گودزیلا

گودزیلا

در سال ۱۹۹۹، نیروگاه هسته‌ای جانجیرا (Janjira) به شکلی مرموز نابود می‌شود و اکثر کارکنان آن، از جمله ساندرا (Sandra)، همسر و همکار جو برودی (Joe Brody) که سرپرست نیروگاه است، جان خود را از دست می‌دهند. سال‌ها بعد، فورد (Ford)، پسر جو که افسر خنثی‌سازی مهمات نیروی دریایی ارتش آمریکاست، باید به ژاپن برود تا به پدرش که از او دور شده و با وسواس به دنبال کشف حقیقت آن حادثه است، کمک کند. در این مسیر، پدر و پسر علت مخفی این فاجعه را در همان محل ویرانه‌ها کشف می‌کنند. این اتفاق باعث می‌شود آن‌ها شاهد بیداری دوباره تهدیدی وحشتناک برای تمام بشریت باشند؛ تهدیدی که با بیداری مخفیانه موجود دوم در نقطه‌ای دیگر، وخیم‌تر هم می‌شود. در برابر این بلای عظیم، تنها امید جهان ممکن است گودزیلا (Godzilla) باشد، اما چالش پیش روی «پادشاه هیولاها» بسیار بزرگ خواهد بود، آن هم در حالی که بشریت تلاش می‌کند ماهیت این متحد ویرانگر خود را درک کند.

سال انتشار: 2014 کارگردان: Gareth Edwards ژانر: Action، Adventure، Sci-Fi نویسندگان: Dave Callaham، Max Borenstein امتیاز: 6.4

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

خیلی خوبه. ولی یه بخش‌هایی‌اش واقعاً خشک و خسته‌کننده‌ست.

2014-06-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

چرا فیلمنامه‌نویس‌های هالیوود در بعضی ژانرها، مخصوصاً فیلم‌های هیولایی، ابرقهرمانی و ترسناک، فکر می‌کنن مخاطب‌هاشون یه مشت احمقن؟ یا شاید هم خودشون از نظر مغزی کمیت‌شون لنگ می‌زنه و نمی‌فهمن این چیزی که تحویل می‌دن چقدر زباله‌ست. در فیلمنامه گودزیلا، دیو کالاهام (Dave Callaham) باید یه جایزه ویژه «بی‌لیاقتی» بابت خراب کردن یه فیلم پتانسیل‌دار بگیره. فیلم با صحنه‌های اجباری نیروگاه هسته‌ای شروع شد. اولش فکر کردم ای بابا، باز هم قراره تقصیرها رو بندازن گردن ترس از انرژی هسته‌ای. اما خب، معلوم شد این‌طوری نیست. متأسفانه، این تقریباً تنها بخش خوب کل فیلمنامه بود. بقیه فیلمنامه فقط مجموعه‌ای از زباله‌های غیرمنطقی و احمقانه‌ست. داستان از جایی شروع می‌شه که پدر فورد یهو ماسکش رو برمی‌داره، یه بو می‌کشه و اعلام می‌کنه که رادیواکتیویته‌ای در هوا نیست! فقط یه احمق که از علم هیچی نمی‌فهمه ممکنه چنین چیزی بنویسه. بعد صحنه‌ای رو داریم که سربازها به تاسیسات زباله‌های هسته‌ای نوادا هجوم می‌برن و دریچه بازرسی هر در رو چک می‌کنن تا اینکه یکی رو پیدا می‌کنن که توش چراغ روشنه و می‌فهمن هیولا فرار کرده و یه حفره غول‌آسا به جا گذاشته. یه هیولای عظیم‌الجثه دیوار نیروگاه رو سوراخ کرده و یه حفره به بزرگی یه کشتی جنگی درست کرده و هیچ‌کس نفهمیده تا اینکه چند تا تفنگدار دریایی بیان درها رو از تو چک کنن؟ واقعاً باید خیلی بی‌مغز باشی که چنین صحنه‌ای بنویسی. کل داستان هم همین‌قدر بی‌منطق و آشفته‌ست. اونا هیولاها رو دنبال می‌کنن تا به تمدن برسن. تازه اون موقع سعی می‌کنن یه کاری بکنن. این واقعاً مسخره‌ست. اگه یه موجود شهر-خراب‌کن به یه مرکز جمعیتی نزدیک بشه، خیلی قبل از اینکه برسه باید با خاک یکسان بشه. تازه وقتی حمله می‌کنن، با چند تا سلاح سبک و شاید یکی دو تا تانک بهش شلیک می‌کنن. اگه جون میلیون‌ها آدم در خطر باشه، فکر نمی‌کنم انتظار زیادی باشه که ارتش هر چی داره رو سر اون تهدید خالی کنه. و اصلاً نذارید دهنم رو درباره اون نقشه احمقانه کشوندن هیولاها به دریا با بمب اتم باز کنم. چه اراجیفی! خب، با این همه غر زدن، چرا ۶ از ۱۰ دادم؟ خب، من طرفدار فیلم‌های هیولایی بزرگ هستم و اون بخش‌هایی که هیولاها همه چیز رو داغون می‌کنن یا با هم می‌جنگن عالیه. متأسفانه این تنها نکته مثبتیه که می‌شه درباره این فیلم گفت.

2014-09-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 4

**اصول اولیه و بازخوردها.** ۱. فیلم بلند زنده (لایو اکشن) محصول مشترک آمریکا و ژاپن، ۲۰۱۴، رده سنی PG-13، مدت زمان ۱۲۳ دقیقه، علمی-تخیلی، اکشن، مهیج. زبان فیلم انگلیسی با بخش‌هایی به زبان ژاپنی (زیرنویس شده). ۲. امتیاز IMDB: ۶.۶ از ۱۰. ۳. امتیاز راتن تومیتوز: ۷۴٪ منتقدان و ۶۷٪ تماشاگران. ۴. فیلم رو از شبکه Cinemax دیدم. ۵. کارگردان: گرت ادواردز (Gareth Edwards). ۶. **بازیگران**: برایان کرانستون (Bryan Cranston) در نقش جو برودی، کن واتانابه (Ken Watanabe) در نقش دکتر ایشیرو سریزاوا، ژولیت بینوش (Juliette Binoche) در نقش ساندرا برودی، سالی هاوکینز (Sally Hawkins) در نقش دکتر ویوین گراهام، آرون تیلور-جانسون (Aaron Taylor-Johnson) در نقش فورد برودی، الیزابت اولسن (Elizabeth Olsen) در نقش ال برودی. ۷. مخاطب هدف: طرفداران گودزیلا، طرفداران اکشن، بازار بین‌المللی. ۸. بودجه تولید تخمینی ۱۶۰ میلیون دلار. **خلاصه داستان** ۱. در سکانس افتتاحیه، جو برودی، همسرش ساندرا و پسرش فورد در ژاپن هستند. جو و ساندرا روی پروژه‌ای کار می‌کنند که هدفش مهار پدیده‌های غیرقابل توضیح مربوط به انرژی‌های عظیم و یک شیء بزرگ دفن شده است. معلوم می‌شود آن شیء زنده است، تجهیزات مهار را می‌شکند و باعث فاجعه‌ای گسترده می‌شود. ۲. داستان به زمان حال می‌رود. فورد بزرگ شده و در ارتش آمریکاست. او تماسی از جو دریافت می‌کند و به ژاپن می‌رود تا او را از زندان آزاد کند. در حالی که فورد به جو کمک می‌کند، آن موجود (یک «موتو» MUTO) دوباره زنده می‌شود، فرار می‌کند و ویرانی و مرگ بیشتری نسبت به سال‌های قبل به بار می‌آورد. ۳. یک موتو دوم و بزرگتر در نوادا بیدار می‌شود. نیروی دریایی آمریکا آن‌ها را ردیابی می‌کند. فعالیت موتوها باعث بیدار شدن گودزیلا از خواب طولانی‌اش در اقیانوس آرام می‌شود. ۴. فورد و دکتر سریزاوا درگیر تلاش ارتش برای مهار موتوها می‌شوند. ال و سم (همسر و پسر فورد) در خطر هستند، چون هر سه غول به سمت سانفرانسیسکو حرکت می‌کنند. **مشاهدات** ۱. طبق سنت فیلم‌های گودزیلا، فعالیت‌های انسانی بیهوده نشان داده می‌شود. اکثر تلاش‌های بشر علیه هیولاهای غول‌پیکر هیچ تأثیر محسوسی ندارد. ۲. در این فیلم، برخلاف نسخه‌های قبلی، یک انسان کاری انجام می‌دهد که شانس بقای نژاد بشر را بیشتر می‌کند. ۳. گودزیلا خسارات مالی و جانی زیادی به بار می‌آورد، هرچند نه به اندازه موتوها. می‌توان گفت گودزیلا در این فیلم نسبت به سرنوشت انسان‌ها بی‌تفاوت است و فقط برای از بین بردن موتوها و برگشتن به خوابش می‌جنگد. ۴. **خلاصه در یک خط:** گودزیلا در یک حضور ۸ دقیقه‌ای، بشریت را از دست موتوها نجات می‌دهد. ۵. سه ستاره از پنج. **امتیازات** ۱. **فیلمبرداری**: ۸/۱۰ جلوه‌های ویژه عالی بودند. ۲. **صدا**: ۷/۱۰ دیالوگ‌ها واضح بود و موسیقی آزاردهنده نبود. ۳. **بازیگری**: ۶/۱۰ بازیگران باسابقه در نقش‌های محدودشان خوب بودند. بازی آرون تیلور-جانسون اولش خسته‌کننده بود ولی آخرش قهرمانانه شد. ۴. **فیلمنامه**: ۶/۱۰ کارگردان به ریشه‌های فرنچایز وفادار بود، اما حفره‌های داستانی بی‌پایان به نظر می‌رسیدند.

2015-03-22


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

مارمولک اتمی بزرگ دوباره بازسازی شد. سال ۱۹۵۴ ایشیرو هوندا (Ishirô Honda) موجودی به نام «گوجیرا» رو به دنیای سینما معرفی کرد که هنوز هم جذابه. نسخه اصلی با اینکه یه هیولا با لباس لاستیکی بود، فیلم هوشمندانه و جسورانه‌ای بود که اتمسفر عصر هسته‌ای رو به خوبی با کشت‌وکشتار هیولایی ترکیب کرده بود. سازنده‌های گودزیلا ۲۰۱۴ هم سعی کردن همون کار رو بکنن؛ اونا با احترام به نسخه اصلی نگاه کردن، اما متأسفانه کاملاً از پسش برنیومدن. داستان از این قراره که دنیا بعد از فضولی‌های هسته‌ای انسان‌ها، مورد حمله موجوداتی به نام کایجو (MUTO) قرار می‌گیره. پایان دنیا نزدیکه، مگر اینکه بشر بتونه متحدی در گودزیلا پیدا کنه؛ یه مارمولک ماقبل تاریخی که خودش محصول آزمایش‌های هسته‌ای قدیمیه. بخش انسانی داستان هم همون تیپ‌های همیشگی رو داره: مامورهای مخفی دولتی و دانشمندهایی که یا نگرانن یا با استرس این‌ور و اون‌ور می‌دُوَن. یه رابطه پدر و پسری هم داریم که پسرش یه ارتشی کله‌گنده است. شخصیت‌ها زیادن و بخش زیادی از فیلم رو اشغال می‌کنن، ولی متأسفانه خیلی کم پیش می‌آد که جذاب نوشته شده باشن، که با توجه به تیم بازیگری قوی فیلم، واقعاً حیف شده. فیلم بیش از دو ساعته و مقدمه‌چینی‌اش خیلی طولانیه، طوری که گودزیلا تا دقیقه ۶۰ اصلاً ظاهر نمی‌شه. این باعث شده هیولای اصلی در فیلم خودش یه نقش فرعی داشته باشه. یه نکته رو مخ دیگه هم اینه که چیزی که یه فیلم گودزیلایی خوب نیاز داره، کلی درگیری و بزن‌بزن هیولاییه، ولی اینجا این صحنه‌ها کمه و اغلب در پس‌زمینه اتفاق می‌افته. تا اینکه می‌رسیم به فینال. زمان زیادی طول می‌کشه تا به اونجا برسیم، ولی خوشبختانه فینال فیلم رو از سقوط نجات می‌ده و ناامیدکننده نیست. صحنه شارژ الکتریکی و نفس آتشین اتمی قطعاً طرفدارها رو به وجد می‌آره. ولی باز هم آدم حرص می‌خوره که چرا از این توان فنی بالا انقدر کم استفاده شده و به جای هیولای معروف سینما، شخصیت‌های بی‌روح رو گذاشتن خط مقدم. سازنده‌ها برای دنباله‌های بعدی باید خیلی سطح کارشون رو بالا ببرن. ۶.۵/۱۰

2015-11-29


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

خب، بذارید اول اینو بگم که گودزیلای جدید قطعاً یه فیلم سرگرم‌کننده‌ست و ارزش پولی که بابت بلیط می‌دید رو داره. البته به شرطی که با همون انتظار دیدن یه فیلم پاپ‌کورنی برید سراغش. راستش رو بخواید، از آخرین تلاش رولاند امریش در سال ۱۹۹۸ (که در بهترین حالت خنده‌دار بود) تا حالا، سطح توقعات خیلی بالا نبود. پس با بودجه و جلوه‌های ویژه امروزی، بعید بود فیلم خیلی بدی از آب دربیاد. ولی اعتراف می‌کنم با دیدن تریلر، فکر می‌کردم بهتر باشه. شروع فیلم خیلی خوبه؛ داستان و شخصیت‌ها رو خوب معرفی می‌کنه. در واقع درام حول شخصیت‌های اصلی از همون اول قویه. مرگ در خانواده، تروما و وسواس برای پیدا کردن حقیقت. برایان کرانستون در نقش پدر خانواده و دانشمند، عالیه. اون می‌دونه یه خبرایی هست و تا تهش رو درنیاره ول‌کن نیست. البته اگه بهش فرصت داده بشه... حدود یک‌سوم که از فیلم می‌گذره، یه اتفاقی می‌افته که نقطه عطف داستانه. از اینجا به بعد، داستان می‌ره کنار و اکشن میاد وسط. یه حمله بی‌وقفه و سرسام‌آور از اکشن. نمی‌گم بده، فقط می‌گم خیلی کم‌جان‌تر از اون چیزیه که می‌تونست باشه. قضیه اینه: به جای یه هیولای بزرگ، سه تا داریم. گودزیلا و دو تا موجود حشره‌مانند به اسم موتو (MUTO). جدی نتونستن یه اسم درست‌وحسابی براشون بذارن؟ و به جای اینکه گودزیلا تهدید اصلی باشه، موتوها هستن. در واقع گودزیلا می‌شه آدم خوبه چون تنها کسیه که می‌تونه این حشره‌های چندش رو شکست بده. این خط داستانی اولین دلیلیه که فیلم اون‌طوری که باید نشد. دلیل دوم هم اینه که این موجودات به جای آدم‌ها، از انرژی هسته‌ای تغذیه می‌کنن! در نتیجه تنها تهدیدشون ویرانی شهرهاست و ما هیچ حس خطر شخصی‌ای نمی‌کنیم. اونا دنبال شکار ما نیستن، اصلاً براشون مهم نیستیم. بدتر از همه اینکه این موتوها وقت و توجهی که باید صرف گودزیلا می‌شد رو می‌دزدن! فیلم می‌تونست به جای «گودزیلا»، اسمش «حشرات غول‌پیکر چندش» باشه. در نهایت چیزی که برامون می‌مونه میلیاردها دلار خسارت و یه هیولای گنده است که در واقع پسر خوبیه! عجیبه. با این حال، فیلم بدی نیست. آرون تیلور-جانسون تمام تلاشش رو می‌کنه که جدی و بزرگسال به نظر برسه، هرچند این قطعاً یکی از نقش‌های ضعیف‌ترش هست. مشکل اینجاست که از اون نقطه عطف به بعد، شخصیتش خیلی کلیشه‌ای می‌شه. قهرمان ما حتی آخر فیلم یه نگاه صمیمی و چشم‌درچشم با گودزیلا رد و بدل می‌کنه... آخی! (می ۲۰۱۴)

2017-02-21


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

شروع کردن یه دنیای سینمایی جدید اصلاً کار راحتی نیست. قسمت اول باید تقریباً از همه نظر یه موفقیت تمام‌عیار باشه تا فرنچایز بتونه جون بگیره. گودزیلا همیشه بوده، اما وارنر و لجندری شجاعت به خرج دادن و کار رو سپردن به یه کارگردان کم‌تجربه مثل گرت ادواردز (Gareth Edwards). از نظر انتظارات، می‌دونم تماشاگرها به این فیلم‌ها فقط از دریچه اکشن نگاه می‌کنن و می‌خوان دعوای هیولاها رو ببینن. منم مثل بقیه از یه نبرد بزرگ لذت می‌برم، اما یه داستان حداقلی هم می‌خوام. در این ژانر دنبال فیلمنامه اسکاری نیستم، اما شخصیت‌های رو اعصاب و کلیشه‌ای یا حفره‌های داستانی احمقانه رو هم دوست ندارم. وقتی شخصیت‌ها تصمیماتی می‌گیرن که هیچ آدم عاقلی نمی‌گیره، فیلم خودش راه رو برای نقد منفی باز می‌کنه. بورنشتاین (نویسنده) در این ژانر تونسته تعادل نسبتاً خوبی بین زمان حضور انسان‌ها و هیولاها برقرار کنه. فیلم نمی‌تونه فقط دعوای گودزیلا باشه چون تکراری می‌شه، اما نباید همه‌اش رو هم صرف آدم‌ها کنه؛ بالاخره اسم فیلم گودزیلاست، نه «خانواده برودی». تماشاگرها میان که از اکشن و جلوه‌های ویژه لذت ببرن. بعضی شخصیت‌ها قوس داستانی خوبی دارن، مخصوصاً فورد و جو برودی. رابطه پدر و پسری بین آرون تیلور-جانسون و برایان کرانستون واقعی به نظر می‌رسه. تعهد کرانستون به نقشش عالیه و تیلور-جانسون هم استعدادش رو نشون می‌ده. کن واتانابه هم اضافه شدن‌اش به تیم بازیگری عالیه. با اینکه ادواردز عاشق دنیای گودزیلاست، اما زمان زیادی صرف بخش نظامی می‌شه که روایت رو کند می‌کنه. تعلیق تا پرده سوم خوبه، اما اکشن به طرز کلافه‌کننده‌ای از بیننده مخفی می‌شه. بیشتر نبردها رو از پشت پنجره ماشین، قطار یا تلویزیون می‌بینیم. مشکل اصلی این نیست که وقتی هیولاها نیستن با آدم‌ها باشیم، مشکل اینجاست که وقتی گودزیلا وارد صحنه می‌شه هم دوربین باز روی آدم‌ها می‌مونه! هیولاها پشت دوربین دارن می‌جنگن و ما یا هیچی نمی‌بینیم یا فقط یه تیکه از نبرد رو می‌بینیم. بیشتر نماها از سطح زمین و از زاویه دید شخصیت‌هاست. با اینکه این کار حس ترس و خطر رو بیشتر می‌کنه، اما بیننده‌ای که اومده گودزیلا رو در شکوه کامل ببینه رو ناامید می‌کنه. موسیقی الکساندر دسپلا پرانرژی‌ست و خود هیولاها در محیط تاریک فیلم عالی به نظر می‌رسن. در کل، گودزیلا بیشتر روی آدم‌ها تمرکز داره تا جنگ هیولاها، و با اینکه تعادل روایت نیاز به اصلاح داشت، اما به طرز عجیبی خوب جواب داده. به عنوان اولین قسمت از «دنیای هیولاها» (MonsterVerse)، یه داستان درگیرکننده داره، هرچند مخفی کردن نبردها ممکنه بعضی‌ها رو شاکی کنه. در نهایت، یه فیلم هیولایی لذت‌بخش که پایه یه دنیای سینمایی سرگرم‌کننده رو می‌ذاره. نمره: +B

2021-03-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

«گودزیلا» از اون مدل فیلم‌هاییه که پتانسیل زیادی داشت و آرون تیلور-جانسون هم همیشه ارزش دیدن داره، اما متأسفانه هیچ‌کدوم از این‌ها برای نجات فیلم از یه میان‌مایگی تقلیدی کافی نیست. داستان سال‌ها بعد از یه فاجعه هسته‌ای در ژاپن شروع می‌شه. «فورد» پسر سرپرست نیروگاه «جو» (برایان کرانستون) است. اونا با هم صمیمی نیستن، اما وقتی شواهدی پیدا می‌کنن که نشون می‌ده تخریب نیروگاه تصادفی نبوده و یه موجود غول‌پیکر به اسم «موتو» که از رادیواکتیو تغذیه می‌کنه در راهه، تنها امیدشون اینه که گودزیلا بیدار بشه و به داد بشریت برسه. فیلم خیلی پراکنده‌ست. خیلی طول می‌کشه تا راه بیفته، شخصیت‌پردازی‌ها عمق ندارن و دیالوگ‌ها، مخصوصاً بخش‌های نظامی، در حد فاجعه‌ست. بازیگرهای مکمل مثل ژولیت بینوش و الیزابت اولسن هم حضور خیلی کوتاهی دارن. نکته مثبت فیلم، فیلمبرداری و جلوه‌های ویژه‌ست که خیلی واقع‌گرایانه از آب دراومدن، هرچند این روزها دیگه استاندارده. بقیه فیلمبرداری هم زیادی تاریکه؛ تاریکی می‌تونه حس ترس بده، ولی بعد از یه مدت آدم دلش می‌خواد چشماش رو کالیبره کنه! پایان فیلم خوبه، ولی مطمئن نیستم که ارزش این همه انتظار رو داشت یا نه؛ کل فیلم به یه چیزی نیاز داشت که بهش جون بده.

2022-06-15