In Bruges
ری (Ray) و کن (Ken)، دو آدمکش لندنی، توسط رئیسشان هری واترز (Harry Waters) مامور میشوند تا پس از آخرین عملیاتشان که منجر به مرگ تصادفی یک رهگذر بیگناه شد، تا دو هفته در شهر بروژ بلژیک مخفی شوند. هری قرار است برای دستورات بعدی با آنها تماس بگیرد. در حالی که منتظر تماس هری هستند، کن به توصیه او با اشتیاق به تماشای مناظر این شهر قرونوسطایی میپردازد. اما جذابیتهای بروژ برای ریِ سادهدل که به خاطر مرگ آن فرد بیگناه (بهویژه چون اولین کارش بود) افسرده شده، معنایی ندارد. اوضاع برای ری زمانی تغییر میکند که با کلویی (Chloe)، یکی از عوامل یک پروژه سینمایی با بازی یک بازیگر کوتوله آمریکایی به نام جیمی (Jimmy)، آشنا میشود. وقتی دستورات هری میرسد، کن که مخاطب اصلی ماموریت است، تردید میکند که آیا میتواند آن را انجام دهد یا خیر، بهویژه حالا که به خاطر اقامت در شهر افسانهای بروژ، دیدگاه جدیدی نسبت به زندگی پیدا کرده است. در حالی که کن منتظر ورود اجتنابناپذیر هریِ خشمگین است، ری با مشکلات خودش دست و پنجه نرم میکند؛ نه فقط با هری، بلکه با یک زوج کانادایی و یک دزد نیمهبینا به نام ایریک (Eirik). ری امیدوار است بتواند روی کمک کلویی و کن برای ساختن یک زندگی جدید حساب کند. در نهایت، هری که درگیر ماجرایی با جیمی شده، شاید مجبور شود به اصول اخلاقی خودش پایبند بماند.
سال انتشار: 2008 کارگردان: Martin McDonagh ژانر: Comedy، Crime، Drama نویسندگان: Martin McDonagh امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلمهای خوب داریم، فیلمهای عالی داریم و بعدش هم فیلمهای بینقص. فیلمهایی مثل «در بروژ» توی دسته آخر قرار میگیرن. اما داستانش چیه؟ یه داستان ساده درباره دو تا آدمکش که توی بروژ بلژیک قایم شدن و منتظر دستور رئیسشون هستن. داستان نسبتاً سادهست، حتی بازیگرها هم ستارههای خیلی معروفی نیستن. پس چی باعث میشه این فیلم «بینقص» باشه؟ خب، تقریباً همهچیزش. ببینید، کم پیش میاد فیلمی ببینیم که طیف وسیعی از احساسات رو در ما بیدار کنه؛ «در بروژ» یکی از اون فیلمهاست. به شوخیهای پوچ و گاهی واقعاً توهینآمیزش میخندیم؛ با غم و غصههای شخصیتها همدردی میکنیم؛ و از گلولههایی که توی خیابونهای شلوغ بلژیک شلیک میشن میترسیم. موقع تماشای این فیلم همهچیز رو «حس» میکنیم. این فقط یه فیلم نیست، یه تجربهست. این فیلمِ شخصیتمحور، سینما در بهترین حالتشه. تماشای این فیلم برای هر کسی که میخواد بدونه چرا طنز بریتانیایی اینقدر محبوبه، واجبه. اگه هیچکدوم از اینها قانعتون نمیکنه، فقط برای دیدن بازی درخشان کالین فارل (Colin Farrell) که بهترین نقشآفرینی عمرشه، ببینیدش.
2019-12-28
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
توی یه شهر افسانهای با دو تا آدمکش بددهن. ری (Colin Farrell) و کن (Brendan Gleeson) دو تا آدمکش ایرلندی هستن که توسط رئیس گانگسترشون، هری واترز (Ralph Fiennes)، فرستاده شدن تا توی شهر زیبای بروژ مخفی بشن. همونطور که منتظر دستور هری هستن، شروع میکنن به کلنجار رفتن با مشکلاتی که ذهنشون رو درگیر کرده... فیلم به نویسندگی و کارگردانی مارتین مکدونا (Martin McDonagh)، که بیشتر به خاطر نمایشنامههاش شناخته میشه، واقعاً اثر خاص و کمیابیه. نه تنها توی زیرژانر لغزنده فیلمهای گانگستری بریتانیایی یه برنده تمامعیاره، بلکه یه کمدی سیاه و بیپرواست که حسابی با اعصابتون بازی میکنه. از همون اول معلومه که فیلم سلیقه همه نیست. وقتی کالین فارل و برندن گلیسون وسط اون همه زیبایی بروژ مدام به هم فحش میدن، مشخصه که با یه فیلم «معمولی» طرف نیستیم. مصرف مواد، روسپیگری و یه کوتوله نژادپرست رو هم بهش اضافه کنید تا بفهمید چرا بعضیها ممکنه ازش بدشون بیاد، در حالی که برای بقیه یه شاهکار لذتبخشه. چیزی که قطعیه اینه که اگه ندیدینش، حتماً باید ببینید چون ممکنه بشه یکی از فیلمهای محبوبتون. این فیلم تعریف واقعی کمدی سیاهه، اما لابلای اون همه خنده، یه درام انسانی تاثیرگذار درباره عشق، گناه، اخلاق و رستگاری هم هست. هنر مکدونا اینه که با وجود اینکه همه شخصیتها یه جورایی دوستنداشتنی هستن، باز هم باهاشون همراه میشید. تعجب نکنید اگه توی صحنههای حساس اشکتون دراومد. فیلمنامه (برنده بفتا) و بازیهای فارل (برنده گلدن گلوب) و گلیسون فوقالعاده تیز و درگیرکنندهست. حتی هری، رئیس گانگسترها با بازی فاینز، با اینکه یه آدم بیرحم و بددهنه، اما باز هم اصول اخلاقی خاص خودش رو داره. اگه اینها به نظرتون عجیب میاد، خب درسته، چون با یه فیلم عجیب و غریب طرفید. از کمدی سیاه گزندهش گرفته تا بازی خیرهکننده فارل، این فیلمییه که باید باهاش بخندید، گریه کنید و تا میتونید فحش بدید! ۹/۱۰
2020-02-29
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«در بروژ» فیلمی بود که انتظار داشتم ازش خوشم بیاد، اما متأسفانه ناامیدم کرد. مشخصه که ترکیب مارتین مکدونا، کالین فارل و برندن گلیسون جواب میده (مثل فیلم بنشیهای اینیشرین)، اما این بار برای من جذاب نبود. لحظات خوبی داشت، اما ۳۰ دقیقه آخر بهتر بود و به نظرم بخشهای قبلی به فیلم ضربه زده بود. بزرگترین مشکلش طنزش بود؛ فقط یکی دو تا شوخیش برام خندهدار بود. با این حال، فارل و گلیسون زوج خوبی هستن، هرچند توی فیلم سال ۲۰۲۲ خیلی بهتر بودن. اینجا گلیسون بهتر بازی کرده، چون شخصیت فارل برای من کمی رو مخ بود. رالف فاینز هم بد نبود، ولی لهجهش رو دوست نداشتم. در کل، با توجه به کارهای دیگه مکدونا مثل «سه بیلبورد خارج از ابینگ، میزوری»، فکر کنم بالاخره یه جا باید از یه کارش خوشم نمیومد. امیدوارم از فیلم «هفت روانی» (Seven Psychopaths) لذت ببرم.
2025-03-12