The Kids Are All Right

The Kids Are All Right

نیک (Nic) و جولز (Jules) در یک رابطه همجنس‌گرایانه طولانی‌مدت، متعهد، عاشقانه اما به هیچ وجه بی‌نقص قرار دارند. نیک، که پزشک است، نیاز دارد کنترلی را که فکر می‌کند لازم است اعمال کند، در حالی که جولز تحت این کنترل، اعتماد به نفس کمتری دارد. در طول رابطه‌شان، جولز در زندگی روزمره خود شکست خورده است، گاهی سعی کرده کسب‌وکاری راه بیندازد (که همیشه ناموفق بوده) یا مادر خانه‌دار بوده است. او در حال حاضر تلاش می‌کند یک کسب‌وکار طراحی فضای سبز راه‌اندازی کند. آن‌ها دو فرزند نوجوان دارند: جونی (Joni) که نیک او را باردار شده و لیزر (Laser) که جولز او را باردار شده است. اگرچه کاملاً شبیه هم نیستند، اما هر فرزند از نظر خلق‌وخو بیشتر به مادر بیولوژیکی خود شباهت دارد. جونی و لیزر همچنین خواهر و برادر ناتنی هستند، زیرا پدر اهداکننده اسپرم ناشناخته مشترکی دارند. کمی پس از تولد هجده سالگی جونی و اندکی قبل از اینکه او قصد ترک خانه و رفتن به دانشگاه را داشته باشد، لیزر که فقط پانزده سال دارد و برای این کار زیر سن قانونی است، از او التماس می‌کند که سعی کند با پدر اهداکننده اسپرمشان تماس بگیرد. جونی با اکراه این کار را می‌کند. او پاول (Paul) است، مردی حدوداً سی و چند ساله، که یک کشاورز تعاونی و رستوران‌دار است. با وجود کسب‌وکارهای ظاهراً موفقش، پاول همیشه از مسئولیت شانه خالی کرده، به ویژه در زندگی شخصی‌اش. پس از ملاقات جونی و لیزر با پاول، نیک و جولز متوجه کار فرزندانشان می‌شوند و اگرچه نمی‌خواهند پاول وارد زندگی‌شان شود، اما می‌خواهند او را ملاقات کنند—به خصوص که جونی و لیزر ظاهراً می‌خواهند نوعی رابطه با او داشته باشند. همانطور که رابطه پاول با کل خانواده گسترش می‌یابد (که شامل استخدام جولز برای طراحی و ساخت حیاط خلوت او نیز می‌شود)، آن‌ها بر آنچه پاول در زندگی می‌خواهد تأثیر می‌گذارند. به نوبه خود، او نیز بر پویایی خانواده و همچنین روابط هر فرد در خارج از آن تأثیر می‌گذارد.

سال انتشار: 2010 کارگردان: Lisa Cholodenko ژانر: Comedy، Drama، Romance نویسندگان: Lisa Cholodenko، Stuart Blumberg امتیاز: 7.0

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 5

**یک فیلم «همجنس‌گرا پسند» که موفق می‌شود حداقل بی‌طرف باشد تا کسانی را که خارج از مبارزات سیاسی و ایدئولوژیک هستند نیز راضی کند.**
مسائل بحث‌برانگیز هیچ‌وقت به اندازه امروز محبوب نبوده‌اند: از سقط جنین تا اتانازی، از مسئله تاریخی بین کشورهای استعمارگر و مستعمره تا بازگشت آثار هنری غارت‌شده توسط موزه‌های اروپایی، و همچنین مسائل جنبش همجنس‌گرایان (Gay Movement) که مخفف آن هر سال بزرگ‌تر می‌شود تا هر تعریف جدیدی که برای هر شیوه احساس و زندگی جنسیتی ابداع می‌شود را در بر بگیرد، که نشان‌دهنده نیازی به تأیید است که قوی‌تر از مصلحت حفظ اتحاد در صفوف احساس می‌شود.
این فیلم «همجنس‌گرا پسند» کاملاً در لیست رو به رشد آثار سینمایی قرار می‌گیرد که به بررسی دقیق پویایی این خانواده‌های جدید اختصاص یافته‌اند.
مزیت این فیلم این است که بیش از حد فعال و مبارزه‌جو نیست. فیلمنامه ما را با دو زن بالغ آشنا می‌کند که در یک رابطه لزبین پایدار زندگی می‌کنند و تصمیم گرفته‌اند از طریق لقاح مصنوعی باردار شوند (بدیهی است که روش سنتی به دلایل واضح کنار گذاشته شده است). اهداکننده اسپرم یکی بوده و بنابراین فرزندان متولد شده از طرف پدر ناتنی هستند (پدری که او را نمی‌شناسند).
این دقیقاً جستجوی پدر بیولوژیکی و ایجاد یک رابطه نزدیک‌تر با اوست که داستان را پیش می‌برد، و ورود این مرد دوستانه و بی‌دردسر، زندگی آن خانه را کاملاً بی‌ثبات می‌کند.
من کلاً فیلم را دوست داشتم. در عین حال که سعی می‌کند آن ایده رایج را که دو لزبین گرایش جنسی خود را به فرزندانشان القا می‌کنند، رد کند، فیلم به دنبال ایجاد پرسشی پیرامون نقض‌ناپذیری ناشناس بودن اهداکنندگان مواد منی است… من نمی‌توانم از طرف همه صحبت کنم، اما اگر شک داشتم که سال‌ها بعد ممکن است کسی در خانه‌ام را بزند و بگوید پسر من است، هرگز اسپرم اهدا نمی‌کردم. ناشناس بودن چیزی است که باید در اینجا نقض‌ناپذیر و مقدس باشد، صرف نظر از خواست افراد درگیر. این نقطه‌ای در فیلمنامه بود که بیشتر از همه مرا آزار داد، اما چند مورد دیگر هم بود.
به نظر من، قوی‌ترین نقطه فیلم در نهایت بازیگران و عملکرد بسیار خوب آن‌هاست که به شدت توسط دو بازیگر کهنه‌کار حمایت می‌شود: جولیان مور (Julianne Moore) و آنت بنینگ (Annette Bening). هر دو در نقش‌هایشان شگفت‌انگیز هستند، و یک پویایی کاری عالی و شیمی خوبی برقرار می‌کنند. میا واشیکوفسکا (Mia Wasikowska) و جاش هاچرسون (Josh Hutcherson)، که هر دو هنوز کاملاً جوان هستند، افزودنی خوب و تازه‌ای به بازیگران هستند، و به نظر می‌رسد هر دو واقعاً از کاری که می‌کنند لذت می‌برند. به علاوه، امروزه همه ما آن‌ها را می‌شناسیم، زیرا دو ستاره جوان هستند.
اگرچه مارک روفالو (Mark Ruffalo) کار چندان جالبی ارائه نمی‌دهد، اما باید اعتراف کنم که کارش را دوست داشتم. فکر می‌کنم شخصیت او ضعیف طراحی و ضعیف نوشته شده بود، اما بازیگر به خوبی از پس خودش برمی‌آید و می‌داند چگونه از موانعی که ظاهر می‌شوند عبور کند.
این فیلم از نظر فنی قابل توجه نیست، مشخص است که بودجه فوق‌العاده‌ای نداشته و کاری بوده که تا حدی به لطف فداکاری شدید همه افراد درگیر انجام شده است. فیلمبرداری و تدوین شگفت‌انگیزی ندارد، اما آنچه انجام شده خوب کار می‌کند و مؤثر است. فیلم ریتم دلپذیر، سبک و فضایی طنزآمیز و بی‌دردسر دارد.

2022-07-15