ناگفته های دراکولا

ناگفته های دراکولا

در آستانه قرن، لرد جوان ولاد (Vlad) و خانواده‌اش زندگی مسالمت‌آمیزی را در قلمرو کوچک خود سپری می‌کنند، اما وقتی یک جنگ‌سالار ترک از ولاد هزار پسر و پسر خودش را برای تشکیل ارتش طلب می‌کند، ولاد به دنبال قدرتی وحشتناک می‌گردد که به او اجازه دهد از پادشاهی و خانواده‌اش در برابر ترک‌ها محافظت کند، اما به بهایی گزاف.

سال انتشار: 2014 کارگردان: Gary Shore ژانر: Action، Drama، Fantasy نویسندگان: Matt Sazama، Burk Sharpless، Bram Stoker امتیاز: 6.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

جلوه‌های ویژه، بازی‌های ایوانز (Evans) و دنس (Dance) تنها چیزهایی هستند که می‌شود در این فیلم نجات داد. اگر فکر می‌کنید تبدیل شدن دراکولا به یک قهرمان و شهید ایده خوبی است، از آن خوشتان می‌آید. در غیر این صورت، مثل مورد من، فکر خواهید کرد که این بدترین ایده در مدت‌های اخیر بوده است. پس، دراکولا دیگر شیطانی‌ترین موجود دنیا نیست... :(

2014-11-05


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

اینکه به اصطلاح «منتقدان» راتن تومیتوز این فیلم را خراب می‌کنند، واقعاً جای تعجب ندارد. این «منتقدان» معمولاً با نظرات من و نظرات اکثر بینندگان هماهنگ نیستند، که دوباره از این واقعیت دیده می‌شود که این افراد به فیلم امتیاز ۲۳٪ می‌دهند در حالی که بینندگان واقعی امتیاز ۶۰٪ می‌دهند.
به نظر می‌رسد بسیاری از «اصالت‌گرایان» نیز از این فیلم خوششان نمی‌آید. خب، نام فیلم «ناگفته‌های دراکولا» است، بنابراین نباید تعجب‌آور باشد که داستان جدیدی باشد.
من شخصاً از این فیلم کاملاً لذت بردم. بله، داستان اصلی دراکولا نیست، اما خیلی هم از ریشه‌های اصلی دور نمی‌شود و برخلاف برخی بازنویسی‌های فاجعه‌بار هالیوود، واقعاً داستان نسبتاً خوبی است. داستان اصلی ادعا می‌کند که دراکولا در طول نبردهایش با ترک‌ها تبدیل به خون‌آشام شد و این فیلم این موضوع را دستمایه قرار می‌دهد و داستان چگونگی وقوع آن را روایت می‌کند.
برخلاف اکثر (یا همه؟) فیلم‌های دراکولا، دراکولا واقعاً شخصیت بد نیست، بلکه برعکس است و فیلم داستانی درباره فداکاری‌ها و تلاش دراکولا برای حفظ بخشی از انسانیت، اخلاق و عقل خود را روایت می‌کند.
بدون جاری شدن مقداری خون، فیلم دراکولا نخواهد بود و این فیلم بدون زیاده‌روی این کار را انجام می‌دهد. در واقع، صحنه‌های واقعی خون‌آشامی تا پایان فیلم کاملاً کم‌رنگ هستند. با این حال، نبردهای زیادی علیه ترک‌ها (که شخصیت‌های واقعاً بد این فیلم هستند) وجود دارد و خون و همچنین اعضای مختلف بدن که دیگر به جای مناسب خود متصل نیستند، کاملاً در اطراف شناور می‌شوند.
جلوه‌های ویژه فراموش نشده‌اند و من از ازدحام خفاش‌هایی که دراکولا در طول نبردهای نهایی علیه ترک‌ها فرماندهی می‌کرد، بسیار خوشم آمد.
من بازی لوک ایوانز (Luke Evans) در نقش شاهزاده و دراکولای ناخواسته را کاملاً خوب دیدم. بقیه شخصیت‌ها نیز به خوبی بازی شدند. مطمئنم هیچ‌کدام از آنها به خاطر نقششان در این فیلم نامزد اسکار نخواهند شد، اما من هیچ نکته منفی در مورد عملکرد آنها ندارم.
در کل، من از این فیلم کاملاً لذت بردم و قطعاً با همه کسانی که آن را می‌کوبند مخالفم. من همچنین از چند صحنه آخر در دوران مدرن در پایان فیلم که دنباله‌ای را نوید می‌داد، بسیار خوشم آمد. قطعاً دوست دارم ببینم که این اتفاق می‌افتد.

2018-02-20


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

دراکولا: سوپرمن تاریک
«ناگفته‌های دراکولا» که در سال ۲۰۱۴ اکران شد و توسط گری شور (Gary Shore) کارگردانی شده، داستان ریشه دراکولا را روایت می‌کند: در قرن پانزدهم، شاهزاده ولاد به میخ‌کش (Vlad the Impaler) (لوک ایوانز) باید از پادشاهی کوچک خود والاچیا (در رومانی امروزی) در برابر یک جنگ‌سالار ترک (دومینیک کوپر) که هزار پسر از والاچیا و ترانسیلوانیا، از جمله پسر ولاد، را طلب می‌کند، محافظت کند. ولاد که توسط ارتش غیرقابل مهار ترک تهدید می‌شود، از روی ناامیدی با یک خون‌آشام قدرتمند زندانی معامله‌ای مشکوک می‌کند تا قدرت‌های تاریک او را به دست آورد و خانواده و پادشاهی‌اش را نجات دهد. سارا گادون (Sarah Gadon) نقش همسر جذاب ولاد را بازی می‌کند.
تهیه‌کنندگان با این ایده بازی کردند که «ناگفته‌های دراکولا» بخشی از دنیای تاریک یونیورسال (Universal’s Dark Universe) باشد؛ و اپیلوگ فیلم، که در دنیای مدرن اتفاق می‌افتد، این موضوع را القا می‌کند و به یک فرنچایز اشاره دارد.
در هر صورت، «ناگفته‌های دراکولا» در گیشه نسبتاً موفق بود و در آمریکای شمالی ۵۶.۳ میلیون دلار و در سراسر جهان ۲۱۷.۱ میلیون دلار در مقابل هزینه ۷۰ میلیون دلاری به دست آورد.
عنوان من تقریباً همه چیزهایی را که باید بدانید به شما می‌گوید: «ناگفته‌های دراکولا» اساساً سوپرمن تاریک اروپای شرقی قرن پانزدهم است که در آن دراکولا قدرتی را برای شکست دادن ارتش هزار نفری به کار می‌گیرد. اگر از مقدمه عالی «دراکولا برام استوکر» (۱۹۹۲) ساخته کاپولا خوشتان می‌آید، احتمالاً این فیلم را دوست خواهید داشت، که چندین اشاره به آن پیش‌کسوت دارد.
فیلم عالی به نظر می‌رسد و بازیگران خوبی دارد. اما برخلاف «دراکولا برام استوکر»، سرعت آن تند است و فضای زیادی برای نفس کشیدن باقی نمی‌گذارد؛ بنابراین شخصیت‌پردازی‌ها به اندازه کافی عمیق نیستند. خوب است، اما به نوعی توخالی و فراموش‌شدنی. «دراکولا برام استوکر» شاید کمی کند بود در حالی که «ناگفته‌های دراکولا» بیش از حد عجولانه است. ای کاش سازندگان حد وسط بین این دو را پیدا می‌کردند، زیرا با کمی زمان و توجه بیشتر به جزئیات، می‌توانست عالی باشد.
فیلم ۱ ساعت و ۳۲ دقیقه است و به طور کامل در ایرلند شمالی فیلمبرداری شده است. نویسندگان: مت سازاما (Matt Sazama) و برک شارپلس (Burk Sharpless). نمره: B

2018-05-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

کنت دراکولای برام استوکر (Bram Stoker) نمونه بارز «تئوری کوه یخ شرارت» من است (هرچه کمتر از یک شرور ببینید و بدانید، بهتر است). در یک رمان نامه‌نگارانه، شخصیت اصلی تنها کسی است که افکار خود را در نامه‌ها یا دفتر خاطرات (یا مانند دکتر سوارد، ضبط فونوگراف) ثبت نمی‌کند.
اگر، همانطور که لاوکرافت (Lovecraft) نوشت، «قدیمی‌ترین و قوی‌ترین احساس بشر ترس است، و قدیمی‌ترین و قوی‌ترین نوع ترس، ترس از ناشناخته است»، پس دراکولا تجسم این ترس است؛ مرموز، ناشناختنی، دست‌نیافتنی، و غیرقابل مذاکره یا استدلال. علاوه بر این، تلاش برای نسبت دادن انگیزه پیچیده به او بیهوده است؛ مانند کوسه در «آرواره‌ها» یا دکتر لکتر، کنت برای تغذیه می‌کشد - نه بیشتر، نه کمتر.
با در نظر گرفتن همه اینها، به راحتی می‌توان فهمید که «ناگفته‌های دراکولا» ایده چقدر بدی است. داستان توسط اینگراس (Ingeras) (آرت پارکینسون)، پسر ولاد سوم دراکولیا، معروف به میخ‌کش، معروف به پسر اژدها، معروف به پسر شیطان، معروف به دراکولا؛ بیایید او را ولاد (لوک ایوانز) بنامیم، روایت می‌شود - مدت‌ها پس از وقوع، هرچند به طرز عجیبی با همان صدای کودکانه راوی در زمان وقوع حوادث.
«در سال ۱۴۴۲ میلادی، سلطان ترک ۱۰۰۰ کودک را از ترانسیلوانیا به بردگی گرفت تا صفوف ارتش خود را پر کند.» یکی از این کودکان بزرگ شد و ولاد شد، که «از اعمال هیولایی خود منزجر شد... گذشته‌اش را با مردگان دفن کرد و برای حکومت در صلح به ترانسیلوانیا بازگشت.» بنابراین ولاد فقط توپش را برداشت و به خانه رفت. به همین سادگی، بدون نیاز به شورش. کسی باید به سلطان بگوید که برده‌داری واقعاً چگونه کار می‌کند.
با وجود این، والاچیا و ترانسیلوانیا تحت حکومت عثمانی باقی می‌مانند و ولاد باید سالانه خراجی به سلطان محمد دوم (دومینیک کوپر) بپردازد؛ نمی‌توان تعجب نکرد که چرا این دو ملت تا این حد با یکدیگر خصومت دارند، به خصوص با توجه به اینکه زبان مشترک آنها انگلیسی بریتانیایی است. محمد تصمیم می‌گیرد هزار کودک دیگر را «به بردگی بگیرد» (شاید هزار نفر اول فقط مثل ولاد دور شدند؟)، از جمله اینگراس. ولاد امتناع می‌کند و می‌داند که این به معنای جنگ است، به غاری در کوه می‌رود تا از «یک خون‌آشام» کمک بگیرد. «از کلمه یونانی پی (pi)، به معنای نوشیدن [در واقع 'pi' یک حرف یونانی است؛ زبانی که در آن کلمه‌ای به معنای 'نوشیدن' یا 'مکیدن' است، آلبانیایی است]. این جانور زمانی یک انسان فانی بود که شیطانی را از اعماق جهنم احضار کرد تا قدرت تاریک او را معامله کند. شیطان مرد را فریب داد، آرزویش را برآورده کرد، اما بهای آن ابدیتی محکوم به تاریکی آن غار بود، جایی که او می‌ماند تا زمانی که دیگری را برای آزاد کردن خود پیدا کند.»
خون‌آشام غار (چارلز دنس)، که زمانی یک رومی بود و بنابراین، مانند همه رومی‌ها در فیلم‌ها، انگلیسی ملکه را صحبت می‌کند، به ولاد جرعه‌ای از خون خود می‌دهد و با آن «طعم قدرتم را. قدرت ۱۰۰ مرد. سرعت یک شهاب سنگ. تسلط بر شب و تمام موجوداتش. دیدن و شنیدن از طریق حواس من. حتی التیام زخم‌های شدید... به محض نوشیدن، عطش تو برای خون انسان سیری‌ناپذیر خواهد شد. اما اگر بتوانی سه روز مقاومت کنی، به حالت فانی خود باز خواهی گشت در حالی که طعم قدرت من را چشیده‌ای و شاید مردم خود را نجات داده‌ای. [اگر تغذیه کنم چه؟] من آزاد خواهم شد در حالی که یک قربانی شایسته به تاریکی اعطا کرده‌ام. تو تبدیل خواهی شد... مثل من. بلایی بر این زمین که مقدر شده است هر آنچه را که دوست داری نابود کنی... من، با این حال، آزاد خواهم بود تا خشم خود را علیه کسی که به من خیانت کرد، رها کنم. و روزی، تو را فرا خواهم خواند تا به من خدمت کنی، مهره من، در یک بازی انتقام جاودانه.»
همه اینها فقط نشان می‌دهد که گاهی اوقات هیچ توضیحی بهترین توضیح است. بیایید دراکولای کاپولا را مقایسه کنیم، که در مقدمه آن - با دیالوگ رومانیایی مدرن با نحو انگلیسی قرون وسطایی (شاید از نظر تاریخی درست نباشد اما هنوز بسیار بهتر از انگلیسی-انگلیسی است) - گری اولدمن (Gary Oldman) شمشیر خود را در صلیب سنگی یک کلیسای کوچک فرو می‌کند و خونی را که از آن جاری می‌شود می‌نوشد. این لزوماً منطقی‌تر نیست، اما حداقل کوتاه و مفید است، و کاپولا عقل سلیم دارد که حتی سعی نمی‌کند آن را توضیح دهد. برعکس، تمام توضیحات سنگین «ناگفته‌های دراکولا» فقط سؤالات بیشتری را مطرح می‌کند تا پاسخ دهد. این مرد رومی چگونه سر از ترانسیلوانیا درآورد؟ آیا در رم غاری وجود ندارد؟ چرا او نمی‌تواند غار را ترک کند اما ولاد می‌تواند؟ «بازی انتقام جاودانه» دقیقاً به چه معناست؟ این عبارت به سادگی بوی تناقض می‌دهد.
در مورد کاپولا، او دومین نفری بود که شخصیت دراکولا و دراکولای تاریخی را یک شخص واحد ساخت و یک عاشقانه تناسخی به داستان اضافه کرد (اولین نفر دن کورتیس (Dan Curtis) در «دراکولا برام استوکر» خود در سال ۱۹۷۴ بود که توسط ریچارد متیسون (Richard Matheson) نوشته شد). کارگردان گری شور و فیلمنامه‌نویسان مت سازاما و برک شارپلس این فرمول را در «ناگفته‌های دراکولا» تکرار می‌کنند، اما اشتباه آنها این است که کل فیلم را بر اساس این فرضیه می‌سازند. اگر آنها تحقیق کرده بودند، می‌دانستند که ارتباط با ولاد سوم در بهترین حالت ضعیف است و دلیل واقعی و احتمالاً تنها دلیلی که استوکر از نام «دراکولا» استفاده کرد این بود که او به اشتباه تصور می‌کرد که این کلمه در رومانیایی به معنای «شیطان» است (اما چه کسی می‌داند؛ شاید اشتباه گرفتن «پی یونانی» با «پی آلبانیایی» ادای احترامی به این اشتباه زبانی از سوی نویسنده ایرلندی بوده است).

2022-09-15


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

فکر می‌کنم باید با این تصویر از دراکولا بر اساس شایستگی‌های خودش برخورد کنید. هیچ دلیلی برای مقایسه آن با هر چیزی که قبلاً دیده‌اید وجود ندارد. با توجه به این موضوع، این یک فیلم ماجراجویی کاملاً قابل تماشا و البته فراموش‌شدنی است که در آن لوک ایوانز (Luke Evans) در نقش شاهزاده ولاد، معادل خون‌آشامی «معامله با شیطان» را با چارلز دنس (Charles Dance) انجام می‌دهد تا از تسخیر خانواده و پادشاهی‌اش توسط ترک‌ها جلوگیری کند.
با این حال، دومینیک کوپر (Dominic Cooper) در نقش سلطان عثمانی واقعاً افتضاح است - لهجه‌اش طوری به نظر می‌رسد که انگار بعد از خوردن بیش از حد تکیلا در یک شب جمعه، در مغازه کباب‌فروشی محلی‌اش صیقل داده شده است.
ایوانز در این نقش خوب است، اکشن زیادی وجود دارد و جلوه‌های بصری نیز کافی هستند. انتظار هیچ چیز شگفت‌انگیزی نداشته باشید و ناامید نخواهید شد.

2024-06-10