و هر پایان من رو با کنجکاوی شدید برای دیدن قسمت بعدی رها میکرد. خوشبختانه من دکمهی «قسمت بعدی» رو داشتم، اما قطعاً جالب خواهد بود که ببینیم طرفدارها به هفتهها انتظار برای قسمت (عالی) بعدی چه واکنشی نشون میدن. در طول هر فصل، داستان به طور طبیعی پیش میره و از اون روایتهای گیجکننده، مبالغهآمیز و پر از پیچش فصل دوم خبری نیست. تا اینجا، پیرنگ اصلی کاملاً سرراسته، اما رازهای حلنشده هنوز اون هالهی غیرقابلپیشبینی بودن رو دارن، که باعث میشه فصل سوم ساختار کاملی برای ارائه یک پایان فوقالعاده و شوکهکننده داشته باشه. بازیگری همچنان در سطح اول باقی مونده و همه تمام توانشون رو میذارن. تا اینجا، ستارههای من Tessa Thompson (تسا تامپسون در نقش شارلوت هیل) و Evan Rachel Wood (ایوان ریچل وود) هستن. Ed Harris (اد هریس در نقش ویلیام) هم نمایش برجستهای داره، اما این دو زن به طرز باورنکردنیای خوب هستن، مخصوصاً تامپسون. از نظر فنی، قسمتها هنوز در حال تکمیل بودن، اما تولید و کیفیت بصری HBO مثل همیشه خیرهکنندهست. در مجموع، Westworld با یک ساختار فصلی عالی برگشته تا دوباره ذهن طرفدارها رو منفجر کنه. دنیای واقعی فوقالعاده به نظر میرسه، هر شخصیت داستان خیلی جذابی داره، اما چند دقیقهی اول و آخر هر قسمت واقعاً معرکهست. هر بخش فوراً توجه بیننده رو جلب میکنه و پایانش همه رو تشنهی قسمت بعدی نگه میداره. تسا تامپسون ستارهی مطلق این فصله، اما ایوان ریچل وود هم همچنان مهارتهای بازیگری خیرهکنندهاش رو ثابت میکنه. آرون پال باید در نیمهی دوم فصل حضور بیشتری داشته باشه، اما تا اینجا هم خودش و هم شخصیت کالب خیلی خوب هستن. ریتم عالی، ایجاد تنش درخشان در مورد معمای مرکزی و دیالوگهای فوقالعاده نوشته شده. چهار قسمت، بدون هیچ نکتهی منفی واقعی. امیدوارم نیمهی دوم به اندازهی نیمهی اول یا حتی بهتر از اون باشه.
2020-03-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
لعنتی! اصلاً فکر نمیکردم از این خوشم بیاد. البته در مورد GoT هم همین فکر رو میکردم. و دقیقاً مثل اون سریال، به این یکی هم یه شانس دادم. فصل ۱ خوب بود، با چند تا پیچش داستانی شوکهکننده. فصل ۲ جالبتر شد. فصل ۳ هم خوب بود، اما بعضی جاهاش منطقی نبود و پیرنگ اصلی سریال یه جورایی از مسیر اصلی خودش خارج شد. با این حال، Aaron Paul (آرون پال) توش بازی میکرد. در هر صورت، این سریال واقعاً شگفتانگیز بود؛ جلوههای ویژهی عالی، تیم بازیگری فوقالعاده (مخصوصاً با حضور آنتونی هاپکینز). و میبینید که شخصیتها در طول سریال چطور تکامل پیدا میکنن. مثلاً Dolores (دلورس) رو ببینید، در فصل ۱ و ۲ شروع کرد به تبدیل شدن به Daenerys Targaryan (دنریس تارگرین) جدید؛ چون هدف واقعیش این بود که «چرخ» جامعه رو بشکنه. واقعاً سریال خوبیه. پس من بهش ۴ ستاره میدم!
2020-05-20
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
بذارید این سریال درس عبرتی باشه برای اینکه چطور یه چیز خوب رو خراب کنیم. خیلی عالی شروع شد، یعنی فصل اول واقعاً آدم رو جذب میکرد، اما فصل اول سال ۲۰۱۶ اومد و اون موقع سعی داشتن یه سریال جذاب بسازن. بریم جلو به فصل ۲، اونا تمام پیرنگ و شخصیتپردازی رو ریختن دور و شروع کردن به تیک زدن گزینههای سیاسی. آیا با سیاستهای جناح چپ جور درمیاد؟ نه، پس تغییرش بدید تا جور دربیاد. و بعدش سریال رو سیاسیتر کردن و راستش، این همون جاییه که مخاطب رو از دست میدید.
2023-01-12
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فصل اول خیلی درگیرکننده بود، هرچند یکم گیجکننده. در فصل دوم همه چیز بیش از حد خشن و خونبار شد. فصل سوم یه سطح کاملاً جدید از جذابیت رو شروع میکنه. البته که در نهایت طرف رباتها رو میگیرید. اما این همه برهنگی؟ واقعاً؟ قطعاً تماشای سریال آدم رو مجذوب میکنه، اما هنوز دارم سعی میکنم بفهمم چرا.
2023-05-09
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فصل ۱ و فصل ۲: در حد استاندارد طلا. شخصیتها، داستان، عالی.
2023-08-22