The Road
داستان در دنیایی پساآخرالزمانی روایت میشود؛ چندین سال پس از وقوع فاجعهای بزرگ که باعث زمینلرزههای مکرر و خطرات محیطی شده است. دنیا خاکستری است و با نابودی تدریجی موجودات، خاکستریتر هم میشود. مردی به همراه پسر نوجوانش که پس از آخرالزمان به دنیا آمده، در جادهای در حال حرکت هستند. نقشه آنها این است که تا ساحل پیادهروی کنند و به سمت جنوب بروند، جایی که مرد امیدوار است محیط مناسبتری برای زندگی پیدا کنند. مرد به پسرش یاد داده که آنها «آدمهای خوب» هستند و آتش در قلبشان دارند؛ این یعنی برای زنده ماندن هرگز به آدمخواری روی نمیآورند. مرد تپانچهای با دو گلوله دارد که قصد دارد در صورت لزوم، برای قتل/خودکشی خودش و پسرش استفاده کند تا به سرنوشتی بدتر از مرگ دچار نشوند. همه به دنبال غذا و سوخت هستند. مرد به پسرش یاد داده که به هر غریبهای شک کند، چرا که این افراد از سر ناچاری ممکن است نه تنها آذوقه آنها را بدزدند، بلکه خودشان را هم به عنوان غذا بکشند. اگرچه زندگی با پدر تنها چیزی است که پسر میشناسد، اما او کمکم به درک خودش از معنای کلی خوب یا بد بودن میرسد. در این میان، مرد گهگاه به خاطرات دوران خوش با همسرش پیش از آخرالزمان و روزهای تلخ پس از آن و دلیل جداییاش فکر میکند.
سال انتشار: 2009 کارگردان: John Hillcoat ژانر: Drama، Thriller نویسندگان: Joe Penhall، Cormac McCarthy امتیاز: 7.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ویگو مورتنسن (Viggo Mortensen) و اسمیت-مکفی (Smit-McPhee) بازیهای فوقالعادهای ارائه دادن، اما فیلم اونقدری که باید آدم رو درگیر نمیکنه.
2014-03-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ساعتها در ۱:۱۷ متوقف شدند. فیلم «جاده» به کارگردانی جان هیلکات (John Hillcoat) و نویسندگی جو پنهال (Joe Penhall) ساخته شده است. این فیلم بر اساس رمانی به همین نام اثر کورمک مککارتی (Cormac McCarthy) محصول ۲۰۰۶ ساخته شده و ویگو مورتنسن و کدی اسمیت-مکفی در نقش پدر و پسری بازی میکنن که سعی دارن در دنیای پساآخرالزمانی زنده بمونن. چطور میشه چنین اثر غمانگیزی رو به مخاطب عاشق سینما فروخت؟ شخصاً مطمئن نیستم بتونم، چون افکارم پر از احساسات متناقضه. بله، فیلم سیاه و تلخیه، در این شک نکنید. هیلکات دنبال ساختن یه فیلم اکشن هیجانانگیز درباره پایان دنیا نبوده. او با وفاداری به رمان مککارتی، دنیایی رو نشون میده که حیات گیاهی و جانوری تقریباً منقرض شده و این بخش از آمریکا بیقانون و پر از آدمخوارهاست. انسانیت خیلی وقته که از بین رفته. اینکه چطور به این ویرانی رسیدیم مشخص نیست و این عمدیه. ما فقط شاهد عواقب یه اتفاق بزرگ هستیم و با همراه شدن با این مرد و پسر، عمق فاجعه رو حس میکنیم. هیلکات و فیلمبردارش، خاویر آگیرهساروبه، دنیایی مرده رو به تصویر کشیدن. خاک سوخته، درختهای خشکیده، ویرانههای پیشرفت بشر و طوفانهایی که انگار فقط برای شکنجه شخصیتها میان. یه جهنم واقعی که این سوال رو ایجاد میکنه: اصلاً چرا کسی باید بخواد در چنین دنیایی زنده بمونه؟ چیزی که پنج روز بعد از دیدن فیلم مثل پتک به سرم خورد، این بود که فقط سیاهی آخرالزمان نیست که آدم رو آزار میده، بلکه مطالعه دقیق روابط والد و فرزندی هم هست. بازی مورتنسن خیلی پراحساسه و اسمیت-مکفی هم معصومیت و آسیبپذیری عجیبی داره که با گذشت زمان فیلم، دل آدم رو بیشتر به درد میاره. همه اینها به پایانی ختم میشه که هم گیراست، هم افشاگرانه و هم کاملاً هوشمندانه. تماشای فیلم قطعاً سخته، اما تا انتها جذاب و تاملبرانگیزه. ۸/۱۰
2019-10-11
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
_**یه درام پساآخرالزمانی خاکستری و غمانگیز با چاشنی صحنههای ترسناک**_
بعد از یک انقراض دستهجمعی، مردی به همراه پسرش (ویگو مورتنسن و کدی اسمیت-مکفی) از غرب پنسیلوانیا به سمت سواحل جنوب شرقی پیادهروی میکنن تا در دنیایی بیقانون که آدمها شکار همدیگه میشن، زنده بمونن. شارلیز ترون، رابرت دووال، گای پیرس و مولی پارکر هم در نقشهای کوتاهی ظاهر میشن. این فیلم بر اساس آخرین رمان کورمک مککارتی ساخته شده و شباهتهایی به فیلم «Carriers» داره که چند ماه قبلش اکران شده بود. برخلاف فیلمهای پساآخرالزمانی فانتزی مثل سهگانه اصلی «مد مکس»، فیلمهای «جاده» و «Carriers» از اول تا آخر کاملاً جدی هستن و خبری از مسخرهبازیهای کمیکبوکی نیست. این نقطه قوتشونه چون دریچهای رو به زندگی بعد از فروپاشی جامعه باز میکنن. هر دو فیلم واکنش انسان به فاجعه رو بررسی میکنن: آیا برای زنده ماندن اخلاق رو کنار میذاریم (دروغ، دزدی، خیانت و قتل) یا به قطبنمای اخلاقیمون پایبند میمونیم؟ آیا زندگی ارزشش رو داره که برای بقا تبدیل به یه وحشی بیاخلاق بشیم؟ بهتر نیست با عزت زندگی کنیم و در صورت لزوم با شرافت بمیریم؟ بعضیها این فیلمها رو به خاطر افسردهکننده بودن نقد میکنن، اما مگه یه دنیای بیقانون چیزی جز اینه؟ در واقع، حس و حال غمانگیز فیلم واقعیت داستان رو نشون میده. با این حال، به نظرم «Carriers» خیلی بهتر بود. «جاده» بیش از حد یکبعدی و خستهکننده است. علاوه بر این، رابطه پدر و پسر کسلکنندهست و اون پسر رو اعصاب هم تقریباً فیلم رو خراب کرده. نیاز بود یه دختر یا زن وارد داستان بشه تا این یکنواختی خاکستری رو بشکنه. فیلم ۱ ساعت و ۵۱ دقیقهست و بیشتر در پنسیلوانیا و ویرجینیای غربی فیلمبرداری شده. نمره: +C
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**فیلم «جاده» تصویری سیاه و واقعی از خطرات و طمع در دنیاییه که جامعه و امید در اون فروپاشیده.**
این فیلم یه تصویرسازی واقعگرایانه و به شدت افسردهکننده از دنیای پساآخرالزمانی ارائه میده. بازی ویگو مورتنسن در نقش پدری سرسخت که هر کاری میکنه تا پسرش رو زنده نگه داره و برای بقا آمادهاش کنه، خیلی تاثیرگذار و قدرتمنده. این فیلم باعث شد دلم بخواد بچههام رو محکم بغل کنم و خدا رو شکر کنم که در چنین شرایطی زندگی نمیکنیم. به خاطر فضای چرک و غمبار و موضوع فیلم، نمیتونم بگم از دیدنش «لذت» بردم، اما فیلم فوقالعاده خوشساخت و با بازیهای عالی بود. پایان فیلم نسبت به بقیه داستان خیلی امیدوارانه و راحت به نظر میرسید که هم ناامیدکننده بود (چون انگار حق مطلب ادا نشد) و هم آرامشبخش (چون نگرانیم رو برای آینده شخصیتها کم کرد). دیگه سراغ این فیلم نمیرم، اما خوشحالم که دیدمش.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
وای، چقدر این فیلم سیاهه! سالها بعد از اینکه یه فاجعه تمدن آمریکا رو نابود کرده، با مردی (ویگو مورتنسن) و پسر کنجکاوش (کدی اسمیت-مکفی) همراه میشیم که سعی دارن از مناطق جنگلی به ساحل برسن، به امید اینکه اونجا اوضاع بهتر و شاید گرمتر باشه. حداقل اقیانوس شاید کمی رنگ آبی به این محیط بیروح اضافه کنه. اونا اسلحه دارن، اما فقط با دو تا گلوله که مرد برای موارد اضطراری نگه داشته؛ یعنی اگه با بازماندههای دیگهای روبرو شدن که شاید بخوان اونا رو شکار کنن. آب زیاده، اما غذا به شدت کمه و تلاش برای سیر شدن و زنده موندن دائمیه. پسر بچه هیچ زندگی دیگهای رو تجربه نکرده، برای همین خیلی صبورانه (حداقل در ابتدا) از دستورات پدرش اطاعت میکنه. از طرف دیگه، پدر خاطراتی داره؛ خاطرات همسرش (شارلیز ترون) گاهی بهش تسلی میده، هرچند هم اون و هم ما میدونیم که اوضاع برای این دو نفر و کلاً بشریت اصلاً خوب نیست. پویایی جالبی بین این دو مسافر وجود داره؛ فیلمبرداری به خوبی محیط سرد و برهوت رو نشون میده و ماهیت داستان طوریه که دیالوگهای اضافی نداریم و خودِ مسیر حرف میزنه. حضور کوتاه اما تاثیرگذار رابرت دووال هم به درک بهتر موقعیت کمک میکنه. فیلم ریتم آرومی داره، اما این نکته مثبتیه چون باعث میشه کاملاً غرق در فضایی بشیم که ناگزیر، سرد و غیرقابل پیشبینیه. من کتاب رو نخوندم، اما فیلم با تصاویرش داستان تکاندهندهای رو روایت میکنه و ارزش دو ساعت وقت گذاشتن رو داره.
2025-02-15