پیشتازان فضا
در روز تولد جیمز تی. کرک (James T. Kirk)، پدرش در سفینه فضایی آسیبدیدهاش و در آخرین نبرد علیه یک کشتی معدنکاوی رومولان که به دنبال سفیر اسپاک (Spock) است، جان خود را از دست میدهد. اسپاک در این زمان در سیاره ولکان (Vulcan) بزرگ شده و به دلیل میراث نیمهانسانیاش مورد تحقیر همسایگانش قرار گرفته است. ۲۵ سال بعد، جیمز تی. کرک به جوانی سرکش و دردسرساز تبدیل شده است. او که توسط کاپیتان کریستوفر پایک (Christopher Pike) به چالش کشیده شده تا استعداد خود را در ناوگان ستارگان (Starfleet) نشان دهد، باعث آزار مربیان آکادمی مانند فرمانده اسپاک میشود. ناگهان وضعیتی اضطراری در ولکان رخ میدهد و سفینه تازه ساخته شدهی یو.اس.اس انترپرایز (USS Enterprise) با خدمهای از کادتهای آیندهدار مانند نیوتا اهورا (Nyota Uhura)، هیکارو سولو (Hikaru Sulu)، پاول چخوف (Pavel Chekov) و حتی خود کرک (به لطف ترفند پزشکی لئونارد مککوی) راهی ماموریت میشود. این خدمه در کنار هم ماجراجویی را در مرزهای نهایی آغاز میکنند که در آن افسانههای قدیمی برای همیشه تغییر کرده و نسخهای جدید از یک حماسه آغاز میشود.
سال انتشار: 2009 کارگردان: J.J. Abrams ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Roberto Orci، Alex Kurtzman، Gene Roddenberry امتیاز: 7.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**متنی که در ادامه میخونید یه نقد طولانیه که سال ۲۰۱۳ نوشتم**
راستش از فیلم _Star Trek_ خوشم اومد. اما به نظر نمیرسه به اندازه بقیه مردم دنیا عاشقش شده باشم. حضور بازیگرای استرالیایی توی فیلم (مثل کریس همسورث عزیز که بالاتر گفتم) برام جذاب بود. جلوههای ویژه رنگارنگ و خیرهکنندهاش رو هم دوست داشتم. اما بیشتر از همه، از زاویه ریبوت کردن داستان خوشم اومد. ایده سفر در زمان و دنیای موازی، بهترین راه برای وفادار موندن به نسخه اصلی بود، بدون اینکه دست و پاشون رو برای خلق داستانهای جدید ببنده. ایده فوقالعادهای بود.
اما عاشق فیلم نشدم. من طرفدار پر و پا قرص داستانهای «ریشه و اصالت» (Origin stories) هستم، ولی حس میکنم _Star Trek_ هیچوقت از اون مرحله فراتر نرفت. نیمه اول فیلم عالی بود؛ آشنایی با شخصیتها، دنیا، آرمانها و همه چیز. اما در نیمه دوم انگار سازندهها با خودشون گفتن: «خب، تا اینجا کلی وقت گذاشتیم و کارهای خوبی کردیم، ولی الان دیگه وقت نداریم از اینا یه فیلم کامل دربیاریم... بیخیال، فقط یه ساعت لیزربازی بهش اضافه میکنیم و بقیه داستان رو میذاریم واسه فیلم بعدی!» که اصلاً قابل قبول نیست.
وقتی فیلم _Into Darkness_ اواخر امسال اکران بشه، شاید این فرمت جواب بده، اما اگه فقط خودِ Star Trek رو در نظر بگیریم، به نظرم کم آورد. سایمون پگ (_Hot Fuzz, Shaun of the Dead_) در نقش اسکات جدید و زکری کینتو (_American Horror Story, Heroes_) در نقش اسپاک جدید، هر دو انتخابهای درستی بودن، اما انتخابهای دیگهای مثل وینونا رایدر (_Black Swan, Alien: Resurrection_) برای نقش مادر اسپاک، اصلاً به دل نمینشست. با این حال، حدس میزنم در ژانر علمی-تخیلی، معمولاً احتیاط و قدمهای کوچیک در اولویته. به عنوان طرفدار ژانری که شاید خیلیها بهش خرده میگیرن، برای این ریبوت آرزوی موفقیت میکنم و به نظر میرسه آینده خوبی داشته باشه. اما فعلاً، این فیلم به تنهایی اونقدری که میتونست با کمی تلاش بیشتر در بخشهای پایانی موفق باشه، نبود. ۶۲٪ _-Gimly_
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فرنچایز که حسابی جون دوباره گرفته! اغراق نیست اگه بگیم خبر ساخت فیلم جدید Star Trek همزمان با شک و تردید و انتظارات خیلی پایین همراه بود. وقتی جی.جی. آبرامز (J.J. Abrams) برای کارگردانی اومد، خیلیا با خودشون فکر کردن چرا کسی که پشت سریال «لاست» و «ماموریت غیرممکن ۳» بوده، باید بخواد توی قلمرو مقدس علمی-تخیلی دست ببره؟ وقتی آبرامز علناً اعتراف کرد که هیچوقت طرفدار سریال اصلی (که برای طرفدارای استار ترک خیلی مقدسه) نبوده، تعجبها بیشتر هم شد. بعد خبر رسید که فیلم یه پیشدرآمده و درباره آکادمی ناوگان ستارگان و دور هم جمع شدن خدمه یو.اس.اس انترپرایزه. خیلیا گفتن: «اوه، درآوردن این داستان خیلی سخته» یا «کرک و اسپاک به عنوان جوونهای پرشور؟ عمراً!».
خب، آبرامز نه تنها از پسش براومد، بلکه همزمان دل اکثر طرفدارای قدیمی رو به دست آورد و نسل جدیدی از بینندههای علمی-تخیلی رو هم جذب کرد. فیلم با بودجه ۱۴۰ میلیون دلاری، تونست در کل دنیا بیش از ۳۸۴ میلیون دلار بفروشه. این ارقام نشون میده که حتی با وجود طرفدارای زیاد این فرنچایز، خیلی از کسایی که برای اولین بار سراغ این دنیا اومدن، نه تنها فیلم رو دیدن، بلکه اونقدر لذت بردن که برای بار دوم هم به سینما رفتن. خود من هم همینطور بودم.
درک موفقیت فیلم سخت نیست؛ چون آبرامز با اینکه دوز اکشن رو بالا برد (با سکانسهای خیرهکننده و جذاب)، اما اون حرفهای قلمبهسلمبه علمی-تخیلی رو که بعضی از قسمتهای قبلی رو خراب کرده بود، کنار گذاشت. البته برای طرفدارای سختگیر هم چیزهایی وجود داره؛ با یه پلات انتقامجویانه بر پایه سفر در زمان، مگه میشه چیزی نباشه؟ اما آبرامز و نویسندههاش (روبرتو اورچی و الکس کورتزمن) داستان رو ساده، هوشمندانه و جذاب نگه داشتن. اونا خیلی هوشمندانه با استفاده از پلات «کوبایاشی مارو»، داستان رو به لورِ اصلی استار ترک وصل کردن، در حالی که درد، تضادهای احساسی و بحرانهای شخصی هم نقش پررنگی دارن. میشه «منطقی» گفت که این یه فیلم استار ترک تند و تیزِ دوران بعد از ۱۱ سپتامبره. حتی فضایی برای یه رابطه عاشقانه هم هست، رابطهای که لطیفه و کاملاً با ساختار اثر جور درمیاد.
همه اینها فقط به این خاطر جواب میده که تیم بازیگری کارشون عالیه. آوردن لئونارد نیموی (Leonard Nimoy) برای یه نقش کوتاه اما حیاتی، یه شاهکار به تمام معنا بود. حضور اون باعث میشه اصالت استار ترک در این ریبوت حفظ بشه؛ مثل یه پدر که مراقب اوضاع هست و نه تنها به بازیگرا، بلکه به ما بینندهها هم حس امنیت میده. بازیگرای جوون هم عالی هستن؛ کریس پاین (کرک)، زکری کینتو (اسپاک) و زوئی سالدانیا (اهورا) به خوبی فیلم رو جلو میبرن. کارل اوربان (مککوی) و سایمون پگ (اسکاتی) هم با طنز به موقعشون به پیشبرد داستان کمک میکنن. نقش منفی هم به اریک بانا در نقش کاپیتان نرو رسید؛ نرو حسابی شاکیه و بانا دردِ انتقامجویانه این شخصیت رو خیلی زنده نشون میده. بروس گرینوود هم در نقش کاپیتان پایک، مثل همیشه وقار خاصی به فیلم میده.
این یو.اس.اس انترپرایز در مسیر جدیدی پرتاب شده و بله، جسورانه به جایی میره که هیچکس تا به حال نرفته. در کل، این یه بلاکباستر اصیل، باهوش و جسوره؛ چیزی که متاسفانه در خیلی از فیلمهای تابستونیِ دوران مدرن جاش خالیه. بله، فیلم بینقص نیست، شاید یکی دو تا سکانس میشد حذف بشه و بعضی لهجهها نیاز به کار بیشتری داشت، اما اینها ایرادهای خیلی جزئی هستن. یه پیروزی برای آبرامز و تیمش؛ تاریخ این روز رو در دفترچه سفینه ثبت کنید، چون این یه لحظه مهم در سینمای علمی-تخیلی مدرنه. حالا نوبت چالش بزرگتره، یعنی فیلم دوم که همیشه سختترینه... ۱۰/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
واقعاً ازش لذت بردم. یه ماجراجویی اکشن ساده و سرراست در فضا. فیلم سعی نمیکنه درس اخلاق یا فلسفه بده، فقط یه «بکشبکش» بینستارهایه. کریس پاین (Chris Pine) یکم خشک بازی میکنه، زکری کینتو (Zachary Quinto) یه «آقای اسپاک» قابلقبول ارائه میده و آنتون یلچین (Anton Yelchin) هم انگار کلی کیف کرده که سعی میکنه با اون لهجه غلیظ «چخوف» با کامپیوتر سفینه حرف بزنه. متاسفانه اریک بانا (Eric Bana) در نقش «نرو» اصلاً ابهت و تهدیدی نداره و «اسکاتیِ» سایمون پگ هم روی اعصابه، اما جلوههای ویژه خیرهکننده است. اگه دنبال یه فیلم سرگرمکننده با کلی تفنگ لیزری هستید، این همون فیلمیه که میخواید...
2024-05-30