The Legend of Tarzan
پس از مرگ والدینش در آفریقا، جان کلیتون (John Clayton) توسط یک میمون بزرگ شد و با نام تارزان شناخته میشد، اما در نهایت آفریقا را ترک کرد و به همراه زنی که عاشقش شده و با او ازدواج کرده بود، جین پورتر (Jane Porter)، به خانه والدینش در انگلستان بازگشت. پادشاه لئوپولد بلژیک از او میخواهد که به آفریقا برود تا ببیند چه کارهایی برای کمک به کشور انجام داده است. او در ابتدا امتناع میکند. اما یک آمریکایی به نام جورج واشنگتن ویلیامز (George Washington Williams) میخواهد که او این درخواست را بپذیرد تا بتواند او را همراهی کند. او میگوید که لئوپولد ممکن است برای رسیدن به هدفش مرتکب انواع جنایات، مانند بردهداری، شود. کلیتون موافقت میکند و همسرش اصرار دارد که او را همراهی کند زیرا دلتنگ آفریقاست. هنگامی که آنها میرسند، مردی به نام روم (Rom) که برای لئوپولد کار میکند، به روستای آنها حمله کرده و تارزان و جین را اسیر میکند. تارزان با کمک واشنگتن فرار میکند و برای نجات جین با عبور از جنگل راهی میشود. واشنگتن با وجود اینکه به او گفته میشود ممکن است زنده نماند، به او میپیوندد.
سال انتشار: 2016 کارگردان: David Yates ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Adam Cozad، Craig Brewer، Edgar Rice Burroughs امتیاز: 6.2نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**بله، این یک تارزان متفاوت است، یک نسخه بهروز شده.**
اخیراً فیلم پسر جنگل هندی، موگلی (Mowgli) به صورت لایو اکشن ساخته شد و حالا نوبت آفریقاییهاست. این یک فیلم دیزنی نیست و این یکی از ناامیدیها برای طرفداران تارزان است. چون این فیلم فقط برای بزرگسالان است. ردهبندی سنی آن PG13 است، اما باز هم فکر نمیکنم بچهها از آن لذت ببرند، آنطور که از فیلم اخیر «کتاب جنگل» لذت بردند. بنابراین این فیلم شبیه فیلمهای دیسی (DC) است، منظورم این است که دیسی فیلمهای ابرقهرمانی برای بزرگسالان میسازد، برخلاف مارول.
حرف آخر این است که انتظار نداشته باشید شبیه فیلمهای دیزنی باشد. همانطور که کارگردان قبل از اکران گفت، این تارزانِ دوران پدر یا پدربزرگ شما نیست، بلکه یک نسخه بهروز شده با خشونت گرافیکی قوی است.
بنابراین داستان از تمام زندگی اولیه تارزان، مانند دوران کودکی تا بزرگسالی، میگذرد. فیلم با مستقر شدن تارزان در بریتانیا آغاز میشود. نیمه دوم قرن نوزدهم است، جایی که مستعمرات اروپایی در آفریقا برای منابع طبیعی غنی آن در حال گسترش هستند. در ساوانای کنگو، بومیان از تارزان برای بازدید کوتاهش استقبال میکنند، اما وقتی همسرش، جین (Jane)، ربوده میشود، اوضاع زشت میشود. اکنون او باید برای بازگشت امن همسرش و همچنین دفع تهدیدات دیگر قدرتهای خارجی در منطقه مبارزه کند.
هستند. این فیلم از نظر جلوههای بصری (VFX) متوسط به نظر میرسید. داستان قابل قبول بود، اجراها مناسب بودند، انتخاب بازیگران هم بد نبود، اما ساموئل ال. جکسون (Samuel L. Jackson) کاملاً بیفایده بود. او یکی از بزرگترین دستیاران (Sidekick) است که هالیوود تا به حال تولید کرده، اما نمیدانم چرا در این پروژه حضور دارد، نقش او بسیار احمقانه بود. از طرف دیگر، الکساندر اسکارشگارد (Alexander Skarsgard) در نقش اصلی خوب بود و مارگو رابی (Margot Robbie) در نقش جین نیز همینطور.
صحنههای اکشن آنقدر که انتظار داشتم خوب نبودند. فیلم زمان اجرای خوبی داشت، اما در برخی قسمتها کند بود یا شاید بتوان گفت اتفاق جالبی نمیافتاد. من ایده بهروزرسانی تم را دوست داشتم، اما باید بیشتر روی داستان تمرکز میکردند. امیدوارم اگر فیلم دیگری برنامهریزی کنند، یک پیشدرآمد باشد. چون احساس میکنم چیزهای زیادی برای یادگیری در مورد گذشته وجود دارد تا اینکه به جلو برویم. این فیلمی است که یک بار ارزش دیدن دارد، هیچ غافلگیری در آن نیست، فقط ساده و تا حدی سرگرمکننده است. ۶/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این بیاثرترین فیلم تارزانی بود که تا به حال دیدهام. محصولی معمولی از یک تهیهکننده هالیوودی که سعی میکند برداشتی «مدرن» از تارزان بسازد، بدون اینکه واقعاً تارزانی را که ادگار رایس باروز (Edgar Rice Burroughs) خلق کرده بود، بشناسد یا به آن اهمیت دهد. در واقع، این شخصیت تارزان، بیرنگ و روترین و بیاثرترین تارزان تا به امروز بود. او هرگز نه قدرتی را که ادگار رایس باروز به شخصیتش نسبت داده بود، ساطع میکرد و نه هوش او را. او بیشتر فیلم را با یک نگاه بیحالت روی صورتش گذراند. داستان نیز تقریباً یک داستان استاندارد هالیوودی درباره بردهداری و سوء استفاده از جمعیت سیاهپوست آفریقایی است. واقعاً بد نیست، اما چیزی هم نیست که بخواهید دربارهاش مقاله بنویسید. جلوههای ویژه کامپیوتری (CGI) زیادی در فیلم وجود دارد و اگرچه به نظر میرسد بسیاری از منتقدان آن را بد میدانند، من شخصاً فکر میکردم کاملاً خوب است. یکی از معدود بخشهای مناسب فیلم. واقعاً نمیفهمم که چطور جرأت کردند نام این فیلم را «افسانه تارزان» بگذارند، زیرا واقعاً از افسانه تارزانی که ادگار رایس باروز خلق کرد، بسیار دور است. این فیلم شاید به عنوان یک قسمت یک ساعته در یک سریال تلویزیونی تارزان خوب بود، اما به عنوان یک فیلم سینمایی پرهزینه، اصلاً قابل قبول نیست. من کاملاً ناامید شدم.
2016-12-30
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**_«دنباله» واقعی «گریاستوک: افسانه تارزان»، ۳۲ سال لعنتی بعد_**
«افسانه تارزان» (۲۰۱۶) با بازی الکساندر اسکارشگارد (Alexander Skarsgårda) در نقش جان کلیتون (تارزان)، مارگو رابی (Margot Robbie) در نقش جین و ساموئل ال. جکسون (Samuel L. Jackson) در نقش دوست آمریکایی تارزان ساخته شده است. وقایع یک دهه پس از ترک آفریقا توسط تارزان و جین برای رفتن به انگلستان رخ میدهد، با فلاشبکهای کوتاهی به ریشههای مرد میمونی. کریستوف والتز (Christoph Waltz) در نقش روم (Rom)، شخصیت شرور، که سیاهپوستان کنگو را برای استخراج الماسهای اوپار (Opar) به بردگی میگیرد، همبازی است. تارزان، جین و ویلیامز (جکسون) قصد دارند اوضاع را درست کنند.
«گریاستوک: افسانه تارزان، ارباب میمونها» (Greystoke: The Legend of Tarzan, Lord of the Apes) محصول ۱۹۸۴، بهترین فیلم مدرن تارزان بود و یکی از فیلمهای مورد علاقه من، با وجود نیمه دوم تا حدودی بیحال (و استفاده بیش از حد آزاردهنده از صدای میمونی «اوو، اوو، اوو» که خوشبختانه این فیلم فقط یک بار آن را انجام میدهد). متأسفانه، آنها با دنباله آن، «تارزان و شهر گمشده» (Tarzan and the Lost City) محصول ۱۹۹۸ با بازی کسپر ون دین (Casper Van Dien) در نقش اصلی، گند زدند، زیرا آن فیلم نیمهکاره بود، یک «دنباله» که عجولانه سرهمبندی شده بود تا احتمالاً مقداری از شهرت نسخه انیمیشن دیزنی که قرار بود سال بعد اکران شود، را بدزدد.
این فیلم به عنوان دنباله واقعی «گریاستوک» به نظر میرسد، البته با بازیگران کاملاً متفاوت، که با توجه به اینکه ۳۲ سال بعد ساخته شده، قابل درک است.
تصویرسازی شهر گمشده اوپار با کتابها متفاوت است. خبری از کاهنه اعظم دلربا لا (La) (یک زن سفیدپوست بلوند) یا ساکنان میمونمانند نیست. اوپاریهای فیلم فقط یک قبیله سیاهپوست ترسناک هستند که با رنگ سفید بدن پوشیده شدهاند، اما این یک ناامیدی بزرگ نیست زیرا تغییرات هنگام انتقال به یک مدیوم دیگر مورد انتظار است و به علاوه، اوپار نقش چندان بزرگی ندارد، حداقل خود شهر.
در هر صورت، من این را یک فیلم تارزان قوی با لحنی جدی و بزرگسالانه دیدم که درام، ماجراجویی جنگلی و اکشن باورنکردنی را در هم میآمیزد. من از وقفههای متفکرانه در داستان سپاسگزار بودم، که بینشهایی در مورد شخصیتها ارائه میداد یا شگفتیهای طبیعت را منتقل میکرد، مانند زمانی که تارزان شبانه با یک فیل ارتباط برقرار میکند یا زمانی که ویلیامز صادقانه در مورد اشتباهات گذشتهاش در جوانی اعتراف میکند که احساس میکند تفاوت چندانی با روم منفور ندارد. علاوه بر این، مارگو (Margot) به طرز ماهرانهای به جین جان میبخشد و به راحتی یکی از بهترین جینهای سینماست. حیوانات CGI عالی هستند، به خصوص میمونهای قدرتمند.
مدت زمان فیلم ۱ ساعت و ۵۰ دقیقه است و باور کنید یا نه، در انگلستان فیلمبرداری شده و نماهای هوایی در گابن (غرب کنگو) گرفته شده است. نمره: B