Pineapple Express

Pineapple Express

دیل دنتون (Dale Denton)، مامور ابلاغ دادگاه که فردی تنبل و معتاد است، تنها یک دلیل برای ملاقات با ساقی خود، سال سیلور (Saul Silver)، دارد: خرید ماری‌جوانا، به ویژه نوع جدید و کمیابی به نام «پاین‌اپل اکسپرس» (Pineapple Express). اما وقتی دیل تنها شاهد قتلی توسط یک پلیس فاسد و خطرناک‌ترین قاچاقچی شهر می‌شود، وحشت‌زده شده و ته‌سیگار پاین‌اپل اکسپرس خود را در صحنه جرم رها می‌کند. حالا دیل دلیل دیگری برای ملاقات با سال دارد: اینکه بفهمد آیا این مواد آنقدر کمیاب هست که ردش به او برسد یا خیر؛ و بله، همین‌طور است. در حالی که دیل و سال برای نجات جان خود فرار می‌کنند، به سرعت متوجه می‌شوند که دچار توهم ناشی از مصرف مواد نشده‌اند: به طرز باورنکردنی، آدم‌بدها واقعاً در تعقیب آن‌ها هستند و سعی دارند سریع‌ترین راه را برای کشتن هر دوی آن‌ها پیدا کنند. همگی سوار بر قطار پاین‌اپل اکسپرس شوید.

سال انتشار: 2008 کارگردان: David Gordon Green ژانر: Action، Comedy، Crime نویسندگان: Seth Rogen، Evan Goldberg، Judd Apatow امتیاز: 6.9

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

وقتی بحث کمدی پیش میاد، سلیقه من مثل یه چهل‌تیکه می‌مونه. نوع مورد علاقه‌م همونیه که باهاش بزرگ شدم، یعنی کارتون‌های لونی تونز (Looney Tunes). می‌تونم بارها و بارها تماشاشون کنم و همیشه بخندم. همچنین عاشق طنز سیاه بریتانیایی، کمدی بزن‌بکوب (slapstick) و... کمدی آمریکایی هستم. طنز آمریکایی (مخصوصاً این روزا) خیلی تحقیر می‌شه، بیشتر به خاطر اینکه می‌گن «سطح پایین» شده تا دانشجوها بفهمنش و اغلب از شوخی‌های مستراح به عنوان بهترین نکته‌ش استفاده می‌کنه. من تا حدی مخالفم؛ می‌گم اون طنزی که مردم بین خودشون استفاده می‌کنن همونیه که فیلم‌های Judd Apatow (جاد آپاتو) و رفقا رو جلو می‌بره.

مثلاً همین Pineapple Express رو در نظر بگیرید، این فیلم در یه سطحی به نظر خیلی واقع‌گرایانه میاد. البته این کلمه رو خیلی با احتیاط به کار می‌برم، چون مسلماً خیلی از اتفاقاتی که توی این فیلم می‌افته، نباید و نمی‌تونه هیچ‌وقت رخ بده. به هر حال، کمدی، دیالوگ‌ها، سکانس‌های دعوا و بقیه تعاملات بین شخصیت‌ها دلایلی هستن که باعث می‌شه این حس رو داشته باشم. سکانس‌های دعوا طوری نیستن که بگم خیلی طراحی شده به نظر میان؛ البته نقاط مشخصی دارن که باید بهشون برسن، اما بیشترش به نظرم بداهه یا مثل بقیه کمدی‌ها، فی‌البداهه انجام شده.

داستان فیلم درباره یه مامور ابلاغ به اسم Dale Denton (با بازی ست روگن) و ساقی‌ش Saul Silver (با بازی جیمز فرانکو) هست که از دست نوچه‌های Ted Jones (سلطان ماری‌جوانای لس‌آنجلس) فرار می‌کنن، چون دیل شاهد قتلی بوده که تد مرتکب شده. با یه پلیس فاسد که اونم دنبالشونه، زنده موندن برای این دو تا رفیق بنگی تبدیل به یه ماجراجویی درباره رفاقت و قدردانی از روابطی می‌شه که آدم‌ها توی این سبک زندگی می‌سازن. اسم فیلم هم از نوعی ماری‌جوانا گرفته شده که سال به دیل معرفی می‌کنه. من از این فیلم لذت می‌برم چون از روش‌های قدیمی برای خندوندن و پیش بردن داستان استفاده می‌کنه و شخصیت‌ها برای هر کسی در یه سطحی قابل درک هستن.

2020-02-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

ارزش یه بار دیدن رو داره، احتمالا دوباره نبینمش ولی پیشنهادش می‌کنم. رک بگم، با اینکه واقعاً سبک من نیست، فکر می‌کنم اکثر مردم از این فیلم لذت ببرن، اگه نه برای هیچ‌چیز دیگه، حداقل برای کل‌کل‌های احمقانه‌شون. Franco (فرانکو) بازیگر خوبیه، اما بعضی وقتا اون و Seth (ست) بیش از حد خودشون رو وارد فیلم می‌کنن و وقتی با هم توی صحنه هستن اوضاع بدتر می‌شه. اساساً به نظر میاد اونا فقط کارایی که جمعه‌شب‌ها موقع دورهمی انجام می‌دن رو آوردن روی پرده، مخصوصاً وقتایی که اکشن فیلم می‌خوابه و شروع می‌کنن به چرت‌وپرت گفتن.

داستان اولیه‌ای که با پیرنگ اصلی قطع می‌شه، خودش می‌تونست یه فیلم جداگونه باشه، یه کمدی رمانتیک یا درام: یه مرد سن‌بالا که به طور قانونی با یه دختر دبیرستانی دوسته، کلی موقعیت و پتانسیل عالی داره. وقتی این داستان با کلیشه «فرار» قطع شد، واقعاً فکر می‌کردم کلاً غیب می‌شه، یا در بدترین حالت دختره میاد دنبالش یا می‌خواد چیزی از خونه‌ش برداره و دزدیده می‌شه. بازگشت دوباره به اون خط داستانی اولیه خودش به تنهایی خنده‌داره، اما در واقعیت من فقط منتظر بودم برگردیم به اصل فیلم. اونا در طول کل فیلم از این کارا می‌کنن. وقتی اتفاقاتی برای شخصیت‌ها می‌افته که اونا رو از مسیر خارج می‌کنه قابل درکه، اما وقتی خودشون دارن خودشون رو از مسیر خارج می‌کنن، دیگه ناراحت‌کننده می‌شه.

آدم شروع می‌کنه به سوال پرسیدن درباره چیزایی که نباید، و حتی به خاطر بنگی بودنشون هم نیست، چون خودشون مستقیماً یه بحث دارن درباره اینکه چقدر مواد براشون بده، با توجه به اتفاقاتی که داره می‌افته. من طرفدار شوخی‌های مربوط به مواد یا سوءمصرف نیستم و هر چیزی که غیر از اون باشه هم اونقدر مسخره‌ست که سخت می‌شه دوستش داشت. شوخی‌های خوبی این وسط بافته شده، اما خیلی از اینا شبیه اینه که «می‌خواستم با رفیقم یه فیلم بسازم و توش ادای احمق‌ها رو دربیاریم». به عنوان طرفدار Kevin Smith (کوین اسمیت)، به این موضوع احترام می‌ذارم، اما این باید یادتون باشه که این یه فیلم درجه یک نیست و کوین اسمیت دیالوگ‌های خیلی بهتری می‌نویسه.

2020-09-20