هتل دل لونا

هتل دل لونا

در قلب مرکز شهر پرجنب‌وجوش سئول، هتلی عجیب و کنجکاوی‌برانگیز قرار دارد که شبیه‌اش را هیچ‌کس تا به حال ندیده است. این ساختمان که قدمتی بی‌اندازه دارد و هزاران سال است که پابرجا مانده، گواهی همیشگی بر این واقعیت است که چیزها همیشه آن‌طور که به نظر می‌رسند نیستند. مدیریت این هتل بر عهده «جانگ مان وول» است؛ روحی طمع‌کار و بدگمان که هزار سال گذشته را به عنوان مدیرعامل این مجموعه سپری کرده است. مان وول که به خاطر گناهی که دیگر به یاد نمی‌آورد، نفرین شده، محکوم است تا ابدیت را به اداره این هتل عجیب و رسیدگی به نیازهای مشتریانی بسیار خاص بگذراند. تنها امید او برای رهایی، یافتن کسی است که گناهی بزرگتر از خودش مرتکب شده باشد، اما بعد از هزار سال، او کم‌کم دارد امیدش را از دست می‌دهد. با این حال، وقتی «گو چان سونگ» وارد ماجرا می‌شود، اوضاع تغییر جالبی می‌کند. چان سونگ که زمانی جوان‌ترین دستیار مدیر در یک شرکت هتل‌داری چندملیتی بوده، به دلیل معامله‌ای که پدرش سال‌ها پیش با مان وول انجام داده، مجبور می‌شود مدیریت هتل دل لونا را بر عهده بگیرد. او که به شدت پایبند به قوانین و مقررات است، یک کمال‌گرای تمام‌عیار است، اما شاید این دقیقاً همان چیزی باشد که این هتل عجیب و مدیر نفرین‌شده‌اش به آن نیاز دارند.

سال انتشار: 2019 کارگردان: ژانر: Action، Comedy، Drama امتیاز: 8.1

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

**_داستانی درباره التیام، گذشتن از گذشته، بخشش و دوباره عاشق شدن_**

_توضیح: ممکنه حاوی چیزهایی باشه که بقیه بهش بگن «اسپویل»، ولی به نظر من نیست._

-------

اولش آدم فکر می‌کنه با یه کمدی رمانتیک معمولی طرفه که یه زوج همدیگه رو پیدا می‌کنن، اولش عشقشون رو انکار می‌کنن و آخرش هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کنن. اما خیلی زود می‌فهمید که این داستانیه درباره التیام زخم‌ها، رها کردن گذشته، بخشش و یاد گرفتن دوباره‌ی عشق.

«آی‌یو» (IU) در نقش «جانگ مان وول»، صاحب هتل دل لونا، واقعاً به شخصیتش جون داد. اون با بازی فوق‌العاده‌اش تونست تصویر خودش به عنوان «ملکه پاپ» دنیا رو کاملاً کنار بزنه. از یه آی‌یوِ مهربون و خوش‌رو، تبدیل شد به یه مان وولِ تلخ، زودرنج و سخت‌گیر. چون داستان هزار سال رو در بر می‌گیره، استعداد بازیگری آی‌یو توی نقش‌ها و ژانرهای مختلف توی یه سریال حسابی درخشید. شاید خیلیا فکر کنن هتل دل لونا فقط شوِ اختصاصی آی‌یو بود، مخصوصاً چون توی هر اپیزودِ یک ساعت و نیمه کلی لباس عوض می‌کرد (که از سبک‌های هزار سال پیش تا الان رو شامل می‌شد). به نظرم حتی لوسی لیو توی سریال Elementary رو هم توی این زمینه شکست داد و سریال رو به یه فشن‌شوی زیرپوستی تبدیل کرد.

اما «یو جین گو» هم این سریال رو مال خودش کرد. اون که خودش یه بازیگر باسابقه است و نقش‌های چالش‌برانگیز زیادی داشته، در نقش «گو چان سونگ» (مدیر هتل)، تعادل خیلی خوبی بین دو شخصیت اصلی برقرار کرد. موسیقی سریال هم عالی بود. بازی این دو نفر به تنهایی کافی بود، اما موسیقی درست در زمان درست، ارتباط عاطفی با صحنه‌های مهم رو عمیق‌تر می‌کرد. از صحنه‌های اکشن گرفته تا غم‌انگیزترین لحظات، موسیقی باعث شد سریال خیلی موندگار و تاثیرگذار بشه، مخصوصاً برای کسایی که چالش‌های مشابهی رو توی زندگیشون تجربه می‌کنن.

نویسنده‌ها هم عالی کار کردن. با اینکه هتل دل لونا هتلی برای روح‌ها بود، اما هیچ‌چیز بیش از حد ترسناک نبود؛ من حتی این سریال رو در دسته «ترسناک» قرار نمی‌دم. توی هر قسمت به موضوعات مختلفی مثل مرگ، قتل، تصادف، بخشش و جدایی از عزیزان پرداخته می‌شد؛ اون اشتیاق و تمایل برای بودن با اون‌ها حتی بعد از تموم شدن زندگی. نویسنده‌ها خیلی هوشمندانه نذاشتن سریال به سمت ژانر وحشت بره (اشتباهی که نویسنده‌های آماتور ممکنه بکنن و داستان رو به بیراهه بکشونن) و همیشه با کمدی‌های بامزه بین یو جین گو و آی‌یو، فضا رو تلطیف می‌کردن.

در نهایت، داستان کلیِ التیام، گذشتن از گذشته، بخشش و دوباره عاشق شدن، به شکلی بی‌نقص در ۱۶ قسمت (که هر کدوم حدود ۱ ساعت و ۲۰ دقیقه بود) روایت شد. این سریال برای کسایی که اخیراً دلشکستگی عمیقی داشتن، کسایی که تلخیِ موندگاری توی قلبشون دارن و کسایی که بخشیدن و گذشتن براشون سخته، واقعاً چشم‌گشا بود. گو چان سونگ و جانگ مان وول به ما نشون دادن که چطور و چرا باید التیام پیدا کنیم و دوباره عاشق بشیم. گو چان سونگ به ما یاد داد که چطور اجازه بدیم طرف مقابل اول خودش رو پیدا کنه و بعد وارد رابطه بشیم، و چطور می‌تونیم حامی باشیم بدون اینکه فقط چون طرف مقابل آسیب دیده، به هر خواسته‌اش تن بدیم. از اون طرف، جانگ مان وول به ما نشون داد که چطور کینه و قلب نابخشنده می‌تونه باعث یه زندگی غم‌انگیز و بی‌معنی بشه و چطور می‌تونیم با درمان خودمون، دوباره عشق رو تجربه کنیم.

دم کل تیم گرم برای این تولید فوق‌العاده و داستان پرمعنی. اگه روزی «هتل بلو مون» ساخته بشه، امیدوارم مثل هتل دل لونا داستان‌های عمیقی داشته باشه و دنباله‌اش فقط یه «شوی سرگرمی معمولی» نشه که بلای جون اکثر دنباله‌هاست.

هتل دل لونا: ۱۰۰ از ۱۰ ستاره!

2021-02-02