در جبهه غرب خبری نیست
داستان درباره نوجوانانی به نامهای پاول بویمر (Paul Baumer) و دوستانش آلبرت و مولر است که تحت تأثیر موجی از شور و شوق میهنپرستانه، داوطلبانه به ارتش آلمان میپیوندند؛ اما این شور و حال با مواجهه با واقعیتهای وحشیانه زندگی در جبهه، به سرعت رنگ میبازد. تصورات پاول درباره دشمن و مفاهیم حق و باطل در این درگیری خیلی زود فرو میپاشد. با این حال، در حالی که شمارش معکوس برای آتشبس آغاز شده، پاول باید تا لحظه آخر به جنگیدن ادامه دهد، آن هم بدون هیچ هدفی جز ارضای میل فرماندهان عالیرتبه برای پایان دادن به جنگ با یک حمله تهاجمی از سوی آلمان.
سال انتشار: 2022 کارگردان: Edward Berger ژانر: Drama، History، War نویسندگان: Edward Berger، Lesley Paterson، Ian Stokell امتیاز: 7.8نقدها و نظرات
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
یه فیلم جذاب با پتانسیلی که هیچوقت کاملاً بهش نرسید. «در جبهه غرب خبری نیست» فقط برای شوکه کردن مخاطب به صحنههای خشن تکیه نمیکنه؛ بلکه از وحشت جنگ استفاده میکنه تا با حقایق و واقعیتهای تلخ، بیننده رو به خودش بیاره. داستان فیلم ارزش تعریف کردن داشت و تا مدتها بعد از تیتراژ پایانی، تاثیرش رو ذهن آدم میمونه. فیلم به تمهای سنگین زیادی پرداخته، از جمله سفر یه مرد جوان در دل جنگ، سختیهای نبرد، بیرحمیِ ناشی از ناامیدی و ارزش رفاقت و برادری، که همهشون با ظرافت و هنرمندی به تصویر کشیده شدن. علاوه بر این، ارزشهای تولید فیلم درجه یک بود؛ جلوههای بصری خیرهکننده، موسیقی متن فوقالعاده (هرچند شاید یه ذره بیش از حد اغراقآمیز بود) و بازیگریهای درخشان. با اینکه نکات مثبت زیادی برای تعریف کردن وجود داره، اما در نهایت زمان طولانی فیلم، کُند شدن داستان در بعضی جاها و چند لحظه گیجکننده، بهش ضربه زده. همه چیز مهیا بود تا این فیلم بهترین اثر سال بشه و از بعضی جهات هم واقعاً هست. طرفدارهای این ژانر یا هر کسی که از یه فیلم خوشساخت لذت میبره، نباید این فیلم رو با وجود محدودیتهاش از دست بده. ___ امتیاز: ۷.۵ از ۱۰ (تاثیرگذار، اما در همه زمینهها به هدفش نمیزنه).
2022-11-02
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» همونقدر که خشن و بیپردهست، زیبا و شاعرانه هم هست. این فیلم از نظر تاریخی دقیق، احساسی و عریانه و به راحتی میشه گفت بهترین درام جنگیایه که بعد از «نجات سرباز رایان» ساخته شده. با اینکه دوبله انگلیسیش موجوده، اما تماشای فیلم به زبان اصلی آلمانی با زیرنویس یه چیز دیگهست. شنیدن داد و بیداد افسرهای آلمانی به زبان انگلیسی اصلاً اون حس دراماتیک رو منتقل نمیکنه. فیلمبرداری هم که حرف نداره. حتماً ببینیدش.
2022-11-18
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» یه نگاه تاریک، خشن و افسردهکننده به تاثیرات جنگ و پروپاگاندا روی سربازهای داوطلبه. شخصیتهای اصلی ما با چشمهایی براق و کلی ذوق و شوق وارد جبهه میشن تا برای آلمان بجنگن، که دلیل اصلیش هم سادهلوحیشون درباره واقعیت جنگه. این خوشبینی تو همون دقیقههای اول رسیدن به میدون نبرد نابود میشه، وقتی که با حملات خمپارهای روبرو میشن و تعداد بیشماری از همرزمهاشون کشته میشن. اینجاست که برای اولین بار احساسات فوقالعادهای که تو فیلم به تصویر کشیده شده رو میبینیم. بازیگرها فقط با حالتهای صورتشون، فروپاشی روانی ناشی از آسیبهای جنگ رو به بهترین شکل نشون میدن. یه تم همیشگی از نابودی صلح تو کل فیلم وجود داره؛ چه صلح کل آلمان به خاطر معاهده ضعیفی که مجبور به امضاش شدن، و چه آشفتگی درونی خودِ سربازها. هر بار که شخصیتهای اصلی به یه آرامش نسبی میرسن، مثلاً وقتی دارن موقع نگهبانی گپ میزنن یا از یه کشاورز محلی مرغ میدزدن، اون آرامش بلافاصله با مرگ و نابودی بیشتر از بین میره. این سکوتهای بین اکشن، یه حس راحتی به مخاطب میده که تو یه ثانیه ازش گرفته میشه. این تضاد در کل فیلم وجود داره و به نظرم خیلی تاثیرگذار بود. تنش جنگ با یه موسیقی متن درخشان همراه شده. صدای پیانو که با کوبشهای بلند بیس ترکیب شده، یه حس ناامنی ایجاد میکنه که خبر از یه فاجعه قریبالوقوع برای گروه میده. واقعاً عالی بود. همونطور که گفتم، بازیها معرکهست. فلیکس کامرر (Felix Kammerer) تو نقش اصلی درخشان بود. روند تغییرش از یه سرباز داغون که تو میدون جنگ گریه و زاری میکنه به یه جنگدیده که بدون معطلی به دل نبرد میزنه، فوقالعاده بود. اما با این حال، اون روحیه مهربون و خالصش رو حفظ کرد و لحظاتی تو جنگ داشت که به وحشیانه بودن کاری که خودش و بقیه سربازها انجام میدن پی میبرد. این احساسات پیچیده تو اکثر بازیگرها دیده میشد و یکی از بخشهای مورد علاقه من بود. در کل، این فیلم برای من یه غافلگیری بزرگ بود. من خیلی اهل فیلمهای جنگی نیستم، اما این فیلم نظرم رو عوض کرد چون واقعاً معتقدم یکی از بهترین فیلمهای ساله. امتیاز: ۹۴٪ - حکم: عالی.
2023-01-06
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این اولین فیلم بزرگی بود که دیدم و در اون فجایع غیرقابلانکار نبردهای خندقی جنگ جهانی اول از زاویه دید آلمان روایت میشد. به طور خاص، از نگاه «بویمر» جوان (با بازی کاملاً متقاعدکننده فلیکس کامرر) که به همراه رفقاش «مولر» (موریتس کلاوس) و «آلبرت» (آرون هیلمر) وارد ارتش میشه. اونا با کلی شور و اشتیاق وارد جبههای میشن که خیلی زود همه اون حسها رو ازشون میگیره. غذا کمه، خواب و آب و امنیت هم همینطور؛ در واقع هر چیزی که بتونه این جوونها رو وحشتزده کنه سرشون میاد. در همین حال، ما (مخاطب) یه خط داستانی موازی رو میبینیم که نشون میده در این مرحله از این جنگ وحشتناک، چقدر به آتشبس نزدیک هستیم. اگه تا حالا به منطقه «سوم» (Somme) رفته باشید، احتمالاً مثل «بویمر» به این نتیجه میرسید که جنگیدن مردها برای چند متر زمین بمباران شده، گلی و پر از جنازه، چقدر پوچ و بیهوده است. عقب و جلو رفتنِ این نیروهای خسته و ناامید که در یک سطح هستن، بیمعنی بودن کل ماجرا رو نشون میده. ادوارد برگر (Edward Berger) به خوبی سختیها و مبارزات جبهه رو با تلاشهای دیپلماتیک کسانی که سختیشون از جنس دیگهای بود، پیوند زده. دانیل برول (Daniel Brühl) و تا حد کمتری تیبو دو مونتالمبر (Thibault de Montalembert) به خوبی این بازی شطرنج موازی رو نشون میدن؛ جایی که یه طرف مصممه که در شکست هم ذرهای از شرفش رو حفظ کنه و طرف دیگه مصممه که پیروزیش کامل و مطلق باشه. جلوههای بصری شاید در حد فیلم «۱۹۱۷» نباشه، اما باز هم به شکلی عالی خطرات و کثافتی رو که این سربازها تحمل میکردن منتقل میکنه. میکس صدا به اون حس تهدید اضافه میکنه و کل فیلمبرداری لرزه به تن آدم میندازه. فیلمنامه کمگوئه؛ دیالوگهای زیادی نداریم و بیشترِ بار فیلم روی دوش تصاویر و حالتهای صورت این جوونهاست که بیشتر وقتها از ترس قالب تهی کردن. فیلم گاهی وحشیانه و گرافیکی میشه، اما همین موضوع به نگاه صادقانه و ترسناک فیلم به جنگی که انسان رو در برابر طبیعت و در نهایت سیاست قرار میده، کمک زیادی کرده. اگه میتونید حتماً روی پرده بزرگ ببینید. درسته که محصول نتفلیکسه، اما اصلاً یه کار تلویزیونی معمولی نیست.
2023-01-23
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
**اهریمنسازی از رهبران جنگ در مقابل سربازان فرشتهگون**
یکی از زیباترین و سادهترین لحظات زندگی کسی که عاشق سینماست، اینه که بدون هیچ پیشفرضی یه فیلم رو ببینه و با یه حس شیفتگی خیلی زیاد از پای فیلم بلند بشه. من همیشه به وقایع جنگی، مخصوصاً جنگ جهانی اول و دوم علاقه داشتم و طبیعتاً این موضوع باعث شده به فیلمهای جنگی هم جذب بشم. از همون اول، این فیلم خیلی راحت رفت تو لیست بهترین فیلمهایی که تو عمرم دیدم و دلیلش هم اینه که با بقیه فیلمها فرق داره. از همون شروع فیلم یه طنز تلخی وجود داره؛ میبینید که اسم فیلم اصلاً با واقعیتِ بین آلمانیها و فرانسویها جور در نمیاد و خبری از آرامش نیست، اما مهم اینه که در طول فیلم، ما وقایع آرام و مرگبار سربازها در جبهه غرب رو زندگی میکنیم. شما این جنگ رو از نگاه جوونهای آلمانی میبینید و کشف میکنید که این شیطان بزرگ و خبیث در اروپا که همیشه برای همه جنگها (چه اول و چه دوم) مقصر شناخته میشه، در واقع از سربازهای جوانی تشکیل شده که در اوج جوانیشون، پشت سیاستها و شعارهای پرطمطراق به خط شدن. نکته مهم اینه که در هر جنگی، هر دو طرف قربانی و مقصر دارن. یکی از بزرگترین مزیتهای فیلم، آلمانی بودنشه؛ چون شما وقایع رو با بازیگرهای آلمانی تجربه میکنید و این برای من یه اتفاق تازه در فیلمهای جنگی بود که واقعگرایی داستان رو بیشتر میکرد. با اینکه آلمانی بلد نیستم، ترجیح دادم با زیرنویس ببینمش. ما با شخصیتهای مختلفی همراه میشیم، از لحظه ثبتنام جوونهای آلمانی گرفته تا ورودشون به میدون نبرد. شبهای طولانی جنگ و آرزوهای ساده این جوونها رو میبینید و متوجه میشید چطور یه رفاقت واقعی بین اعضای ارتش در این جای متروک شکل میگیره. تاثیر از دست دادن دوستها در طول نبرد به شکلی ناگهانی، وحشیانه و واقعگرایانه به تصویر کشیده شده. چیزی که بیشتر از همه دوست داشتم، جنبه جنگی فیلم بود. موقع تماشاش بارها بدنم لرزید؛ چون معمولاً در فیلمهای جنگی سنتی، نقشه و استراتژی و قهرمانبازی میبینید، اما این فیلم (مثل فیلم ۱۹۱۷) ما رو با سربازهای ساده در دل نبرد همراه میکنه. فیلم جزئیات وحشتی رو که هر سرباز تجربه میکنه به ما میگه. این اثر موفق شد از جنگ و رهبران جنگی دیو بسازه و در عین حال، به همه سربازهای حاضر در جنگ چهرهای انسانی ببخشه.
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
این فیلم هیچ ربطی به کتاب اصلی نداره. این فیلم به سفارش سیاستمدارهای آلمانی ساخته شده تا به دنیا بقبولونن که آلمانیها جنگ رو نمیخواستن و جنگ جهانی دوم رو با اون معاهده صلح تحقیرآمیزی که «مجبور» به امضاش شدن، توجیه کنن. واقعاً حالبههمزنه کشوری که مسئول نه یک، بلکه دو تا جنگه که زندگی میلیونها نفر رو نابود کرده، حالا میخواد همه باور کنن که اونا صلحطلب و قربانی بودن. اگه حرفم رو باور نمیکنید، برید ببینید تو مدرسههای آلمان چطوری تاریخ درس میدن. نسل جدیدشون حتی نمیدونن که آلمانیها یهودیها رو میکشتن و فکر میکنن اگه کسی هم کشته شده، بیشتر از بقیه کشورها نبوده. خلاصه بگم، این یه فیلم یا اقتباس از کتاب نیست، بلکه صرفاً یه پروپاگاندا، اتلاف وقت و شستشوی مغزیه که براش پول هم دادید.
2023-06-24
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
فیلم «در جبهه غرب خبری نیست» ساخته ادوارد برگر، یه نگاه شدید و بدون فیلتر به واقعیت وحشیانه جنگ جهانی اوله. داستان فیلم درباره یه سرباز جوان آلمانی به اسم پاوله که از یه آدم مشتاق و پر از امید، به کسی تبدیل میشه که وحشتهای میدون نبرد کاملاً عوضش کرده. فیلم سنگینیه و اصلاً از نشون دادن بیرحمیِ نبردهای خندقی ابایی نداره. چیزی که واقعاً روی من تاثیر گذاشت این بود که فیلم باعث میشه آدم همراه با سربازها احساس کنه تو بنبست گیر افتاده. فیلمبرداری عالیه اما در عین حال بیرحمانهست؛ گل و لای، سرما و ترس همیشگی از مرگ رو به خوبی ثبت کرده. ادوارد برگر کار فوقالعادهای در غرق کردن مخاطب تو اون دنیا انجام داده. تماشای این فیلم راحت نیست و اصلاً سعی نمیکنه چیزی رو باشکوه جلوه بده. در عوض، هزینه جنگ رو در سطح شخصی نشون میده، مخصوصاً برای سربازهای جوانی که موقع اعزام عملاً بچه بودن. اگه دنبال یه فیلم قدرتمند و تاملبرانگیز میگردید که یه کم تکونتون بده، این گزینه عالیه.
2024-12-14
Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49
«در جبهه غرب خبری نیست» یه حماسه ضدجنگِ درخشان و تکاندهندهست. تنها چیزهایی که قبل از دیدنش میدونستم (به جز بدیهیات) این بود که کلی جایزه برده، مخصوصاً برای صدا و جلوههای بصری که واقعاً هم کیفیت خیلی بالایی دارن. نقد جدیای نمیتونم به این فیلم وارد کنم، البته نه اینکه بگم کاملاً بینقصه؛ مثلاً اون قطعه موسیقی که شبیه فیلمهای «ترنسفورمرز» بود، خیلی به فضای فیلم نمیخورد. اما در کل، این یه فیلم سطح بالاست. همه بازیگرها هم لایق تحسین هستن، مخصوصاً فلیکس کامرر و آلبرشت شوخ. بدون شک پیشنهاد میکنم ببینیدش.
2025-01-25