مرد عنکبوتی شگفتانگیز
پیتر پارکر (Garfield) دانشآموز دبیرستانی منزوی است که در کودکی توسط والدینش رها شده و توسط عمو بن (Sheen) و زنعمو می (Field) بزرگ شده است. پیتر هم مثل بیشتر نوجوانها، در تلاش است تا بفهمد کیست و چگونه به شخصی که امروز هست تبدیل شده. او همچنین درگیر اولین عشق دوران دبیرستانش، گوئن استیسی (Stone)، است و آنها با هم با چالشهای عشق، تعهد و رازهای مگو دست و پنجه نرم میکنند. وقتی پیتر کیف مرموزی را پیدا میکند که متعلق به پدرش بوده، جستجویی را برای درک علت ناپدید شدن والدینش آغاز میکند؛ جستجویی که او را مستقیماً به شرکت آسکورپ و آزمایشگاه دکتر کرت کانرز (Ifans)، شریک سابق پدرش، میرساند. در حالی که مرد عنکبوتی در مسیر تقابل با نیمه پنهان کانرز، یعنی «مارمولک» (The Lizard)، قرار میگیرد، پیتر باید تصمیماتی سرنوشتساز برای استفاده از قدرتهایش بگیرد تا تقدیر خود را رقم زده و به یک قهرمان تبدیل شود.
سال انتشار: 2012 کارگردان: Marc Webb ژانر: Action، Sci-Fi نویسندگان: James Vanderbilt، Alvin Sargent، Steve Kloves امتیاز: 6.9نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «مرد عنکبوتی شگفتانگیز» اصلاً دلیلی برای ساخته شدن نداشت. مرد عنکبوتی قهرمانی هست که همه میشناسنش. اونقدر وقت از حضورش میگذره که همه با داستان منشأش آشنان، چه طرفدار کمیک باشن چه نباشن. این دیگه بخشی از فرهنگ عامه است. بعد هم که فیلمهای سم ریمی (Sam Raimi) رو داریم. همه اونا رو دیدن. کلی پول درآوردن و همیشه هم تلویزیون پخششون میکنه. فیلمهای سرگرمکنندهای هستن. «مرد عنکبوتی» سال ۲۰۰۲ یه داستان منشأ خوب به ما داد. این فیلم اصلاً لازم نبود.
حالا من بهش فرصت دادم و گفتم شاید مثل بتمنِ برتون و نولان، اینم یه نسخه متفاوت باشه. شاید یه دیدگاه «تاریکتر»! شاید فیلم فقط چند دقیقه وقت بذاره برای منشأ و بعد بره سراغ داستان خودش. شاید... خب، شاید فقط یه بازسازی دوباره نبود. یه تلاش بیشرمانه برای بازسازی، یا اونطوری که این روزها میگن، «ریبوت» همون ایده با کمترین تغییرات به جز بازیگرها. سادهلوح بودم. کل فیلم درباره منشأ مرد عنکبوتیه. مری جین رو با یه معشوقه دیگه عوض کردن و «گرین گابلین» رو هم حذف کردن چون لابد فکر کردن دیگه خیلی تکراری میشه. به جاش گوئن استیسی و «مارمولک» رو داریم. بقیهاش همون آش و همون کاسه است. همون داستان عمو بن، همون صحنههای ساختن لباس، یاد گرفتن کنترل قدرتها، گشتن دنبال مجرمی که مرد عنکبوتی اجازه داد فرار کنه و نتایج وحشتناکی داشت. همون چیزها.
فقط با این تفاوت که همه چیز بدون ذرهای انرژی یا خلاقیت انجام شده. فیلمهای ریمی پرانرژی و هیجانانگیز بودن. اونا «جدید» بودن. دیدن مرد عنکبوتی روی پرده بزرگ، تار زدن توی شهر، جنگیدن با گرین گابلین، واقعاً شگفتانگیز بود. اون موقع «انتقامجویان» یا «مرد آهنی» نداشتیم. اون فیلمها مثل رویای به حقیقت پیوسته برای طرفدارهای کمیک بودن. «مرد عنکبوتی شگفتانگیز» بوی کهنگی میده. سعی کردم فیلم رو همونطوری که هست بپذیرم ولی غیرممکن بود. ذهنم اجازه نمیداد. میدونستم قراره بعدش چی بشه. همه داستانها رو میدونستم! قبلاً همهاش رو دیده بودم!
اما حتی اگه این رو هم نادیده بگیریم، فیلم باز هم خوب کار نمیکنه. کنده، سنگینه و یه پیتر پارکر نچسب داره با یه مارمولک کامپیوتری به عنوان شرور داستان. پارکر یه احمقِ نقنقو و خودمحوره. رابطهاش با زنعمو می و عمو بن هیچوقت درست حسابی بررسی نمیشه و همون مقدار کمی هم که هست، پارکر بیدلیل یه آدم بیادب و عوضیه. فیلم فقط یه نقطه قوت داره: بازیگرها. سالی فیلد و مارتین شین با همون متریال کمی که دارن عالی هستن. اما استون هم جذاب و شیرینه که خب «امضای کارشه» و باز هم عالی از پسش براومده. ریس ایفانز در نقش کرت کانرز بد نیست و در کمال تعجب، من عاشق اندرو گارفیلد در نقش اسپایدی شدم. بله، جدی میگم! قیافهاش کاملاً به این نقش میخوره و تمام تلاشش رو با این فیلمنامه افتضاح کرد. کاریزماتیکه و لمس خاص خودش رو به نقش اضافه کرده به جای اینکه از توبی مگوایر کپی کنه. اگه فیلم حتی ذرهای اورجینال باشه، به خاطر اونه. بعضی از صحنههای اکشن یکسوم پایانی هم تماشایی هستن. حرکات مرد عنکبوتی موقع مبارزه و تار زدن خیلی خوب دراومده. اکشن خوب کارگردانی شده و فیلم راه رو برای دنباله به خوبی باز میکنه. اما اینکه بخوای دو ساعت همون چیزهایی که همه میدونن رو ببینی برای چند دقیقه اکشن باحال، خیلی انتظار زیادیه. فیلم اونقدر محتاطانه عمل کرده که آدم دردش میگیره. استاندارده ولی هیچوقت درخشان نیست. خستهکننده و بیش از حد طولانیه. امیدوارم توی دنباله، این «مرد عنکبوتی» بتونه سبک و جایگاه خودش رو پیدا کنه. با توجه به پتانسیل شخصیت و بازی گارفیلد، این میتونه شروع ضعیف یک سهگانه ابرقهرمانی شگفتانگیز باشه. شایدم من باز دارم سادهلوحی میکنم.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این چهارمین فیلم مرد عنکبوتیه، هرچند دنباله چهارم نیست بلکه یکی از این ریبوتهاست که انگار این روزها خیلی مد شده. به نظرم فیلم تا حدی سرگرمکننده بود ولی در عین حال یکم ناامیدم کرد. از جهاتی از سهگانه قبلی سم ریمی بهتره (خب البته ساختن چیزی بهتر از قسمت دوم اون سهگانه کار سختی نیست). فیلم تاریکتر و جدیتره و مرد عنکبوتی وقتی لباسش تنش نیست، مثل شخصیتی که توبی مگوایر بازی میکرد اونقدر لوده و دستوپاچلفتی نیست. با این حال، این فیلم هم ایرادات خودش رو داره که باعث میشه شک کنم واقعاً نسبت به فیلم قبلی پیشرفتی داشته یا نه؛ و همین موضوع یکم ناامیدم میکنه چون امیدوار بودم این ریبوت همون فیلم «واقعی» مرد عنکبوتی باشه که باعث بشه قبلیها رو فراموش کنم. کلی صحنه نه چندان جالب خیلی کش داده شدن و در عوض مسائل مهم خیلی سریع ازشون رد شدن. تبدیل شدن پیتر پارکر به مرد عنکبوتی بعد از نیش خوردن خیلی سریع سر و تهش هم میاد. توی یه صحنه دیگه، ۵ دقیقه وقت میذاره تا یه بچه رو راضی کنه از ماشین بیاد بیرون. حتی ماسکش رو درمیاره و میده بهش (آخه چرا؟!) و آخرش هم فقط با یه پرتاب تار میکشتش بیرون. میتونست همون اول این کار رو بکنه و وقت ما رو با اون صحنه خستهکننده نگیره. در کل فکر میکنم این فیلم واقعاً فیلم بهتری از قبلیهاست و از تماشاش لذت بردم، فقط نه اونقدری که انتظار داشتم.
2018-01-31
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
مرد عنکبوتیِ «وب»، همون کارهایی رو میکنه که یه عنکبوت میتونه. «مرد عنکبوتی شگفتانگیز» به کارگردانی مارک وب (Marc Webb) و نویسندگی تیمیِ جیمز وندربیلت، آلوین سارجنت و استیو کلاوز ساخته شده. بازیگرانی مثل اندرو گارفیلد، اما استون، ریس ایفانز، دنیس لیری، مارتین شین و سالی فیلد در اون بازی میکنن. موسیقی متن از جیمز هورنر و فیلمبرداری بر عهده جان شوارتزمن بوده.
پیتر پارکر (گارفیلد) در کودکی وقتی پدر و مادرش در سقوط هواپیما کشته شدن یتیم شد و توسط عمو بن (شین) و زنعمو می (فیلد) بزرگ شد. او پسر باهوشیه اما توی دبیرستان یه جورایی منزویه. در حالی که داره درباره ناپدید شدن والدینش تحقیق میکنه و به همکلاسیاش گوئن استیسی (استون) هم علاقه داره، زندگی پیتر با نیش یک عنکبوت رادیواکتیو که بهش قدرتهای غیرطبیعی میده، زیر و رو میشه.
با اینکه فرنچایز مرد عنکبوتی (خوشبختانه) اون دیوانگی عجیبی که با بتمن همراهه رو نداره، ولی طرفدارهاش جماعت سختگیری هستن. سهگانه سم ریمی نزدیک به ۲.۵ میلیارد دلار در کل دنیا فروخت، اما حالا با این ریبوت که از خط تولید سونی بیرون اومده، کلی «طرفدار» پیدا شدن که میگن اصلاً فیلمهای ریمی رو قبول نداشتن! مگوایر فلان بود، دانس بیسار بود، ریمی ریتم کمیک اسپایدی رو درک نکرده بود و غیره. خب ببخشید، ولی من هیچ بازخورد منفیای یادم نمیاد جز اون بحثی که تقریباً همه سر شلوغ بودن بیش از حد قسمت سوم ریمی توافق داشتن. شاید من توی فرومهای درستِ مرد عنکبوتی نمیرفتم؟ ولی حتی اون موقع هم سخته با فروش ۲.۵ میلیارد دلاری بحث کرد؛ قطعاً بخش بزرگی از این رقم رو طرفدارهای اسپایدی ساختن، مگه نه؟
این رو گفتم چون «مرد عنکبوتی شگفتانگیز» با نقدهای کاملاً متفاوتی روبرو شده. اونایی که طرفدار این نسخه هستن، روی این تمرکز میکنن که به دنیای واقعی اسپایدی که میخواستن نزدیکتره، بازیگرهای بهتری داره، جلوههای ویژهاش قویتره و داستان منشأش ارزشمنده. در طرف مقابل، این بحث هست که ریبوت کردن فیلمی که فقط ده سال ازش میگذره احمقانه است، مخصوصاً وقتی واقعاً اون مسیر جدید یا داستان منشأ متفاوتی که وعده داده بود رو ارائه نمیده. در واقع فقط تکههای سهگانه ریمی رو برداشته و با شخصیتهای دیگه مرد عنکبوتی بازی کرده. گارفیلد هم که اصلاً پیشرفتی محسوب نمیشه چون برای نقش دبیرستانی خیلی پیره!
حقیقت اینه که فیلم «وب» جایی بین این دو تا نظر قرار میگیره. از نظر منفی، فیلم مثل یک محصولِ باجداده به نظر میرسه و اون فیلمی نیست که سازندهها در ابتدا قصد ساختنش رو داشتن؛ کلی رشتههای وا رفته و تدوینهای سرسری داره که باعث ایجاد حفرههای داستانی شده. یک شخصیت مهم کلاً غیبش میزنه، به بقیه شخصیتها زمان کمی برای دیده شدن داده شده و نقاط حساس داستان با جهشهای منطقیِ عجیب و غریب پیش میرن. یک سکانس بعد از تیتراژ هم سعی میکنه ما رو برای دنباله وسوسه کنه، که یعنی اون سرسری گذشتن از داستان منشأ عمدی بوده، ولی بعیده و بیشتر شبیه یه ایده لحظه آخری به نظر میرسه. برای فیلمی که ادعا میکنه میخواد امضای خودش رو پای دنیای اسپایدی بذاره، خیلی وقتها باز هم شما رو یاد فیلمهای ریمی میندازه. شاید به جای گرین گابلین، مارمولک باشه و به جای امجی، گوئن، اما ضربآهنگهای عاطفی و روانشناختی همونها هستن. ریبوت؟ شوخی نکنید. و هورنر که من معمولاً طرفدارشم، موسیقیای ساخته که شور و حال نداره؛ میخواد پر از هیجان ابرقهرمانی باشه که مو به تن آدم سیخ کنه، ولی اصلاً درنیومده.
اما از جنبه مثبت، توقع پایین واقعاً به من کمک کرد که از فیلم لذت ببرم و حتی برای بار دوم هم دیدمش تا بعضی واکنشهای اولیهام رو چک کنم. هنوز کلی چیز برای لذت بردن وجود داره. بازیگری در سطح بالاییه (بازی ریس ایفانز در نقش کرت کانرز با هر بار دیدن بهتر میشه)، شیمی خوبی بین استون و گارفیلد برقراره، جلوههای ویژه (طبیعتاً) بعد از ده سال بهتر شده؛ چیزی که به ما یک مرد عنکبوتیِ آکروباتیکتر و با حرکات بهتر میده. همچنین شخصیتپردازی پارکر به عنوان یک گیک که مغرور و حتی متکبر میشه، به نیمه اول فیلم که تم بلوغ داره، حال و هوای خوبی داده. این هم خوبه که با زمان بیش از دو ساعت، سازندهها وقت داشتن تا پیتر رو به عنوان یک شخصیت بسط بدن. در مورد شرور داستان، درسته که «مارمولک» انتخاب خیلی الهامبخشی نیست، اما با کل نقشه داستان منشأ که وب و تیمش میخواستن بگن جور درمیاد. البته اونایی که دنبال مبارزههای طولانی بین اسپایدی و مارمولک هستن، ممکنه یکم ناامید بشن. فیلم بیشتر روی داستان انسانی تمرکز کرده و اون فیلمِ صرفاً تجاری و تنبلی که میتونست باشه، نیست. بدون شک سرگرمکننده است، اما حفرهها و جهشهای منطقیاش نمیذاره به اون چیزی که هدفش بوده برسه. با این حال، منتظر دنبالهاش هستم. ۷/۱۰
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
ازش لذت بردم. یکی از مزیتهای بزرگ کانسپت «مرد عنکبوتی» اینه که میشه بارها و بارها بازآفرینیاش کرد بدون اینکه به شخصیت اصلی ضربهای بخوره؛ یه پسر جوونِ نجیب اما تنها که سعی میکنه راهش رو توی دنیا پیدا کنه و به دختر موردعلاقهاش برسه. مثل توبی مگوایر، انتخاب اندرو گارفیلد که اون موقع زیاد شناخته شده نبود، جواب داده؛ این باعث میشه نسل جدیدی از طرفدارها بتونن قهرمانشون رو دنبال کنن. این واقعیت که توی اون لباس چسبون بامزه هم به نظر میرسه، ضرری بهش نزده. اما استون هم در نقش «مری جینِ» جدید (گوئن) و معشوقه او خیلی خوبه و کل ظاهر فیلم شیک و رنگارنگه. با این حال، داستان خیلی تقلیدی و تکراریه و مشکل فیلم هم همینه. با اینکه اکشن زیادی داره، ولی یکم تکراری و بیروح میشه. جلوههای ویژه کامپیوتری همیشه خوب به نظر میرسن و توی این مدل فیلمها بیشتر کار رو انجام میدن؛ در واقع تقریباً همه چیز توی دنیای مارول ۹۰ درصد ظاهر و استایله و محتوای کمی داره؛ اما تا وقتی بتونن بازیگرهای مشتاقی رو برای این نقشها پیدا کنن، این فرنچایز میتونه ادامه داشته باشه. مارتین شین و سالی فیلد یکم وقار به کار اضافه کردن؛ شین یکی از اون صداهای فوقالعاده به سبک چرچیل رو داره که طنیناندازه، و ریس ایفانز هم در نقش دانشمند دیوانه بد نیست. به عنوان یک ماجراجویی مستقل، فیلم خوبیه. شاید یکم طولانی باشه، ولی تجربه سینماییایه که باید ازش لذت برد و بعد شاید برای هفت سال گذاشتش کنار.
2022-03-28