The Day the Earth Stood Still

The Day the Earth Stood Still

دکتر هلن بنسون (Dr. Helen Benson) به همراه چند دانشمند دیگر به یک مرکز نظامی فراخوانده می‌شود، چرا که یک سفینه فضایی ناشناخته در شهر نیویورک فرود آمده است. در این سفینه، یک موجود فضایی انسان‌نما و یک ربات غول‌پیکر با قدرت و ابعادی خیره‌کننده حضور دارند. این موجود فضایی خود را کلاتو (Klaatu) معرفی کرده و اعلام می‌کند که برای نجات زمین آمده است. با این حال، مقامات نظامی و سیاسی ایالات متحده او را یک تهدید تلقی کرده و تصمیم می‌گیرند از روش‌های بازجویی خشن علیه او استفاده کنند. اما دکتر بنسون تصمیم می‌گیرد به فرار او کمک کند. وقتی هلن متوجه می‌شود منظور واقعی کلاتو از «نجات زمین» چیست، تمام تلاش خود را به کار می‌گیرد تا او را از تصمیمش منصرف کند.

سال انتشار: 2008 کارگردان: Scott Derrickson ژانر: Adventure، Drama، Sci-Fi نویسندگان: David Scarpa، Edmund H. North امتیاز: 5.5

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

یه بازسازی افتضاح، نسخه اصلی خیلی سرتره.

2015-08-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

***جذاب، معنوی، عمیق و تاثیرگذار***

فیلم «روزی که دنیا از حرکت ایستاد» (۲۰۰۸) یک اثر علمی-تخیلی مدرن، قدرتمند و حتی تکان‌دهنده است. من به خصوص از نمادگرایی‌های فیلم خوشم آمد: کلاتو نمادی از مسیح، گورت (GORT) نمادی از یهوه، و همچنین ارجاعات متعدد کتاب مقدس مثل کشتی نوح، طاعون مرگبار، تلاش انسان‌ها برای محدود کردن خدا، و ماهیت ایثارگرانه عشق خالصانه. به عبارت دیگر، فیلم به موضوعات عمیقی می‌پردازد که هر انسانی با هر سیستم اعتقادی می‌تواند با آن ارتباط برقرار کند. همین موضوع باعث می‌شود این فیلم از آثار بلاک‌باستری احمقانه معمول متمایز شود.

حالا بگذارید به چند نقد رایج پاسخ بدهم (لطفاً قبل از خواندن ادامه متن فیلم را ببینید چون حاوی **اسپویل** است):
بچه در ابتدا خیلی رو اعصاب است، اما این قابل درک است چون او نمادی از کل بشریت است: نژادی کودک‌صفت، بدبین و ساده‌لوح. تغییر ناگهانی او به سمت «بلوغ» نشان‌دهنده نیازی است که بشریت به «بزرگ شدن» دارد. این موضوع جملات مکرر بچه درباره کشتن کلاتو را توجیه می‌کند، جملاتی که تحت تاثیر تبلیغات رسانه‌ها (که کلاتو را یک مجرم فراری خطرناک جلوه داده بودند) تشدید شده بود. رفتارهای عجیب کلاتو هم به این ذهنیت منفی دامن می‌زد.

در مورد پدر فوت شده بچه، او فقط ۹ سال داشت و پدرش را یک سرباز می‌دید. چرا نباید این تصور اسطوره‌ای را داشته باشد که پدرش برای گذران زندگی «آدم‌بدهای» داستان را با دست خالی می‌کشته؟
حکم نابودی دسته‌جمعی انسان‌ها پس از صدها سال مشاهده صادر شده بود، از جمله توسط یک جاسوس آسیایی که ۷۰ سال با انسان‌ها زندگی کرده بود. کلاتو فرستاده شده بود تا این حکم را اجرا کند، مگر اینکه نشانه واضحی ببیند که ثابت کند این قضاوت سختگیرانه هنوز لازم نیست. کلاتو تا اواخر داستان نقشه اصلی را تغییر نداد، به همین دلیل به هلن گفت که مطمئن نیست بتواند جلوی آن را بگیرد.

اگرچه کلاتو عامل اصلی بود، اما لزوماً تنها نبود. گورت آنجا بود (که فقط بخشی از آن رباتیک بود) و همچنین آقای وو. احتمالاً صدها یا هزاران موجود فضایی دیگر هم به شکلی درگیر بودند. ارتش حمله می‌کند چون وظیفه‌اش دفاع از کشور است، که این موضوع با ماهیت مخرب بشریت در کل تقویت می‌شد. وقتی شخصیت بیتس بالاخره تصمیم می‌گیرد هلن را برای صحبت با کلاتو بفرستد، او در واقع آخرین امید دولت بود. تمام تلاش‌های دیگر دولت برای جلوگیری از قضاوت تا آن لحظه با شکست مفتضحانه‌ای روبرو شده بود، بماند که فرآیند نابودی دسته‌جمعی از قبل شروع شده بود.

بزرگترین گوی، مرکز فرماندهی بود. کلاتو خودش قدرت متوقف کردن آن توده مخرب را نداشت؛ او باید به گوی مرکزی می‌رسید تا برای توقف نابودی تلاش کند. حتی آن موقع هم مطمئن نبود که موفق شود و در واقع این کار برایش هزینه سنگینی داشت. توده فضایی فقط بشریت و تمام آثار انسانی (مثل استادیوم، تاسیسات و تریلی) را نابود کرد؛ من هیچ مدرکی ندیدم که نشان دهد آن‌ها درختان یا زندگی حیوانات را از بین برده باشند. گوی‌های حاوی حیوانات هم مشخصاً جنبه پیشگیرانه داشتند؛ به عبارت دیگر، فضایی‌ها می‌دانستند که به دلیل ماهیت توده‌ها، آسیب‌های جانبی رخ خواهد داد، بنابراین برای احتیاط انواع گونه‌های حیوانی را جمع‌آوری کردند.

کلاتو کاملاً روشن کرد که چه کار می‌کند: نجات زمین با نابودی بشریت و تمایل ذاتی آن‌ها به تخریب. او این‌طور بیان کرد: اگر بشریت زنده بماند، زمین می‌میرد؛ اما اگر بشریت بمیرد، زمین زنده می‌ماند. فضایی‌ها قدرتمند هستند، اما بی‌دقت خواندن آن‌ها بی‌انصافی است. آن‌ها قرن‌ها سیاره را زیر نظر داشتند و تصمیم‌شان با دقت گرفته شده بود. نادیده گرفتن میل تخریب‌گرایانه بشر به عنوان یک «بی‌دقتی کوچک» سطحی‌نگری است. اقدامات فضایی‌ها ربطی به «حق با قوی‌تر است» نداشت، بلکه تماماً درباره نجات یک سیاره از عفونتی (انسان‌ها) بود که اگر اقدامی نمی‌شد، آن را کاملاً نابود می‌کرد. قضاوت آسمانی آن‌ها این بود که این سرطان باید جراحی شود و زمان هم تنگ بود.

در واقع، تنها «شخصیت‌های منفور» کل دولت هستند که مثل یک ماشین سرد به تصویر کشیده شده‌اند. هلن (جنیفر کانلی) شخصیتی زیبا، باوقار و خردمند است، در حالی که پروفسور نقش میانجی دانا برای بشریت را بازی می‌کند. شخصیت کتی بیتس دوست‌داشتنی نیست چون نماینده دولت است و مثل یک زن متکبر و ماشین‌وار رفتار می‌کند. اما بعد از اینکه کاملاً تحقیر می‌شود، لحنش تغییر می‌کند. در این میان، بچه فقط ۹ سال دارد و هر دو والدین بیولوژیکی‌اش را از دست داده؛ کمی به او حق بدهید. علاوه بر این، او هم تغییر می‌کند و کلاتو نقش پدر معنوی او را می‌گیرد. چطور می‌توانید وقتی جیکوب سر قبر پدرش به زمین می‌افتد، با او همدردی نکنید؟

بنابراین هیچ‌کدام از ایرادات رایج وارد نیست. کوبیدن دیوانه‌وار فیلم صرفاً نتیجه یک جو منفی ناعادلانه از طرف منتقدان است. اگر مردم این تقلیدهای کورکورانه را کنار بگذارند و با ذهنی باز فیلم را ببینند، ممکن است واقعاً از آن لذت ببرند و شاید چیز ارزشمندی در آن کشف کنند. زمان فیلم ۱ ساعت و ۴۳ دقیقه است. نمره من: -A

2019-11-28