Jane Eyre
اقتباسی تلویزیونی از رمان شارلوت برونته که درباره زن جوانی به نام جین ایر است که معلم سرخانه فرزندخوانده آقای راچستر میشود؛ مردی عبوس و مرموز. آنها عاشق یکدیگر میشوند، اما چه رازهایی در گذشته او نهفته است که آیندهشان را تهدید میکند؟
سال انتشار: 2006 کارگردان: ژانر: Drama، Romance امتیاز: 8.3نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ساختن یه اقتباس خوب از «جین ایر» واقعاً کار سختیه. شما به یه عالمه بازیگر کاربلد برای نقشهای فرعی، بازیگرهای خردسال خوب و یه قهرمان برونتهایِ عبوس و آتشینمزاج برای نقش راچستر نیاز دارین که بتونه زنهای مختلفی رو به خودش جذب کنه و وفاداری یکی از بزرگترین قهرمانهای زن ادبیات رو برانگیزه. تا حالا راچسترهای عالی زیادی داشتیم، از اورسن ولز گرفته تا ویلیام هرت، و توبی استیونز هم میتونه یکی دیگه از اونا باشه. خانمها که قطعاً اینطور فکر میکنن! اما با حضور روث ویلسون، بالاخره یه «جین ایر» موندگار داریم. بازیگری که زیبایی خیرهکنندهای داره اما نه از اون مدلهای سطحی. کسی که میتونه عبوس و خالی به نظر برسه، به طرز باورپذیری ساده و معصوم باشه و در عین حال، آتیش لازم برای یه داستان عاشقانه بزرگ رو تو خودش داشته باشه. اون وقار و کنترل فوقالعادهای روی بازیش داره. فقط کوچیکترین تغییرات در چهرهاش کافیه تا احساسات درونیاش رو منتقل کنه. یکی از دلایلی که این داستان به خوبی توی چهار ساعت جا شده، اینه که روث میتونه ۱۰ صفحه متن رو فقط با یه تغییر حالت چهره اجرا کنه. تحسینبرانگیزه. سرعت روایت فیلم هم خوبه؛ جین توی ۱۰ دقیقه اول وارد لووود میشه و از اونجا بیرون میاد. اما بافت داستان درسته. جرقه بین دو شخصیت اصلی خیلی متقاعدکننده زده میشه. آیا این همون اقتباسیه که منتظرش بودیم؟ (بعد از قسمت آخر) شک نکنید، خودشه! عالی شروع شد و هر چی جلوتر رفت بهتر شد. لحظات درخشان زیادی بین دو بازیگر اصلی هست، اونم نه فقط توی سکانسهای بزرگ. بازی فوقالعاده روث ویلسون رو توی راه پله تماشا کنید، وقتی داره شجاعتش رو جمع میکنه تا برای پرستاری از میسون وارد اتاق برج بشه؛ این صحنه با نگرانی توبی و بعد تصمیم بدون کلامش برای اعتماد به جین، به تعادل میرسه. یا بدخلقیاش وقتی از بازگشت جین از گیتسهد استقبال میکنه، که بعداً به لذت بردن از خوشحالی جین برای برگشتن به خونه تبدیل میشه. قسمت آخر فراموشنشدنیه. در بالاترین سطح استانداردهای تلویزیون. باشکوه.
2017-02-25
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این نقش باعث درخشش روث ویلسون شد، اولین کارش بعد از مدرسه درام. دیدریک سانترِ تهیهکننده میگفت از لحظهای که روث وارد اتاق شد، دیگه دنبال بازیگر نگشتن و تقریباً از همون اولین لحظهای که روی پرده ظاهر میشه، میفهمید چرا. اقتباس از جین ایر سخته. به بازیگرهای فرعی قوی نیاز دارین. ببینید پم فریس چقدر به نقش خدمتکار، گریس پول، ابهت داده. به بازیگرهای خردسال خوب نیاز دارین. هستر اودجرز و جورجی هنلی توی همون چند دقیقه کوتاه معجزه میکنن. از همه مهمتر، به یه قهرمان برونتهایِ عبوس و پرجذبه برای نقش راچستر نیاز دارین. راچسترهای بزرگ زیادی مثل ویلیام هرت و کیاران هیندز و راچسترهای مشهوری مثل اورسن ولز و جورج سی اسکات داشتیم. توبی استیونز هم به این لیست اضافه میشه. اما با روث ویلسون بالاخره یه جین ایر موندگار داریم. بازیگری که زیباست اما نه به شکل کلیشهای. میتونه در عین سادگی و معصومیت، شور و شوق یه عشق بزرگ رو نشون بده. کنترلش روی میمیک صورتش عالیه. یکی از دلایلی که سریال توی چهار ساعت انقدر خوب دراومده اینه که روث با یه تغییر نگاه، کار چندین صفحه کتاب رو انجام میده. لحظات فوقالعاده بین دو نقش اصلی زیاده. مثلاً سکانس راه پله یا اونجایی که توبی بدون حرف زدن تصمیم میگیره بهش اعتماد کنه. حتی وقتی پشت به دوربین هستن هم بازیشون خیرهکنندهست. قسمت آخر واقعاً شاهکاره. روث بعد از این کار به شهرت زیادی رسید و نقشهای سختی رو بازی کرد، اما هنوز بعد از ده سال، تماشای استعدادش در کنار توبی استیونز لذتبخشه. با اینکه فیلمنامه تغییراتی نسبت به کتاب داره، اما سندی ولش (نویسنده) کاملاً روی موج ذهنی برونته حرکت کرده. کارگردانی سوزانا وایت هم تقریباً بینقصه و موسیقی راب هال یکی از بهترینهای دهه است. هیچ اقتباس دیگهای به اندازه این یکی نتونسته تلاش پیشگامانه جین برای استقلال و احترام رو به تصویر بکشه. روث همیشه یه نسخه از کتاب رو توی جیبش داشت تا دقیقاً بفهمه جین به چی فکر میکنه و این توی نتیجه کار کاملاً مشخصه. اگه هیچوقت نفهمیدین چرا جین، ریورز رو رها کرد و پیش راچستر برگشت، جوابش اینجاست. نویسنده، توبی و روث، هر سه این رو کاملاً درک کرده بودن.
2017-03-21