گرگ وال استریت

گرگ وال استریت

در اوایل دهه ۱۹۹۰، جردن بلفورت با شریکش دانی آزوف همکاری کرد و شرکت کارگزاری استراتون اوکمونت را تأسیس کرد. شرکت آن‌ها به سرعت از ۲۰ کارمند به بیش از ۲۵۰ کارمند رشد می‌کند و جایگاه آن‌ها در جامعه تجاری و وال استریت به طور تصاعدی افزایش می‌یابد. آنقدر که شرکت‌ها اولین عرضه عمومی خود را از طریق آن‌ها ثبت می‌کنند. با افزایش جایگاه آن‌ها، میزان مواد مخدری که مصرف می‌کنند و دروغ‌هایشان نیز افزایش می‌یابد. آن‌ها مانند هیچ‌کس دیگری توجه را جلب می‌کنند و وقتی در معاملات بزرگ موفق می‌شوند، مهمانی‌های پرهزینه‌ای برای کارکنان خود برگزار می‌کنند. این در نهایت منجر به حضور بلفورت در جلد مجله فوربس می‌شود و او "گرگ وال استریت" نامیده می‌شود. با توجه به اینکه FBI طرح‌های معاملاتی بلفورت را زیر نظر دارد، او راه‌های جدیدی برای پوشاندن ردپاهای خود و تماشای رشد ثروت خود ابداع می‌کند. بلفورت در نهایت طرحی برای ذخیره پولشان در یک بانک اروپایی ارائه می‌دهد. اما با توجه به اینکه FBI مانند شاهین او را زیر نظر دارد، بلفورت و آزوف تا چه مدت می‌توانند ثروت و سبک زندگی مجلل خود را حفظ کنند؟

سال انتشار: 2013 کارگردان: Martin Scorsese ژانر: Biography، Comedy، Crime نویسندگان: Terence Winter، Jordan Belfort امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

تماشای «گرگ وال استریت» آنقدر اعتیادآور است که حتی با وجود ۳ ساعت طولانی بودن، اگر چهار روز پشت سر هم آن را تماشا کنید، تعجب نخواهید کرد. این اسکورسیزی است که آزادانه رها شده و تفریح می‌کند و تمام تباهی‌ها (و مرد، چقدر زیاد است) را در تمام شکوهش نشان می‌دهد. ارگاسم، سکس، برهنگی، مصرف فراوان مواد مخدر وجود دارد و اکنون رکورد بیشترین استفاده از کلمه "فاک" در هر فیلمی را در اختیار دارد. لئوناردو دی‌کاپریو اجرایی برجسته و خنده‌دار در نقش جردن بلفورت ارائه می‌دهد. او خود را با بی‌باکی به نقش می‌اندازد، در حالی که همچنین نشان می‌دهد که در زمینه زمان‌بندی کمدی و کمدی فیزیکی عالی است. اگر او این فصل اسکار را نبرد، من بسیار ناراحت خواهم شد، اگرچه مت دالاس خریداران باشگاه نیز به حق شایسته آن است. اما این یک فیلم ۳ ساعته است و لئو در هر ثانیه از هر صحنه حضور دارد. او وحشی، خنده‌دار، دیوانه و کاملاً درخشان است. بازیگران نقش مکمل نیز عالی هستند. وقتی جونا هیل نامزد اسکار برای «مانی بال» شد، تا حدودی متعجب شدم، اما این بار او به حق نامزدی امسال را دریافت می‌کند. با دندان‌های سفید مرواریدی، جذابیت، و همچنین با بی‌باکی خود را به نقش انداختن، این بدون شک بهترین اثر او به عنوان یک بازیگر تا به امروز است. اما پیدا شده واقعی، مارگو رابی است. او به طرز خیره‌کننده‌ای زیباست، شخصیت او می‌توانست تک‌بعدی باشد، اما او نیز توپ را از زمین بیرون می‌زند. حتی متیو مک‌کانهی نیز تنها با یک صحنه، نمایش را می‌دزدد. به طرز خطرناکی خنده‌دار، فوق‌العاده ویرایش شده، و با یک نیش خوشمزه، بی‌احترامی و وحشیانه. «گرگ وال استریت» اسکورسیزی در وحشیانه‌ترین حالت خود است. و بدیهی است که این یکی از بهترین فیلم‌های سال گذشته است. فقط اگر به هر نحوی اهل تعصب یا محافظه‌کار هستید، از آن دوری کنید. رده‌بندی R - برهنگی صریح، محتوای جنسی قوی، مصرف مواد مخدر در سراسر فیلم، زبان فراگیر، و مقداری خشونت.

2014-01-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

یک فیلم افراطی به تمام معنا با مارگو رابی نفس‌گیر و جونا هیل که طولانی نیست علیرغم ۳ ساعت بودن، اما در پایان مشخص نیست که نکته داستان دقیقاً چیست.

2014-02-03


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

**گاو نر حریص** هر بار که سعی می‌کنم از یک فیلم مارتین اسکورسیزی پس از سال ۱۹۸۰ لذت ببرم، از خودم می‌پرسم چه چیزی «گاو نر خشمگین» را اینقدر عالی کرد؟ آیا مارتی پس از بیوگرافی جیک لاموتا، همانطور که کاپولا پس از «اینک آخرالزمان» سوخت، سوخت؟ این‌ها فیلم‌های پرریسکی بودند که با شور و شوق هدایت می‌شدند و به جنون نزدیک می‌شدند. آیا مارتی و فرانسیس شور و شوق طبیعی خود را برای ساخت فیلم از دست دادند زیرا اولویت‌های صنعتی واقع‌گرایی شدید دهه ۷۰ را با بلاک‌باسترهای تابستانی هیجان‌انگیز و نمایش‌های CGI جایگزین کردند؟ و چرا اسکورسیزی یکی از بزرگترین کارگردانان محسوب می‌شود در حالی که او واقعاً فقط یک فیلم فوق‌العاده عالی ساخته است؟ وقتی اولین بار «گاو نر خشمگین» را در سال ۱۹۸۰ دیدم، بلافاصله فهمیدم که شاهد چیزی هستم که از تجربه سینمایی معمولی فراتر می‌رود. نبوغ از هر فریم سوراخ‌دار که روی صفحه نمایش می‌درخشید، ساطع می‌شد. پل، مارتی، بابی، مایک و تلمی چیزی خلق کردند که کاملاً جذب‌کننده بود. سبک و محتوا با یک روایت احساسی بی‌نقص کاملاً سوخت‌گیری شده بود. هر عنصر به درستی تنظیم شده بود. مخاطب مسحور شده بود. ما شاهد عظمت بودیم. یک خلقت ارگانیک نادر و منحصر به فرد. من هنوز منتظرم رابرت ردفورد بی‌عدالتی را اصلاح کند و اسکارش را به صاحب واقعی آن بدهد. و من هنوز منتظرم اسکورسیزی درخشش خود را تکرار کند. اما این مانند انتظار داشتن از تارانتینو برای بهتر از «داستان عامه‌پسند» است. شانس بیشتری وجود دارد که اورسون ولز از مرگ برخیزد تا «همشهری کین» را پشت سر بگذارد. پس از «گاو نر خشمگین»، اسکورسیزی مجموعه‌ای از فیلم‌ها را ساخته است که از بد نیست تا خوب. همه فیلم‌های خوش‌ساخت، متفکرانه و با دقت ساخته شده، اما هیچ چیز خاصی؛ قطعاً هیچ چیز عمیقی. برخلاف نظر عمومی، «رفقای خوب» فیلم بزرگی نیست. من مجذوب حماسه نشدم. در عوض از موسیقی متن بی‌وقفه و سبک بی‌وقفه آن آزرده شدم. مارتی دیگر ریسک نمی‌کرد. به نظر می‌رسید از خسته کردن مخاطب می‌ترسد. شاید او سعی داشت کمدی‌های پرستون استرجس و همکارانش را در دهه ۱۹۴۰ احیا کند. اما این یک فیلم مافیایی است. این باید در حوزه تخصص مارتی می‌بود. تقریباً یک ربع قرن از زمانی که دِ نیرو صورتش را در رینگ بوکس خرد کرد، می‌گذرد. از قدرت اراده خام، قوی و نابالغ لاموتا در جوانی که به حماقت بی‌رحمانه و استخوانی او در سال‌های بعد سقوط کرد. به طور مشابه، اسکورسیزی از آن زمان تاکنون ضربه کوبنده‌ای ثبت نکرده است. آیا فیلم‌های بعدی او اگر شخص دیگری کارگردانی می‌کرد، عالی محسوب می‌شدند؟ آیا اگر «گاو نر خشمگین» هرگز ساخته نمی‌شد، همه آن‌ها را بیشتر دوست داشتم؟ «گرگ وال استریت» یک اثر خسته‌کننده دیگر است. این فیلم بیش از حد تلاش می‌کند تا ما را هیجان‌زده و سرگرم کند. از کند شدن، اجازه دادن به ما برای تأمل یا بررسی پیچیدگی‌های طمع بیش از حد، ثروت بی‌شرمانه و سرمایه‌داری افسارگسیخته می‌ترسد. این فیلم به شدت می‌خواهد ما را برانگیزد. مانند یک دلقک فراموش شده در جشن تولد کودکی که سعی می‌کند دوست داشته شود و جدی گرفته شود در حالی که زندگی را از مهمانی بیرون می‌کشد. به لئو و جونا "A" برای تلاش می‌دهم. آن‌ها نمی‌توانستند سخت‌تر تلاش کنند اگر هر ده دقیقه آواز و رقص را شروع می‌کردند. و آن‌ها به طور قانع‌کننده‌ای به نظر می‌رسید که از لذت بردن آزادانه از کوکائین، لوده‌ها و زنان برهنه هر پنج دقیقه لذت می‌برند. خوب بود که لئو عقب کشید در حالی که مارگو رابی روال و نمایش اجباری خود را به عنوان بازیگر نقش مکمل انجام داد. و شما می‌دانید که یک فیلمساز اعتماد و اطمینان زیادی به کار خود دارد زمانی که یک مسیر روایت اضافی اضافه می‌شود تا آن شکاف‌های ترسناک بی‌صدا را پر کند. چه بر سر درام‌های دلنشین، هیجان‌انگیز، مطمئن، گیرا، و از نظر احساسی تاثیرگذار که شما را در یک سواری عصبی و وحشی به اوج کاملاً رضایت‌بخش می‌برند، آمده است؟ یک کارگردان واقعاً بزرگ از کوروساوا تا، خب، اسکورسیزی (حدود ۱۹۷۹) صعود و سقوط یک شخصیت اصلی دیوانه را حتی با خطر خسته کردن مخاطبانش برای یک دقیقه، در خطوط عمیق‌تر و تاثیرگذارتر ترسیم می‌کرد.

2015-01-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

من به شخصیت‌ها اهمیتی نمی‌دادم، اما لعنتی، از تماشای «گرگ وال استریت» لذت بردم. این کاملاً دیوانه‌وار است، و من این را به معنای مثبت می‌گویم. لئوناردو دی‌کاپریو به سادگی هرگز در بازیگری اشتباه نمی‌کند، این ششمین فیلمی است که از او دیده‌ام و من همه آن‌ها را دوست دارم (برای اطلاع: همه ۹/۱۰+). بازیگر فوق‌العاده! او در اینجا به عنوان جردن بلفورت، مردی که این فیلم بر اساس او ساخته شده است، برجسته است. همانطور که اشاره شد، من هرگز واقعاً به جردن اهمیتی نمی‌دادم، اما دی‌کاپریو تماشای رویدادها را غیرممکن لذت‌بخش می‌کند. جونا هیل (دانی) با اجرایی بسیار خوب وارد می‌شود، از نوعی که قبلاً از او ندیده بودم؛ نزدیک‌ترین از نظر کیفیت، «مانی بال». در همین حال، مارگو رابی به عنوان نائومی به راحتی فراموش‌نشدنی نیست. اگرچه هیچ‌کدام از موارد زیر برجسته نیستند، دیدن جان برنتال، متیو مک‌کانهی و جان فاورو، در میان دیگران، دلپذیر است. زمان تقریباً سه ساعته، به جز چند لحظه، نسبتاً سریع می‌گذرد. دلیل بزرگ آن ماهیت کاملاً دیوانه‌وار داستان است که در جهات زیادی پیش می‌رود که چشمگیر است. همانطور که قبلاً اشاره کردم، باعث دوست‌داشتنی شدن شخصیت‌ها نمی‌شود، اما من قطعاً از تماشای unfolding آن لذت بردم. حدس می‌زنم به آنچه شما، به عنوان بیننده، ترجیح می‌دهید بستگی دارد. من مقدار مورد نظر سرگرمی را دریافت کردم.

2021-03-14


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

وقتی من به سن اسکورسیزی برسم، امیدوارم هنوز بتوانم غذایم را بجوم و به تنهایی به دستشویی بروم. اینکه او هنوز هم می‌تواند برخی از پیشرفته‌ترین، پرشورترین و لذت‌بخش‌ترین فیلم‌های موجود را بسازد، خیره‌کننده است. آیا این بهترین فیلم اوست؟ نه. اما حتی یک فیلم متوسط برای او بهتر از ۹۹٪ فیلم‌های ساخته شده است. اجراها فوق‌العاده سرگرم‌کننده هستند، ریتم بی‌امان است، درخشش بصری باورنکردنی است و داستان جذاب است. آیا بحثی در مورد غیراخلاقی بودن که توسط این فیلم تجلیل می‌شود وجود دارد؟ حتماً. این مورد برای بسیاری از فیلم‌های او (و بسیاری از فیلم‌های به طور کلی) صدق می‌کند. ما می‌توانیم نیت او را با نتیجه و آنچه فیلم درباره جامعه ما می‌گوید، تمام روز بحث کنیم اما این بحث دیگری است. آیا تماشای فیلم لذت‌بخش است؟ بله! قطعاً همینطور است.

2021-08-13


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

یک فیلم زندگی‌نامه‌ای شگفت‌انگیز از جردن بلفورت که همه چیزهایی را که می‌خواهید دارد: کمدی، درام، عاشقانه، قلب و لیست ادامه دارد. این فیلم لذت مطلق بود. بازیگری در این فیلم در سراسر عالی بود. لئوناردو دی‌کاپریو یکی از بهترین اجراهای دوران حرفه‌ای خود را ارائه می‌دهد. جونا هیل و مارگو رابی فوق‌العاده بودند! برای فیلمی که تقریباً سه ساعت بود، به سرعت گذشت و به طرز باورنکردنی جذاب بود. نمی‌توانم باور کنم اینقدر طول کشید تا آن را ببینم. **امتیاز:** _۹۰٪_ **حکم:** _عالی_

2022-07-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 7

این فیلم بر اساس کتابی است که داستان واقعی مردی را روایت می‌کند که فرصتی برای کلاهبرداری در شغلی با درآمد ۱ میلیون دلار در هفته پیدا کرد و سرمایه‌گذاران ناآگاه را فریب داد و از آن یک ویژگی انسانی که بیشتر جامعه را فرا گرفته است، بهره‌برداری کرد. طمع. جردن بلفورت (لئوناردو دی‌کاپریو) که در ابتدا توسط بحران مالی ضربه خورده بود، مجبور می‌شود به مدرسه‌ای از کارگزاران آماتور بپیوندد و سهام پنی را بفروشد و امیدوار باشد که تعداد کافی از آن‌ها کمیسیون کافی برای زندگی به دست آورد. به سرعت، او حقیقت آن عبارت قدیمی را در مورد هر پنی که یک پوند می‌سازد، درک می‌کند - یا در این مورد، یک دلار. او به سرعت این تیم را به یک نیروی معاملاتی مؤثر تبدیل می‌کند که به نظر می‌رسد از هیچ پول می‌سازد. آیا کسب و کار آن‌ها نامی قدیمی برای ایجاد اعتبار در بازار دارد و آسمان حد است؟ سال‌ها همینطور بود، زیرا این مرد و دوستانش سیستم را به میل خود می‌مکیدند و ثروتی برای خرج کردن در مواد مخدر، فاحشه‌ها، خانه‌ها، ماشین‌ها، قایق‌ها - هرچه که نام ببرید، به دست می‌آوردند. این افراد می‌دانستند چگونه بازی کنند و چگونه با مصونیت رفتار کنند در حالی که فدرال‌ها دور مچ پایشان می‌چرخیدند و سعی می‌کردند ثابت کنند که این کار غیرقانونی است. البته، هرچه بیشتر به دست می‌آوردند، بیشتر می‌خواستند. هرچه بیشتر از آن فرار می‌کردند، آسیب‌ناپذیرتر احساس می‌کردند - و خیلی زود شاخک‌هایشان به اروپا نیز گسترش یافت. دیر یا زود، مرغ‌هایشان باید به خانه بیایند تا استراحت کنند، یا باید؟ یا خواهند آمد؟ آنچه از محکومیت نسبتاً بی‌رحمانه و گاهی گزنده اسکورسیزی از سرمایه‌داری سودجو روشن است این است که این مردان فکر نمی‌کنند هرگز دستگیر خواهند شد یا در واقع، کاری اشتباه انجام می‌دهند. درست مانند بوکسورهای اولیه که از فقر خود را بیرون کشیدند، این مردان با چیزهایی مانند خانه، یا تحصیل برای فرزندانشان، یا مراقبت‌های بهداشتی برای والدینشان شروع کردند. چه ضرری در بهبود خود دارد؟ این پول واقعی نیست، بنابراین نمی‌تواند بر مردم واقعی تأثیر بگذارد؟ آنچه در این مورد مرا تحت تأثیر قرار داد، پس از حدود نیم ساعت، این بود که پس از اینکه نکته مربوط به این افراد خودخواه و عیاش را که زندگی پر از افراط را می‌گذراندند، متوجه شدیم، شخصیت‌پردازی‌ها واقعاً جایی نمی‌روند. ما شاهد سقوط آن‌ها به یک گرداب خودخواهانه، ناشی از قرص، هستیم، اما پس از شنیدن اولین سخنرانی پرشور و پر از ناسزا از بلفورت که فضایل آرزوهایشان را ستایش می‌کند، نیازی به تکرار مداوم نفرت‌انگیز بودن آنچه تماشا می‌کردم نبود. ما متوجه شدیم. او فردی فاسد و زننده است که همان چیزی را دارد که هیتلر و موسولینی داشتند - کاریزما. او می‌توانست شن در صحرا بفروشد با مشت زدن به هوا و لبخند زدن به کارمندان و سرمایه‌گذاران مشتاق و ساده‌لوح او که می‌خواستند یک دلار سریع بدون پرسیدن سوالات زیاد به دست آورند. این جنبه‌ای از این است که من بیشتر به آن علاقه داشتم. چرا آن‌ها اینقدر موفق هستند؟ چه کسانی از همه اقشار، اشکال و اندازه‌ها، ۲۵ دلار سرمایه‌گذاری می‌کنند و انتظار دارند ده برابر آن را بدون ریسک یا جریمه پس بگیرند؟ ما هرگز هیچ‌کدام از این تاجران "همه چیز را برای هیچ" را نمی‌بینیم که به اندازه بلفورت‌های این دنیا حریص هستند. اگر این پسرها می‌توانستند چیزها را اینقدر مؤثر بدوشند، چرا دولت‌ها نمی‌توانند این پول را برای منافع همه بسازند؟ این پسرها هیچ برنده جایزه نوبل اقتصاد نیستند، فقط کلاهبرداران و بازندگان هیجان‌زده هستند. علیرغم اینکه بسیار غیرقابل دوست داشتن هستند، چیزی بسیار قابل تقدیر در اجرای شخصیت پر از ناسزای دی‌کاپریو در اینجا وجود دارد. موفقیت به سرش می‌رود، همسرش زرق و برق را دوست دارد بدون اینکه عمیقاً تحقیق کند و آن‌ها در حبابی زندگی می‌کنند که به همان اندازه که باعث انزجار می‌شود، حسادت را نیز برمی‌انگیزد از کسانی که ممکن است ایده را متنفر باشند، اما اگر فرصت مشابهی به آن‌ها داده شود، رفتار متفاوتی نخواهند داشت. این فیلم به طرز ناامیدکننده‌ای بر افراط شرم‌آور و میوه آسان این افراد تمرکز دارد و تا حد زیادی تماشای جذابی است، اما به عنوان ارزیابی علت و معلول، من فکر کردم که کم‌کاری کرده و راه آسانی را به سمت هیجان‌انگیزی انتخاب کرده است. فیلم خوبی است، هرچند.

2025-07-26