The Tree of Life
داستانی امپرسیونیستی از یک خانواده تگزاسی در دهه ۱۹۵۰. فیلم سفر زندگی پسر ارشد خانواده، جک، را از دوران معصومیت کودکی تا سالهای ناامیدی بزرگسالی دنبال میکند؛ در حالی که او سعی دارد با رابطه پیچیدهاش با پدرش (برد پیت) کنار بیاید. جک (که نقش بزرگسالیاش را شان پن بازی میکند) خود را روحی سرگردان در دنیای مدرن میبیند که به دنبال پاسخهایی برای منشأ و معنای زندگی است و در عین حال وجود ایمان را زیر سوال میبرد.
سال انتشار: 2011 کارگردان: Terrence Malick ژانر: Drama، Fantasy نویسندگان: Terrence Malick امتیاز: 6.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلمی که میخواد بیشتر از چیزی که واقعاً هست، عمیق به نظر برسه. با اینکه کلی چیز از فیلم «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی» قرض گرفته، اما حتی نزدیک به اون معنای عمیق و جالب هم نمیشه.
2013-11-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «درخت زندگی» ترنس مالیک تلاشیه برای تزریق کمی شگفتی کیهانی به معمولیترین داستان آمریکایی. در دهه ۱۹۵۰، پدر و مادری سه پسر رو در یک محیط طبقه متوسط سفیدپوست و در شهری کوچک بزرگ میکنن. مادر (جسیکا چستین) مظهر عشق و گرمیه، در حالی که پدر (برد پیت) احساس میکنه وظیفه داره سرد و کنارهگیر باشه تا پسرهاش رو برای دنیای بیرحمی که در انتظارشونه آماده کنه. همونطور که در ابتدای فیلم متوجه میشیم، در مقطعی از این دوران کودکی، یکی از پسرها از دنیا میره. همچنین صحنههایی از زمان حال رو میبینیم که جک، پسر بزرگ خانواده که حالا معمار موفقی در نیویورک شده، به مرگ برادرش در دههها قبل فکر میکنه. در این درام خانوادگی دیالوگهای مرسوم خیلی کم شنیده میشه. داستان از طریق نریشن روی تصاویر غنی روایت میشه؛ این تکگوییها نشوندهنده افکار درونی، تردیدها و ترسهای شخصیتهاست. اما مالیک چیزی فراتر از اینها اضافه میکنه که یکی از جنجالیترین حرکتهای فیلمسازی هالیوود در سالهای اخیره. در اوایل فیلم، شاهد تصویری از خلقت جهان و حیات روی زمین هستیم؛ از ابرهای گازی بلافاصله بعد از بیگبنگ گرفته تا سحابیهای کوچک، کهکشانهای بزرگ مثل راه شیری، زمین به شکل یک توپ گدازهای، پیدایش حیات در برکهها و بعد هم عصر دایناسورها. این جلوههای ویژه توسط داگلاس ترامبل ساخته شده که بیشتر برای جلوههای کیهانی «۲۰۰۱: یک ادیسه فضایی» شناخته میشه. عنوان فیلم از کتاب ایوب نقل قول میکنه: «کجا بودی آنگاه که من بنیان زمین را نهادم؟ آنگاه که ستارگان صبح با هم سرود خواندند؟» من میفهمم مالیک اینجا دنبال چیه؛ اون میخواد نشون بده که سختیها و چالشهای زندگی یک انسان، بخشی از یک نقشه عظیم و ناشناختهست. با این حال، با اینکه این رو در سطح ذهنی درک میکنم، فیلم به نظر نمیرسه بتونه این دو لایه رو در قالب یک داستان منسجم با هم ترکیب کنه. فیلم در اولین تماشا واقعاً یک ضیافت بصریه (نسخه باکیفیت روی پروژکتور تقریباً به اندازه ۲۰۰۱ خیرهکنندهست)، اما تماشای دوباره «درخت زندگی» خیلی سختتره، چون میدونی که اجزای فیلم خیلی با هم چفت نمیشن. علاوه بر این، هرچقدر هم که داستان بزرگ شدن پسرها در دهه ۵۰ تاملبرانگیز باشه، بخش آخر با اون صحنههای بزهکاریهای جزئی خیلی طولانی میشه و باید حذف میشد. در نهایت، پایانبندی فیلم (که اینجا لو نمیدم) یه کلیشه تمامعیاره و اصلاً نگاه تازهای به معنای زندگی نداره. در دورانی که هالیوود راکد به نظر میرسه، من کارگردانی مثل مالیک رو که دنبال کار غیرمنتظرهست تحسین میکنم، اما به نظرم «درخت زندگی» بیشتر یه «شکست شرافتمندانه» است.
2018-09-01
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**از نظر بصری باشکوه و با مهارت فنی و هنری واقعی ساخته شده، اما فیلمی با تمهای سخت و سنگینه که با کندی و فضای خستهکنندهاش مخاطب رو میترسونه.** بعضی فیلمها برای مخاطب خاص ساخته شدن و نه برای عموم مردم. این فیلم هم یکی از اونهاست: با این سبکی که داره، حتی سعی نمیکنه توجه یا حس همدلی ما رو جلب کنه. فیلم توی جشنوارهها خیلی خوب عمل کرد و حتی نخل طلای کن رو برد و مورد تحسین منتقدها و روشنفکرها قرار گرفت. اما انگار به جز اونا، تقریباً هیچکس دیگهای فیلم رو نفهمید؛ پیام و فیلمنامهاش خیلی رمزآلود به نظر میرسه و نتونست مخاطب عام رو راضی کنه. دلیلش هم اینه که با وجود سه نامزدی اسکار، هیچ جایزهای نبرد و حتی توی گلدن گلوب یا بفتا هم تحویلش نگرفتن. داستان فیلم حول محور یه خانواده تگزاسی طبقه متوسط بین زمان حال و دهه ۱۹۵۰ میچرخه و تمرکزش روی شخصیت جک، پسر خانوادهست. فیلم دوران کودکی او، رابطه نابرابرش با والدینش (مادری مهربون و صبور، و پدری مستبد و ناامید) و تلاشی که هر کدوم به روش خودشون برای تربیت او میکنن رو نشون میده. در این بین، واکنش اونها به مرگ یکی از اعضای کوچک خانواده رو هم میبینیم. فیلم سعی میکنه همه اینها رو به جستجوی معنای زندگی گره بزنه و تصاویری از تاریخ سیاره و مفاهیم معنوی و متافیزیکی رو به ما نشون میده. حتی به دعاها و افکار شخصیتها هم دسترسی داریم. همه اینها خیلی زیبا و جالبه و من حتی شخصیتها رو دوست داشتم چون باورپذیر، واقعی و با روانشناسی غنی ساخته شدن. مشکل اینجاست که مخاطب ممکنه حتی نتونه نیم ساعت اول فیلم رو تحمل کنه! وقتی سینما سراغ تمهای فلسفی و معنوی میره، تمایل داره فیلمهای خیلی مدیتیتیو و کند بسازه که کش میان و سنگینتر از حد معمول به نظر میرسن. این فیلم هم اصلاً سعی نکرده از این فضا فاصله بگیره. انگار اینها کافی نبود، ترنس مالیک تصمیم میگیره از روایت غیرخطی استفاده کنه که آدم رو بیشتر گیج میکنه! در کل بازیگرها خیلی خوب کار کردن: برد پیت بازیگر قدرتمندیه که به تنهایی طرفدارها رو به سینما میکشونه. اون توی بعضی صحنهها خیلی پخته و پیر به نظر میرسه که فکر کنم نقش این رو میطلبید تا خستگی شخصیت از دنیا رو نشون بده. شان پن هم کارش رو عالی انجام داده، حتی اگه به نظر برسه خودش هم دقیقاً نمیدونه داره چیکار میکنه! هانتر مککراکن جوان هم خیلی خوب از پس نقش براومد. جسیکا چستین هم که خیرهکننده بود و زیبایی بصری و لباسها خیلی بهش میومد. از نظر فنی، فیلم واقعاً لیاقت این رو داره که یکی از مهمترینهای سال ۲۰۱۱ باشه. فیلمبرداری یکی از بهترین و زیباترین کارهاییه که در مدت طولانی دیدم، مخصوصاً با توجه به اینکه مالیک سعی کرده استفاده از جلوههای کامپیوتری رو محدود کنه. صحنههایی من رو یاد فیلم «چشمه» (The Fountain) انداخت، چه از نظر بصری و چه تم معنوی. دکورها و لباسها هم فضای طبقه متوسط آمریکا در دهه ۵۰ رو عالی بازسازی کردن. موسیقی و صداگذاری هم فوقالعاده بود.
2022-06-19