تاوان
وقتی برایونی تالیس (Saoirse Ronan)، دختر سیزدهسالهای که آرزوی نویسنده شدن دارد، خواهر بزرگترش سیسیلیا (Keira Knightley) و رابی ترنر (James McAvoy) را در کنار فواره عمارت خانوادگی میبیند، از اتفاقی که در حال رخ دادن است برداشت اشتباهی میکند. این موضوع باعث شکلگیری مجموعهای از سوءتفاهمها و لجبازیهای کودکانه میشود که پیامدهای ماندگاری برای همه آنها به همراه دارد. رابی فرزند یکی از خدمتکاران خانواده است که همیشه مورد لطف آنها بوده؛ آنها هزینه تحصیل او در کمبریج را پرداختهاند و او اکنون قصد دارد به دانشکده پزشکی برود. پس از حادثه فواره، برایونی نامهای را که برای سیسیلیا نوشته شده میخواند و به این نتیجه میرسد که رابی فردی منحرف است. وقتی دخترخالهاش لولا (Juno Temple) مورد تعرض قرار میگیرد، او به پلیس میگوید که رابی را در حال انجام این کار دیده است.
سال انتشار: 2007 کارگردان: Joe Wright ژانر: Drama، Mystery، Romance نویسندگان: Ian McEwan، Christopher Hampton امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«سیسیلیا» (Keira Knightley) عاشق «رابی» (James McAvoy) شده؛ مردی که از نظر طبقه اجتماعی خیلی پایینتر از خانواده مرفه اونهاست. با این حال، این یه عشق واقعیه و پسر جوان تمام تلاشش رو میکنه تا با تحصیل در کمبریج (با هزینه خانواده سیسیلیا) و با هدف پزشک شدن، خودش رو با دنیای اونها وفق بده. در این میان، خواهر سیزدهساله سیسیلیا یعنی «برایونی» (Saoirse Ronan)، بعد از دیدن صحنهای که کاملاً ازش برداشت اشتباه کرده و خوندن نامهای که اصلاً به اون مربوط نبوده، شروع میکنه به زیر نظر گرفتن رفتارهای اونها به شکلی بیمارگونه. برایونی خیلی زود روی این زوج کلید میکنه و تصمیم میگیره رابطهشون رو خراب کنه؛ در نهایت هم داستانی سرهم میکنه که نه تنها به هدفش میرسه، بلکه باعث میشه «رابی» به اشتباه برای جرمی وحشتناک زندانی بشه.
جنگ از راه میرسه و به این دو عاشق فرصتی میده تا احساساتشون رو دوباره بسنجن. از اون طرف «برایونی» که حالا بزرگتر شده (با بازی Romola Garai) و خواهرش باهاش قطع رابطه کرده، دچار عذاب وجدان شدیدی میشه و به لندن میره تا هم پرستار بشه و هم مسئولیت رفتاری که پنج سال پیش داشته رو بپذیره. این فیلم یه اثر سینمایی پیچیده و پرجزئیاته و مکآووی در نقش پسر صادق و شریفی که در تار و پود فریب و حسادت گرفتار شده، واقعاً عالی بازی میکنه. نایتلی شاید به اون اندازه تاثیرگذار نباشه، اما باز هم نقش خودش رو به خوبی ایفا میکنه تا اینکه در نهایت حقیقت فاش میشه، اون هم درست قبل از اینکه یه تراژدی اجتنابناپذیر رخ بده.
این داستانی درباره پیامدهای یک دروغه، اما در عین حال درباره توانایی آدمها برای عشق ورزیدن، بخشیدن و قضاوت کردنه. وفاداری ممکنه سطحی باشه اما پشیمانی تا ابد باقی میمونه، و این «ابد» ممکنه اونقدری که امیدوارید طولانی نباشه. داریو ماریانلی (Dario Marianelli) موسیقی متن شاهکاری برای همراهی با این داستان خلق کرده و نویسندگی و کارگردانی ظریف جو رایت (Joe Wright) باعث شده تا با نزدیک شدن به پایان فیلم و حضور ونسا ردگریو (Vanessa Redgrave) برای اون اعتراف نهایی، فیلم اصلاً به سمت ملودرامهای آبکی و احساسی نره. این یه درام تاریخی بریتانیایی معمولی نیست و به خاطر فیلمبرداریش که جذابیتهای روستایی انگلستان رو با وحشت بمب و گلوله و خون به زیبایی پیوند زده، واقعاً ارزش دیدن روی پرده بزرگ رو داره.