رابین هود

رابین هود

تولد یک افسانه. پس از مرگ ریچارد شیردل (Danny Huston) در فرانسه، کمانداری به نام رابین لانگ‌استراید (Russell Crowe) به همراه ویل اسکارلت (Scott Grimes)، آلن اِدیل (Alan Doyle) و جان کوچولو (Kevin Durand) به انگلستان بازمی‌گردند. آن‌ها با سر رابرت لاکسلی (Douglas Hodge) در حال مرگ روبرو می‌شوند که گروهش توسط گادفری (Mark Strong) خیانتکار مورد حمله قرار گرفته است؛ کسی که امیدوار است زمینه تهاجم فرانسوی‌ها به انگلستان را فراهم کند. رابین به شوالیه در حال مرگ قول می‌دهد که شمشیرش را به پدرش، سر والتر لاکسلی (Max von Sydow) در ناتینگهام بازگرداند. در آنجا، سر والتر او را تشویق می‌کند تا خود را به جای پسرش جا بزند تا از مصادره زمین‌هایش توسط پادشاه جلوگیری کند و رابین خود را در کنار ماریون (Cate Blanchett) می‌بیند که حالا همسر او محسوب می‌شود. گادفری با هدف تحریک اشراف علیه پرنس جان (Oscar Isaac) ضعیف و تسهیل تصرف انگلستان توسط فرانسه، خود را در دل پرنس جا کرده و به عنوان مارشال انگلستان، به بهانه جمع‌آوری مالیات‌های سلطنتی، وحشیانه به شهرها حمله می‌کند. آیا رابین می‌تواند از پس سیاست‌های اشراف، خاندان سلطنتی، خائنان و فرانسوی‌ها برآید؟

سال انتشار: 2010 کارگردان: Ridley Scott ژانر: Action، Adventure، Drama نویسندگان: Brian Helgeland، Ethan Reiff، Cyrus Voris امتیاز: 6.6

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

واقعاً اون چیزی نبود که انتظار داشتم. فکر می‌کردم قراره تا سر حد مرگ حوصله‌م سر بره، اما واقعاً این‌طور نشد. خب، شاید فقط یه ذره. اولش نمی‌خواستم ببینمش چون با خودم می‌گفتم بیخیال، همه‌مون داستان رابین هود رو می‌دونیم. اما موقع دیدنش به خودم گفتم این اون رابین هودی نیست که من می‌شناسم. یه برداشت متفاوت از رابین هوده. هرچند نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم و نگم که اگه جرارد باتلر (Gerard Butler) نقش رابین رو بازی می‌کرد، فیلم خیلی بهتر می‌شد. ولی راسل کرو (Russell Crowe) هم خوب از پسش براومد، فقط من طرفدار دوآتیشه‌ش نیستم. کیت بلانشت (Cate Blanchett) هم مثل همیشه باابهت بود؛ البته نه به معنای بدش. فکر کنم اون سلبریتی‌ایه که من بیشتر از همه ازش حساب می‌برم! شخصیت‌هایی که بازی می‌کنه همیشه عالی هستن. فیلم خوبی بود، هرچند بهش امتیاز «خیلی عالی» نمی‌دم. یه جاهای خسته‌کننده‌ای داشت که دلم می‌خواست چشمام رو یه کم ببندم. به نظرم زمان فیلم هم خیلی طولانی بود. خیلی غرقش نشدم ولی در کل سرگرمم کرد.

2017-02-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 1

مشکلی که اینجا داریم، مشکل «منیت» یا همون غروره... و همین باعث می‌شه فیلم «شاهزاده دزدان» در مقایسه با این عالی به نظر بیاد. راستش رو بخواید، من می‌تونم «شاهزاده دزدان» رو بارها و بارها ببینم. فیلم سرگرم‌کننده‌ایه، البته تا وقتی که فقط صحنه‌های آلن ریکمان (Alan Rickman) رو ببینید. ریکمان توی اون فیلم برای خودش بود و هر کاری می‌خواست می‌کرد... در حالی که فریمن بیچاره توی هر سکانس گیرِ کاستنر افتاده بود و چون آدم بخشنده‌ای بود، عقب می‌کشید تا کوین حتی تلاش هم نکنه که بازی کنه! اینجا هم دوباره چند تا بازیگر خیلی خوب و بازیگرهای نقش مکمل باهوش داریم... و البته راسل کرو. مشکل من با خیلی از فیلم‌های کرو اینه که اون مثل فریمن بخشنده نیست. عقب نمی‌کشه تا بقیه کارشون رو بکنن و فیلم موفق بشه. کرو تا جایی که می‌تونه کل صحنه رو مال خودش می‌کنه و حتی وقتی حرف نمی‌زنه، با حرکاتش سعی می‌کنه توجه رو از بقیه بازیگرها بدزده. فیلم «ناخدا و فرمانده» هم از همین ضربه خورد. احتمالاً توی فیلم «نفوذی» ترسیده بود این کار رو جلوی پاچینو انجام بده، یا مثلاً کریستین بیل توی «۳:۱۰ به یوما» به اندازه خودش تهاجمی بود... اما توی رابین هود، کرو دوباره رفته سراغ کلک‌های قدیمی‌ش. پس دوباره با «شویِ راسل کرو» طرف هستیم و این آدم رو خسته می‌کنه. خیلی زود هم خسته می‌کنه. قانون من برای فیلم‌های کرو ساده‌ست: اگه به نظر بیاد مجبوره صحنه رو با بقیه شریک بشه، فیلم عالی می‌شه... اما اگه بتونه صحنه رو قبضه کنه، فیلم گند می‌زنه. رابین هود گند زده.

2023-01-14