شبی در موزه
در نیویورک، لری دیلی (Larry Daley) که بیکار و از همسرش جدا شده، یک بازنده تمامعیار است. پسرش نیک (Nick) از پدرش که در آستانه تخلیه خانهاش است، بسیار ناامید شده. لری برای به دست آوردن پول و پرداخت بدهیهایش، شغل نگهبانی شب در موزه تاریخ طبیعی را میپذیرد و جایگزین سه نگهبان قدیمی میشود که به تازگی بازنشسته شدهاند. در اولین شیفت کاری، لری خیلی زود متوجه میشود که در موزه همه چیز آنطور که به نظر میرسد نیست، چرا که با غروب خورشید، مجسمهها جان میگیرند. با حضور لری بیتجربه، موزه به آشوب کشیده میشود و او میفهمد که یک لوح سنگی قدیمی مصری که در سال ۱۹۵۰ به موزه آورده شده، این مجسمهها را تا سپیدهدم زنده میکند. وقتی لری پسرش را میآورد تا یک شب را با او بگذراند، سه نگهبان قدیمی برای دزدیدن لوح جادویی وارد موزه میشوند. لری تمام شخصیتهای تاریخی را سازماندهی میکند تا به او در متوقف کردن مجرمان و نجات موزه کمک کنند.
سال انتشار: 2006 کارگردان: Shawn Levy ژانر: Adventure، Comedy، Family نویسندگان: Robert Ben Garant، Thomas Lennon، Milan Trenc امتیاز: 6.5نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«من از موم ساخته شدم لری. تو از چی ساخته شدی؟»
فیلم «شب در موزه» به کارگردانی شان لوی (Shaun Levy) و نویسندگی مشترک رابرت بن گارانت (Robert Ben Garant) و توماس لنون (Thomas Lennon) ساخته شده که اقتباسی از کتاب میلان ترنک (Milan Trenc) است. بازیگرانی مثل بن استیلر (Ben Stiller)، کارلا گوجینو (Carla Gugino)، دیک ون دایک (Dick Van Dyke)، میکی رونی (Mickey Rooney)، بیل کابز (Bill Cobbs)، ریکی جرویز (Ricky Gervais)، رابین ویلیامز (Robin Williams)، اوون ویلسون (Owen Wilson) و استیو کوگان (Steve Coogan) در آن بازی میکنند.
داستان درباره استیلر در نقش نگهبان شب جدید موزه تاریخ طبیعی است که میفهمد یک نفرین باستانی باعث زنده شدن موجودات و اشیای موزه و ایجاد آشوب میشود. در واقع داستان فقط یک شب در موزه نیست، بلکه سه شب را روایت میکند. اگر انتظارتان در حد یک فیلم خانوادگی اکشن/کمدی استاندارد باشد، فیلم به اندازه کافی لذتبخش است. تمام عناصر لازم را هم دارد: قهرمانی که میخواهد خودش را به پسرش ثابت کند، حیوانات جادویی و شخصیتهای تاریخی که زنده میشوند و البته شلوغکاریهای معمولی که از چنین ایدهای انتظار میرود.
مشکل اینجاست که ایده اولیه از اجرای آن قویتر است. بله، فیلم پرانرژی است و استیلر هم نقش یک بازنده دوستداشتنی را که قهرمان میشود خوب بازی کرده و جلوههای ویژه هم بدون شک بچهها را خیره میکند، اما به نظر میرسد فیلم فقط بهانهای برای نمایش همین جلوههای ویژه است. آیا سرگرمکننده است؟ بله، وقتی روی غلتک میافتد واقعاً هست، اما هر چه به پایان نزدیک میشود خستهکننده شده و نتیجهگیریاش هم کاملاً کلیشهای است. فیلم آنقدر فروخت که ساخت دنباله را تضمین کند، چیزی که نشان میدهد بازار فیلمهای اکشن/ماجراجویی خانوادگی در حال حاضر تشنه است. امیدوارم کارگردانهای بهتر و فیلمهای قویتری در این ژانر ساخته شوند تا به نسل جدید نشان دهند که آثاری مثل این، اوج این سبک نیستند. ۶ از ۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«دیلی» (Ben Stiller) برای پیدا کردن شغلی که بتواند خانهاش را حفظ کند و با پسر کوچکش «نیک» (Jake Cherry) در ارتباط بماند، در عذاب است. حتی آژانسهای کاریابی هم از او قطع امید کردهاند تا اینکه یک فرصت شغلی به عنوان نگهبان شب در موزه تاریخ طبیعی پیدا میشود. درخواست او به «سسیل» (Dick Van Dyke) پیر و مهربان و دو همکارش «گاس» (Mickey Rooney) و «رجینالد» (Bill Cobbs) ارائه میشود و او کار را میگیرد!
شب اول، در حال گشتزنی همه چیز خوب است تا اینکه اشیا شروع به حرکت میکنند، زنده میشوند، او را تعقیب میکنند و به او حمله میکنند؛ او وحشتزده شده! همکارانش صبح از راه میرسند و چند نکته که حالا دیگر خیلی واضح شده را به او گوشزد میکنند. شب بعد او باید سعی کند در میان جمعی از بومیان آمریکا، لژیونرهای رومی، دیکتاتورها، دایناسورها و شیرها خودش را نشان دهد؛ بله، تقریباً هر چیزی که انتظار دارید در چنین موزهای پیدا کنید. او دارد پیشرفت میکند و نظم برقرار میشود، چون هر شب یاد میگیرد چطور زیردستانش را بهتر مدیریت کند. حتی آنقدر اعتماد به نفس پیدا میکند که همه آنها را به پسرش معرفی کند. صحنه آماده است، چراغها کمنور میشوند و زمان موعود فرا میرسد، اما آن شب هیچ اتفاقی نمیافتد. همه مثل مجسمه باقی میمانند. چه اتفاقی افتاده؟ خب، اینجاست که معما و کمی کمدی، این فیلم دلنشین را به سمت پایانش میبرد.
شان لوی (Shawn Levy) تیم بازیگری خوبی را برای این فیلمِ بن استیلر جمع کرده است. شوخیها ملایم هستند و کمی تاریخ «خلاقانه» با شخصیتپردازی تدی روزولت (Robin Williams)، مدیر موزه «مکفی» (Ricky Gervais) و البته آن سه نگهبان شیطون ترکیب شده است. این فیلم یک تبلیغ عالی برای این است که موزهها چه چیزهایی میتوانند به ما نشان دهند و اگر بچهها را تشویق کند که گذشتهمان را جستجو کنند، احتمالاً کاری ماندگارتر از خود فیلم انجام داده است؛ اما با این حال، هنوز هم تماشای آن لذتبخش است.