پدر

پدر

آنتونی، پیرمرد هشتاد ساله‌ی لندنی که به تدریج دچار زوال عقل می‌شود، پس از فراری دادن پرستار جدیدش، وقتی دخترش آن (Anne) به او می‌گوید که قصد دارد به پاریس نقل مکان کند، احساس طردشدگی می‌کند. او که در میان نگاهی تحریف‌شده به واقعیت و زوال سریع و دردناک ذهنی‌اش گرفتار شده، کم‌کم کنترل خود بر واقعیت را از دست می‌دهد و برای درک مرز میان گذشته و حال تقلا می‌کند. اکنون، در حالی که خاطرات محوشده و لحظات کوتاه هوشیاری باعث تغییرات ناگهانی خلق و خو می‌شوند، عزیزان آنتونی، محیط اطرافش و حتی خودِ زمان برایش دگرگون می‌شوند. چرا دختر کوچکش دیگر به ملاقاتش نمی‌آید؟ این غریبه‌هایی که ناگهان وارد خانه‌اش می‌شوند چه کسانی هستند؟

سال انتشار: 2020 کارگردان: Florian Zeller ژانر: Drama، Mystery نویسندگان: Christopher Hampton، Florian Zeller امتیاز: 8.2

نقدها و نظرات


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 10

اگه از خوندن نقدهای بدون اسپویل من لذت می‌برید، لطفاً وبلاگم رو دنبال کنید... من تو زندگیم فیلم‌های فوق‌العاده‌ای دیدم. بعضی‌هاشون صرفاً سرگرم‌کننده بودن، بعضی‌ها باعث شدن مثل ابر بهار گریه کنم و ده‌ها فیلم هم بودن که منو به خنده‌های بی‌امان انداختن. با این حال، موندگارترین فیلم‌ها اونایی هستن که تأثیر عاطفی عمیقی روم می‌ذارن؛ یا با یادآوری دورانی از گذشته‌ام، یا با داشتن شخصیت‌هایی که می‌تونم کاملاً باهاشون همذات‌پنداری کنم. چیزی که ممکنه برای خیلی‌ها «فقط یه فیلم دیگه» باشه، برای بقیه می‌تونه به یه سفر شخصی تبدیل بشه؛ و این دقیقاً همون حسی بود که من با تماشای فیلم «پدر» تجربه کردم.

انتظار خیلی عجیبی از خود فیلم نداشتم، اما کنجکاو بودم ببینم آنتونی هاپکینز چقدر قراره درخشان باشه. در حالی که این بازیگر افسانه‌ای بدون شک ستاره‌ی فیلمه، اما روایت خلاقانه و غیرمتعارف فلوریان زلر بود که منو کاملاً مبهوت کرد. تا پایان فیلم، به خاطر روایت سنگین و ویران‌کننده‌ای که زلر و کریستوفر همپتون (با اقتباس از نمایشنامه‌ی برنده‌ی جایزه‌ی خودِ زلر به نام Le Père) نوشته بودن، از نظر عاطفی کاملاً تخلیه شده بودم. این فیلم می‌تونست یه داستان کلیشه‌ای دیگه درباره‌ی زوال عقل باشه، اما روایت درخشان زلر بیننده رو مستقیماً توی جلد قهرمان داستان می‌ذاره و زاویه‌ی دید وحشتناکی از این بیماری رو ارائه میده.

از همون دقیقه‌ی اول تا انتها، تماشاگر با آنتونی همراه میشه؛ پیرمردی که داره کنترلش رو روی واقعیت از دست میده و ما همه چیز رو از دریچه‌ی نگاه خودش می‌بینیم. واقعاً نمی‌دونم قبلاً چنین زاویه دیدی به تصویر کشیده شده یا نه، مخصوصاً در مورد زوال عقل، اما در هر صورت، این یه تجربه‌ی تکان‌دهنده است که قطعاً اکثر بیننده‌ها رو تا آخر میخکوب می‌کنه. تماشای آنتونی در صحنه‌هایی که خودش کاملاً باور داره دارن اتفاق می‌افتن، به همون اندازه که جذابه، وقتی می‌فهمیم واقعیت ماجرا چی بوده، ناامیدکننده و غم‌انگیزه. در واقع، اگه کسی بدون دونستن خلاصه داستان شروع به دیدن فیلم کنه، پرده‌ی اول به خاطر پیچ و خم‌های زیادش تقریباً شبیه یه تریلر معمایی به نظر میاد.

فیلمنامه‌ی زلر و همپتون فقط به احساسات آنتونی نمی‌پردازه، بلکه به اطرافیان و عزیزانش هم توجه می‌کنه که به نظرم هم لازم بود و هم صادقانه. «پدر» از نشون دادن خشم فروخورده و حتی استیصالی که خانواده‌ها موقع برخورد با این شرایط سخت سلامتی تجربه می‌کنن، ابایی نداره. کلمات نمی‌تونن توصیف کنن که روش روایت زلر چقدر عمیق و تأثیرگذاره. وقتی فهمیدم یک ساعت از فیلم گذشته، واقعاً تعجب کردم. کنترل ریتم و لحن فیلم کاملاً بی‌نقصه. از نظر فنی، تدوین یورگوس لامپرینوس به اندازه‌ی فیلمبرداری بن اسمیتارد بی‌نظیره. با این حال، این موسیقی متن فوق‌العاده‌ی لودویکو اینائودی هست که در بخش فنی می‌درخشه. اینائودی با موسیقی‌های اپرایی باشکوه تا قطعات ظریف‌تر، لحظات حساس رو با صدایی برجسته می‌کنه که به بیننده کمک می‌کنه تغییر تدریجی در درک آنتونی از واقعیت رو بفهمه.

زلر در اولین تجربه‌ی کارگردانی فیلم بلندش، استعداد بی‌نظیری از خودش نشون داده. اقتباس از نمایشنامه‌ی خودش قطعاً بهش کمک کرده، اما انتخاب‌های کارگردانیش مثل استفاده‌ی زیاد از پلان‌های طولانی (Long Take) برای اجازه دادن به بازیگرا تا در نقش‌های چندلایه‌شون بدرخشن، واقعاً قابل تحسینه. و حالا که حرف از بازیگرا شد... آنتونی هاپکینز بازی‌ای در سطح اسکار ارائه میده که امسال فقط چادویک بوزمن می‌تونست رقیب جدی‌ش باشه. هاپکینز در طول دوران کاریش نقش‌آفرینی‌های خیره‌کننده‌ی زیادی داشته، اما این یکی قطعاً یکی از محبوب‌ترین‌های منه. هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم با دیدن گریه‌ی یه پیرمرد یا سیلی خوردنش این‌قدر اشک بریزم؛ البته نه فقط به خاطر خودِ اون اتفاقات، بلکه به خاطر تمام زمینه‌چینی‌هایی که به اون لحظات ختم میشه. در بیشتر زمان فیلم، من واقعاً احساس غم یا خشم نداشتم، بلکه درد تک‌تک شخصیت‌ها رو حس می‌کردم چون تماشای نحوه‌ی برخورد اونا با این موقعیت واقعاً سخته. هاپکینز و اولیویا کلمن بدون شک بیشترین تأثیر رو دارن، اما اولیویا ویلیامز و ایموجن پوتس هم به بخش احساسی کار خیلی کمک می‌کنن.

بالاتر اشاره کردم که «پدر» روی من تأثیر شخصی گذاشت. یکم از زندگی خودم بگم: پدربزرگ من زوال عقل نداشت، اما ذهنش کم‌کم تحلیل رفت تا جایی که ماه‌های آخر عمرش رو روی تخت گذروند بدون اینکه بتونه حرف بزنه یا حرکت کنه. هنوز هم بخشی از وجودم پشیمونه که چرا اون اواخر وقت بیشتری باهاش نگذروندم، در حالی که بخش دیگه حس می‌کنه شاید بهتر شد که تصویرم از اون در حالت «عادی» دست‌نخورده باقی موند. همیشه می‌ترسیدم اگه روزهای آخر زیاد بهش سر بزنم، فقط دوران خانه‌ی سالمندانش یادم بمونه، نه اون سال‌هایی که پر از درس‌های ارزشمند بود. این فیلم خواب رو از سرم پروند و کل شب رو به فکر اون دوران بودم...

«پدر» تصویری به شدت ویران‌کننده از بیماری دردناک و پیش‌رونده‌ی زوال عقل ارائه میده. روایت به شدت جذاب فلوریان زلر، بیننده رو داخل ذهن قهرمان داستان می‌ذاره و باعث میشه مخاطب همه چیز رو از زاویه‌ی دید نامشخص او ببینه و حس کنه. زلر و کریستوفر همپتون فیلمنامه‌ای درخشان و منحصربه‌فرد نوشتن که پر از ضربه‌های احساسیه و هیچ‌کس رو بی‌تفاوت نمی‌ذاره. از تدوین عالی گرفته تا دوربین صبور، این موسیقی متن زیبا و تأثیرگذار لودویکو اینائودی هست که لحظات بزرگ رو اوج می‌بخشه. استفاده‌ی زلر از پلان‌های طولانی برای جلب توجه بیننده به آنتونی هاپکینز، که بازی‌ای قدرتمند و در سطح اسکار ارائه میده، هم لازم بود و هم مهم. این یکی از بهترین بازی‌های کل دوران حرفه‌ای اوست. امیدوارم این نزدیک‌ترین تجربه‌ی من به این وضعیت ذهنی باشه. ارتباط شخصی من با این فیلم باعث میشه بالاترین نمره‌ام رو از سال ۲۰۱۹ تا الان بهش بدم. یکی از بهترین فیلم‌هایی که در چند سال اخیر دیدم. از دستش ندید! نمره: A+

2021-02-24


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

فیلم «پدر» در این اقتباس سینمایی از نمایشنامه‌ی سال ۲۰۱۲ فلوریان زلر، مخاطب رو کاملاً در فضای کلافه‌کننده‌ی بیماری زوال عقل غرق می‌کنه. زلر در اولین کارگردانی فیلم بلندش، به خاطر نزدیکی زیاد به متن اصلی، لمس شخصی و بار احساسی عمیقی به پروژه داده. فیلم ظاهر و اتمسفر یه تئاتر رو داره، اما مخاطب رو طوری به درون ذهن شخصیت اصلی می‌بره که فقط مدیوم سینما از پسش برمیاد.

آنتونی (با بازی آنتونی هاپکینز) در کارهای روزمره‌اش روز به روز بیشتر گیج میشه. اولش یادش نمیاد ساعتش رو کجا گذاشته، اما بعداً دیگه نمی‌دونه الان صبحه یا شب. او گاهی دخترش آن (اولیویا کلمن) رو نمی‌شناسه و پرستارش لورا (ایموجن پوتس) رو با بقیه آدم‌های زندگیش اشتباه می‌گیره. با تحلیل رفتن ذهن آنتونی با سرعتی نگران‌کننده، او دچار نوسانات خلقی شدیدی میشه که ناشی از کلافگیِ از دست دادن خاطرات یه عمر زندگیه. او کمک‌های آن رو که تمام تلاشش رو برای کنار اومدن او با شرایط می‌کنه، رد می‌کنه. تغییر هیچ‌وقت آسون نیست، اما پارانویای آنتونی با فروپاشی ساختار واقعیتش بیشتر و بیشتر میشه.

فیلم بازی‌های درخشانی از هاپکینز و کلمن داره؛ دو بازیگر باسابقه که این فیلمِ دیالوگ‌محور رو به دوش می‌کشن. کار هر دوشون فوق‌العاده‌ست. زلر بیننده رو جای آنتونی می‌ذاره و وضعیت ذهنی این پیرمرد رو به مخاطب منتقل می‌کنه تا جایی که آدم به واقعی یا خیالی بودن چیزها شک می‌کنه. کم‌کم به این فکر می‌افتید که نکنه دختر و پرستارش دارن باهاش بازی‌های بی‌رحمانه‌ای می‌کنن؛ حسی از شک که به بیننده هم سرایت می‌کنه. یه جای کار می‌لنگه و تضادهای موجود، پازلی رو می‌سازن که راه حل ساده‌ای نداره. گمراه کردن عمدی مخاطب شاید یکم شبیه به ترفند به نظر بیاد و ریتم فیلم هم کنده، اما «پدر» تصویری تکان‌دهنده و تأثیرگذار (هرچند غم‌انگیز) از زاویه دید کسی که با زوال عقل دست و پنجه نرم می‌کنه، ترسیم می‌کنه.

2021-03-09


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 8

فیلم «پدر» توی این فصل جوایزِ بی‌روح، یه اثر درخشانه. اما صرفاً چون منتقدا دوسش دارن و توی جوایز پیشتازه، باعث نمیشه از قدرت احساسی و بازی‌های خیره‌کننده‌ی کلمن و هاپکینز چیزی کم بشه. - کریس دوس سانتوس

2021-03-18


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

بازی‌های باورنکردنی از آنتونی هاپکینز و اولیویا کلمن! تماشای «پدر» واقعاً آدم رو دل‌شکسته می‌کنه؛ از همون اول معلومه فیلم به کجا ختم میشه اما این باعث نمیشه که مستقیماً روی احساساتت تأثیر نذاره. خوشبختانه من هیچ‌وقت دور و بر کسی که این شرایط رو داشته باشه نبودم، اما با توجه به چیزهایی که شنیدم، فیلم خیلی واقع‌گرایانه به نظر می‌رسید. هاپکینز در نقش اصلی بی‌نظیره، که البته با توجه به جوایزی که برده انتظارش رو هم داشتم. چیزی که در موردش نشنیده بودم، بازی اولیویا کلمن بود که واقعاً عالیه، مخصوصاً توی یه سکانس احساسی کنار هاپکینز و ایموجن پوتس. یه فیلم خیلی غم‌انگیز اما درخشان که خیلی هوشمندانه روایت شده.

2022-02-25


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«پدر» یه فیلم به شدت تأثیرگذاره که شما رو هم مثل شخصیت اصلی (با بازی فوق‌العاده هاپکینز) نسبت به زمان و مکان گیج می‌کنه و به مخاطب اجازه میده - حتی شده یکم - حس کنه زوال عقل چه شکلیه. ۹/۱۰

2022-02-26


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 6

بازی آنتونی هاپکینز در فیلم «پدر» بی‌نقصه. این جای خوشحالی داره، چون او با چیزی روبرو میشه که توی ارتش بهش می‌گن «آتش خودی»؛ اونم به خاطر تصمیم عجیب فلوریان زلر (نویسنده و کارگردان) که برای بعضی شخصیت‌ها از دو گروه بازیگر متفاوت استفاده کرده. مثلاً نقش «آن»، دخترِ شخصیت هاپکینز، رو هم اولیویا ویلیامز بازی می‌کنه و هم اولیویا کلمن (که حداقل یکم شباهت ظاهری دارن)، در حالی که نقش پل (شوهر سابق آن) رو روفوس سوئل و مارک گیتیس بازی می‌کنن که مثل شب و روز با هم فرق دارن. عجب نداره که آنتونی گیج شده، چون ما هم گیج شدیم!

البته سابقه برای این مدل انتخاب بازیگر وجود داره، که معروف‌ترینش «میل مبهم هوس» ساخته‌ی لوئیس بونوئله، اما بونوئل اهل شوخی و شیطنت بود، در حالی که موضوع زوال عقل در فیلم «پدر» خیلی جدیه و باید باهاش جدی برخورد بشه. حالا، من می‌فهمم که طبیعیه آنتونی فکر کنه پرستارش همون دخترشه، اما منبع گیج شدنش باید این باشه که اون کسی که فکر می‌کنه دخترشه مثل یه پرستار رفتار کنه، نه برعکس. مثلاً منطقی‌تر بود کلمن نقش آن و پرستار رو بازی کنه و ویلیامز فقط نقش پرستار رو. از طرف دیگه، اصلاً منطقی نیست که اولین باری که آنتونی دخترش رو نمی‌شناسه، ما هم نتونیم بشناسیمش، چون اون موقع فکر می‌کنیم یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ست. اگه بازیگری که آنتونی نمی‌شناسه همون کسی بود که ما به عنوان «آن» می‌شناسیم، تأثیر دراماتیکش خیلی بیشتر می‌شد.

آشفتگی قهرمان داستان درونیه و وظیفه‌ی هاپکینز اینه که اون رو بیرونی کنه، که بازیگر به بهترین شکل از پسش براومده. میزانسن فیلم برای نشون دادن اختلال شناختی آنتونی خوب عمل می‌کنه، اما باز هم این «فنگ‌شویی ذهنی» شخصیت (یا نبودنش) هست که برای ما جذابه و هاپکینز اون رو با ترکیبی استادانه از زبان بدن و گفتار بیان می‌کنه. اون فقط بهترین بخش فیلم نیست؛ اون خودِ فیلمه. هاپکینز یه کلاس درس بازیگری راه انداخته؛ بازیش به طرز دردناکی زیباست، یه ترن هوایی احساسی با اوج و فرودهای ناگهانی. بازی این بازیگر بریتانیایی از این جهت تحسین‌برانگیزه که اون رو خیلی آسون جلوه میده، منظورم در حد مارلون براندو آسونه. با این حال، انگار زلر کاملاً به هاپکینز اعتماد نداشته که بتونه دیدگاهش رو به واقعیت تبدیل کنه، برای همین سراغ ترفندهای بصری رفته که بیشتر از اینکه کمک کنن، به کار ضربه زدن. این واقعاً حیف شد چون قدرت قصه‌گویی هاپکینز مثل همیشه قویه، شاید حتی قوی‌تر از قبل.

2022-09-10


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

ما به عنوان آدم‌های «عادی» نمی‌تونیم تصور کنیم واقعاً توی سر کسایی که دچار زوال عقل پیشرفته هستن چی می‌گذره. ما فقط چیزهایی رو می‌دونیم که پرستارها و روان‌پزشک‌ها بازتاب میدن. با این حال، فلوریان زلر کار فوق‌العاده‌ای انجام داده و ما رو در تجربه‌ی احتمالی یک فرد مبتلا غرق کرده. به عنوان کسی که از دو والد که هر دو این مسیر رو طی کردن پرستاری کرده، می‌گم که این دقیق‌ترین تجربه‌ایه که تا به حال از این بیماری درک کردیم. این یه درام قدرتمنده که با بازی کاملاً شگفت‌انگیز آنتونی هاپکینز واقعی شده.

2022-10-31


Warning: Array to string conversion in /var/www/moqava.com/wp-includes/formatting.php on line 1128
Array
Warning: Undefined array key "isCritic" in /var/www/moqava.com/wp-content/themes/morakab/index.php on line 49

امتیاز: 9

«پدر» یه فیلم درخشانه. بازی‌های عالی، تدوین خیره‌کننده و فیلمبرداری‌ای که نه تنها برای مخاطب، بلکه برای شخصیت اصلی هم سردرگمی ایجاد می‌کنه. این داستان خیلی تأثیرگذار و به شدت تراژیکه و چندین بار اشکم رو درآورد. نه تنها بخش‌های احساسی خوب کار می‌کنن، بلکه فیلم یه جنبه‌ی تقریباً ترسناک از آلزایمر رو نشون میده که واقعاً وحشتناکه. باعث شد با کسایی که این بیماری رو دارن همدردی کنم و از آینده‌ی احتمالی خودم و از دست دادن حافظه‌ام بترسم. نمره: ۹۲٪ | رأی نهایی: عالی

2023-02-17